99/07/14
بسم الله الرحمن الرحیم
موضوع: طب اسلامی/ فقه و طب / احادیث خواص گوشت، شیر و شحم گاو
این متن توسط هوش مصنوعی پیادهسازی و سپس توسط انسان برای مستندسازی و تطبیق با فایل صوتی استاد، بازبینی و تأیید شده است.
مباحثهی ما در حوزهی طب المعصومین، بر اساس کتاب شریف «جامع احادیث الشیعة»[1] (تألیف حضرت آیتاللهالعظمی بروجردی)، ابواب الاطعمة، از روایت نهم پیگیری میشود.
پرسش: روز گذشته اشاره فرمودید که این ایام، مقارن با ایام شهادت حضرت امام علیبنموسیالرضا (علیهالسلام) است.
پاسخ: بلی، در ایام شهادت حضرت امام رضایغریب (علیهالسلام) قرار داریم؛ درود و سلام الهی بر شهیدان راه حق.
به مناسبت یادکرد حضرت امام رضا (علیهالسلام)، این کلام نورانی ایشان شایان توجه است که فرمودند: «فَإِنَّ النَّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحَاسِنَ کَلَامِنَا لَاتَّبَعُونَا»[2] ؛ چنانچه زیباییها و معارف کلام ما را برای مردم بازگو نمایید، همگان به مکتب ما روی خواهند آورد.
از آموزههای طبیِ آن حضرت است که زیادهروی در مصرف آب همراه با غذا، موجب بروز ناراحتیهای گوارشی، برهمخوردن تعادل اسید معده، ایجاد اختلالات غیرعضوی در دستگاه گوارش و اختلال در جذب مواد غذایی سودمند میگردد. توصیهی دیگر ایشان پرهیز از مصرف خیار در فصل زمستان است؛ زیرا مصرف خیار در زمستان علاوه بر غلبهی سردی بر مزاج، موجب اتساع و گشادی روده میشود.
در اقلیم چهارفصل ایران، برخی افراد غفلت نموده و میوههای فصول گرم را در زمستان مصرف میکنند که این امر عوارض گوارشی متعددی در پی دارد.
همچنین در رسالهی ذهبیه میفرمایند: «وَ الزَّنْجَبِیلُ الْمُرَبَّى بِالْعَسَلِ یَشُدُّ الْعَقْلَ»[3] ؛ مصرف زنجبیل پروردهشده در عسل، سبب تقویت عقل و حافظه میگردد و از سه عارضه پیشگیری میکند:
نخست: نسیان و فراموشی؛ دوم، دمانس یا زوال عقل؛ و سوم، زوال عقل پیشرونده که همان بیماری آلزایمر است.
اکنون مباحث را از کتاب «جامع احادیث الشیعة»[4] از روایات هشتم و نهم تا آغاز باب هفتاد و چهارم پی میگیریم.
در کتاب «مکارم الاخلاق» از امام جعفر صادق (علیهالسلام) روایت شده است:
«لَحْمُ الْبَقَرِ دَاءٌ، وَ أَسْمَانُهَا شِفَاءٌ، وَ أَلْبَانُهَا دَوَاءٌ»[5]
مصرف انفرادی و مداوم گوشت گاو برای افراد سالم، بیماریزاست. اما روغن زرد گاوی که از شحم و پیهی گاو استحصال میشود، شفا به شمار میآید.
همچنین شیر تازهی گاو - با رعایت سلامت پستان دام، دوشیدن بهداشتی و مصرف تازه - دارو است؛ و چنانچه احتمال بیماریهای واگیر نظیر تب مالت، جنون گاوی، آنفلوآنزا یا کرونا مطرح باشد، جوشاندن آن به مدت بیست دقیقه با حرارت ملایم ضروری است.
در کتاب «الخصال»[6] مرحوم شیخ صدوق نیز ذیل حدیث اربعمائة از امیرالمؤمنین (علیهالسلام) شبیه به همین مضمون وارد شده است.
