درس طب استاد سیدحسن ضیائی

99/07/12

بسم الله الرحمن الرحیم

 

موضوع: طب اسلامی/ فقه و طب / عوامل تحریک ژنتیکی و فعال‌سازی عرق جذام در روایات و منابع طبی شیعه

 

این متن توسط هوش مصنوعی پیاده‌سازی و سپس توسط انسان برای مستندسازی و تطبیق با فایل صوتی استاد، بازبینی و تأیید شده است.

 

درمان بیماری های پوستی

مباحثه‌ی ما در حوزه‌ی طب المعصومین، مبحث دوازدهم بود. بیان کردیم که بر اساس کتاب «جامع احادیث الشیعة»[1] ، چنانچه گوشت تازه‌ی گاو به همراه برگ تازه‌ی چغندر - که هر دو سالم باشند - پخته شده و به صورت خورش مصرف گردد، این غذا افزون بر اینکه ضد بیماری برص، ضد بهق و ضد بیاض است (که سه گونه از بیماری‌های پوستی هستند؛ و اگرچه برخی از متأخران این اصطلاحات را مترادف پنداشته‌اند، اما از دیدگاه علم فصاحت و بلاغت و معانی و بیان، ترادف حقیقی در لغت وجود ندارد، هرچند اهل منطق قائل به ترادف باشند)، ضد بیماری جذام نیز می‌باشد.

 

ملاحظه فرمودید که از جلسات گذشته در روزهای سه‌شنبه و چهارشنبه و امروز نیز که روز شنبه است، مبحث تفصیلی جذام را آغاز نمودیم.

امروز در مبحث جذام قصد داریم تبیین نماییم چه عللی موجب می‌گردد که «عِرْقُ الْجُذَامِ»[2] (رگ جذام یا عامل ژنتیکی جذام) تحریک شود و ضربان یابد؟

یعنی از حالت کُمون و خفتگی خارج گردد، جنبش پیدا کند و شخص به جذام مبتلا شود؛ به بیان دیگر، بیماری در فرد تظاهر بیرونی یابد.

اکنون از روایات اهل‌بیت (علیهم‌السلام) خارج از کتابِ محور، قصد دارم مواردی را بیان کنم به شرح ذیل است:

نخست

در کتاب «طبّ الامام الصادق (علیه‌السلام)»[3] ، و همچنین در کتاب شریف «الکافی»[4] مرحوم کلینی وارد شده است:

افرادی که در شب، سبزی ترتیزک مصرف کنند، عرق جذام در بدن آنان تا صبح فعال می‌گردد.

 

دوم

همچنین در همان نشانی از کتاب کافی بیان شده است که مصرف سبزی ترتیزک پس از نماز عشا (عشاء الآخره)، موجب تحریک و فعال شدن عرق جذام در وجود انسان می‌شود.

 

سوم

اصل پیدایش سبزی ترتیزک از کجاست؟ در روایات آمده که منشأ آن از جهنم است؛ گویی ترتیزک در دوزخ روییده است. در روایات بیان شده که اگر شخصی در شب از این سبزی تناول کند، آن هم در شرایطی که معده‌اش از ترتیزک انباشته شود، او را به سوی بیماری جذام سوق می‌دهد.

در کتاب «المحاسن»[5] مرحوم برقی، آمده است که این عمل شخص را به سوی جذام می‌کشاند.

 

در تداول عامه برخی آن را شاهی و برخی تره‌تیزک می‌نامند، اما نام اصیل و رواییِ آن ترتیزک است. پس خوردن ترتیزک در شب، به‌ویژه با شکم پر، انسان را به بیماری جذام مبتلا می‌سازد؛ این مطلب در کتاب المحاسن برقی، ذکر شده است.

 

چهارم

خلال کردن دندان با چوب درخت اراک یا با چوب درخت انار؛ دقت فرمایید مقصود خلال کردن دندان است، نه مسواک زدن.

در روایات شیعه تصریح شده است که خلال کردن دندان با چوب اراک یا چوب انار، محرک عرق جذام است.

مرحوم شیخ صدوق در کتاب «الأمالی»[6] ، این روایت را آورده‌اند (همانند کتاب المحاسن برقی).

 

پنجم

مصرف غده‌های موجود در بافت گوشت؛ که محرک عرق جذام دانسته شده است.

