99/07/13
بسم الله الرحمن الرحیم
موضوع: طب اسلامی/ فقه و طب / عوامل تحریک ژنتیکی و فعالسازی عرق جذام در روایات و منابع طبی شیعه
این متن توسط هوش مصنوعی پیادهسازی و سپس توسط انسان برای مستندسازی و تطبیق با فایل صوتی استاد، بازبینی و تأیید شده است.
خواص درمانی گوشت، شیر و روغن گاو در احادیث، تبیین مفهوم وضح و شرایط بهداشتی مصرف لبنیات
مباحثهی ما در حوزهی طب المعصومین، بر اساس کتاب شریف «جامع احادیث الشیعة» تألیف حضرت آیتاللهالعظمی بروجردی، ابواب الاطعمة، پیگیری میشود.
در این مبحث بیان شد که چنانچه گوشت تازهی گاوِ سالم را به همراه برگ تازهی چغندر به صورت خورش تهیه و میل نمایید، این غذا درمانکنندهی بیماریهای بیاض، بَرَص، جُذام و وَضَح است؛ تا بدینجا این مباحث را مرور کردیم. در صفحهی از کتاب «طبّ الأئمة»، از حضرت ابوالحسن اول (امام موسی کاظم علیهالسلام) روایت شده است که فرمودند:
«مَنْ أَکَلَ مَرَقاً بِلَحْمِ الْبَقَرِ، أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْهُ الْبَرَصَ وَ الْجُذَامَ»[1] [2] (هر کس خورش گوشت گاو مصرف کند، خداوند بیماری برص و جذام را از او زائل میسازد).
پیشتر دربارهی بیماری جذام به تفصیل سخن گفتیم.
اکنون در کتاب شریف «الکافی» مرحوم کلینی حدیث هفتم، روایتی بدین شرح نقل شده است:
«عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا، عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ بْنِ بَزِیعٍ، عَنْ یَحْیَى بْنِ مُسَاوِرٍ، عَنْ أَبِی إِبْرَاهِیمَ عَلَیْهِ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ قَالَ: السَّوِیقُ وَ مَرَقُ لَحْمِ الْبَقَرِ یَذْهَبَانِ بِالْوَضَحِ»[3] .
حضرت فرمودند: مصرف سویق - اعم از سویق گندم یا جو - و مصرف آبگوشت یا خورش گوشت گاو که در آن برگ چغندر باشد، بیماری «وَضَح» را از میان میبرد.
در ادبیات عرب و در متون منطق صوری بیان شده است که واژهی «وضح» با «برص» مترادف است؛ اما پیشتر سه دستهی متمایز از بیماریهای پوستی را تبیین کردیم: بیاض، برص و وضح.
بیماریهایی نظیر داء الصدف (پسوریازیس / پوستهاندازی نقرهایرنگ)، ایکتیوز (پوستاندازی مارگونه) و بَهَق نیز از بیماریهای پوستی به شمار میروند.
اگرچه در ادبیات لغت و منطق صوری واژهی وضح را مترادف با برص پنداشتهاند، اما از دیدگاه علم معانی و بیان و بر اساس کلام معصومین (علیهمالسلام) که فرمودهاند: «إِنَّا قَوْمٌ فُصَحَاءُ بُلَغَاءُ»[4] ترادف حقیقی در زبان و اصطلاحات وجود ندارد، بلکه هر یک ناظر بر گونهای خاص از بیماریهای پوستی است.
بنابراین اگر در متونی نظیر آثار خوارزمی وضح را معادل برص دانستهاند، مبتنی بر ادبیات عرفی و منطق صوری است؛ اما در علوم بلاغی و روایات اهلبیت، وضح بیماری پوستی مستقلی تعریف میشود.