در کتاب «طبّ النبی» تألیف ابوالعباس مستغفری از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم روایت شده است:
«لَحْمُ الْبَقَرِ دَاءٌ، وَ لَبَنُهَا دَوَاءٌ، وَ لَحْمُ الْغَنَمِ دَوَاءٌ، وَ لَبَنُهَا دَاءٌ»[7]
گوشت گوسفندِ نرِ سالم دارو است؛ اما مصرف شیر گوسفند برای افراد سالم مناسب نیست و بیماریزا توصیف شده، هرچند در برخی بیماریهای خاص در جایگاه دارویی ویژه (نظیر شیر بز یا شیر شتر) کاربرد دارد.
پرسش: آیا فرآوردههای شیر گوسفند نیز مشمول همین حکم روایی هستند؟
پاسخ: در خصوص احکام فقهی و استفتائات شرعی پیرامون فرآوردههای شیر، مرجع تقلید صاحب فتواست؛ اما از منظر آموزههای روایی و سلامت، این قیود و تمایزات وارد شده است.
در کتاب کافی[8] و کتاب «جامع احادیث الشیعة»[9] با اسناد از علی بن ابراهیم، از پدرش، از احمد بن محمد بن ابینصر، از حماد بن عثمان؛ و در کتاب «المحاسن»[10] برقی از احمد بن ابیعبدالله، از بزنطی، از حماد بن عثمان، از محمد بن سوقة، از امام صادق (علیهالسلام) روایت شده است: «مَنْ أَکَلَ لُقْمَةَ شَحْمٍ، أَخْرَجَتْ مِثْلَهَا مِنَ الدَّاءِ»[11] .
چنانچه فرد سالمی لقمهای از پیه و شحم گاو مصرف کند (خواه به صورت خورش و خواه کباب)، به همان اندازه، درد و بیماری از تن و روان او خارج میگردد.
در روایت دوازدهم از کتاب کافی[12] و کتاب المحاسن[13] با اسناد از احمد بن ابیعبدالله، از برخی اصحاب، به نقل از زرارة بن اعین (از اصحاب اجماع و فقیهان برجسته) نقل شده است:
«قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ، الشَّحْمَةُ الَّتِی تُخْرِجُ مِثْلَهَا مِنَ الدَّاءِ، أَیُّ شَحْمَةٍ هِیَ؟ قَالَ: هِیَ شَحْمَةُ الْبَقَرِ، وَ مَا سَأَلَنِی یَا زُرَارَةُ عَنْهَا أَحَدٌ قَبْلَکَ».
زراره با دقت علمی پرسید: فدایتان شوم، آن شحم و پیهی که به همان اندازه بیماری را از بدن خارج میسازد کدام است؟
حضرت فرمودند: آن شحم، پیهی گاو است؛ و پیش از تو هیچکس این نکتهی دقیق را از من نپرسیده بود.
شحم گاو در طبخ اسلامی، شیر در سیره انبیا و غایت آفرینش در پرتو عمل صالح و سلامت روان
در عصر حاضر شایان توجه است که صهیونیستها خود به کشتارگاههای دارای ذبح شرعی و ممهور به تأیید بهداشتی مراجعه نموده، شحم و پیهی گاو را خریداری میکنند، آن را ذوب کرده و به عنوان روغن خوراکی مصرف مینمایند؛ اما در سطح جهان، مصرف روغنهای مایع صنعتی و روغنهای جامد هیدروژنه را تبلیغ و ترویج میکنند.
این رویکرد ناشی از انحصارطلبی و تفکر مادیگرایانهای است که ارکان اقتصاد، تجارت و حتی نظام بهداشت و درمان بینالمللی را در انحصار خویش میخواهد و برای کرامت انسانی ارزشی قائل نیست؛ چنانکه در مناسبات سیاسی و بینالمللی نیز به خاورمیانه صرفاً به عنوان منبع تأمین سوخت و انرژی مینگرند.
