درس طب استاد سیدحسن ضیائی

99/07/06

بسم الله الرحمن الرحیم

 

موضوع: طب اسلامی/ طب در روایات / برگزیدن گوسفند نر در قربانی، خواص و احکام شیر و گوشت گاو، و اقسام بیماری‌های پوستی

این متن توسط هوش مصنوعی پیاده‌سازی و سپس توسط انسان برای مستندسازی و تطبیق با فایل صوتی استاد، بازبینی و تأیید شده است.

مباحث ما در طب المعصومین، از کتاب جامع احادیث الشیعه تألیف آیت‌الله العظمی بروجردی (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه)، است، که مربوط به پایان باب هفتاد و دوم و تفحص در روایتی از ذفیره است؛ از باب هفتاد و دوم: «إختیار الإناث من الإبل»[1] ، برگزیدن شترهای ماده برای خوردن گوشت شتر، «علی الذکور»، بر شتران نر، از «ابواب احکام الدواب»، از باب‌هایی که مربوط به احکام چهارپایان و جنبندگان روی زمین است.

کلام حضرت (علیه‌السلام): «إن الله اختار من الغنم الضأن»؛ إن الله اختار، الف آن وصل است و به آن وصل کنید: «إن الله اختار من الغنم الضأن». تحقیقاً خداوند از میان گوسفندان، گوسفند نرِ سالمِ جوانِ چاق را اختیار کرده است.

 

احکام و شرایط ذبیحه و قربانی در منا

حالا می‌خواهید در منا قربانی کنید، می‌خواهید برای عقیقه بچه مهمانی بدهید و برای بچه‌تان عقیقه کنید، ختنه‌سوران است و می‌خواهید بچه‌تان را شاداماد کنید، از مکه برگشته‌اید و می‌خواهید اطعام بدهید، می‌خواهید افطاری ماه رمضان بدهید، یا در ایام محرم و صفر می‌خواهید نذری امام حسین (علیه‌السلام) و حضرت ابوالفضل(علیه‌السلام) بدهید؛ درست است دوستان؟

 

باید سالم باشد؛ عیب نداشته باشد. گوسفند قربانی نباید نقص داشته باشد؛ مثلاً گوش‌بریده یا شاخ‌شکسته باشد، نه؛ نباید نقص یا پای شکسته داشته باشد. در ابتدا باید گوسفند سالم را قربانی کنید. این واجب است؛ واجبِ مستحب است، اشتباه نشود، واجب است. در منا واجب است. ان‌شاءالله مستطیع به حجةالاسلام شدید و به مکه رفتید، آنجا حجتان تمتع می‌شود، چون آفاقی هستید.

در منا بعد از اینکه تقصیر کردید یا حلق کردید، باید قربانی کنید؛ اگر سال اولتان باشد باید حلق کنید و سال‌های بعد مثلاً تقصیر است.

 

آنجا باید قربانی کنید؛ اگر قربانی نکردید، از احرام بیرون نیامده‌اید؛ باید قربانی کنید. وقتی به شما خبر دادند که قربانی در منا انجام شد—شما که از عرفات به مشعر آمدید و از مشعر به منا آمدید، و رفتید به شیطان سنگ زدید، حواستان هم بود که ظهر نشده باشد، سنگ‌ها را صبح زود زدید و بعد از ده ساعت هم برگشتید و سنگ‌ها را زدید، بعد هنوز ظهر نشده است، تا ظهر عید قربان هنوز ظهر نشده است باید قربانی‌تان را انجام داده باشید، تا قبل از اذان ظهر—آن وقت از احرام بیرون می‌آیید. این مباحث در باب کتاب الحج است؛ بگذریم، این بحث فقهی است.

 

اوصاف گوسفند برگزیده

حالا در اینجا دوستان: «إن الله اختار من الغنم الضأن» تحقیقاً خداوند از میان غنم—غنم یعنی گوسفندان، اسم جنس است—ضأن را اختیار کرده است؛ ضأن یعنی گوسفند خاص.

کدام گوسفند؟ گوسفندِ نرِ سالمِ جوانِ چاقِ گوشتی. به قول نیشابوری‌ها: شحم و محله نباشد؛ شحم و محله یعنی پی و دنبه نباشد، مثل اینکه برای کباب به مردم بدهید، کباب لقمه یا گوشت کبابی بدهید مثلاً.

 

احکام و خواص گوشت و شیر گاو

و در روایتی از طب النبی (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم)، در باب دهم از ابواب تالیه می‌آید؛ کلام حضرت علیه‌السلام: «لحم البقر داء ولبنها شفاء [یا دواء]».

خوردن گوشت گاو درد و بیماری می‌آورد، و شیر آن شفا یا دوا است. شیر تازه گاو، در صورتی که گاو بیمار نباشد، جنون گاوی نداشته باشد، پستان گاو زخمی نباشد، تب برفکی نداشته باشد؛ خلاصه این بیماری‌های مشترک میان انسان و دام را نداشته باشد؛ ۲۵۰ بیماری است که از بحث‌های تخصصی دامپزشکی به شمار می‌رود.

