1405/07/18
بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع: طب اسلامی/ فقه و طب/ استناد روایی در درمان سرفههای شدید
این متن توسط هوش مصنوعی پیادهسازی و سپس توسط انسان برای مستندسازی و تطبیق با فایل صوتی استاد، بازبینی و تأیید شده است.
مقدمه و استناد روایی در درمان سرفههای شدید
مباحثه ما در طب المعصومین، بر اساس کتاب جامع احادیث الشیعة[1] ، است.
و در کتاب طب الائمة[2] ابنا بسطام نیشابوریان در حوزه داروشناسی و فارماکولوژی،:
«احمد بن صالح قال: حدثنا محمد بن عبدالسلام قال: دخلت مع جماعة من اهل خراسان علی الرضا (علیهالصلاةوالسلام)، فسلّمنا علیه؛ ما گروهی از اهالی خراسان، به محضر امام رضا (علیهالسلام) شرفیاب شدیم و به صورت دستهجمعی بر حضرت درود و سلام فرستادیم؛ «فردّ»؛ حضرت از سر بزرگواری و کرامت، پاسخ سلام ما را عنایت فرمودند؛ «و سأل کلّ واحد منّا»؛ و هر یک از ما خراسانیها، پرسش خویش را با حضرت در میان گذاشت؛ «و سأل کلّ واحد منّا حاجته فقضاها»؛ و امام رضا علیهالسلام نیز حوائج آنان را برآورده به خیر فرمودند.
یکی عرض کرد: آقا، فرزندم بیمار است؛ دیگری گفت: خودم بیمارم؛ شخصی گفت: در مضیقه شدید مالی قرار دارم؛ و دیگری سخنی دیگر گفت. حضرت نیز تمام حوائج آنان را برآورده ساختند.
شرفیابی راوی نزد امام رضا (علیهالسلام) و طرح شکایت از بیماری
«ثم نظر الیّ»؛ سپس امام رضا (علیهالسلام) به من، «محمد بن عبدالسلام»، نگاهی افکندند؛ «ثم نظر الیّ فقال لی: و انت تسأل حاجتک»؛ تو نیز نیاز خویش را جویا شو، بگو، بیان کن و درخواست نما؛ زیرا آن وجودی که مصداق «من یعلم حوائج السائلین» است میداند، و معصوم نیز به اذن الهی آگاه است، «یا من یعلم حوائج السائلین»، پس چرا سکوت کردهای؟ پرسش خود را مطرح کن؛ فقال لی: و انت تسأل حاجتک؛
«فقلت»؛ من، عبد السلام، عرض کردم: «یاابن رسول الله»، ای امام رضا که فرزند پیامبر اکرمی، «اشکو الیک السعال الشدید»؛ من به پیشگاه شما از سرفههای شدید شکایت میآورم. از سرفههای شدید به نزد شما شکایت میکنم.
تشخیص تفکیکی سرفه حاد و مزمن در کلام معصوم
اشکو الیک السعال الشدید؛ فقال: احدیثٌ ام عتیقٌ؟ آیا این سرفهها به تازگی عارض شده است یا مدتزمانی طولانی است که بدان مبتلا هستید؟ احدیثٌ ام عتیقٌ؟ یعنی آیا سرفههای شما سرفههای حاد است، به اصطلاح تخصصی بیماریهای ریه، یا سرفههای شما سرفههای مزمن است؟
پرسش: مقصود از جدید را حاد میفرمایید؟
پاسخ: بله. از منظر زبان عربی، کلام معصوم همان است که نگاشتم. اکنون مایلم فرمایش معصوم را با اصطلاحات تخصصی ریه توضیح دهم: سرفههای حاد و سرفههای مزمن.
اینها اصطلاحات دقیق پزشکی هستند. عرض کردم که معصوم طبیب حقیقی است، به خاطر دارید؟ بسیار خب. بنابراین در این مقام نباید صرفاً ترجمه لغوی کرد؛ توجه داشته باشید که قول لغوی حجت نیست، بلکه در اینجا باید طبق اصطلاح دانش پزشکی سخن گفت.
«فقلت»؛ من، عبد السلام، گفتم: یا ابن رسول الله، ای فرزند رسولخدا، ای امام رضا (علیهالسلام)، «اشکو الیک السعال الشدید»؛ فقال، حضرت سلاماللهعلیه فرمودند: احدیثٌ ام عتیقٌ؟ فقلت: کلاهما؛ بخشی از سرفههای من تازه و جدید است و بخشی دیگر از دیرباز وجود داشته است.