در کتاب «المحاسن» مرحوم برقی، روایتی از امام جعفر صادق (علیهالسلام) در ارتباط با فرمایش رسول گرامی اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) نقل شده است که حضرت فرمودند: «مَنْ أَکَلَ لُقْمَةً مِنَ الشَّحْمِ، أَنْزَلَتْ مِنَ الدَّاءِ مِثْلَهَا، فَقَالَ: ذَاکَ شَحْمُ الْبَقَرِ»[14]
(هر کس لقمهای از شحم مصرف کند، به همان اندازه بیماری از پیکر او خارج میشود.
سپس امام صادق (علیهالسلام) تصریح فرمودند که مقصود، پیه و شحم گاو است). بزرگان و علمای اعلام، از جمله مرحوم آیتاللهالعظمی بروجردی، بر این نصوص تعلیقه زدهاند.
همچنین در روایات موسی بن بکر کلام معصوم (علیهالسلام) ذکر شده است: «مَنْ أَدْخَلَ جَوْفَهُ لُقْمَةَ شَحْمٍ، أَخْرَجَتْ مِثْلَهَا مِنَ الدَّاءِ»[15] .
بنابراین، چنانچه در برنامهی غذایی قصد تهیهی آبگوشت، خورش، سوپ، حلیم یا آش را دارید، اگر از گوشت قرمز گوسفندی، گوشت بلدرچین یا گوشت حُباری (هوبره) استفاده میکنید، شایسته است به عنوان روغن و چربی پخت، از پیه و شحم گاو سالم بهره گیرید.
در روایت ابواُسامه (حدیث چهل و یکم) نیز از رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) روایت شده است: «مَنْ أَکَلَ شَحْمَةً، أَنْزَلَتْ مِثْلَهَا مِنَ الدَّاءِ»[16] .
علاوه بر این، در احادیث باب نود و هفتم وارد شده است: «مَا وَرَدَ فِی أَنَّ اللَّبَنَ طَعَامُ الْمُرْسَلِینَ»[17] ؛ شیر غذای برگزیدهی انبیای الهی - یکصد و بیست و چهار هزار پیامبر و سیصد و سیزده رسول و پنج رسول اولوالعزم - بوده است.
از این رو، شیر تازهی گاوِ سالم باید در رژیم غذایی وجود داشته باشد و میتوان آن را همراه با خرما، عسل یا پودر هستهی سنجد مصرف نمود؛ چنانکه حضرت امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) در پارهای از ایام ماه مبارک رمضان، افطار خویش را با شیر باز میفرمودند.[18]
در باب صد و شصت و سوم نیز روایاتی پیرامون فواید سِلْق وارد شده که امام رضا (علیهالسلام) تصریح فرمودهاند مقصود از سلق، ورق السلق (برگ چغندر) است؛ و در آن ماجرای ابتلای گروهی از بنیاسرائیل به بیماری بیاض ذکر شده که به حضرت موسی (علیهالسلام) وحی شد به آنان فرمان دهد گوشت گاو را همراه با برگ چغندر طبخ و مصرف نمایند تا بهبود یابند. بدین ترتیب مباحث باب هفتاد و سوم به پایان رسید.
نکتهی معرفتی بنیادین آن است که غایتِ خلقت انسان، عبودیتِ پروردگار است؛ و عبودیت راستین جز با تلاش سازنده و مستمر در ساحت عمل محقق نمیگردد: «السعی مع العمل و لا عمل مع السعی»؛ چرا که قرآن کریم میفرماید: ﴿وَ أَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى ﴿39﴾ وَ أَنَّ سَعْیَهُ سَوْفَ یُرَى ﴿40﴾ ثُمَّ یُجْزَاهُ الْجَزَاءَ الْأَوْفَى ﴿41﴾ وَ أَنَّ إِلَى رَبِّکَ الْمُنْتَهَى﴾[19] .
سعی به معنای کوشش هدفمند و پیوسته است؛ دنیا و ماههای شریف سرای عمل هستند و این عمل باید صالح باشد تا انسان در زمرهی صالحان درآید.
«صالح» کسی است که در هر آن و با سپری شدن هر روز از عمر خویش، نسبت به گذشتهی خود تکامل یافته و نیکوکارتر گردد: ﴿إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ﴾[20] .
