1405/07/22
بسم الله الرحمن الرحیم
موضوع: طب اسلامی/ابعاد وجودی انسان در مکاتب طبی/ پاسخ به پرسشهای پزشکی
این متن توسط هوش مصنوعی پیادهسازی و سپس توسط انسان برای مستندسازی و تطبیق با فایل صوتی استاد، بازبینی و تأیید شده است.
مقدمه نخست: ابعاد وجودی انسان در مکاتب طبی و ساحتهای چهارگانه در روایات ثقلین
مباحثه ما، ای دوستان، در طب المعصومین، بر پایه جامع احادیث الشیعة و مأخوذ از آیات و روایات شریفه، امروز در ساحت پاسخگویی به سؤالات مردمی جریان دارد.
در طلیعه سخن، مقدمهای مشتمل بر دو مطلب اساسی را بیان میدارم.
مطلب نخست آن است که: مکتب طب سنتی با پیشینه هفتهزارساله خویش، حقیقت وجودی انسان را واجد دو جزء میشمارد؛ قائل به ساحت جسم و روح است. این کلام هرچند نیکوست، ولیکن نارسا و ناکافی است.
دانش پزشکی نوین نیز با دیرینه چهارصد و پنجاهساله خود پس از انقلاب صنعتی بریتانیا، و متعاقب تعطیلی دارالفنونِ صدراعظم امیرکبیر در اواخر عصر قاجار و تأسیس دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران در صد و سی و چهار سال پیش؛ اکنون این طب مدرن، اعم از مراجع غربی یا منابع ترجمهشده در کشور، به دو شیوه در این باب داوری کردهاند:
دستهای قائلند که انسان از دو مؤلفه جسم و روان تشکیل یافته است؛ و دستهای دیگر انسان را مرکب از بدن و روان معرفی میکنند. این آرا نیز تا حدی صائب است، ولیکن از جامعیت علمی برخوردار نیست.
اما هنگامی که به فرمایش گرامی پیامبر اعظم (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) در حدیث شریف ثقلین[1] مراجعه میفرمایید، حدیثی متواتر که با چهل و یک سند نزد اهل تسنن و با سی و نه طریق معتبر نزد امامیه روایت شده است، ناظر بر این معنا که: پس از رحلت و شهادتم، دو گوهر گرانبها و ثقلین را در میان شما بر جای مینهم؛ کتابالله و عترتم را؛ قرآن صامت و قرآن ناطق را در میانتان به امانت میسپارم.
اکنون در پرتو این اصل، از میان افزون بر ششهزار و ششصد آیه شریفه قرآن کریم، صد و پنجاه آیه مستقیماً در حوزه علوم پزشکی است؛
و از میان چند میلیون روایتی که از ائمه هدی (علیهمالسلام) صادر شده است، نود هزار حدیث و روایت در گستره علوم پزشکی و پیراپزشکی ثبت گردیده است.
حال هنگامی که حقیقت وجود انسان را در ترازوی آموزههای ثقلین میسنجیم، روشن میگردد که انسان واجد چهار ساحت و جزء بنیادین است.
مراتب نفس و تمایز نور مؤمن و نار کافر در روانشناسی روایی
جزء اول: سهم و جزء نخست، کالبد زنده انسان است که در لسان روایات شیعه از آن به «جسد» تعبیر میشود:
«من اراد ان یطیب الله جسده، فلا یاکل الا طیباً»[2] ؛ چنانکه حضرت امام محمد باقر (علیهالسلام) به جابر بن یزید جعفی در کتاب اصول الستة عشر (بخش دیارات محمودی) تعلیم فرمودند.
جزء دوم: ساحت «روان» است.
جزء سوم: حقیقت «روح» است؛ که در اصطلاح آیات و روایات، و در ادبیات روانشناسی بالینی از آن به «روانپوش» یاد میشود؛ و در اصطلاحات علوم تربیتی بدان «جسم سیال» اطلاق میگردد. جسم سیال با جسم مادی متفاوت است؛ چنانکه روانپوش نیز با روان تمایز دارد. از این جهت، اختلالات و بیماریهای روانی با نارساییها و امراض روحی تفاوتهای ماهوی دارند.
جزء چهارم: اکنون به ساحت و جزء چهارم انسان توجه فرمایید: در منظومه وجودی مؤمنان، جزء چهارم «نور» است؛ یعنی «نورٌ مؤیدٌ بالعقل»[3] .
