1405/07/19
بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع: طب اسلامی/ فقه و طب/ داروی مرکب در درمان بیماری سل
این متن توسط هوش مصنوعی پیادهسازی و سپس توسط انسان برای مستندسازی و تطبیق با فایل صوتی استاد، بازبینی و تأیید شده است.
مقدمه و مآخذ روایی در درمان دردهای شبکهای بدن
مباحثه ما در طب المعصومین، برگرفته از کتاب جامع احادیث الشیعة[1] ، است.
همچنین از کتاب طب الائمة[2] ابنا بسطام نیسابوریان؛ و از کتاب الفصول المهمة[3] ، نقل شده است.
طرح شکایت راوی از بادگرفتگی فراگیر و پاسخ درمانی معصوم
خلاصه کلام این است؛ راوی عرض میکند: آقا، عنایت بفرمایید، بنده از فرق سرم تا سرانگشتان پایم، به انواع بادگرفتگیها به صورت شبکهای مبتلا هستم؛ این عارضه مرا دچار استیصال و پریشانی کرده است. این چه ابتلای سختی است؟ آیا امیدی به بهبودی وجود دارد؟ بله، امکان بهبودی وجود دارد، با دارویی که امام معصوم علیهالسلام تجویز میفرمایند و آن دستور چیست؟
باید از دو گونه سعوط استفاده نمایید؛ یعنی کشیدن روغن به مجرای بینی؛ چکاندن و بالا کشیدن روغن در بینی که در اصطلاح بدان سعوط اطلاق میشود.
اکنون باید این دو نوع روغن را به داخل مجاری بینی بکشید:
نخست: سعوط عنبرماهی؛
و دیگری: سعوط زنبق.
به بیانی دیگر، روغن عنبرماهی؛ که مراد خودِ ماده عنبر است و ارتباطی با چربی، پی، دنبه یا گوشت آن حیوان ندارد، بلکه منحصراً خود عنبر است؛ و دوم، روغن گل زنبق.
این دو فراورده را باید به داخل بینی بکشید.
نقد سندی و تصحیح تصحیف نسخهها پیرامون کاربرد زنبق به جای زیبق
بدین صورتی که خدمت شما بیان داشتم، این روایت دارای دوازده سند معتبر در کتب حدیثی شیعه است؛ اما به صورتی که در این نسخه از کتاب آمده، با سه سند نقل شده، ولیکن متأسفانه دچار خطای قلمی و تصحیف گردیده است؛ راوی در بخشی که واژه «عنبر» را ضبط نموده، کلام را به درستی آورده است، اما در قسمتی که لفظ «زیبق» یا «زئبق» را ثبت کرده، مرتکب خطا و لغزش قلمی شده است.
معنای زیبق
توجه داشته باشید که زیبق به معنای جیوه است؛ جیوه عنصری بسیار سمی و کشنده است، به ویژه اگر بلعیده شود. حال اگر به داخل مجرای بینی استنشاق شود تا به دستگاه تنفسی و مری رسوخ کند، به مراتب مهلکتر خواهد بود.
این خطا ناشی از سهو القلم راوی است؛ سخن بنده را در خاطر نگاه دارید. نقلی که متضمن دوازده سند است صحیح و معتبر میباشد و در ادامه به تفصیل منابع آن را تبیین خواهم کرد.
از روی متن روایت قرائت میکنم:
«جعفر بن جابر الطائی قال: حدثنا موسی بن عمر بن یزید الصیقل قال: حدثنا عمر بن یزید قال: کتب جابر بن حسان الصوفی الی ابی عبد الله (علیهالسلام) قال: یا ابن رسولالله، منعتنی ریحٌ شابکة»؛
مرا از انجام وظایف فردی بازداشته است، تا چه رسد به پذیرش و ادای مسئولیتهای اجتماعی؛ تمامی اندام من، از فرق سر تا شست پایم، دستخوش دردهای شدید است؛ دردهای گونهگون و شبکهای، یعنی انواع بادگرفتگیها.
«شبکت بین قرنیّ الی قدمیّ؛ فادع الله لی»؛ در حق من دعای خیری بفرمایید تا از شر این دردهای پراکنده و متصل رهایی یابم.
«فدعا له»؛ حضرت در حق این شخص بیمار دعای خیر فرمودند.
«و کتب الیه»؛ و در مقام پاسخ مکتوب برای او چنین نگاشتند: «علیک بسعوط العنبر و الزیبق»؛ و الزیبق؛ که عرض شد در این موضع سهو القلم راوی رخ داده است.