صالح در تقابل کامل با «طالح» قرار دارد؛ طالح فردی است بدکردار که با گذشت هر برهه از زمان، در انحطاط و گمراهیِ بیشتری فرو میرود. منتظران حقیقی مصلح کل، حضرت بقیةالله الاعظم ارواحنا فداه، باید صالح باشند و از طالح بودن دوری گزینند.
تحقق عبودیت الهی و توفیق عمل صالح، نیازمند برخورداری از تندرستی و سلامت است. انسان باید علاوه بر سلامت جسمانی، از عافیت و امنیت - در ابعاد فردی، اجتماعی و شغلی - بهرهمند باشد.
برای ادای وظایف بندگی، انسان باید همواره هوشیار، آگاه و فعال باشد و از کسالت، خمودگی و رخوت بپرهیزد؛ و این مهم مستلزم حفظ سلامت و امنیت در تمامی مراتب وجودی است: هم سلامت تن و هم سلامت روان. در مقولهی سلامت روان، یکی از ارکان اساسی، «امنیت روانی» است؛ انسان باید از تمامی عواملی که امنیت روانی خود و جامعه را مخدوش میسازد اجتناب ورزد؛ رذایلی نظیر ناسزاگویی، تحقیر، تمسخر، غیبت و تهمت به اهل ایمان، مخرب امنیت روانی هستند.
بر اساس موازین عقلی و روانشناسی بالینی، فردی که خود فاقد آرامش و امنیت روانی است، هرگز نمیتواند در دیگران آرامش و امنیت بیافریند؛ زیرا بر پایهی قاعدهی مسلم عقلی، «فاقد الشیء لا یکون معطیاً له»[21] (کسی که فاقد چیزی است، نمیتواند عطاکنندهی آن باشد).
ابعاد چهارگانه وجود انسان، سلامت روان و حرمت آسیب به خود در معارف اسلامی و سوگواری اصیل حسینی
بر اساس قاعدهی عقلی «فاقد الشیء لا یکون معطیاً له»، کسی که فاقد صفتی است هرگز نمیتواند آن را به دیگری ببخشد؛ فردی که خود از تمکن مالی بیبهره است چگونه میتواند دستگیر مستمندان باشد؟و کسی که گرفتار تندخویی و کجخلقی است چگونه قادر خواهد بود اخلاق حسنه را در جامعه ترویج کند؟
فردی که از سلامت روان و تندرستی جسم محروم است، توانایی سامانبخشی به سلامت جامعه را نخواهد داشت. در مجامع علمی نیز شایسته نیست فردی که خود به چاقی مفرط مبتلا است سخنران همایش پیشگیری از چاقی باشد، یا پزشکی که موی سر ندارد در جایگاه الگوی درمان ریزش مو قرار گیرد؛ چرا که عموم مردم بر اساس مشاهدات ظاهری قضاوت میکنند. در امر تبلیغ دینی نیز باید به تناسب تخصصها توجه داشت؛ در محیطهای صنعتی و دانشگاهی باید مبلّغانی حضور یابند که خود بر دانشهای فنی، مهندسی مکانیک، الکترونیک و ترمودینامیک مسلط باشند تا کلامشان در مخاطبان اثرگذار افتد.
وجود انسان مشتمل بر چهار ساحت بنیادین است:
تن (جسم)، روان، روح، و نور.
در ساحت سلامت و امنیت روح، روح باید در مراتب استعلایی خویش سیر کند؛ که مراتب آن عبارتند از: «روح الایمان»، سپس «روح المؤید»، پس از آن «روح القدس»، و در بالاترین مرتبه «روح الاعظم». انسانهای وارسته در مسیر تکامل نهایتاً به مرتبهی روح المؤید نائل میگردند؛ در حالی که روح القدس مرتبهی ویژهی انبیا، مرسلین و ائمهی هدی است، و روح الاعظم مقامی اختصاصی برای حضرات چهارده معصوم (صلواتاللهعلیهماجمعین) به شمار میرود.