همچنین در کتاب «المحاسن» مرحوم برقی چنین روایت شده است:
«الْبَرْقِیُّ، عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْأَصَمِّ، عَنْ شُعَیْبٍ، عَنْ أَبِی بَصِیرٍ، عَنْ أَبِیعَبْدِاللَّهِ (عَلَیْهِالصَّلَاةُوَالسَّلَامُ) قَالَ: قَالَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (عَلَیْهِالصَّلَاةُوَالسَّلَامُ) لُحُومُ الْبَقَرِ دَاءٌ»[5] ؛ یعنی مصرف گوشت گاو به تنهایی و بدون مصلحات، بیماریزاست.
و در ادامهی سند از نوفلی، از سکونی، با اسنادش از امام صادق (علیهالسلام) به نقل از آباء گرامیشان نظیر همین مضمون وارد شده است.
حضرت آیتاللهالعظمی خویی در کتاب «معجم رجال الحدیث»، ابتدا وثاقت نوفلی و سکونی را تقویت و سپس تضعیف نموده و اسناد را مورد خدشه قرار دادهاند؛ هرچند برخی از اساتید دیگر از میان شاگردان ایشان، توثیق این راویان را پذیرفته و ادامه دادهاند.
روایت هفتم از باب مربوطه در کتاب «جامع احادیث الشیعة» و کتاب «کافی» نقل شده است:
«مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِیرَةِ، عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ أَبِی زِیَادٍ، عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ قَالَ: أَلْبَانُ الْبَقَرِ دَوَاءٌ»[6] [7] .
مقصود، شیرهای سالم و تازه است که از پستان سالم و عاری از هرگونه زخمِ گاوِ سالم و شیرده دوشیده شده باشد؛ چنین شیری در حکم دارو است.
چنانچه این شیر به صورت گرم و تازه پس از دوشیدن - با رعایت تمامی شروط بهداشتی - مصرف شود، موجب تقویت حافظه میگردد.
البته در گاوداریهای غیرمطمئن و سنتی، شیر حتماً باید جوشانده شود؛ در شرایط عادی به مدت پنج دقیقه، و در مواقع بحرانهای زیستی نظیر شیوع وبا، طاعون و امثال آن، باید در ظروف دربسته به مدت بیست دقیقه با شعلهی ملایم جوشانده شود.
پس از آنکه در محیطی مداربسته خنک گردید، میتوان آن را با عسل طبیعی آمیخته و میل نمود. در تمامی مراحل، بهداشت ظروف باید کاملاً رعایت شود.
• پرسش: چنانچه در مناطق روستایی گاو از مراتع طبیعی تغذیه کند و پستان آن شستوشو داده شود، مصرف شیر آن بلامانع است؟
• پاسخ: بلی، به این شرط اساسی که پستان حیوان فاقد هرگونه زخم باشد؛ این نکته بسیار حائز اهمیت است. فرقی ندارد دوشیدن با دستگاههای مکانیزه انجام گیرد یا به شیوهی سنتی با دست؛ در هر حال پستان دام نباید دچار زخم باشد، و فضولات حیوانی نیز نباید وارد ظرف شیر گردد. شرایط باید کاملاً بهداشتی و پاکیزه باشد تا شیر خالص و سالم حاصل شود.
در ادامهی روایات آمده است: «أَلْبَانُ الْبَقَرِ دَوَاءٌ وَ سُمُونُهَا شِفَاءٌ وَ لُحُومُهَا دَاءٌ». روغن زرد گاوی که از پیه و شحم گاو تهیه میشود، شفاست و سودمندترین نوع چربی حیوانی برای سلامت بدن به شمار میرود.
اما عبارت «وَ لُحُومُهَا دَاءٌ» بدین معناست که مصرف مداوم گوشت گاو به تنهایی، بیماریزاست؛ به ویژه اگر این گوشت کهنه و مانده باشد که در این صورت سبب ابتلا به بیماری «جَرَب» (بیماری گَری در فارسی یا گال در اصطلاح فرانسوی) میگردد که بیماری پوستی واگیرداری است و سبب ریزش کامل موهای موضع مبتلا میشود.