«علی الریق»؛ صبحگاهان به صورت ناشتا، از سعوط روغن عنبرماهی استفاده کن.
تبیین ماهیت عنبرماهی و سازوکار اثربخشی درمانی صعوط
مراد از عنبر، همان ماده ارزشمندی است که نهنگ از دستگاه گوارش خود به بیرون پرتاب میکند؛ و ارتباطی با پی، دنبه یا گوشت نهنگ ندارد. یکی از گونههای این آبزی، نهنگ عنبر (اسپرموال) است که با دلفین، نهنگ گوژپشت و نهنگ آبی تفاوت بنیادین دارد.
نهنگ عنبر همان پدیدهای است که به اذن الهی حضرت یونس نبی (علیهالسلام) در بطن آن قرار گرفت؛ به طوری که انسان میتواند ماهها در فضای داخلی آن زنده بماند، زیرا مشتمل بر فضایی وسیع و مکعبمستطیل است که بخشی از آن آب و بخش دیگر هواست، هرچند محیطی کاملاً ظلمانی است: ﴿وذا النون اذ ذهب مغاضباً﴾[4]
اکنون در این فراز: «بسعوط العنبر و الزیبق»؛ در عبارت سعوط العنبر دقت بفرمایید:
«سعوط عنبر»، که از نهنگ عنبر به دست میآید، چنانچه همراه با روغنهای گرم نظیر روغن سیاهدانه یا روغن گل اسطوخودوس استفاده شود، گشاینده انسدادهای مغزی (مفتح سدد) و درمانکننده بیماریهای سرد مغز و اعصاب به شمار میرود.
«و الزیبق»؛ عرض کردم که این ضبط نادرست است. زیبق یعنی چه؟ یعنی جیوه؛ در زبان فارسی کهن بدان سیماب اطلاق میشده است.
این ماده به شدت مسمومکننده است؛ اگر خورده شود موجب مسمومیت حاد و مرگ خواهد شد و باید بلافاصله مصدوم را به بخش فوریتهای پزشکی برسانند تا پیش از جذب گوارشی، شستشوی معده انجام گیرد.
بنابراین، قید استفاده صبحگاهی ناشتا با این ماده ناممکن است و قطعاً تصحیف رخ داده است. بر اساس دوازده سند دیگر، روغن صحیح، روغن گل زنبق است. صورت صحیح عبارت چنین است: «بسعوط العنبر و الزنبق».
زنبق چیست؟
در زبان اردو بدان «سوسن آزاد» میگویند؛ و با گل سوسن معمولی تمایز دارد.
پس ما با دو نوع سعوط مواجه هستیم:
نخست: سعوط با روغن عنبرماهی،
دوم: و بلافاصله پس از آن، سعوط با روغن گل زنبق.
بهبود کامل بیمار و بازیافت نشاط فردی و اجتماعی
حضرت در دستورالعمل خویش میفرمایند این مداوا را صبح به حالت ناشتا به انجام برسان:
«علیک بسعوط العنبر و الزنبق علی الریق، تعافى منها ان شاء الله تعالی؛ ففعل ذلک فکانما نشط من عقال»؛
آن شخص این رهنمود را به کار بست و گویی از بند و زنجیری گران رهایی یافت؛ همانگونه که زانوبند شتر (عقال) را باز میکنند و حیوان آزاد میشود، او نیز از تمامی دردهای سراسر بدن، از فرق سر تا قدمها، خلاص شد؛ نشاط و طراوت طبیعی خویش را بازیافت و افزون بر توانایی بر تمشیت امور فردی، قادر گردید وظایف و مسئولیتهای اجتماعی خود را نیز به عالیترین شکل ممکن ایفا نماید. بسیار خب.
مآخذشناسی تصحیف لغوی و استناد دوازدهگانه به روغن زنبق
توجه بفرمایید، در خصوص واژه زیبق که همان جیوه و سیماب است، میتوانید به کتاب دائرة المعارف طب سنتی[5] (بخش مفردات)، تألیف حجتالاسلام محقق سیدعلی سیدنظری، صفحه هزار و صد و پنجاه و یک مراجعه کنید؛ آن مبحث مربوط به جیوه است.
پیشتر اشاره کردیم که در نقل راوی سهو القلم رخ داده است.