 

منابع روایی این مسأله عبارتند از:

    • کتاب «المحاسن»[7] برقی

    • کتاب «بحارالانوار»[8] علامه مجلسی

    • کتاب «شریف الکافی»[9] شیخ کلینی

حال اگر ما در مکانی، به عنوان مثال در قطار، فردی مبتلا به جذام را مشاهده کردیم، چه وظیفه‌ای داریم؟

پیش‌تر در مباحث پیشین از کتاب میکروب‌شناسی پزشکی جاوِتز و ادلبرگ (صفحه‌ی ۲۱۵، فصل نهم، ذیل مبحث مایکوباکتریوم‌ها) توضیح دادم که دوره‌ی نهفتگی باسیل جذام بسیار کند است و در حدود پنج سال به طول می‌انجامد، اما به محض آن‌که علائم ظاهری جذام نمایان شد، بیماری بسیار مسری است؛ از این رو دستور صادر شده است: «فِرَّ مِنَ الْمَجْذُومِ فِرَارَکَ مِنَ الْأَسَدِ»[10] (از فرد جذامی همانند گریز از شیر درنده بگریزید).

حال چنانچه در مکانی با یک بیمار جذامی مواجه شدید، انسان باید به خداوند متعال پناه ببرد و با دیدن بیمارانی که مبتلا شده و هنوز بهبود نیافته‌اند، از پروردگار درخواست عافیت نماید.

 

ششم

به هنگام مواجهه و دیدن بیماران مبتلا به جذام، انسان باید از خداوند تبارک و تعالی طلب عافیت کند؛ زیرا همواره و در همه حال باید به یاد خداوند بود.

اسناد این دستور عبارتند از:

    • کتاب «طبّ الأئمة»[11] اثر ابنا بسطام نیشابوری.

    • کتاب بحارالانوار[12] علامه مجلسی

پرهیز از عروق اصلی گوشت، آثار انعقاد نطفه در ایام حیض و واژه‌شناسی بثور، قروح و اواکل

هفتم: پرهیز از مصرف رگ‌های اصلی گوشت؛ بدین معنا که انسان رگ‌های شریانی، وریدی و لنفاویِ اصلی را مصرف نکند، خواه در آن‌ها لخته‌ی خون وجود داشته باشد و خواه نباشد.

 

ملاحظه فرموده‌اید ای مؤمنان، هنگامی که گوشت ران مرغ فاسد می‌گردد، این رگ‌ها به رنگ تیره و سیاه درمی‌آیند؛ یعنی مجاری شریانی، وریدی و لنفاوی.

بنابراین، چنانچه رگ‌های اصلی گوشت مصرف نشود، انسان از آسیب مصون می‌ماند. در روایات وارد شده است که به عنوان نمونه می‌فرماید: آیا می‌دانید چرا قوم یهود به بیماری جذام مبتلا نمی‌شوند؟ زیرا آنان رگ‌های اصلی گوشت را نمی‌خورند و در برنامه‌ی غذایی خود از برگ چغندر استفاده می‌کنند؛ و مصرف برگ چغندر، انسان را از ابتلا به جذام در امان نگاه می‌دارد.

 

اسناد روایی این مطلب عبارتند از:

کتاب «مکارم الاخلاق»[13] مرحوم شیخ طبرسی.

کتاب «بحارالانوار»[14] علامه مجلسی.

هشتمین عاملی که سبب تحریک و فعال شدن رگ جذام و عامل ژنتیکی این بیماری می‌گردد و فرزند را به جذام مبتلا می‌سازد، این است که مرد در ایام عادت ماهیانه (ایام حیض) با همسر خویش هم‌بستر شود و مجامعت نماید.

در این حالت، عامل ژنتیکی جذام در فرزند با شتاب بیشتری فعال شده و او به این بیماری مبتلا می‌گردد.

عبارت روایی آن بدین شرح است: «وَ إِتْیَانُ الْمَرْأَةِ الْحَائِضِ یُوَلِّدُ الْجُذَامَ فِی الْوَلَدِ»[15]

این روایت دارای ادامه‌ای نیز هست، اما صرفاً همین فراز که ناظر به موضوع بحث ماست ذکر گردید. این بیان، فرمایش حضرت امام رضا (علیه‌السلام) در «الرسالة الذهبیة» (طب الامام الرضا) است.

اکنون فراتر از نصوص مذهب تشیع، دیدگاه‌های دانشمندان اهل سنت و اطبای کهن را نیز مرور می‌نماییم؛ دانشمندانی نظیر جالینوس، صادقین و ابن بیطار به این حقیقت تصریح نموده‌اند.