حال اگر مصرف سادهی گوشت ماندهی گاو چنین عوارضی دارد، مصرف فرآوردههای صنعتی نظیر سوسیس، کالباس و همبرگرهای صنعتی که با دهها مادهی ناسالم ترکیب میشوند، به مراتب آسیبزاتر خواهد بود.
• پرسش: چنانچه ظرف پخت مشترک باشد، آیا امکان انتقال بیماری از ظرف به انسان وجود دارد؟
• پاسخ: بلی، بیماریهای مسری و واگیردار از طریق عدم رعایت بهداشت سرایت میکنند؛ از این رو رعایت کامل موازین بهداشتی ضرورت دارد.
بهداشت مصرف شیر، تمایز مفهومی دواء و شفاء، و ارکان چهارگانه در طب المعصومین
برخی از بیماریهای دامی واگیردار هستند؛ به عنوان نمونه، چنانچه گاو دچار جنون گاوی باشد یا پستان آن زخمی باشد، نباید شیر آن مصرف شود، زیرا انسان به بیماری تب مالت مبتلا میگردد که طول دورهی درمان آن دستکم یک سال به درازا میکشد.
بنابراین، گاو باید سالم باشد، شیر باید از سلامت کامل برخوردار باشد، پستان دام عاری از هرگونه عارضه و زخم باشد و شرایط نگهداری و دوشیدن آن نیز کاملاً بهداشتی باشد. به هنگام مصرف شیر باید تمامی موازین بهداشتی مد نظر قرار گیرد، در غیر این صورت انسان دچار بیماری خواهد شد.
پرسش: شیرهایی که در بازار توزیع میگردد، مشخص نیست که از گاوهای کاملاً سالم دوشیده شده باشد؛ تکلیف مصرفکننده چیست؟
پاسخ: به اذن الهی امید است شیر سالم باشد و فرایند پاستوریزاسیون، استریلیزاسیون و از آن فراتر، هموژنیزاسیونِ واقعی بر روی آن صورت پذیرفته باشد. در فقه اسلامی اصولی نظیر اصالت الظاهر، اصالت الصحه، اصالت الحفظ و اصالت الطهاره در بازار مسلمانان جاری است.
با این حال، در مصارف خانگی چنانچه اطمینان کامل حاصل نباشد، شیر باید دستکم به مدت پنج دقیقه بجوشد. اما در شرایط شیوع بیماریهای واگیردار، نظیر وبا، کووید-۱۹، آنفلوآنزای انسانی، آنفلوآنزای پرندگان و سایر اپیدمیها، شیر باید در ظرفی دربسته به مدت بیست دقیقه با حرارت ملایم جوشانده شود.
در این مدت باید گاهی آن را با یک کفگیر استیل هم زد، زیرا برخی باکتریهای سبک در لایهی فوقانی و کف سرشیر تجمع مییابند و با هم زدن به عمق ظرف رفته و در اثر حرارت از میان میروند.
در کتاب «مکارم الاخلاق» مرحوم شیخ طبرسی از امام جعفرصادق (علیهالسلام) روایت شده است که نزد ایشان سخن از گوشت گاو به میان آمد؛ حضرت فرمودند: «أَلْبَانُهَا دَوَاءٌ»[8] ؛ شیر سالم که از گاو سالم، با پستان سالم، در شرایط نگهداری و فرآوری بهداشتی و شرعی به دست آمده باشد، دارو است.
«وَ شُحُومُهَا شِفَاءٌ»؛ پیه و روغن زرد حاصل از شحم گاو، شفاست و سودمندترین و برترین چربی حیوانی برای بدن به شمار میرود. در میان روغنهای گیاهی نیز برترین روغن، روغن زیتون خالص حاصل از فرآوریِ پرس سرد در مرحلهی اول، و پس از آن روغن کنجد خالص است.