حالا در اینجا دوستان، اگر بیماری نداشت، می‌توانید شیر تازه گاو سالم را با تمام خصوصیاتی که گفتم مصرف کنید؛ یکی از ابزارهای تقویت حافظه می‌شود، شب هم می‌جوشانید و گرم‌گرم می‌خورید. اما اگر پستان گاو زخمی است، یا تب برفکی دارد، یا جنون گاوی دارد، یا آن ۲۵۰ بیماری دیگر را دارد، هرگز نباید بخورید و ممنوع است.

 

حالا زیر نظر متخصص دامپزشکی با شرایط خاصی شیر پاستوریزه یا هموژنیزه بشود، اگر بشود، باز هم شرایط عادی نیست. احتیاط عملیِ شخصی به خاطر کثرت جمعیت و کثرت ارتباطات اجتماعی لازم است؛ مراکزی که تولید شیر می‌کنند، بعد توزیع می‌کنند، سپس شیر را به کارخانه می‌برند، ولی باز می‌ماند تا اینکه روز سوم به دست مصرف‌کننده می‌رسد.

شیر مانند جگر سیاه زود فاسد می‌شود؛ باید یقین به سلامت شیر داشته باشید، وگرنه اسهال و استفراغ و دل‌پیچه شدید می‌گیرید. اگر این‌ها را هم در نظر نگیرید، چنانچه دام مشکلی داشته باشد شما تب مالت می‌گیرید که طول درمانش یک سال است.

 

پس در این زمینه هم باید مواظب باشید. لذا حتی از شیر جوشانده‌شده وقتی ولرم شد پنیر درست کنید؛ از شیر خام پنیر درست نکنید، چون بعضی افراد به خاطر اینکه شیر نجوشیده و آلوده به تب مالت بوده است، مبتلا به تب مالت می‌شوند. کلیت امور این است دوستان؛ کسی از روایات سوءاستفاده نکند و باید روایت را با همه شرایط و جوانبش در نظر گرفت.

 

پرسش: اینکه در روایت می‌فرماید «لحم البقر داء»[2] ، گوساله را هم شامل می‌شود؟

پاسخ: نه، گوشت گوساله برای بعضی افراد خوب است؛ یا بعضی کارهای خوبی که انجام می‌دهید، مثلاً دنده‌ای خریده‌اید، می‌گویید این استخوان‌هایش برای آبگوشت خوب است، این گوشت‌هایش هم که شحم و محله دارد و یک مقدار چربی‌اش زیاد است، ممکن است خودتان بخورید ولی زن و بچه‌تان نخورند؛ حالا دو سه کیلو گوشت گوساله می‌خرید و قاطی این شحم و محله‌های گوسفند می‌کنید.

شحم و محله به اصطلاح نیشابوری یعنی پی و دنبه‌ها که چرخ می‌کنند. حالا بچه‌ها می‌خورند و ما می‌خواهیم بچه بخورد.

 

استثنای درمانی گوشت گاو در بیماری بیاض

حالا در اینجا روایت چه شد؟ «لحم البقر داء ولبنها دواء [یا شفاء]»؛ خوردن گوشت گاو درد و بیماری می‌آورد و شیر گاو دوا است، آن هم با شرایطش.

اما در بعضی مواقع همین گوشت گاو را باید بخورید؛ مثلاً اگر کسی بیماری بیاض دارد، که یک نوع بیماری پوستی است و با بیماری بَهَق و بیماری بَرَص فرق می‌کند.

گوشت گاوِ تازه سالم که هیچ بیماری ندارد را با برگ چغندر خورش درست کنید و به مریض بدهید تا بخورد، بیماری بیاضش خوب می‌شود. درست است دوستان؟

 

پرسش: این ضایعات را قبلاً فرمودید به تیغ جو یا سرکه...؟

پاسخ: بله، درست است. بیاض، یک بیماری پوستی است که در واقع به منزله اسم جنس است، اگرچه با بعضی قیود، یک بیماری خاص پوستی است.

بعد گاهی بَهَق و گاهی بَرَص مطرح می‌شود. از یک دیدگاه اسم جنس است و بهق و برص دو نوعِ آن می‌شوند، اما از یک دیدگاه دیگر نه؛ یک، دو، سه، سه قسم است، سه قسم از بیماری پوستی است که سختی کار همین را نشان می‌دهد.

پس با دید سطحی بگویید بیاض اسم جنس است و دو نوع دارد: بهق و برص؛ این به دید سطحی است. ولی به دید تحقیقاتی می‌بینید نه، این سه قسم از بیماری‌های پوستی است. خب، توجه فرمودید آقا؟

 

درمان بیاض و خواص خورش گوشت گاو با برگ چغندر

اکنون در مورد بیاض می‌گویند: «لَحْمُ الْبَقَرِ...» این را با سِلْق بخورید سپس امام رضا (علیه‌السلام) فرموده‌اند مراد از سلق، برگ چغندر است.

یعنی گوشت تازه گاوِ سالم را به صورت خورشت با برگ چغندر درست کن و بخور.

