درس طب استاد سیدحسن ضیائی

1405/07/14

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

موضوع: طب اسلامی/ فقه و طب/ دستور امام رضا (علیه‌السلام) در درمان دل‌پیچه شدید با گردوی پخته و تبیین طبی و لغوی آن

 

این متن توسط هوش مصنوعی پیاده‌سازی و سپس توسط انسان برای مستندسازی و تطبیق با فایل صوتی استاد، بازبینی و تأیید شده است.

 

دستور امام رضا (علیه‌السلام) در درمان دل‌پیچه شدید با گردوی پخته و تبیین طبی و لغوی آن

مباحث ما در طبّ المعصومین علیهم‌السلام، از کتاب جامع احادیث الشیعة[1] ، است.

«وَ فِیهِ»، در کتاب طبّ الأئمةِ ابنا بسطام نیشابوری (عبدالله و حسین)، از ایوب بن عمر نقل شده است که گفت:

حدّثنا محمد بن عیسی، عن کامل، عن محمد بن ابراهیم الجُعفی، قال: «شَکا رَجُلٌ إِلى أَبِی‌الحَسَنِ عَلِیِّ بنِ مُوسَى‌الرِّضا (عَلَیهِ‌الصَّلاةُ‌وَالسَّلامُ) مَغَصاً»[2] [3] .

 

«مَغَصاً»؛ مَغَص به معنای دل‌پیچه و دردهای پیچشی شکم است که از اصطلاحات پزشکی به شمار می‌رود. این بیماری با نفخ، گاز معده و صداهای شکم و روده (قَراقِر) تفاوت دارد و از بیماری‌های غیرعضوی و عملکردی دستگاه گوارش محسوب می‌شود.

 

«کادَ یَقتُلُهُ»؛ آن مرد عرض کرد: این درد نزدیک است مرا به هلاکت برساند! «وَ سَأَلَهُ أَن یَدعُوَ اللهَ عَزَّوَجَلَّ لَهُ»، و از امام درخواست نمود که برای او به درگاه خداوند عز و جل دعا بفرمایند تا از این رنج و مرگ نجات یابد؛ «فَقَد أَعیاهُ کَثرَةُ ما یَتَّخِذُ لَهُ مِنَ الأَدوِیَةِ»، چرا که مصرف داروهای گوناگون و درمان‌های متعدد او را خسته و درمانده کرده بود، «وَ لَیسَ یَنفَعُهُ ذلِکَ»، و هیچ‌یک از آن داروها سودی به حال او نبخشیده و دل‌پیچه‌اش همچنان ادامه داشت.

 

اینکه در کتاب المنجد آمده است: «وَجَعٌ وَ تَقْطِیعٌ فِی الأَمْعَاءِ»[4] ، معنای لغوی است و قول لغوی نیز حجت به شمار نمی‌رود؛ در اینجا با یک اصطلاح پزشکی مواجهیم و معنای آن دل‌پیچه و انقباضات شدید شکمی است.

افزون بر این، کتب لغت متأخر ارتباط وثیقی با عصر معصومین (علیهم‌السلام) ندارند، زیرا در گذر قرون، معانی الفاظ دگرگون می‌شود.

برای فهم کلام معصوم باید به منابع لغوی متقدم نظیر کتاب العین، لسان العرب، مجمع البحرینِ طُرَیحی یا المفردات راغب اصفهانی مراجعه نمود که به ادبیات عصر ائمه (علیهم‌السلام) نزدیک‌ترند تا تفسیر به رأی صورت نگیرد و کلام معصوم برخلاف مراد ایشان معنا نشود.

بنابراین معنای «مغص» در اصطلاح پزشکی دل‌پیچه و پیچش‌های شکمی است. آن شخص می‌گوید هرچه مداوا کردم اثری نداشت، بلکه دردم فزونی یافت.