برای عبور از حجابهای هفتادگانهی نور و نیل به استجابت ادعیهی عالیةالمضامین، تهذیب این ابعاد ضروری است؛ بنابراین، شناخت تخصصیِ ابعاد تن و روان - در حوزههای آناتومی، فیزیولوژی، آسیبشناسی و درمان - مقدمهی سلامت وجودی است.
هنگامی که غایت آفرینش انسان عبودیتِ خداوند و خدمتگزاریِ شایسته در پرتو تلاش مستمر (سعی) و عمل صالح تعریف شد، برخورداری از سلامت جسم و روان به عنوان پیشنیازی اجتنابناپذیر رخ مینماید.
از این رو در فریضهی امر به معروف و نهی از منکر، یکی از بارزترین مصادیق امر به معروف، «امر به حفظ سلامت» است؛ چرا که پیکر انسان مَرکبِ روان، روانِ متعادل جایگاه روح، و روحِ پیراسته کانون نورانیت وجود است و هیچکس حق تضییع این امانت الهی را ندارد؛ زیرا «عقل سالم در بدن سالم است».
انسان حق ندارد به جسم خود آسیب برساند یا رفتارهای ایذایی در پیش گیرد. هرگونه خودآزاری و دگرآزاری از منظر شرع و عقل باطل و نامشروع است. در روانپزشکی و روانشناسی بالینی، خودآزاری (مازوخیسم) و دگرآزاری (سادیسم) دو گونه از اختلالات روانیِ شناختهشده به شمار میروند؛ و از منظر اخلاق اسلامی نیز «ایذاء المؤمنین» گناهی کبیره و حرام است، چنانکه وارد ساختن صدمه به بدن خویشتن نیز شرعاً حرمت دارد.
برخی افراد در مجالس سوگواری، اکاذیبی را به ساحت مقدس حضرت زینب کبری (سلاماللهعلیها) نسبت میدهند و ادعا میکنند که ایشان با مشاهدهی سر مبارک سیدالشهداء (علیهالسلام) بر فراز نیزه، سر خویش را به چوب محمل کوبیدهاند؛ این ادعا تهمتی ناروا به آن بانوی صبور و عالمهی غیرمعلمه است.
خودآزاری و ورود جراحت به بدن در اسلام حرام است. حالت مدهوشی، بیاختیار افتادن یا غش کردن در مصائب ناگوار، امری غیرارادی است و با رفتار عمدی در آسیب زدن به خود تفاوت بنیادین دارد. در عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین (علیهالسلام) گریستن، تباکی، پوشیدن جامهی سیاه و لطمه زدنهای متعارفِ نمادین که به جراحت و خونریزی نینجامد، از شعائر ممدوح است؛ اما اقداماتی نظیر قمهزنی، تیغزنی، استفاده از زنجیرهای تیغدار و خراشیدن صورت که موجب آسیب به نفس و وهن مذهب میگردد، شرعاً حرام است.
معصومین (علیهمالسلام) پیروان مطیع و عاقل میطلبند، نه رفتارهای بدعتآمیز و سلیقهای.
حضور در مشاهد مشرفه و زیارت اعتاب مقدسه، در حقیقت تجدید عهد و میثاق با امام معصوم است؛ و این زیارت در صورتی مقبول است که انسان چشم، گوش، قلب و جوارح خویش را که امانات الهی هستند («الْعَیْنُ أَمَانَةٌ، السَّمْعُ أَمَانَةٌ، الْقَلْبُ أَمَانَةٌ»)[22] از محرمات مصون بدارد.
بدین جهت در آثار اخلاقی، مباحث با «تهذیب نفس»؛ در کتب حدیثی، با «کتاب العقل و الجهل» و تبیین جنود عقل و جهل؛ و در جوامع فقهی، با «کتاب الطهارة» (طهارت ظاهر و باطن) آغاز میگردد، تا سالک با اهلبیت (علیهمالسلام) سنخیت روحی یابد. در پایان، آیهی شریفهی ﴿وَ لَا تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَة﴾[23] قاعدهای بنیادین است؛ بدین معنا که انسان نباید با رفتارهای نسنجیده و غیربهداشتی، گوهر سلامت و حیات خویش را در هیچ مرتبهای به مخاطره بیفکند.