 

تعریف بهق و دستور درمانی ماش

در مورد بَهَق، که لکه‌های سفید سطحی پوست است، که فقط بَشَره و لایه مالپیگی را در بر می‌گیرد و به لایه‌های زیرین، دِرم و آندودرم نمی‌رسد؛ این لکه‌های سفید سطحی پوست، داروی آن چیست؟

دو کلمه است: ماش پخته؛ فقط سه شب تا یک هفته می‌خورید، بیشتر نه. و گیاه ماشِ تازه را برگش را له می‌کنید، ماش‌های رسیده‌اش را هم له می‌کنید، سپس له شده آن را هر هشت ساعت به محل بهق می‌مالید؛ یعنی به لکه‌های سفید سطحی پوست می‌مالید. درست شد دوستان؟ ان‌شاءالله.

 

پرسش: این بهق کجاهای صورت و بدن ظاهر می‌شود؟

پاسخ: همه جای بدن ممکن است بزند. علت اصلی بهق، استرس شدید است؛ علت اصلی بهق این است.

 

تعریف برص (ویتیلیگو) و روش درمان با سیاه‌دانه

در بیاض، علل مختلفی وجود دارد که رنگدانه‌های پوستش یک‌مرتبه مات می‌شوند.

در بَرَص، که پیسی است و ویتیلیگو نام دارد—همه‌اش یک چیز است—تمام لایه‌های پوست درگیر می‌شود؛ سفید برفی است، سفید شیری است؛ بشره، مالپیگی، درم، آندودرم، و گاهی به عضله هم می‌رسد. این را می‌گویند پیسی؛ به اصطلاح تخصصی پوست و مو، می‌گویند بیماری ویتیلیگو؛ در روایات اهل‌بیت (علیهم‌السلام) می‌گوید برص. خب، توجه فرمودید؟

حالا درمان این چیست؟ پزشکی جدید دارو ندارد. یادتان باشد، به همراه هر وعده غذایی، یک قاشق مرباخوری سیاه‌دانه می‌جویید و با غذا می‌خورید. سپس هر هشت ساعت، به محل برص، پیسی و ویتیلیگو، روغن سیاه‌دانه خالص می‌مالید؛ خالص، نه اینکه در پایه روغن زیتون یا کنجد بجوشانید! با دستگاه و پرس سرد، روغنش را که گرفتید، در شیشه کدر، شیشه‌ای که دور آن مقوا یا فویل آلومینیوم است قرار می‌دهید تا نور به آن نخورد؛ بعد هم در سایه و بدون برخورد نور نگه می‌دارید. این روغن سیاه‌دانه فشار اول و پرس سرد را هر هشت ساعت به موضع می‌مالید. این هم از برکت سؤالی بود که این مؤمن مطرح کرد.

حالا بعد می‌گوید: آقا غذا را بگو بخورم، نوش جان، یک وعده غذایی... صحبت در درمان شد... ما اکنون کمکیِ درمان را می‌خواهیم بدانیم. نوش جان، یک وعده غذایی می‌خواست.

 

درمان با گیاه ماش

    • پرسش: گیاه ماش چیست؟

    • پاسخ: یعنی ماش در مزرعه است؛ مزرعه ماش کجا است؟ آقای صاحب‌مزرعه، من این‌قدر پول می‌دهم، چند ردیف از بوته‌های ماش را به من بدهید؛ ماش‌هایی که رسیده است. سپس برگ‌های تازه‌اش را له می‌کنید، ماش تازه هم که دانه دارد و رسیده است، آن‌ها را همه با هم له می‌کنید. هر هشت ساعت این له‌شده‌اش را می‌مالید به سطح بهق. این یک دارو است.

ماش پخته هم که گفتم، سه روز تا هفت روز به عنوان شام می‌خورید؛ هم کمرلقّی خوب می‌شود—ریزش بی‌اختیار منی، که اسپرماتوره است—هم آن خوب می‌شود، هم کمک به درمان ما است که بهق بهبود یابد. درست شد چه گفتم دوستان؟ بهق، بیست و چهار ساعت.

درمان اسپرماتوره

یکی از فضلای معظم، دیروز مشکلش را نزد من آورد. جوان است، بیست و دو سال دارد؛ گفت که مشکل اسپرماتوره دارد، یعنی ریزش بی‌اختیار منی، سَلَسِ منی، یا کمرلقّی شدید؛ هنوز با آن مسئله برخورد نکرده، خودش را خیس می‌کند! درست شد چه گفتم؟

حالا این شخص چطور بچه‌دار بشود؟ در سقط باروری آمده بود. حالا در اینجا، فرض کنید این بیمار شما، هم بهق دارد، هم کمرلقّی دارد؛ به اصطلاح تخصصی پزشکی زودانزالی دارد، به اصطلاح عامه مردم کمرلقّی دارد، کمرلقّی شوهران، زودانزالی شوهران؛ حالا به اصطلاح علمی چه می‌گویند به آن؟ اسپرماتوره.

حالا یکی از راه‌های بسیار سریع و مهم: اگر همیشه بخورد، دو ماه بخورد، کلاً برکتش خشک می‌شود! مجامعت را دوست دارد، باز هم بچه‌دار نمی‌شود، چون این اسپرم سالم باید در مایع منی بیاید. لذا یادتان باشد: سه شب تا هفت شب، نه بیشتر! سه شب تا هفت شب ماش بخورد، نه بیشتر؛ یک وعده شامش باشد، یک بشقاب ماش پخته را بخورد. اما ماش تازه و برگ‌های تازه گیاه ماش را همه‌اش را له می‌کنید، هر هشت ساعت به محل بهق می‌مالید، که لکه‌های سفید سطحیِ پوست است.