عبارت «العنبر و الزیبق» با سه سند در منابع آمده است؛ یکی در همین کتاب جامع احادیث الشیعة، دیگری در کتاب طب الائمة ابنا بسطام نیسابوریان و سومی در کتاب الفصول المهمة، همانطور که بیان شد، این ضبط ناشی از خطای قلمی راوی است و نادرست میباشد، زیرا مصرف آن موجب مرگ بیمار خواهد شد.
واژه صحیح در این موضع، زنبق است؛ روغن عنبرماهی و روغن گل سوسن آزاد که همان زنبق است. این معنا دارای دوازده سند معتبر در کتب حدیثی شیعه است؛ چند مورد از آن منابع را یادداشت بفرمایید که در آنها تعبیر «اما العنبر و الزنبق» آمده است:
نخست: در کتاب طب الائمة تألیف علامه شُبّر، صفحه سیصد و سی و نه، و نیز صفحه سیصد و پنجاه و پنج؛ یعنی در دو موضع.
دوم: کتاب الفصول المهمة، جلد سوم، صفحه صد و هفتاد و نه، حدیث دو هزار و هشتصد و نوزده.
سوم: کتاب بحار الانوار اثر علامه مجلسی، جلد پنجاه و نه، صفحه صد و هشتاد و شش، حدیث اول.
چهارم: کتاب مستدرک الوسائل، جلد اول، صفحه چهارصد و سی و دو، حدیث هزار و هشتاد و هفت.
پنجم: مجدداً در کتاب مستدرک الوسائل، جلد شانزدهم، صفحه چهارصد و چهل و شش. این موارد نیز اسناد مؤید این واژه نزد اهل ایمان است.
خواص درمانی، فارماکولوژی و آثار فیزیولوژیک روغن زنبق
اکنون یادداشت بفرمایید تا اندکی پیرامون خواص گل زنبق توضیح دهم؛ دقت کنید:
زنبق، که همان گل سوسن آزاد است، موجب تقویت بافت مغز است.
گل زنبق دارای خاصیت ملطّف است؛ ملطّف برگرفته از لطافت و تلطیف است.
روغن گل زنبق دارای این ویژگیهاست:
یک: ملطّف است؛
دو: مَلیّن است؛
سه: مسهل و تعدیلکننده صفرای مرّه است؛ مرّه، المرّة، المرار. هنگامی که صفرا بیش از اندازه در خون ترشح شود و به مغز سرایت کند، عوارضی چون ابلهی و سفاهت پدید میآورد و قوه ذاکره و توان بازیابی اطلاعات انسان را تضعیف مینماید. این روغن یکی از بهترین داروهاست؛ ملاحظه فرمودید سعوط آن تا چه پایه حائز اهمیت است؟ اینکه روغن گل سوسن آزاد را به مجرای بینی بکشید.
این ملطّف بودن به چه معناست و چه فایدهای دارد؟ از ریشه لطافت و لطیف شدن است.
لطیف شدن متضمن چه مفهومی است؟
یعنی چارهجویی به بهترین شیوه ممکن به منظور درمان بهینه؛ زیرا فرد بیمار است و نیاز به لطافت در درمان دارد. خداوند متعال نیز تدبیر میفرماید: «لطیفٌ بعباده»؛ تا انسان به طریقی شایسته اهل بهشت گردد و از طریق دوزخ دست بشوید. مطلب روشن شد؟
مسهل کدام صفرا است؟
صفرای مرّه؛ المرّة، المرار. این اصطلاحات را بیان میکنم تا هنگام مطالعه کتب، معنای آن را بدانید؛ یعنی صفرای مازادی که در گردش خون وجود دارد. این روغن آن را تعدیل و مهار میکند تا به سمت مغز صعود نکند و موجب سردی و رطوبت مغز نگردد؛ زیرا غلبه آن زمینهساز سفاهت، ابلهی و ضعف قوه حافظه در بازبینی دادهها خواهد شد که آسیبی جدی به مغز به شمار میرود. این سه خاصیت آن بود.
چهارمین فایده آن چیست؟ مُدِرّ بول است. ملاحظه میفرمایید که مصرف آن منعی ندارد؛ ادرارآور و دیورتیک است، همانند خربزه، انگور، آب و آب جوشیده ولرم که همگی خاصیت دیورتیک دارند. مانع از کمکاری کلیهها میشود و اجازه نمیدهد خلط بلغم سیاه و اسید اوریک خون افزایش یابد؛ همان اوره که در آزمایش ادرار ثبت میگردد.