قال؛ در این هنگام، حضرت یک داروی مرکب به وی تجویز میفرمایند تا با مصرف آن، سرفههای شدیدش بهبود یابد.
اقلام و مقادیر داروی مرکب برای سرفههای حاد و مزمن
حضرت فرمودند: «خذ فلفل الابیض»؛ فلفل سفید. به یاد دارید که عرض کردم فلفل سفید همان فلفل سیاه است که پوست آن را جدا کردهایم؟
«خذ فلفل الابیض جزءاً؛ و ابرفیون جزءین»؛ پیرامون ابرفیون عرض کردم که تنها در کتاب قرابادین کبیر، صفحه ششصد و چهل و دو، واژه ابرفیون وارد شده است؛ و مقدار آن دو برابر است. در حالی که در سایر کتب با عناوینی نظیر فربیون یا فرفیون آمده است.
اما با این گویش خاص، یعنی «ابرفیون»، تنها در یک کتاب کهن ثبت شده و آن هم قرابادین کبیر، صفحه ششصد و چهل و دو است.
پرسش: جهت یادآوری میفرمایید برای جدا کردن پوست فلفل سیاه چه اقدامی باید انجام داد؟
پاسخ: آن را در آب میخیسانید، سپس پوستش را جدا میکنید و پس از آن در مجاورت جریان هوای سرد و خشک قرار میدهید تا خشک شود؛ بدین ترتیب فلفل سفید حاصل میآید.
بنابراین، یک جزء فلفل سفید، دو جزء ابرفیون، که اندکی توضیح داده شد.
«وخَربَق ابیض»؛ در برخی نسخهها آمده است: و «خَربَقاً ابیض»؛ این مؤلفه نیز یک جزء واحد است. خربق را نیز پیشتر برای شما شرح دادم؛ خربق ابیض همان خربق سفید است که در زبان اردو بدان «کِئطقِ کی سفید» میگویند و توضیحات آن گذشت. این جزء نیز «جزءاً واحداً» است.
و من السنبل جزءاً؛ سنبل را نیز در جلسه پیشین با استناد کامل پیرامون اقسام آن شرح دادم؛ به خاطر دارید؟ این جزء نیز یک سهم است.
«و من القاقلة»؛ که همان هل سبز است و روز چهارشنبه تبیین شد؛ این جزء نیز یک سهم است.
«و من الزعفران جزءاً»؛ از زعفران نیز یک سهم.
«و من البنج جزءاً»؛ که همان بَنگ است، و عرض کردم که از گیاه شاهدانه چهار ماده به دست میآید که یکی از آنها بنگ است؛ این جزء نیز یک سهم است.
سپس اشاره کردم که این اقلام را باید به تفکیک کاملاً پودر نمایید و از پارچه حریر عبور دهید تا ذرات درشت در آن باقی نماند: «وتنخل بحریرة».
فرآوری دارویی، تعیین دوز درمانی و شیوه مصرف با عصاره رازیانه رومی
اکنون این چند جزء پودرشده را با عسل ممزوج میکنید تا معجونی عسلی ساخته شود:
«و تعجن بعسل منزوع الرغوة»؛ با عسل تصفیهشده و کفگیریشده که فاقد موم و خاشاک باشد؛
مثل وزنه؛ به میزان وزن کل این مجموعه دارویی. این اقلام مشتمل بر چندین جزء بودند که یکی از آنها نیز دو سهم بود. معادل وزن نهایی این مجموعه که ابتدا تکتک پودر شده و سپس با یکدیگر ترکیب گردیدهاند، هموزن این ترکیب، عسل طبیعی افزوده و کاملاً مخلوط میکنید.
پرسش: آیا منظور وزن هر یک از آنهاست؟
پاسخ: خیر، مقصود وزن مجموع ترکیب است؛ وزن تمام مجموعه پودرشده: مثل وزنه.
«وتتخذ للسعال العتیق»؛ یعنی برای سرفه مزمن؛ «و الحدیث»؛ یعنی برای سرفه حاد.
مقدار مصرف
منه؛ چه مقدار باید مصرف شود؟ «منه»؛ از این ترکیب چه میزان باید میل کنید؟ ضمیر «منه» را به واژه سعال بازگردانید؛ سعال. «و تتخذ للسعال العتیق و الحدیث منه»؛ یعنی برای درمان این سرفهها. اکنون چه میزان مصرف شود؟
«حبةً، حبةً»؛ این از مقیاسها و اوزان قدیم است: یک حبه در اوزان قدیم، برابر با شش صدم گرم در مقیاسهای نوین است. «حبةً واحدةً».