سپس حضرت فرمودند: «وَ لُحُومُهَا دَاءٌ»؛ مصرف گوشت گاو به تنهایی عوارض و بیماریهای فراوانی در پی دارد. البته چنانچه گوشت تازهی گاوِ سالم را با برگ تازهی چغندرِ سالم و عاری از آفات و سموم شیمیایی به صورت خورش طبخ نمایند، دارویی مؤثر در درمان بیماریهای پوستی نظیر بیاض، وَضَح و کمک به درمان بَرَص خواهد بود.
پرسش: تفاوت میان «دواء» و «شفاء» در اصطلاح روایی چیست؟
پاسخ: در مفهوم «دواء»، احتمال بازگشت بیماری منتفی نیست؛ زیرا دواء ناظر بر فرایند «علاج» است. علاج عبارت است از تشخیص بههنگام بیماری و درمان آن، اما امکان عود و بازگشت بیماری همواره وجود دارد. در مقابل، «شفاء» بدین معناست که بیماری به گونهای ریشهکن و درمان شود که تا پایان عمر، احتمال بازگشت آن چه از نظر علمی، چه از حیث عقلی و چه از منظر شرعی وجود نداشته باشد؛ به این حالت شفا اطلاق میگردد.
پرسش: آیا این تفاوت نظیر آیهی شریفهی ﴿نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ﴾[9] است؟
پاسخ: احسنت، کاملاً صحیح است. دقت بفرمایید که در قرآن کریم میفرماید: ﴿لِلْمُؤْمِنِینَ﴾؛ یعنی قرآن برای اهل ایمان و شیعیان شفاست، اما برای سایر افراد شفا نیست: ﴿وَ لَا یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إِلَّا خَسَاراً﴾.
ستمگران از تلاوت قرآن جز خسارت بهرهای نمیبرند؛ چنانکه اگر فردی جانی نظیر ریگی یا خوارج نهروان و منافقان قرآن بخوانند، چیزی جز خسران بر آنان افزوده نمیشود.
قرآن برای مؤمنانی شفاست که به خداوند، معاد، رسول خدا و امامت معصومین (علیهمالسلام) ایمان راسخ دارند و از احکام الهی تبعیت مینمایند.
قرآن کریم در ساحت هدایت تکوینی و حقایق جهانشمول، ﴿هُدًى لِلنَّاسِ﴾[10] است؛ بدین معنا که برای تمامی نوع بشر حقایق علمی و تشویقی را بیان فرموده است. به عنوان نمونه، بیان کیفیت آفرینش نطفه و لقاح با تعبیر ﴿مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشَاجٍ﴾[11] پیش از آنکه دانش جنینشناسیِ نوین به ساختار ترکیبی سلول تخم پی ببرد، مصداقی از هدایت عامهی قرآن برای همگان است. یا در خصوص خلقت شتر در آیهی ﴿أَفَلَا یَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ کَیْفَ خُلِقَتْ﴾[12] که به ساختار شگفتانگیز ذخیرهسازی آب و مقاومت در برابر تشنگی و گرسنگی در بیابانها اشاره دارد. قرآن در مرتبهی بعد ﴿هُدًى لِلنَّاسِ﴾[13] است که ناظر بر تقوای عملی است؛ اما مرتبهی «شفاء» اختصاص به مؤمنانی دارد که درجات ایمان را به کمال طی نمودهاند.
طب المعصومین بر چهار رکن استوار است:
نخست: «الْحِمْیَةُ»؛ یعنی پرهیز صحیح و رژیم غذایی متناسب.
دوم: «الْوِقَایَةُ»؛ یعنی پیشگیریِ اصولی؛ که یک جزء کوچک از آن میتواند واکسیناسیون یا سرمهای ایمنیبخشِ استاندارد باشد.
سوم: «الْعِلَاجُ»؛ یعنی بهرهگیری از طب تشخیصی، بالینی و علوم آزمایشگاهی در جهت تشخیص به موقع و درمان به هنگام؛ اما در این مرتبه، احتمال بازگشت و عود بیماری - چه از نظر شرعی، چه علمی و چه عقلی - همواره وجود دارد.