ابن بیطار در اثر خود با عنوان «الجامع لمفردات الادویة و الاغذیة»[16] ، می‌نویسد:

امراضی که ملامت و سرزنش دیگران را به همراه دارد، ناشی از غلبه‌ی خلط سوداء و انتشار سوداء در سراسر بدن است.

همچنین در منابع اهل تسنن، در کتاب «زاد المعاد فی هدی خیر العباد»[17] تألیف ابن قیم جوزیه، از ابن بَختیشوع چنین نقل شده است:

«وَطْءُ الْمَرْأَةِ الْحَائِضِ یُوَلِّدُ الْجُذَامَ» (هم‌بستری با زن در ایام حیض، موجب پیدایش جذام در فرزند می‌گردد).

علاوه بر این، داود انطاکی در کتاب «تذکرة اولی الالباب»[18] ، بیان می‌دارد:

«وَ جِمَاعُ الْحَائِضِ یُوقِعُ فِی الْبُثُورِ وَ الْقُرُوحِ وَ الْأَوَاکِلِ»

 

شایسته است این سه واژه را یادداشت فرمایید تا توضیح پزشکی آن‌ها بیان شود:

نخست واژه‌ی «بُثور»

پوسته‌پوسته شدن پوست دارای اقسام گوناگونی است؛ به عنوان نمونه، یکی از اقسام آن، لایه‌برداری با جلای نقره‌ای‌رنگ است که به آن بیماری «داء الصدف» یا در اصطلاح پزشکی نوین «پسوریازیس» اطلاق می‌شود؛ که خود مشتمل بر چهار گونه‌ی بالینی است: خفیف، شدید، پوسته‌چولک و معکوس.

واژه‌ی بثور که جمع مکسر و دارای الف و لام جنس است، افاده‌ی عموم استغراقی و شمولی دارد که این مورد تنها یک مصداق از آن به شمار می‌رود.

 

نمونه‌ی دیگر از بثور، پوست‌اندازیِ مارگونه است؛ همان‌طور که پوست مار پس از مدتی به طور کامل کنده می‌شود، در انسان نیز بر اثر نقصی ژنتیکی، در فصول سرد سال پوسته‌اندازی مفرط در تمام بدن رخ می‌دهد که در اصطلاح تخصصی ژنتیک و پوست، بیماری «ایکتیوز» نام دارد.

این دو مورد از مصادیق متعدد بثورات هستند. از علل بروز این اختلالات آن است که نطفه در ایام عادت ماهیانه‌ی زن منعقد شده باشد.

 

دوم: قروح

دومین واژه، «قُروح» است؛ یعنی زخم‌هایی که با ترشحات چرکین، خون‌آبه و عفونت‌های مزمن همراه است.

 

سوم: اَواکِل

سومین واژه، «أَواکِل» است؛ به معنای بیماری‌های خورنده‌ی بافت‌های پوستی بدن؛ که بارزترین مصداق اواکل، خودِ بیماری جذام است.

 

درمان جذام

بنابراین، هشتمین عامل از عوامل تحریک و بروز جذام نیز به تفصیل تبیین گردید؛ اکنون به مبحث شیوه‌های درمانی بیماری جذام ورود می‌کنیم.

 

پروتکل‌های داروسازی گیاهی در درمان بیماری جذام، عوارض پوستی و زخم‌های عفونی

اکنون به مبحث درمان بیماری جذام ورود می‌کنیم.

شایسته است طلاب و پژوهشگران گرامی همواره به دنبال پژوهش‌های مستند و بنیادین باشند. همان‌طور که پیش‌تر بیان شد، پیرامون این معارف علاوه بر اطبای شیعه، دانشمندان اهل سنت و عالمان مسیحی نیز آثاری تدوین کرده‌اند؛ از جمله کتاب «الجامع لمفردات الادویة و الاغذیة» تألیف ابن بیطار.

پیش‌تر تبیین گردید که واژه‌ی «جذام» اصطلاحی عربی، «خوره» معادل فارسی آن و «هانسن» تعبیر پزشکی غربی است.

در این بخش، مباحث از منظر تخصصیِ داروسازی گیاهی و فارماکولوژی تبیین می‌گردد؛ نه در چارچوب تجربیات سطحی عطاری‌ها و نه طب عامیانه، بلکه از دیدگاه تخصصی دارودرمانی و پژوهش‌های مبتنی بر دانش گیاه‌شناسیِ دارویی باید سخن گفت.