 

علل ایجاد بهق و کراهت آب آفتاب‌خورده

علت بهق چه بود؟ علل زیادی دارد... یکی در حال جنابت، خوردن و آشامیدن است؛ یکی هم با آبی که نور مستقیم آفتاب به آن خورده و گرم شده است، وضو بگیرید، غسل کنید، یا بنوشید: ﴿یُورِثُ الْبَرَصَ﴾[3] . همچنین حدود شش هفت مورد دیگر نیز وجود دارد.

 

پرسش: این در آبگرم‌ها چطور است؟

پاسخ: نه، آن‌ها فرق می‌کند. با سلول‌های خورشیدی... نه؛ آب، نور مستقیم آفتاب بخورد به سطح آب، و با نور مستقیم آفتاب، آب گرم بشود؛ این «یورث البرص» است؛ چه وضو بگیرید، چه غسل کنید، یا بنوشید.

در این خصوص روایت داریم. اما اینکه آبگرمکن یک بدنه کدر دارد مثلاً، یا مثلاً استخر یا حوضی دارید که مسقف است، فرض کنید شیروانی آهنی دارد، همین ورق‌های گالوانیزه که ضد زنگ است و سقف‌های سوله است؛ شما از این ورق‌های گالوانیزه خریده‌اید و روی حوض یا استخرتان گذاشته‌اید، خب در تابستان خیلی گرم است، این ورق آهن داغ می‌شود و زیرش مثل تنور است، بعد این آب حوضتان یا استخرتان بدون اینکه انرژی برای آب‌گرم‌کن مصرف کنید گرم می‌شود؛ این‌ها مکروه نیست.

اینکه با نور مستقیم گرم بشود مکروه است؛ چه بخواهید بنوشید، چه وضو بگیرید، یا غسل کنید.

 

پرسش: مثلاً این آب‌معدنی‌هایی که می‌آورند جلوی سوپرمارکت، در دبه‌ها می‌گذارند و آفتاب مستقیم به آن‌ها می‌خورد چطور است؟

پاسخ: بله دیگر، لا ریب فیه و لا شک... اما خب می‌شود یک توجیهی کرد اینجا! توجیه چیست؟ اینکه اشعه مستقیم به سطح آب نمی‌خورد، به ظرف می‌خورد؛ به ظرف که می‌خورد، نور بازتاب می‌یابد، لذا اثربخشی مضر بودنش کمتر است؛ بی‌ضرر نیست، البته راست است، خواستم کمی ملایم‌تر بگویم تا هواداران دلشان نشکند!

ولی احتیاط عملیِ شخصی و اجتماعی چیست؟ در نور مستقیم آفتاب، اجناس مغازه‌تان را نگذارید، حتی اگر در بسته باشد! مثل ذرت، پفک نمکی و امثال آن؛ پشت ویترین می‌گذارند؟ آفتاب نباید به این‌ها بخورد.

یا کسانی که انواع ادویه می‌فروشند و در نور مستقیم آفتاب قرار می‌دهند... و خیلی چیزهای دیگر، مغازه‌دارها عصبانی نشوند! مثلاً سوپ‌هایی که کارخانه روغنش را گرفته است و در قوطی‌ها گذاشته، کنار مغازه یا بیرون مغازه زیر نور می‌چینند یا مثلاً پودر سنجد، زردچوبه، ادویه کاری هندی، همه سر باز است؛ این‌ها همه خطر دارد، خطر باکتریایی و خطر قارچی دارد.

در بحث ما اکنون بحث کرونا مطرح است؛ روی سطح اشیا می‌نشیند، روی این‌ها هم می‌نشیند، چون ویروس سنگین است.

لذا خلاف احتیاط عملیِ شخصی و خلاف احتیاط عمل اجتماعی است. این هم موعظه‌ای برای مغازه‌دارهای محترم و تجار عزیز بود.

 

احکام فقهی عصیر عنبی و مراتب استحاله آن

پرسش: خوراک آفتاب‌سوخته... انگور زیر آفتاب بوده است، آبغوره...؟

پاسخ: بله، در اثر حرارت بعضی چیزها ترکیب شیمیایی‌اش تغییر می‌کند، ولی از اول نجس نیست؛ صفتِ سُکر است.

«عَصِيرُ الْعِنَبِ إِذَا غَلَا وَ لَمْ يَذْهَبْ ثُلُثَاهُ فَهُوَ نَجِسٌ فحرُم»[4] [5] ؛ حالا برعکس، یا اکل و شربش. عصیر عنبی بحث فقهی است‌ها! این‌ها را پاک کنند دوستان؟

«عصیر عنبی... غلا... ثلثاه... » دو ثلثش در اثر حرارت کم بشود... این چیست؟ هم نجس است، هم خرید و فروشش چیست؟ حرام است.