نظیر بیماریهای متابولیک، دیابت، فشار خون، چربی خون، کبد چرب، اختلالات پروستات و عوارض رحمی، که اگر بیمار از پرهیزها غفلت ورزد، بیماری بازخواهد گشت.
چهارم: «الشِّفَاءُ»؛ بدین معنا که بیماری به موقع تشخیص داده شده و به شکلی درمان میپذیرد که عود و بازگشت آن هرگز متصور نیست؛ نه عقلاً، نه شرعاً و نه علماً. این غایتِ شفا در منطق طب اسلامی است.
مراتب ایمان و نقش آن در شفابخشی قرآن
درک عمیق این مباحث فراتر از دیدگاههای محدود در پزشکی نوین یا طب سنتیِ صِرف است؛ در پرتو روایات اهلبیت (علیهمالسلام) حقایق روشن میگردد. مقصود آن است که به هنگام تلاوت آیات قرآن، حقیقت آن در ذهن تصویر شود و تمایز مراتب دانسته شود. اینکه قرآن کریم میفرماید: ﴿نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ﴾[14] ، با مقام «هُدًى لِلنَّاسِ» و با مرتبهی ﴿هُدًى لِلْمُتَّقِینَ﴾[15] تفاوت دارد. در این آیه، شفا و رحمت به مؤمنین اختصاص یافته است.
اکنون این پرسش مطرح است که قرآن برای کدام مرتبه از مؤمنان شفاست؟ آیا برای کسی که دارای ایمانی عاریهای است، که با اندک شک و شبههای از دایرهی ایمان خارج میگردد؟ چنین ایمانی هیچ ارزشی ندارد و قرآن برای دارندهی ایمان عاریهای شفا نخواهد بود. مرتبهی دیگر، ایمان عرفی و عادی است، اما انسان باید درجات ایمان خویش را ارتقا بخشد؛ چنانکه آیهی شریفه خطاب میفرماید: ﴿یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا آمِنُوا﴾[16] بدین معنا که از مرتبهی ایمان عادی باید به سوی «خالصالایمان» گام برداشت، سپس به مرتبهی «راسخالایمان» عروج کرد، آنگاه به مقام «افضلالایمان» نائل شد و در نهایت پا جای پای حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام نهاد و به ساحت «حقائقالایمان» رسید.
به هر میزان که انسان این مراتب و درجات را طی نماید، به همان نسبت قرآن کریم برای او شفا خواهد بود.
• پرسش: آیا بدین معناست که اثرگذاریِ شفابخش قرآن بر بیماریها، مشروط به این است که فرد از اهل ایمان باشد، و برای سایرین در حد دارو یا بیاثر است؟
• پاسخ: بلی، انسان باید باور و اعتقاد قلبی راستین داشته باشد. کافر حربی، ستمگر، مستکبر و طاغوت، اساساً ظرفیت دریافت هدایت قرآن را ندارند، تا چه رسد به آنکه به مقام شفای قرآن دست یابند.
در نصوص رواییِ معتبر، مراتب ایمان به تفصیل تبیین شده است؛ از جمله عنوان «معادن الایمان» در کتاب شریف کافی، ذیل آیهی شریفهی ﴿آمِنُوا﴾.
همچنین تبیین مفهوم «خالصالایمان» در کتاب زید الزراد (از اصول اربعمائهی اولیهی شیعه) نقل شده است؛ این اصول که از متون اصیل کهن هستند، از اسناد و دلالت صحیح و موثق برخوردارند، بهگونهای که هیچیک از علمای بزرگ رجال - چه صاحبان کتب هشتگانهی رجالی، چه مؤلف «معجم رجال الحدیث»، چه کتاب «المعین علی رجال الحدیث»، و چه رجالیانی چون صاحب «زبدة المقال» مرحوم مامقانی و صاحب «مستدرکات علم رجال الحدیث» علامهی نمازی شاهرودی - نتوانستهاند بر وثاقت آن خدشهای وارد سازند.