 

پرسش: آیا با دل‌درد تفاوت دارد؟

پاسخ: بله، با دل‌درد تفاوت دارد؛ با پهلودرد و با سینه‌پهلو نیز تفاوت دارد. هر یک از این‌ها اصطلاحی پزشکی است؛ به عنوان نمونه «ذات‌الریه» همان سینه‌پهلو است، و درد پهلو معادل «ذات‌الجَنب» است.

 

پرسش: بوعلی سینا هم بر اثر همین بیماری درگذشت؟

پاسخ: بله، ابن‌سینا نیز بر اثر همین عارضه قولنج و دل‌پیچه از دنیا رفت. بیشتر دانشمندان بر اثر همان بیماری‌هایی که داروی آن را ساختند از دنیا می‌روند تا معلوم شود حیات و مرگ به دست خداوند است.

 

«بَل یَزدادُ عَلَیهِ شِدَّةً»[5] [6] ؛ بلکه بر شدت بیماری‌اش افزوده می‌شد. «قالَ: فَتَبَسَّمَ صَلَواتُ اللهِ عَلَیهِ»، امام رضا (صلوات‌الله‌و‌سلامه) علیه لبخندی زدند، «وَ قالَ: وَیحَکَ»، و فرمودند: وای بر تو! چرا به این در و آن در می‌زنی؟

جایگاه علم نزد معصوم است؛ به کجا می‌روی و در کدامین وادی سرگردان شده‌ای؟ «إِنَّ دُعاءَنا مِنَ اللهِ بِمَکانٍ»، همانا دعای ما نزد خداوند جایگاهی رفیع دارد؛ «وَ إِنِّی أَسأَلُ اللهَ»، و من به تحقیق و تأکید از درگاه الهی مسألت می‌نمایم، «أَن یُخَفِّفَ عَنکَ بِحَولِهِ وَ قُوَّتِهِ»، که به حول و قوه خویش این شدت بیماری را از تو بکاهد و تخفیف دهد.

 

«فَإِذَا اشتَدَّ بِکَ الأَمرُ وَ التَوَیتَ مِنهُ»، هنگامی که کار بر تو سخت شد و از شدت درد به خود پیچیدی، درمان تنها در یک چیز است:

یک عدد گردوی رسیده را با پوست چوبی آن در آتش یا مجاورت حرارت قرار می‌دهی.

«فَخُذْ جَوْزَةً وَ اطْرَحْهَا عَلَى النَّارِ حَتَّى تَعْلَمَ أَنَّهَا قَدِ اسْتَوَتْ مَا فِی جَوْفِهَا»، یک عدد گردو برگیر و آن را بر روی آتش بگذار تا بدانی که درون آن کاملاً مغزپخت شده است، «وَ غَیَّرَتْهُ النَّارُ»، و حرارت آتش رنگ آن را دگرگون ساخته باشد؛ «قَشِّرْهَا وَ کُلْهَا»، پوست آن را جدا کن و مغز پخته‌اش را تناول نما، «فَإِنَّهَا تَسْکُنُ مِنْ سَاعَتِهَا»، زیرا در همان ساعت و به سرعت، درد تسکین می‌یابد.

 

پرسش: ما این دستور را برای کودکان به کار بردیم، غذای مصرف‌شده را برگرداندند و بهبود یافتند.

پاسخ: بله، آن مورد مربوط به پرخوری و رودل کردن در کودکان است که بر اثر کم‌تحرکی و پرخوری پیش می‌آید و با تخلیه معده برطرف می‌شود؛ اما عارضه این شخص، دل‌پیچه و انقباضات حاد روده و شکم بوده است.

 

«قالَ: فَوَاللهِ مَا فَعَلْتُ ذَلِکَ إِلَّا مَرَّةً وَاحِدَةً، فَسَکَنَ عَنِّی المَغَصُ بِإِذْنِ اللهِ»، راوی می‌گوید: آن مرد گفت: به خدا سوگند من آن دستور را تنها یک نوبت به کار بستم، پس آن دل‌پیچه به اذن خداوند متعال به کلی تسکین یافت و آرام گرفت.

اینکه مدام تعبیر «بإذن الله» را به کار می‌بریم، به این جهت است که... این هم «جَوزَةٌ»، یعنی یک عدد گردو.