چگونگی مصرف
بسیار خب، اکنون این مقدار شش صدم گرم را که معادل یک حبه است با چه چیزی مصرف کنم؟
«بماء الرازیانج»؛ همراه با آب رازیانه رومی، با آب رازیانه رومی، با آب رازیانه رومی. شش صدم گرم، بله، شش صدم گرم معادل یک حبه است. این دارو را نباید به تنهایی و صرفاً با آب دهان فروبرید؛ بلکه باید به همراه آب رازیانه رومی، انیسیس، انیسون، انیس، رازیانه رومی یا بادیان رومی مصرف شود؛ آبی که با دستگاه پرس سرد استخراج شده باشد. مطلب روشن شد؟
«بماء الرازیانج»؛ همراه با آب رازیانه رومی؛ «عند المنام»؛ شبهنگام و پیش از خواب.
شبهه در باب دوز درمانی و شگفتیهای آفرینش در مقیاسهای خرد
پرسش: آیا ششدهم نیست؟ ششدهم گرم؟ ششصدم گرم به اندازه یک سر سوزن میشود!
پاسخ: خیر، ششصدم گرم است؛ در اینجا چنین ثبت شده است.معادل سر سوزن میشود.
بله، گریزی از آن نیست؛ قاشق چایخوری. دارو در مقیاس میلیگرم است.
توجه بفرمایید، نگران نباشید؛ این ساحت قدرت الهی است. مقصودم این نیست که میتوانند مصرف نکنند. آیا مایلید نکتهای را برایتان تبیین کنم؟ عرض میکنم که این شأن پروردگار است.
ببینید، دست خود را مشت کنید؛ این تقریباً معادل حجم و وزن مغز شماست. اکنون به کلام بنده دقت فرمایید؛ چشمان من و شما نیز در اندازهای متعارف قرار دارد؛ ﴿سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ﴾[3] .
حال به مغز زنبور عسل بنگرید؛ یا به نوک یک سنجاق؛ سبحان الله. نباید موضوع را سبک و کماهمیت تلقی کنید؛ بله. اگر بخواهیم از مظاهر قدرت خداوند سخن بگوییم:
به عنوان مثال، میوه عناب جثهای کوچک دارد، ولیکن بیست برابر یک پرتقال متوسط واجد ویتامین ث است؛ بیست برابر!
یا به عنوان نمونه، تخم بلدرچین در این اندازه کوچک است، اما چندین برابر این تخممرغهایی که مردم مصرف میکنند، واجد پروتئین است. در تمام این موارد، قدرت باریتعالی متجلی است.
اکنون ما نیز، با حفظ وحدت، سخنانی داریم؛ به عنوان مثال نقل و نبات به گوشه و کنار جهان ارسال میکنیم. چنانچه آمریکا و اسرائیل قصد جسارت و فزونخواهی داشته باشند، از این پس دیگر تسلیحات پانصد کیلویی و هفتصد کیلویی در رأس این ادوات قرار نخواهیم داد، بلکه ممکن است مادهای به اندازه یک مشت تعبیه کنیم.
بیش از این مجاز به توضیح نیستم؛ به ما ارتباطی ندارد، با حفظ وحدت!
ملاحظه فرمودید با وجود خردی اندام، تا چه میزان از مواد پانصد و هفتصد کیلویی نیرومندتر است؟ این مطلب را به عنوان تمثیل عرض کردم؛ زیرا پرسشی در این زمینه مطرح فرمودید. بسیار خب.
ویژگیهای دمایی آب مصرفی و پیامدهای آسیبشناختی نوشیدنیهای داغ و یخزده
پس این مقدار، ششصدم گرم است. «حبةً واحدةً بماء الرازیانج عند المنام»؛ «و لیکن الماء، و لیکن الماء فاتراً»؛
به خاطر داشته باشید آبی که پس از آن مینوشید، باید آب جوشیده ولرم باشد؛ یعنی آب به نقطه جوش برسد، پنج دقیقه بجوشد، سپس شعله را خاموش کنید و هنگامی که به دمای ولرم رسید، آن را بنوشید؛ همان «ماء فاتر».
«و لیکن الماء فاتراً لا بارداً»؛ دقت کنید که مصرف آب سرد معمولی نیز مجاز نیست، تا چه رسد به آب بسیار سرد و یخزده!