دو تا حکم دارد: یکی بحث طهارت و نجاست، یکی بحث معاملات؛ «عن سرّ صمتٍ علیه»... یکی هم بحث چیست؟

نجاسات و طهارت؛ چه اعمال شخصی‌تان، چه اعمال اجتماعی‌تان؛ مهمانی دارید، یا می‌خواهید رفت و آمد داشته باشید، باید این نجاست را کشف بکنید، وگرنه به شما هم سرایت می‌کند... درست شد؟

خب، حالا می‌شود همین، استاد، می‌شود همین طاهر بشود؟ بله. می‌شود حلال بشود؟ بله. می‌شود استاد بدتر از این بشود؟ بله، همین که آقا فرمود، درود بر جانبازان جبهه... همین.

 

اینجا در اثر حرارت، ترکیب شیمیایی‌اش... حالا تبدیل بشود این نجس که حرام است، تبدیل بشود به سرکه... این نجسی که حرام شده اینجا گناه صغیره بود، اما وقتی که مُسکر بشود، و شخص مسکر بخورد—درست شد ؟—اینجا گناه کبیره انجام داده است: ﴿إنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالْأَنصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ﴾[6] این می‌شود گناه کبیره.

«کل مسکر حرام»[7] ، چون مسکر است، گناه کبیره است. پس بد بود، شد بدتر.

می‌شود خوب بشود، خوب‌تر بشود؟ بله. برای اینکه بشود خوب و خوب‌تر، چیست؟ یکی‌اش مؤمنان، بجوشانید؛ در اثر حرارت دو سومش که کم شد، حالا یک نوشابه طبیعی است در اثر حرارت.

که این عصیر عنبی «إذا غلا، بعد لم یذهب ثلثاه»[8] [9] ، اگر دو سومش در اثر حرارت کم شد، می‌شود نوشابه طبیعی، خیلی به نفع بدن است.

 

یک بار دیگر بیشتر می‌جوشانید تا غلظت مایع بالا برود و بشود چه؟ دوشاب. حالا می‌شود شیره انگور. دیگر لازم نیست در آن پکتین پاک کنید و بریزید، پکتین وارداتی؛ خاک باغات هم این‌جوری بریزید، دستگاه‌های تصفیه نانو و این‌ها هم که نیست؛ حالا به قاطی‌اش هم می‌گویند مؤمنان چیست؟ این شیره انگور.

بیماری فاویسم و عوارض آلوچه جنگلی

خب آقا، یعنی چه که هی گفتید بهتر و بهتر؟ به خاطر اینکه حرارت کم نشود. مثلاً اگر این یک شخصی باشد، مثلاً اگر یک شخصی باشد، حالا همگی با هم رفتیم گردش علمی، شمال ایران؛ حالا اینجا هم فرض کنید مزرعه باقلا است، حالا داریم راه می‌رویم، یک‌مرتبه یک بنده خدایی افتاد در انبورِ بوته‌ها! افتاد، کسی او را هل نداد، چاله هم نبود؛ زود بیاورید اورژانس، وگرنه ممکن است بمیرد! این چه بیماری‌ای دارد که افتاد؟ بیماری فاویسم دارد. حتی از استشمام بوی باقلای مزارع روبه‌قبله میشود سریع باید برود اورژانس.

 

یک وقت همه همکاران دور هم نشسته‌اند، میخواهند ناهار بخورند مثلا پلو باقلا درست کنند. میخواهند پا این طرف دستش به باقلا میخورد، می‌افتد. این بیماری فاویسم دارد. این شخص نباید به باقلا دست بزند و از کنار مغازه‌ باقلا هم رد نشود چون بیماری ژنتیکی فاویسم دارد.

در بحث بیماری‌های همولیتیک، در بحث بیماری‌های تخصصی خون، بیماری‌های همولیتیک، یکی‌اش فاویسم است، یکی دیگرش کم‌خونی داسی‌شکل است، چیزهای دیگر هم هست دوستان.

حالا در فاویسم، یک بار دیگر دوستان طرف شکمش شل است یعنی کنترل شکمش را ندارد حالا اگر رفتیم گردش علمی، هر جا دستش می‌رسد، می‌کَند و می‌خورد! از درخت مردم، از درخت جنگلی، ویترین مغازه است؛ این مغازه‌دار هم می‌گوید اشکال ندارد، یک مشت برداشتید، یک لگد می‌زند زیر این، همه دبه‌ها پخش می‌شود! به شما پخش می‌شود! هیچی به او نمی‌گویند. این هم می‌نشیند همان‌جا می‌خورد، می‌کَند، یک‌کله می‌خورد، همه نگاه میکنند میبینند این شخص افتاده است، چسبیده است، به زمین چسبیده است! حواسمان خیلی به کار باشد، می‌خواهم اینجا را بگویم‌ها!

 

یک‌مرتبه علائم شبیه فاویسم دارد، به خاطر اینکه آلوچه جنگلی، یا ترشی آلوچه جنگلی، یا رب آلوچه جنگلی را به جای رب انار خریده است! با اینکه مشت‌مشت شکر بریزید در این غذا باز هم شیرین نمی‌شود، این‌قدر ترش است! رب آلوچه جنگلی.