ولیکن جزء چهارم در وجود بیایمانان و کفار، «نار» (آتش) است؛ «نارٌ»؛ در باطن کافران. در اهل ایمان نور است، ولیکن در اهل کفر آتش قرار دارد: «نارٌ مؤیدٌ بالنکراء».
بنابراین در کافر به معنای عام کلمه؛ خواه حاکم جائر باشد، خواه ستمپیشه و طاغوت باشد، خواه مفسد فی الارض یا منافق محارب باشد، و یا مشرک به شرک جلی باشد؛ به معنای اعم کفر، ساحت چهارم وجود او آتشین است: «نارٌ مؤیدٌ بالنکراء».
از این رو، انسان کافر پیوسته به دروغپردازی، اغواگری و پیمانشکنی گرایش دارد. ملاحظه بفرمایید، شما از اهل ایمان هستید و رتبه چهارم وجودتان از جنس نور است.
این دو حدیث شریفی که تلاوت شد، در کتاب شریف تحف العقول تألیف حسن بن علی بن شعبه حرانی از اعاظم سده چهارم هجری قمری مسطور است و از آن منبع نقل گردید.
ضرورت خودکفایی علمی، نفی دنبالهروی از شرق و غرب و مرجعیت علمی ثقلین
بنابراین توجه بفرمایید، ای مؤمنان، هنگامی که تمسک شما به ثقلین باشد:
همواره در متن زمانه حضور دارید؛ بر مرزهای دانش حرکت میفرمایید، و از سرحدات دانش بشری نیز گامی فراتر مینهید.
از این رو، نباید رویکردی منفعلانه و صرفاً مقلدانه در برابر مکاتب شرق و غرب اتخاذ کرد؛ نباید در عرصه علوم پزشکی و پیراپزشکی صرفاً به ترجمه آثار دیگران بسنده نمود؛ خواه یافتههای عهد کهن باشد و خواه دستاوردهای نوین، هر دو ساحت دستخوش نقصان است.
حتی در علوم مهندسی نیز نباید در حصار مهندسی معکوس و مونتاژکاری درجا زد؛ در مکتب اسلام تکدی و فقرپروری مردود است؛ اهل پژوهش و استقلال علمی باشید و وابسته نمانید.
چنانچه پرورشیافتگان صالح و ولایی این مکتب اراده کنند به اقتدار علمی نائل شوند: «العلم سلطان»[4] ؛ این حدیث شریف پیشتر توضیح داده شد. اگر مایلید بر اساس دانش سودمند، پیشوایی عادلانه در پهنه جهان داشته باشید و معادلات علمی گیتی را متحول سازید تا عالمان شرق و غرب نیازمند آموختن زبان فارسی و عربی به منظور اخذ پاسخهای علمی از شما باشند، به یاد داشته باشید که پرسشهای خویش را از عالیترین منبع یعنی کلامالله مجید و معصومین (علیهمالسلام) که قرآن ناطقند دریافت نمایید؛ تا همواره در تراز مقتضیات عصر، مستقر بر لبه دانش و پیشگام در قلمروهای ناشناخته حرکت کنید.
این مبحث، مقدمه اول بود.
مقدمه دوم: نفی تخمین و گمانهزنی در تعیین طول درمان دارویی
مقدمه دوم چیست؟ سخن نسنجیده و مبتنی بر حدس و تخمین به زبان نیاورید، به ویژه در ساحت تجویز دارو؛ خواه در مقام طبابت دامپزشکی باشید و خواه در جایگاه طبابت انسانها.
مفهوم این هشدار چیست؟
یعنی اگر این پنج مؤلفه اساسی را پیرامون انسان بیمار بدانید، آن هنگام مجازید طول دوره درمان را معین کنید و بگویید یک هفته، دو هفته، یک ماه، دو ماه، یک سال یا دو سال این دارو مصرف شود؛ وگرنه شرعاً و عقلاً مجاز به تعیین زمان نیستید!
زیرا اگر زمانی را تخمین بزنید، صرفاً بر اساس تجربه کاری، حدس و گمان، یا حکمی استقرایی خواهد بود؛ نظیر آنکه ادعا کنید چون گروهی با مصرف این دارو ظرف دو هفته مداوا شدند، به شما نیز توصیه میکنم همین مدت را سپری کنید.
عنایت بفرمایید، زمان مداوا را نمیتوان با تخمین معین ساخت؛ چه هنگام میتوان طول درمان را بر پایه علم و یقین واقعی مشخص نمود؟ تنها هنگامی که این پنج شاخص بنیادین را پیرامون فرد بیمار به درستی بشناسید.