پنجمین خاصیت چیست؟ مقوی اعضا و اندامهای بدن است؛ مانع از بروز دیستروفی و تحلیل عضلات ارادی میگردد؛ عارضهای که در دانش آسیبشناسی بافت و پاتولوژی مورد بررسی قرار میگیرد. بنابراین، روغن زنبق تقویتکننده اعضا و پیکر انسان است.
کاربردهای موضعی و مالشی روغن زنبق و تمایز مفهومی صعوط و استنشاق
توجه و دقت بفرمایید:
طلا کردن روغن گل زنبق؛ که امروزه تحت عناوین پماد، مالش ملایم و ضماد شناخته میشود. تعبیر طلا، به عنوان مثال، مانند استعمال نوره و مواد موبر است که بر موضع مالیده شده و سپس شسته میشود. در اینجا نیز بدین صورت است:
طلا کردن و مالیدن روغن گل زنبق، به برطرف شدن برودت و سردی مغز، تسکین سردی اعصاب، و رفع سردی اندامهای تناسلی یاری میرساند. پس از آنکه مدتی بر موضع استعمال شد، اقدام به شستشوی آن میکنند.
بنابراین ملاحظه میفرمایید با چنین خواصی که در گل زنبق نهفته است، و با توجه به قرینه لفظی موجود در باب سعوط، این فراورده ابداً نباید مادهای مهلک باشد؛ چرا که هدف، مداوای رنج بیمار است نه هلاکت وی. از این رو درمییابیم گرچه در آن سه منبع لغزش قلمی رخ داده، اما در دوازده منبع روایی دیگر، عبارت صحیح «العنبر و الزنبق» ضبط شده است؛
دستور این است که صبحگاهان به صورت ناشتا این دو ماده سعوط گردند.پیشتر اشاره شد که سعوط به چه معناست؟ به بالا کشیدن روغن در داخل مجاری بینی، سعوط اطلاق میشود.
اما چنانچه آب یا آب جوشیده ولرم را به درون بینی بکشید، آن عمل استنشاق نام دارد. تمایز در این است که کشیدن روغن در بینی، سعوط نامیده میشود.
پیش از این نیز مثالی بیان کردم؛ چنانچه در مناطق جنوبی ایران، نواحی کویری و بیابانی، یا در منطقه حجاز به ویژه در ایام مناسک حج تمتع یا عمره در چله تابستان و شدت گرمای طاقتفرسا حضور یابید، به منظور پیشگیری از خوندماغ شدن و عارضه رُعاف، پیش از آنکه در معرض تابش مستقیم نور خورشید قرار گیرید چه اقدامی باید انجام داد؟
از سعوط سِمسم استفاده شود؛ پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله نیز همین روش را به کار میبستند. آیتالله تبریزیان نیز در کتاب «طب النبی المصطفی» این روایت را درج فرمودهاند و در سایر مصادر نیز موجود است.
سعوط سمسم یعنی کشیدن روغن کنجد به داخل بینی؛ آن روغنی که بر سطح ارده مایع جمع میشود، نه روغنی که از مرحله اول پرس سرد استحصال میگردد؛ زیرا آن نوع، روغنی خوراکی است برای افرادی که از معده ضعیف رنج نمیبرند.
کنجد بر دو گونه است: السمسم و الجلجلان. رسول اکرم صلی الله علیه و آله از سعوط روغن کنجد در مجاری بینی بهره میجستند؛ چرا که اگر رزمندهای در میدان نبرد دچار خونریزی شدید بینی و رعاف میشد، رمق و توان خویش را از دست میداد و بر زمین میافتاد.
بنابراین، این سعوط نقشی بنیادین در پیشگیری از خونریزی دارد. حال به موضوع راوی این مباحثه بازگردیم که عرض کرد: «منعتنی ریحٌ شابکةٌ شبکت بین قرنیّ الی قدمیّ»؛ دردی شبکهای و پیوسته مرا از اداره زندگی فردی و مسئولیتپذیری اجتماعی بازداشته است، چه چارهای بیندیشم؟
حضرت فرمودند صبحگاهان به حالت ناشتا از این دو سعوط، یعنی این دو روغن ویژه در مجرای بینی استفاده کن و سپس در پی امور خویش روانه شو: «سعوط العنبر و الزنبق». توجه داشته باشید که عنبر در اینجا منشأ حیوانی دارد و عنبر گیاهی نیست.