شما رب انار طبیعی می‌خرید بیست هزار تومان، گیرتان آمد رب آلوچه جنگلی می‌خرید سه هزار تومان! این دلش می‌سوزد، می‌گوید این ده برابر ارزان‌تر است؛ این چیست؟ آلوچه جنگلی.

 

درمان افت فشار و علائم شبه‌فاویسم و معرفی منبع علمی

حالا اینجا، کسانی که کم‌خونی دارند، کسانی که فشار خون پایین دارند، کافی است چند قطره از این آلوچه را بخورند، یا یک قاشق چای‌خوری از این رب آلوچه جنگلی بخورند، به نوعی علائم شبیه فاویسم پیدا می‌کنند.

یادتان باشد: نوشابه طبیعیِ آب‌انگور به او بدهید، یعنی انگور را بجوشانید دو سومش کم بشود، این را بدهید؛ یا شیره انگور به او بدهید، که سریع حالش خوب بشود. این دارو است، داروی دیگر ندارد. داروی طبیعی در اینجا یادتان باشد همین دو تا است.

 

اسم این کتاب را بنویسید «پزشک ما، برای شما»، تألیف دکتر مرتضی حقیقت. قطر کتاب زیاد است

اواخر کتابش، بعد از بحث بادام و این‌ها، بحث فاویسم را دارد، در نصف صفحه است. بعد خوردن آلوچه جنگلی، شبیه فاویسم می‌شود، باز آن را هم نوشته است. این هم شد دنیا؛ دنیای بعد از انقلاب، پژوهش است، بعد قرن بیست و یکم میلادی است، یک کتاب زمان شاه را هم نگاه کنید، دل سلطنت‌طلبان نشکند! ببینند خدمات جمهوری اسلامی زیاد است، به کفر نیایند، به کس و ناکس، به شاه خائن گوش نکنند، به تحقیقات نوه حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) گوش کنند، همین.

 

پرسش: تألیف چه کسی بود استاد؟

پاسخ: تألیف دکتر مرتضی حقیقت.

 

مصلح قند بالا و خواص نمک در رفع تهوع

پرسش: در طب سنتی قند زیاد خورده است، مثل انگور، مصلحش چیست؟

پاسخ: نمک، نمک. قند بالا برود؟ قند بالا برود، بیماران دیابتی، اول و آخر همه‌اش حالت تهوع دارند، اسید هم بالا می‌آید. یک ذره نمک در دهانش می‌گذارد و با آب دهانش قورت می‌دهد، تهوعش و عق زدنش قطع می‌شود.

چه قبل از دیابت چه بعد از دیابت، موقع بیهوشی است، یک ذره هم نمک، مزه‌مزه که دهانش یک کم نمکی بشود، تهوع، مؤمنان، قطع می‌شود.

 

پرسش: [آیا با وجود بیماری می‌توان کباب مصرف کرد؟]

پاسخ: اشکال ندارد، لقمه‌های تازه، کباب برگ بختیاری نوش جانت، بخور.

ما آدم‌های باسخاوتیم؛ شیعه‌های بختیاری چقدر باسخاوتند! هر مهمانی برود، فوراً برایش گوسفند می‌کشند؛ حالا مشهور نباشد، در همان روستا یک گوسفند می‌کشند و جلویش کباب می‌گذارند، بعد همه‌شان با هم می‌نشینند. شما مهمان آن‌ها شدید، اصلاً غریبه‌اید، ولی خون‌گرمند. خیلی آدم‌های غیرتمندی هم هستند.

خب حالا در اینجا منظورم این است: یک غذای حزب‌اللهی خوردید، نوش جان، حالا می‌توانید آلوچه جنگلی بخورید؟ چون گوشتی که خوردید فشارتان را برد بالا، اوره را برد بالا، حالا آلوچه جنگلی بخورید که بکشد پایین! کمک به هضم غذایتان هم می‌کند.

سرکه را با شکر بجوشانید، یک قاشق چای‌خوری بریزید رویش، یا آب نارنج بریزید. آب نارنج تازه، نه که از مغازه بخرید... یا آب لیموترش شیرازی، نه آبلیموی کارخانه‌ای!

 

شرح روایات تتمه باب هفتاد و دوم

اکنون باب هفتاد و سوم را آغاز می‌کنیم. آیا از آخر روایتی که از باب هفتاد و دوم خواندیم فایده دیگری نمانده است؟ چرا، من فرصت نکردم جستجو کنم، ولی وجود دارد. در طب النبی و کتاب‌های دیگر هست، من فرصت نکردم جستجو کنم. کلام حضرت چه بود؟ «لَحْمُ الْبَقَرِ دَاءٌ وَ لَبَنُهَا دَوَاءٌ [یا شِفَاءٌ] وَ لَحْمُ الْغَنَمِ دَوَاءٌ وَ لَبَنُهَا دَاءٌ»[10] ؛ و پیش از آن: «إِنَّ اللَّهَ اخْتَارَ مِنَ الْغَنَمِ الضَّأْنَ». بله، این هم درست است؛ این را هم خواندیم، پیش از این در باب خواندیم، در باب هفتاد و دوم.