رشته کلام را از یاد نبرید که چه عرض کردم؛ یک بار دیگر تکرار میکنم. ملاحظه فرمایید، پیرامون نوشیدن آب:
از مصرف «ماء حار»، یعنی آب داغ، در روایات نهی فرمودهاند. علمای صالح چه بیانی داشتهاند؟ فرمودهاند آب داغ و غذای داغ تناول نکنید، زیرا مکروه است.
دیگری نیز «ماء الثلج» است؛ نوشیدن آب یخزده و بسیار سرد در روایات شیعه مورد نهی قرار گرفته و علما به کراهت آن فتوا دادهاند.
آگاه باشید که یکی از علل و چه بسا علت عمده بروز سرطانهای مری و دستگاه گوارش (جیآی)، مصرف نوشیدنیهای داغ یا آب بسیار سرد و یخزده است.
بالاترین میزان ابتلا به سرطانهای مری نیز در استان خراسان مشاهده میشود؛
چای داغ، قهوه داغ، آش و شله داغ، بلغور داغ را بلافاصله فرومیبرند! توجه داشته باشید که این لوله گوارش انسان است.
راهکارهای پیشگیرانه و نقد سبک تغذیه و عادات ناسالم در جامعه
اما آن دو حالت دیگری که جایز و مستحب شمرده شده است:
یکی: «ماء بارد»، یعنی آب خنک و متعارف؛
و دومی: «ماء فاتر» که مصرف آن مستحب است.
اکنون به سخن بنده عنایت فرمایید: فردی که به سرفههای شدید مبتلاست، خواه سرفه حاد باشد که به تازگی عارض شده، و خواه سرفه مزمن باشد که از گذشته استمرار یافته است، نه تنها نباید ماء حار و ماء ثلج بنوشد، بلکه از مصرف ماء بارد، یعنی آب سرد معمولی نیز باید پرهیز کند. آب مصرفی او منحصراً باید آب جوشیده ولرم باشد.
ملاحظه فرمودید چه نکتهای بیان شد. مطلب بسیار ارزندهای است؛ اکنون در ذهنتان این است که چقدر برای عموم دشوار است؛ راهکاری دمدستی برای سرفهها، دمدستی.
راهکار ساده و در دسترس این است: آب جوشیده ولرم بنوشید؛ در مجاورت پنجره و پشت در نخوابید؛ نزدیک بخاری و شوفاژ استراحت نکنید؛ از راکب شدن بر موتورسیکلت اجتناب ورزید؛ در برابر باد پنکه و کولر قرار نگیرید. این امور هزینهای در بر ندارد. آب نیز در دسترس همگان قرار دارد؛ پنج دقیقه آن را بجوشانید و هنگامی که ولرم شد، میل کنید.
چنانچه با این روش سرفه خشک شما برطرف نشد، پاداش دارید؛ یقیناً سرفه نخواهید کرد.
امروزه مردم گرفتار سوءتغذیه و بدخوری هستند؛ از ابتدای صبح چای پررنگ و بسیار داغ مینوشند، سپس به مصرف قهوه روی میآورند و در ادامه نسکافه مصرف میکنند. حتی در مجاورت همین مدرسه ما نیز چنین مراکزی دایر کردهاند؛ کافیشاپ و مواردی از این دست.
قهوه، قلیان. مصرف قهوه عوارض متعددی دارد، زیرا زمینهساز بیست نوع بیماری است. بدخواهان نمیخواهند جامعه شیعه از سلامت برخوردار باشد.
بنده این مطالب را بر اساس تألیفات پزشکان محترم بیان میکنم؛ نظیر مرحوم دکتر محمد صادق رجحان در کتاب «شفا». در آن کتاب حدود هفت مورد ذکر شده بود که بنده در حاشیه آن بیست مورد بیماری را با خودکار قرمز یادداشت نمودم. هر زمان بخواهید آن را میآورم تا از روی متن قرائت کنم و تصویربرداری نمایید.
مقصودم این است که این ماده بیست نوع عارضه پدید میآورد؛ زیرا دشمن خواهان سلامت من و شما نیست.
این اندازه شرارت وجود دارد که حتی در قالب خونهای اهدایی، فراوردههای آلوده به ویروس ایدز یا هپاتیت بی را ارسال کردند و جامعه ایران و عراق را بدان مبتلا ساختند؛ همان محمولههای خون اهدایی فرانسوی. انسان باید دشمن خبیث را بشناسد؛ این بحث دشمنشناسی است.