 

نخستین دارو: مصرف دم‌کرده‌ی دانه‌ی «باقلای هندی»

این دانه در منابع داروشناسی کهن با عناوینی نظیر «قَرحَری» و «قَیحان» نیز ثبت شده است و در بازار تجارت دارویی آن را با نام «لوبیای سودانی» می‌شناسند. مصرف دم‌کرده‌ی این دانه، از داروهای برجسته‌ی ضد جذام به شمار می‌رود.

 

دومین دارو: مصرف دم‌کرده‌ی دو گرم از گیاه «تینال»

این گیاه در اصطلاح منابع عربی به نام «حَراء» یا «حَرّاء» (با تشدید) شناخته می‌شود. در منابع فارسی از آن با عنوان «شوشا» یا «شوری» (با الف مقصوره) یاد شده و برخی از داروشناسان آن را «اِسقِراس» نامیده‌اند.

این گیاه علاوه بر درمان جذام، فواید بالینی دیگری نیز دارد؛ از جمله: مهار باسیل جذام (مایکوباکتریوم لپره)؛ چنان‌که پزشکان در اصطلاح تشخیصی از باسیل جذام و باسیل سل سخن می‌گویند.

همچنین دارویی مؤثر در رفع بیماری «گال» است؛ گال اصطلاحی فرانسوی است که در متون عربی و روایات اهل‌بیت (علیهم‌السلام) با واژه‌ی «جَرَب» و در زبان فارسی با عنوان «گَری» شناخته می‌شود.

از دیگر خواص گیاه تینال، خاصیت مُدِرّ (ادرارآور بودن)، هاضم بودن و قابض بودن آن در مهار اسهال‌های عادی و کمک به کارکرد کلیه‌هاست.

 

سوم:مصرف پوست درخت «شَبور»

مصرف پوست درخت «شَبور»؛ که در زبان عربی «غاف» نامیده می‌شود.

این دارو علاوه بر بهبود بیماری جذام، در درمان دیسانتری (اسهال خونی) نیز به کار می‌رود. از دیگر خواص درمانیِ پوست درخت شبور، بهبود برونشیت (التهاب مجاری تنفسی ریه)، تخفیف علائم آسم و تنگی نفس، دفع کرم‌ها و انگل‌های دستگاه گوارش، و تقویت عمومی بدن است.

 

چهارمین دارو: استفاده‌ی موضعی از «روغن دانه‌ی درخت یَسار»

شیوه‌ی کاربرد بدین صورت است که پس از مصرف داروهای خوراکی و شست‌وشوی زخم‌های ناشی از جذام با جوشانده‌های گیاهی، پیش از انجام پانسمان، موضع زخم را با روغن دانه‌ی درخت یسار چرب نموده و سپس پانسمان خشک انجام می‌گیرد؛ این ترکیب نباید با سایر بافت‌های غیرروغنی آمیخته شود.

 

روغن درخت یسار به طور اختصاصی جهت التیام و درمان زخم‌های جذامی استعمال می‌گردد. در کتب معتبر داروشناسی بالینی، از جمله آثار دکتر پاشا، دکتر علی زرگری و مهندس صانعی، به نقش درمانی این روغن در بهبود زخم‌های جذام تصریح شده است.

 

پنجمین دارو: مصرف خوراکی آبِ جوشانده‌ی برگ «حَنا»

یعنی برگ‌های طبیعی و خالص حنا. مصرف این جوشانده ضمن درمان بیماری جذام، اختلالات خواب و بی‌خوابی‌های ناشی از این بیماری را برطرف می‌سازد؛ یعنی اثری آرام‌بخش و خواب‌آور دارد. این ترکیب دارای چهار اثر بالینیِ اثبات‌شده در فارماکولوژی است: معالجه‌ی جذام، خواب‌آوری، رفع یرقان و بهبود کبد چرب، و خاصیت ضدسرطانی.

 

پرسش: آیا نوع حنایی که استفاده می‌شود تفاوتی در نتیجه دارد؟

پاسخ: بلی، حنا نباید آفتاب‌خورده، کهنه، یا دارای ترکیبات افزودنی صنعتی باشد؛ همچنین نباید از گونه‌های نامرغوب و موسوم به هندی استفاده شود، بلکه مصرف حنای طبیعی، تازه و خالص بومی ایران مد نظر است تا خواص درمانی آن به طور کامل ظاهر گردد.