مؤلفههای بنیادین پنجگانه در تعیین زمان و طول درمان
نخستین مؤلفه آن است که ژنوم بیمار خویش را بشناسید. عنایت داشته باشید، ژنوم مشتمل بر میلیاردها ژن است؛ این طب نوین با تمامی ادعاها و هیاهوی فراوان خویش، تاکنون تنها بیست و سه هزار ژن را شناسایی کرده است. در این خصوص مایلم دو صفحه توضیح ارائه دهم، اندکی شکیبایی فرمایید.
دومین شاخص آن است که پیشینه وراثت بیمار را به درستی بدانید. واپسین یافتههای علوم ژنتیک حاکی از آن است که فرزند تا سی و پنج نسل پیش از خویش را به ارث میبرد. پیامبر گرامی اسلام حضرت محمدمصطفی (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) قرنها پیش فرمودند: هر نوزادی که به دنیا میآید، تا نود و نه نسل و پشت پیش از خود را به ارث میبرد.
ملاحظه فرمودید، ای دوستان؟ علم جدید هنوز در مراتب ابتدایی و خردسالی سیر میکند و نیازمند گامهای بلندتری برای درک حقایق است.
عصر کنونی، قرن بیست و یکم میلادی، دوران پژوهش و تحقیق است؛ ما هرگز مانع تحقیق و تفحص نبودهایم، نه در داخل کشور و نه در گستره بینالمللی. دانشمندان باید پژوهشهای خویش را تعمیق بخشند تا به عمق کلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) پی ببرند:
سومین شاخص به منظور تعیین دقیق طول دوره مصرف دارو اعم از چند روز، چند ماه یا چند سال چیست؟ آن هنگام که شاکله وجودی بیمار را بشناسید: «کلٌ یعمل علی شاکلته»[5] .
تأمل کنید؛ فردی که از شناخت مهندسی سازه وجودی خویش ناتوان است، چگونه مدعی شناخت مهندسی سازه بیمار میگردد؟!
یعنی آیا شما از مهندسی سازه جسم خویش آگاهی دارید؟ آیا مهندسی سازه روان، سازه روح، و سازه نور وجودتان را میشناسید؟ واقعیت آن است که آگاهی ندارید، مکدر نشوید؛ بزرگان شما نیز از این حقیقت بیاطلاعند؛ یعنی استادیار، استاد تمام دانشگاه، و چهرههای حوزوی نیز بدان احاطه ندارند؛ مایل هستم تعمق فرمایید تا دریابید انسان تا چه اندازه محتاج استعلام از مرجع مافوق حقیقی است؛ یعنی باید به کلام پیامبر گوش فرا داد و پرسش کرد، نه آنکه از پیش خود مطالبی بافت.
این تذکرات را مکرراً بیان میدارم تا نقایص و کاستیها ادراک شود و گوینده متوجه محدودیتها گردد و از مرجع مافوق جویا شود تا افقی فراتر از زمانه و فراتر از مرزهای دانش به روی او گشوده شود. این مقدار را توضیح دادم، ولیکن بیم آن دارم که ذهنها دستخوش خستگی و انقطاع گردد.
چهارمین شاخص چیست؟ اینکه بدانید بیمار مبتلا به چه بیماریهای متابولیکی است. بیماریهای متابولیک در مباحث فوق تخصصی، بالغ بر چهل و شش نوع است. امروزه در منابع عمومی و رسانهها صرفاً به سه مورد اشاره میکنند: اینکه آیا مبتلا به دیابت هستید یا خیر؟
آیا فشار خون دارید یا خیر؟ و آیا چربی مضر خون شما بالاست یا خیر؟ در حالی که همین دیابت خود دارای چهار قسم است؛ فشار خون واجد هشت قسم است؛ و چربیهای مضر خون مشتمل بر دو قسم میباشد.
آسیبشناسی جامعنگری در طبابت و نقد جزءنگری پزشکی مدرن
ملاحظه بفرمایید، در این محفل سخن از کلیگوییهای طب سنتی نیست که سؤالی کلی مطرح شود و پاسخی مبهم دریافت گردد؛ در عین حال، جزءنگری افراطی طب مدرن نیز مد نظر نیست که متخصصی از رشته مجاور خویش به کلی بیخبر باشد؛ به عنوان مثال فردی فوق تخصص قلب یا شبکیه چشم است، چنانچه از وی پیرامون اوتیت چرکی یا اوتیت عصبی گوش پرسش شود، هیچ اطلاعی ندارد؛ یا از چشمپزشک درباره میدان دید لولهای یا تونلی، گلوکوم آب سیاه یا کاتاراکت آب مروارید سؤال شود، در برخی حوزهها پاسخگو نیست؛ یا از متخصصی در خصوص انحراف تیغه بینی در جراحیهای فک و صورت یا تروما سؤال شود، از پاسخ بازمیماند؛ یا درباره ندول تارهای صوتی و تومورهای حنجره پرسش شود، اطلاعاتی ندارد؛ یا پیرامون سرطان خون پرسیده شود، متحیر میماند.