جایگاه بیبدیل معصومین علیهمالسلام در علوم و پرهیز از بدعت و فتوا به غیر علم
حال بنگرید که امام رضا (علیهالسلام) با چه دقتی مطلب را تبیین فرمودهاند. آیا اسلام واجد طبابت نیست؟! سخنان مضحکی بر زبان میرانند!
ملاحظه کنید که حضرت هم مباحث تخصصی ریه را بیان میفرمایند، هم اصول پیشگیری را تذکر میدهند و هم داروی مرکب تجویز میکنند؛ یعنی در جایگاه یک استاد تمام داروشناسی و فارماکولوژی کلام میگویند.
بنابراین، ما روایاتی را با هفت سند معتبر از امام باقر (علیهالسلام) نقل میکنیم که فرمودند: «نحن طبیب الاطباء»[4] ؛ طبیب اطباء، ما معصومین هستیم.
«رأس العلماء»؛ سرآمد تمام دانشمندان کره زمین در گستره تاریخ تا روز رستاخیز، شخص معصوم است.
«رئیس الحکماء»؛ هر آنچه فیلسوف و حکیم وجود دارد، در مباحث حکمت متعالیه و سلام بر جناب ملاصدرا، رئیس حقیقی حکما معصوم است.
هر آنکس که در جایگاه اجتهاد، استنباط، مرجعیت و فقه قرار دارد، آگاه باشید که «معدن الفقهاء» معصوم است.
پس موضوعی را که نمیدانید باید از چه کسی جویا شوید؟ از معصوم؛
نه آنکه به بافتن مطالب بیاساس روی آورید؛ فرضیهپردازی کنید، نظریه بدهید و به گمانهزنی بپردازید!
بگوید رساله و دیدگاه ما چنین است؛ مبنای من در اصول و فقه این است!
اگر در پی گشودن دکان و جلب منافع هستید، به بازار کسب و کار مراجعه کنید.
اما اگر خواهان سخن صواب و هدایت صحیح مردم هستید، هر آنچه را نمیدانید از مقام مافوق حقیقی خویش که امام معصوم است سؤال کنید؛ از پیش خود مطلبی نتراشید.
در غیر این صورت، طبق حدیث شریف: «من افتی بغیر علم»[5] ، در روز قیامت با او رفتاری سخت و عبرتآموز خواهند داشت؛ به تعبیر اهل بازار، به سختی توبیخ و مجازات خواهد شد!
اما به تعبیر غیربازاریان چه خواهد شد؟ مؤمنان وارسته، مجتهدان شایسته، مراجع صالح شیعه و فقیهان بزرگوار در جایگاهی والا قرار دارند: «فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر»[6] .
اما آن شخصی که بدون آگاهی و بر پایه غیرعلم فتوا صادر کند، جایگاه او آتش دوزخ خواهد بود. در روایات نیز تصریح شده است؛ درست است؟ جایگاه او آتش است، زیرا مردم را به سوی آتش فراخوانده است، نه به سوی نعمتهای بهشتی «و خضرة النعیم». چنین شخصی انسانها را به سرسبزی و طراوت بهشت دعوت نمیکند. این نکات را متذکر شدم تا قدر و منزلت معصوم را بشناسیم.
نحوه نوشیدن آب ولرم، اتمام روایت و اثربخشی ریشهکنکننده معجون دارویی
بسیار خب؛ «و لیکن الماء الفاتر لا باردا»[7] ملاحظه فرمودید؟ دو قسم نخست که مشخص بود و پیشتر از آن نهی گردید. فردی که مکرراً به سرفههای شدید و خشک دچار است، حتی آب سرد معمولی نیز برای او مناسب نیست؛ بلکه منحصراً باید آب جوشیده ولرم مصرف کند. پنج دقیقه آب میجوشد، شعله را خاموش میکنید، هنگامی که ولرم شد، آن را به آرامی و با مکیدن بنوشد؛ یعنی «مصاً لا عباً»، نه با سرکشیدن دفعی.
«فانه»؛ ضمیر در این عبارت به مصرف این معجون مرکب بازمیگردد؛ «فانه یقلعه من اصله»؛ همانگونه که امام رضا (علیهالسلام) افاضه فرمودند، این معجون مرکب از عسل و این چند جزء گیاهی، سرفههای خشک، مکرر، حاد و سرفههای کهنه و مزمن شما را از بن و ریشه درمان میکند: «فانه یقلعه من اصله».
بنابراین، مصرف این معجون سرفههای شدید را به کلی ریشهکن میسازد. این یک روایت کامل در این باب بود.