 

ششمین دارو: مصرف «شاه‌تره»؛ مقصود، مصرف گیاه طبیعی و تازه‌ی شاه‌تره است.

عرق شاه‌تره در بازار فراوان عرضه می‌شود، اما اثر درمانیِ آن بسیار ناچیز است؛ حتی عصاره‌های صنعتی نیز خاصیت داروییِ اندکی دارند، به‌گونه‌ای که اثرگذاری ملموسی از آن‌ها مشاهده نمی‌شود. بنابراین، توصیه می‌شود یا از برگ و گیاه تازه‌ی شاه‌تره استفاده فرمایید یا دم‌کرده‌ی آن را مصرف نمایید، چرا که عرق آن اثربخشی پایینی دارد.

 

کاربرد شاه‌تره در درمان بیماری جذام و مداوای انواعی از تومورهای سرطانی با منشأ «اپیتلیوما» (Epithelioma) به اثبات رسیده است. در حوزه‌ی تخصصی انکولوژی (سرطان‌شناسی)، منشأ بافتی تومورها تفاوت‌های بنیادین دارد؛ این‌که ضایعه‌ی سرطانی ناشی از سلول‌های پوششی و اپیتلیوما باشد یا منشأ دیگری داشته باشد، مستقیماً بر پروتکل درمانی اثرگذار است.

 

درمان سرطان پوست

حال چنانچه فردی به سرطان پوست با منشأ اپیتلیوما مبتلا گردد، درمان آن مشتمل بر دو دستور دارویی است:

نخست: مصرف خوراکی شاه‌تره در هر وعده‌ی غذایی.

دوم: مصرف دم‌کرده‌ی گل همیشه‌بهار، بدین صورت که هر هشت ساعت یک استکان از دم‌کرده‌ی آن را بنوشد و هم‌زمان از همان جوشانده بر موضع ضایعه‌ی سرطانی بریزد و شست‌وشو دهد.

در این صورت، سرطان پوستی با این منشأ برطرف می‌گردد، بدون آن‌که نیازی به پرتودرمانی، شیمی‌درمانی یا مداخلات جراحی باشد. بنابراین، خواص سه‌گانه‌ی شاه‌تره عبارتند از: درمان جذام، مهار تومورهای سرطانی با منشأ بافت پوششی، و درمان کبد چرب به‌ویژه در گریدهای یک و دو.

 

هفتمین دارو: مصرف برگ درخت «گردو»

تأکید می‌شود که باید از برگ‌های تازه و جوان درخت گردو استفاده شود، نه برگ‌های کهنه، خشکیده یا آفت‌زده.

دستور مصرف بدین شرح است: مقدار سی گرم از برگ‌های جوان درخت گردو را در یک کیلوگرم (معادل یک لیتر) آب جوشانده و هر هشت ساعت یک استکان میل شود.

 

این ترکیب دارویی فواید درمانی متعددی دارد:

نخست: درمان بیماری جذام.

دوم: درمان هپاتیت ب (Hepatitis B) ویروسی؛ با وجود آن‌که در پزشکی نوین واکسن هپاتیت ب تولید شده است اما داروی اختصاصی برای ریشه‌کنی آن وجود ندارد، جوشانده‌ی برگ درخت گردو همراه با مصرف سکنجبین نعناعی (هر هشت ساعت یک استکان) این بیماری را بهبود می‌بخشد.

 

سوم: درمان زخم‌های چرکین در محیط دهان و سایر بافت‌های بدن.

چهارم: درمان سل استخوانی (استئومیلیت)؛ به جای مصرف آنتی‌بیوتیک‌های صناعی سنگین نظیر سیپروفلوکساسین و سفالکسین که عوارض شدید کلیوی و کبدی دارند، دو تدبیر درمانی تجویز می‌گردد: مصرف جوشانده‌ی برگ‌های جوان درخت گردو، و مصرف سبزی شنبلیله همراه با هر وعده‌ی غذایی. این روش علاوه بر سل استخوانی، در درمان سل مغزی (مننژیت سلی) و سایر اقسام سل نیز مؤثر است.

 

پنجم: درمان ورم و التهاب غدد لنفاوی و مهار سرطان‌های دستگاه لنفاوی (لنفوم و تومورهای هوچکین و غیرهوچکین)؛ در این مورد نیز مصرف جوشانده‌ی برگ‌های جوان درخت گردو همراه با زنجبیل (به صورت دم‌کرده یا شربت رقیق زنجبیل؛ برای کودکان یک قاشق چای‌خوری و برای بزرگسالان یک قاشق مرباخوری همراه با وعده‌های ناهار و شام) تجویز می‌گردد.