 

باب هفتاد و سوم: درمان بیاض با گوشت گاو و سلق (برگ چغندر)

آن سؤالی که این آقا پرسید را من قبلاً پاسخ دادم: بیاض و بهق و برص. اکنون بحث بیاض در این باب هفتاد و سوم است؛ یعنی گوشت تازه گاو سالم را کباب کنید یا به صورت خورشت با برگ چغندر بپزید و با برگ چغندر میل کنید. درست شد؟

«بَابُ مَا وَرَدَ فِي أَنَّ لَحْمَ الْبَقَرِ بِالسِّلْقِ يَذْهَبُ بِالْبَيَاضِ»[11] ؛ تحقیقاً گوشت گاو با برگ چغندر از بین برنده بیاض است، که بخشی از بیماری‌های پوستی به شمار می‌رود.

«وَ أَنَّ أَلْبَانَهَا دَوَاءٌ»؛ تحقیقاً شیر گاوهای ماده سالم، با پستان سالم و غیر زخمی، که بیماری‌های جنون گاوی، تب برفکی، تب مالت و مانند این‌ها را نداشته باشند، شیر چنین گاوهایی دوا است.

«وَ سُمُونَهَا شِفَاءٌ»؛ روغن زرد گاوی شفا است، که شحمة البقر بهترین روغن زرد گاوی است: شحمة البقر.

یک بار دیگر نه، مثلاً دنبه گاو را هم آب کرده و روغن گرفته‌اند، عیب ندارد و آن هم خوب است؛ اما آن روغنی که بسیار رقیق است مانند اشک چشم، بسیار رقیق است و خیلی سریع جذب می‌شود، خیلی سریع هضم می‌شود و همه‌اش به نفع انسان است، آن شحمة البقر است، یعنی پیِ گاو.

 

پرسش: پیِ گاو؟

پاسخ: پیِ گاو با این شحم فرق دارد. شحم، آن پرده‌های نازک است؛ دیده‌اید؟ یک تکه... در بعضی قسمت‌هایش دیده می‌شود و در بعضی جاها نه؛ یک تکه چربی است. یکی می‌گوید قلوه‌گاه است، یکی می‌گوید این‌طرف و یکی آن‌طرف است؛ یک بار بروید در کشتارگاه نگاه کنید که کدام سمت به کدام سمت است! ولی اصل آن همان است که گفتم، یعنی یک پرده‌ای که دانه‌دانه چربی دارد، و از میان آن‌ها می‌توانید آن‌طرف را ببینید، این‌قدر شفاف است؛ آفرین، احسنت، این می‌شود شحمة البقر. درست شد دوستان؟

 

ویژگی‌های شیر گاو سالم و خطرات دستکاری‌های هورمونی

آن گاوها چربی‌شان پرواری است، گاو گوشتی است و ملاک آن پی نیست، ملاک گوشت آن است تا جنبه اقتصادی داشته باشد.

 

پرسش: شیر گاو شفا است، این همان گاو است؟

پاسخ: گاو ماده؛ گاو ماده رشد طبیعی داشته باشد، خوراک سالم داشته باشد، پستانش زخمی نباشد، و بیماری‌های عفونی دیگر هم نداشته باشد مثل تب برفکی، یا جنون گاوی و مانند این‌ها. اکنون چنین گاوی، شیرش بسیار خوب است.

گاهی می‌بینید با هورمون و آمپول هورمونی شیر را زیاد می‌کنند؛ این شیر آبکی و بی‌مزه است. یا با امور دیگر مثلاً دستکاری ژنتیکی می‌کنند تا شیرش بیشتر باشد و پستانش مانند شتر بشود؛ باز این هم به درد ما نمی‌خورد، اگرچه از نظر وزن، شیرش بیشتر است. اما زمانی هست که گاو سالم و طبیعی است، بدون هیچ بیماری، عمر مفید هم کرده است، و شما با روش طبیعی شیر آن را زیاد می‌کنید؛ یعنی پنبه‌دانه را با علوفه دام مخلوط می‌کنید و شیر آن از سی کیلوگرم به شصت کیلوگرم می‌رسد.

 

پرسش: با اصلاح ژنتیکی چطور؟

پاسخ: آن وقت در آنجا بحث‌های ژنتیکی پیش می‌آید. اصلاح ژنتیکی چند گونه است؛ یک بار به نفع مردم است، یک بار هم بحث جنگ نرم است که از راه‌هایی ضربه بزنند که شخص بیمار بشود یا عقیم گردد، التفات فرمودید؟ آن بد می‌شود و آن دستکاری ژنتیکی مضر است. اما آن دستکاری ژنتیکی که اصلاح ژنتیکی باشد و به نفع افراد بشر باشد اشکالی ندارد، این پیشرفت است و به نفع بشر هم هست.