اما در مکتب طب المعصومین؛ کلام بنده را دقیق دنبال فرمایید؛ در طب المعصومین، جزء به جزء مباحث پرسیده میشود و پاسخ جزء به جزء آن بر پایه علم، یقین، بصیرت و معرفت یعنی شناخت کاملاً دقیق استوار است.
پنجمین شاخص آن است که هنگام مراجعه بیمار و پیش از تجویز دارو، بررسی کنید آیا به بیماریهای زمینهای مبتلاست یا خیر؛ نظیر بیماریهای قلبی، کبدی و کلیوی. بنابراین هنگامی که پزشکی از این پنج مؤلفه اساسی بیاطلاع باشد، تعیین زمان و طول درمان توسط وی صرفاً بر پایه حدس، گمان و تقریب خواهد بود و ارزش قطعی و واقعی نخواهد داشت.
بررسی اقسام دیابت و ارجاع تفصیلی مبحث ژنوم به جلسه آتی
اکنون پیرامون نخستین مؤلفه یعنی ژنوم، مایلم پاسخی تحلیلی و مبنایی به شما ارائه دهم؛ دو صفحه یادداشت بفرمایید...
استاد، پیشتر فرمودید که بیماری دیابت پنج قسم دارد.
دیابت مشتمل بر چهار قسم است.
دیابت نوع یک بیماری بدون مرز است. آیا احساس خستگی فرمودید؟ انشاءالله چنانچه در قید حیات باشم، روز شنبه این مبحث را برای شما تبیین خواهم کرد: تنها این اصول را در ذهن داشته باشید تا در آغاز جلسه آینده بدانید این مقدمات به چه مبحثی پیوند میخورد؛ پاسخ به پرسشهای مردم به صورت حلّی و مبنایی. دست شما درد نکند؛ سلامت باشید.
مشاوره بالینی در باب عوارض حنجره، تشخیص جراحی و گزینش پزشک حاذق
بنده تصاویری از مدارک پزشکی را برای جناب دکتر خدیوی ارسال نمودم...
پرسش: فوق تخصص حنجره؟
پاسخ: بله
پرسش: آیا فرمودند که دیگر جراحی حنجره انجام نمیدهند؟ آیا دست ایشان لرزش دارد؟
پاسخ: بله، مطلبی فرمودند دال بر اینکه بخشی از بافت حنجره آسیب دیده است.
خداوند پناه بخشد! فرمودند که بخشی از مجرای صوتی باید برداشته شود و نیازی به پرتودرمانی نیز وجود ندارد...
ایشان در این حوزه تخصص بالایی دارند؛ به نظر ایشان عمل کنید؛ جناب آقای دکتر خدیوی فوق تخصص حنجره هستند.
در آن مرکز درمانی، شخصی که حضور داشت اظهار میکرد چنانچه در آنجا اقدام به عمل جراحی نمایید، دستیاران جراحی را بر عهده میگیرند و ایشان دکتر شعبانی را پیشنهاد دادند. جناب دکتر شعبانی نیز حاذق هستند. توصیه نمودند که این اقدام در تهران صورت پذیرد و پرسیدند چرا در شهرستان انجام نمیدهید.
پزشک متبحر و متخصص در شهرستان نداریم؛ مقصود را دریافتید؟ در شهرستان پزشک حاذق در این زمینه وجود ندارد.
پرسش بنده این است که اگر در تهران اقدام شود، از این بیم دارم که ضایعه مخاطرهآمیز گردد.
بله، پیرامون تخلیه تومورها نگرانی دارند. عرض کردم که در صورت مداخله جراحی نسنجیده، نتیجه نامعین و پنجاهدرصد است؛ دست شما درد نکند. خود ایشان نیز تأکید کردند که باید مراقبت فراوانی به عمل آید.
پرسش: آیا داروی شیمیایی تجویز کردند؟
پاسخ: خیر، دارویی ندادند...
اکنون بنده نمیتوانم در این خصوص مداخله دارویی نمایم...