مرتبهی «حقائقالایمان» نیز از نهجالبلاغهی امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) برای شما تبیین گردید.
پرسش: عذرخواهی میکنم، پرسشهای مکرر ما به منظور یادگیری و عدم فراموشی مباحث است؛ آیا شایسته است سکوت کنیم تا رشتهی کلام استاد گسسته نشود؟
پاسخ: درود بر روان پاک شهید ثانی و اثر گرانسنگ ایشان «منیة المرید فی آداب المفید و المستفید»، و درود بر محدث نوری و کتاب «معالم العبر».
در حدیث شریف از امیرالمؤمنین علیهالسلام نقل است که فرمودند: «سَلْ تَفَقُّهاً وَ لَا تَسْأَلْ تَعَنُّتاً»[17] (پرسش خود را برای فهم عمیق مطرح کن، نه برای بهانهجویی و دشوار ساختن امر). پرسش شما برخاسته از طلب فهم عمیق است و پاسخ به آن وظیفهی علمی ماست، زیرا زکات علم در نشر آن است. آنچه شهید ثانی در خصوص حفظ سکوت تذکر دادهاند، ناظر به مواردی است که پرسشها نظم جلسه را بر هم زند یا فرد با انگیزهی اتلاف وقت و بدون آمادگی علمی سخن بگوید. طلاب و دانشجویان محقق ما اهل ژرفنگری و پژوهش هستند و سخنان و پرسشهای آنان سنجیده و هدفمند است.
ظاهر قرآن کریم و بیانات اهلبیت (علیهمالسلام) روان و دلنشین است، اما باطن آن بسیار ژرف و عمیق است؛ چنانکه در کتاب شریف «کافی»[18] و در مقدمات دوازدهگانهی «تفسیر صافی»[19] مرحوم فیض کاشانی وارد شده است: «ظَاهِرُهُ أَنِیقٌ وَ بَاطِنُهُ عَمِیقٌ».
برای دریافت صحیح ظاهر و باطن، باید «ما یُرادُ الْمُتَکَلِّم» از ساحت ذات اقدس الهی و تبیین رسول گرامی اسلام و اهلبیت معصومین (علیهمالسلام) را به دقت استخراج نمود، تا گفتار انسان با مراد متکلم تطابق داشته باشد.
این امر مستلزم تسلط بر قواعد جمع ادله، تعادل و تراجیح، و اصول استنباط است. قرآن کریم و بیانات معصومین دارای هفتاد بطن است که درک آن نیازمند پژوهشهای عمیق حوزوی است.
بررسی سندی و تطبیقی روایت لقمة سمینة، خواص گوشت گوسفند و تمایز درمانی چربیهای حیوانی و گیاهی
روایت هشتم از کتاب جامع احادیث الشیعة[20] دارای اسناد متعدد و معتبری در جوامع روایی است:
نخست: کتاب «دعائم الاسلام»[21] .
دوم: کتاب «الجعفریات»[22] .
سوم: کتاب «بحارالانوار»[23] .
چهارم و پنجم: کتاب «مستدرک الوسائل»[24] [25] محدث نوری در دو موضع به آن اشاره کرده است.
شایسته است این نشانیهای پنجگانه به عنوان تعلیقه و حاشیه بر کتاب «جامع احادیث الشیعة» ثبت گردد.
در این نصوص، از رسول گرامی اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) روایت شده است که فرمودند:«مَنْ أَکَلَ لُقْمَةً سَمِینَةً، نَزَلَ مِثْلُهَا مِنَ الدَّاءِ مِنْ جَسَدِهِ»
به قرینهی روایات متعددی که در این باب وارد شده است، مقصود از «لُقْمَةً سَمِینَةً» لقمهای از گوشت گوسفندِ نر، جوان، فربه و سالمی است که کاملاً مغزپخت شده باشد؛ خواه به صورت خورش طبخ گردیده باشد و خواه به شیوهی کباب آماده شده باشد. هر گاه فرد لقمهای از چنین گوشتی تناول کند، به همان اندازه، درد و بیماری از پیکر او خارج میشود.