حقیقت شحمة البقر در روایات

پی با این شحم فرق دارد؛ شحم آن پرده‌های نازک است. دیده‌اید؟ در بعضی قسمت‌هایش دیده می‌شود و در بعضی جاها نه؛ تکه‌تکه چربی دارد. بله، حالا هرکدام می‌گویند قلوه‌گاه یا این‌طرف یا آن‌طرف، یک بار بروید در کشتارگاه نگاه کنید که کدام به کدام است؛ ولی اصل آن که گفتم این است: یعنی یک پرده‌ای که دانه‌دانه چربی دارد و از میان آن‌ها می‌توانید آن‌طرف را ببینید، این‌قدر شفاف است. آفرین، احسنت، این می‌شود شحمة البقر. درست شد دوستان؟

 

مضرات گوشت مانده گاو، فرآورده‌های صنعتی و بیماری جرب (گال)

«بَابُ مَا وَرَدَ فِي أَنَّ لَحْمَ الْبَقَرِ بِالسِّلْقِ يَذْهَبُ بِالْبَيَاضِ وَ أَنَّ أَلْبَانَهَا دَوَاءٌ وَ سُمُونَهَا شِفَاءٌ وَ لُحُومَهَا دَاءٌ»، در این باب، در متن این است که تحقیقاً اگر گوشت گاو را با برگ چغندر بپزید، از بین برنده بیماری پوستی خاصی به نام بیاض است.

 

تحقیقاً شیر چنین گاوهای سالم و طبیعی که بیماری ندارند، دوا است، و همچنین روغن زرد گاوی شفا است؛ به اصطلاح تخصصی شیمی و بیوشیمی چون شصت‌کربنه است، لذا چربی‌های مضاعف و کلسترول بالا ندارد و اصلاً رسوب نمی‌کند، التفات فرمودید ؟ شصت‌کربنه بودن را به یاد داشته باشید.

ولی در باقی موارد، اگر گوشت گاو بخورید، درد و بیماری می‌آورد؛ به خصوص اگر تنها مصرف شود، نیم‌پز خورده شود، یا کباب بشود و مغزپخت نشود، پیوسته خرابی بر روی خرابی ایجاد می‌کند! یا اینکه گوشت مانده مصرف کنید، مانند سوسیس، کالباس و همبرگر؛ ضایعات گاو را چرخ می‌کنند و با مواد دیگر مخلوط می‌کنند، باز چرخ می‌کنند به نام گوشت گاو! و انواع بیماری‌ها را انسان می‌گیرد، التفات فرمودید؟

 

مثلاً به صورت قانونی مصوب در دنیا و اینجا این است که سی کیلوگرم گوشت گاو باشد، و آن را تبدیل کنند به نود کیلو یا صد کیلو سوسیس و کالباس! یک بنده خدایی که استاد ما بود، در تهران کارخانه‌ای را گرفته بودند؛ شایان، شایگان... گفته بود به کارگاه من نباید وارد شوید.

این را دکتر ماشاءالله خاشی می‌گفت، استاد دانشگاه هم بود بنده خدا؛ دکتر ماشاءالله خاشی مشهدی عباسی، مطبش هم در خیابان دانشگاه بود.

ایشان و استادش که در تهران بود رفته بودند در کارخانه و دیده بودند. گفته بود چرا این کار را می‌کنی؟ از سی کیلوگرم، پانزده کیلوگرم استخوانش را برمی‌داشت، و پانزده کیلوگرم گوشت گاو را تبدیل می‌کرد به نهصد کیلوگرم سوسیس و کالباس! جریمه‌اش را هم داد و تنبیهش کردند.

حالا ببینید، گوشت گاو اگر مانده باشد خطرناک است، و به این شکل دیگر خطرش چند برابر می‌شود. همین چربی‌ها یکی از علل اصلی ابتلا به بیماری جَرَب است، که یک بیماری پوستی است؛ یعنی بیماری گَری به اصطلاح ایرانی‌ها.

جرب در روایات اهل‌بیت (علیه‌السلام) آمده است، ایرانی‌ها گری می‌گویند، و خارجی‌ها به زبان فرانسوی نام آن را گال گذاشته‌اند.

یک بیماری واگیردار پوستی هم هست؛ علت اصلی‌اش خوردن گوشت مانده گاو است. حالا ملاحظه کنید در سوسیس و کالباس خطر تا چه حد بالا است!

و علاوه بر این، به سوسیس و کالباس و همبرگر نیترات می‌زنند، و آن نیترات خودش یک عامل سرطان‌زا است.

نیترات، هم بیماری گال می‌گیرند، هم سرطان می‌گیرند، به خاطر نیتراتی که می‌زنند تا رنگ آن حفظ شود و امثال آن.

 


[1] جامع أحاديث الشيعة، البروجردي، السيد حسين، ج23، ص303.
[2] جامع أحاديث الشيعة، البروجردي، السيد حسين، ج23، ص304.
[3] جامع أحاديث الشيعة، البروجردي، السيد حسين، ج16، ص548.
[4] كشف اللثام - ط.ق، المحقق الإصفهاني، ج2، ص269.
[5] غاية الآمال في شرح كتاب المكاسب، المامقاني، الشيخ محمد حسن، ج1، ص32.
[6] سوره مائده، آيه 90.
[7] الكافي- ط الاسلامية، الشيخ الكليني، ج6، ص408.
[8] كشف اللثام - ط.ق، المحقق الإصفهاني، ج2، ص269.
[9] غاية الآمال في شرح كتاب المكاسب، المامقاني، الشيخ محمد حسن، ج1، ص32.
[10] جامع أحاديث الشيعة، البروجردي، السيد حسين، ج23، ص303.
[11] جامع أحاديث الشيعة، البروجردي، السيد حسين، ج23، ص303.