 

پرسش: آیا مصرف سبزی شنبلیله، قند خون بالا را نیز کاهش می‌دهد؟

پاسخ: بلی، شنبلیله قند خون را کاهش می‌دهد و حتی قند خون ناشتا و شاخص هموگلوبین اِی‌وان‌سی (HbA1c) را پایین می‌آورد. شایسته است پودر شنبلیله‌ی خشک به میزان یک قاشق غذاخوری همراه با وعده‌های ناهار و شام مصرف گردد.

اکنون به درمان‌های معنوی و تدابیر خاص روایی برای خواص ورود می‌کنیم؛ اموری که فراتر از محاسبات مادی قرار دارند:

 

هشتمین تدبیر درمانی: تلاوت سوره‌ی مبارکه‌ی «نحل» در هر ماه قمری؛ مداومت بر قرائت این سوره در هر ماه، انسان را از هفتاد نوع بلا ایمن می‌سازد که ساده‌ترین آن‌ها بیماری‌های جنون، برص و جذام است. سند این دستور روایی در کتاب «فقه الرضا»[19] منسوب به حضرت امام علی‌بن‌موسی‌الرضا (علیه‌السلام)، درج شده است.

 

نهمین دارو: مصرف «دِریاقِ اکبر» (با حرف دال)؛ که در متون روایی با عناوینی نظیر «تریاق اکبر»، «تریاق اعظم» یا «تریاق هادی» نیز شناخته می‌شود و در اصطلاح تخصصی به آن «داروی مرکب چهارم» یا «تریاق الاربع» اطلاق می‌گردد.

سند این دارو تحت عنوان «دریاق اکبر» به معنای پادزهر بزرگ، در کتاب شریف «طب الرضا» (الرسالة الذهبیة) [20] ، صفحه‌ی ۶۰ آمده است؛ و در سایر منابع کهن روایی با عنوان «تریاق الاربع» ثبت گردیده که ترکیبی فوق‌العاده در دفع سموم و درمان بیماری‌های صعب‌العلاج به شمار می‌رود.

 


[1] جامع أحاديث الشيعة، البروجردي، السيد حسين، ج23، ص303.
[2] الكافي- ط الاسلامية، الشيخ الكليني، ج6، ص368.
[3] . خلیلی، محمد، طب الصادق (ع)، منشورات الشريف الرضي، ص70.
[4] الكافي- ط الاسلامية، الشيخ الكليني، ج6، ص368.
[5] المحاسن، البرقي، ابو جعفر، ج2، ص518.
[6] الأمالي، الشيخ الصدوق، ج1، ص476.
[7] المحاسن، البرقي، ابو جعفر، ج2، ص471.
[8] بحار الأنوار - ط مؤسسةالوفاء، العلامة المجلسي، ج66، ص36.
[9] الكافي- ط الاسلامية، الشيخ الكليني، ج6، ص254.
[10] من لا يحضره الفقيه، الشيخ الصدوق، ج4، ص357.
[11] طبّ الأئمة، ابن بسطام، ج1، ص105.
[12] بحار الأنوار - ط مؤسسةالوفاء، العلامة المجلسي، ج75، ص15.
[13] مكارم الاخلاق، الطبرسي، رضي الدين، ج1، ص181.
[14] بحار الأنوار - ط مؤسسةالوفاء، العلامة المجلسي، ج66، ص217.
[15] الرسالة الذهبية المعروفة بـ طبّ الإمام الرضا، نجف، محمد مهدي، ج1، ص27.
[16] الجامع المفردات الأدوية والأغذية، ابن بيطار، ج1، ص105.
[17] .ابن قیم جوزیه، محمد بن ابی‌بکر، زاد المعاد فی هدی خیر العباد، دار الآفاق العربية – قاهره، ج2، ص71.
[18] انطاکی، داود، تذکرة اولی الالباب، دانشگاه علوم پزشكی ايران. مؤسسه مطالعات تاريخ پزشکی. طب اسلامی و مکمل، ج2، ص71.
[19] فقه الرضا، مؤسسة آل البيت عليهم السلام لإحياء التراث، ج1، ص342.
[20] الرسالة الذهبية المعروفة بـ طبّ الإمام الرضا، نجف، محمد مهدي، ج1، ص60.