به عنوان نمونه، بیماریهایی نظیر کمخونی ناشی از فقر آهن یا کمبود ویتامین ب۱۲ (B12) که نوعی کمخونی مزمن و خطرناک است، با مصرف این غذا مهار میگردد.
در این اختلالات، هم اصل بیماری و هم دردهای عضلانی و مفصلیِ ناشی از فقر مواد معدنی، ضعف شدید، تحریکپذیری عصبی، و زردی و رنگپریدگی چهره برطرف میشود.
عبارت «نَزَلَ مِثْلُهَا مِنَ الدَّاءِ مِنْ جَسَدِهِ» دقیقاً ناظر بر زوال این امراض است؛ چرا که بالاترین میزان آهن زیستی و ویتامین ب۱۲ بدون ایجاد عوارض جانبی، در گوشت گوسفند نر نهفته است.
در نقطهی مقابل، مصرف مداوم و انفرادی گوشت گاو موجب افزایش اورهی خون، کاهش کارایی کلیهها، بالا رفتن احتمال رسوب و آسیبهای بافتی در کلیه، و غلبهی اخلاط نامناسب در خون میگردد.
از این رو در کلام معصوم تصریح شده است: «وَ لَحْمُ الْبَقَرِ دَاءٌ»[26] ؛ یکی از دلایل بیماریزا بودن آن، افزایش اوره و اسید اوریک، و دلیل دیگر آن افزایش ریسک ابتلا به بدخیمیهای رودهی بزرگ (سرطان کولون) است.
حال چنانچه گوشت گاو دستخوش فرآوریهای صنعتی گردد و ترکیباتی نظیر نیتریت و نیترات به آن افزوده شود - مانند سوسیس، کالباس و همبرگرهای صنعتی - ضریب آسیب آن چند برابر میگردد؛ و این امر یکی از علل اصلی قرار گرفتن سرطانها در رتبهی دوم عوامل مرگ و میر پس از بیماریهای قلبی-عروقی است.
سپس در ادامهی حدیث شریف آمده است: «وَ سَمْنُهَا شِفَاءٌ»[27] [28] ؛ روغن زرد گاوی که از پیه و شحم گاو استخراج میشود، شفاست. در مباحث بیوشیمی و هیدروکربنها به اثبات رسیده است که پیه گاو سازگارترین ساختار چربی با بدن انسان را داراست.
در روایت دیگر نیز وارد شده است: «وَ مَا دَخَلَ الْجَوْفَ مِثْلُ السَّمْنِ»[29] ؛ یعنی در دستگاه گوارش انسان، از حیث سهولت هضم و جذب در انتهای رودهی باریک، هیچ مادهای همانند روغن زرد گاویِ اصل (شحمة البقر) وارد نشده است.
این روغن برترین نوع چربی حیوانی است؛ چنانکه در میان روغنهای گیاهی نیز برترین آنها روغن زیتون بکر حاصل از پرس سرد، و سپس روغن کنجد استخراجشده از اردهی طبیعی است.
در بخش دیگر فرمودند: «وَ أَلْبَانُهَا دَوَاءٌ»[30] ؛ شیر تازهی گاوِ سالم و دوشیدهشده از پستان سالم، دارویی غنی برای تأمین املاح، بهویژه کلسیم و مواد استخوانساز است.
چنانچه این شیر به همراه عسل طبیعی، خرما یا پودر کامل سنجد (مشتمل بر پوست، گوشت و هستهی آسیابشده) مصرف شود، تأثیری شگرف در تراکم بافت استخوانی و پیشگیری از پوکی استخوان (استئوپروز) و نرمی استخوان (راشیتیسم) خواهد داشت و جایگزینی کامل برای مکملهای شیمیایی به شمار میآید.