 

جایگاه نیت در علوم و تبیین معارف توحیدی در پرتو تعبیر «بإذن‌الله»

در اینجا نکته‌ای شایان توجه است؛ زیرا تمامی علوم، اعم از حوزوی و دانشگاهی، خواه علوم طبیعی باشد و خواه علوم انسانی - به این بیانات دقیقاً توجه بفرمایید - علوم انسانی نظیر: علم حقوق، علم تربیت، علم روان‌شناسی، علم بانکداری، علم اقتصاد و مانند آن؛ و چه علوم طبیعی، نظیر: فیزیک، شیمی، زمین‌شناسی، اخترشناسی، اقیانوس‌شناسی، خاک‌شناسی، اکولوژی و محیط‌شناسی؛ در علم فیزیک نیز تمامی شاخه‌ها همچون: فیزیک نظری، فیزیک تجربی و عملی، فیزیک کوانتوم، فیزیک اتمی، فیزیک ذرات بنیادی و فیزیک پلاسما؛ و در علم شیمی نیز کلیه گرایش‌ها نظیر: شیمی مواد، شیمی آلی، شیمی معدنی، بیوشیمی، مباحث پلیمرها، کامپوزیت‌ها، میکروژل‌های شیمیایی جنبشی، و مباحث فوق تخصصی شیمی تجزیه؛ که به عنوان نمونه، فردی است اهل کرمانشاه که دوره کارشناسی را گذرانده و سپس مدرک دکترای شیمی تجزیه را از دانشگاه فردوسی مشهد اخذ نموده است به نام دکتر امیری. ملاحظه بفرمایید، این‌ها همگی زیرمجموعه علم شیمی است، اما گرایش‌ها با یکدیگر تفاوت‌های بنیادین دارند.

 

پرسش: نام کوچک ایشان چیست؟

پاسخ: دکتر امیری؛ در مشهد نیز تنها یک نفر متخصص شیمی تجزیه در این سطح حضور دارد.

 

به عنوان مثال، سطوح این دیوارها و میزها را می‌توان با نوعی ماده شیمیایی پوشش داد که خاصیت ضد میکروبی پایدار دارد، به گونه‌ای که نیاز به ضدعفونی روزانه با دستمال نباشد؛ درک ساختار این ترکیبات نیازمند تخصص در شیمی تجزیه است و سایر گرایش‌ها از درک جزئیات آن عاجزند.

همچنین در حوزه‌هایی چون میکروژل‌های شیمیایی جنبشی، مباحثی مطرح است که تنها متخصص آن حوزه متوجه می‌شود و دیگران بدان احاطه ندارند؛ همانند مباحثی که مهندس مرادی و مهندس ژیان در زمینه میکروژل‌های شیمیایی جنبشی دنبال می‌کنند.

یا در رشته میکروبیولوژی صنعتی مطالبی وجود دارد که تنها کارشناسان آن رشته بدان واقفند و افراد در سطوح دیگر از درک آن ناتوانند. در تمامی رشته‌ها وضعیت بدین منوال است.

 

در میان این علوم، دانشمندی برجسته نظیر جابر بن حیان (ابوحَیّان) از شاگردان امام صادق (علیه‌السلام) بوده است که در سطح جهانی به عنوان پدر علم شیمی آلی شناخته می‌شود؛ در حالی که شیمی آلی با شیمی معدنی و شیمی مواد تفاوت دارد. مقصود من از بیان این مقدمه آن است که توجه داشته باشید: تمام علوم، اگر فراگیری، تحصیل، تحقیق و پژوهش در آن‌ها برای جلب رضایت پروردگار و از طریق کسب خشنودی معصوم (علیه‌السلام) صورت پذیرد، تمامی آن علوم جنبه عبادی پیدا می‌کند. کلام مرا به خاطر بسپارید؛ در این صورت تمامی این فعالیت‌ها عبادت است و پاداش عبادت به انسان اعطا می‌گردد.

 

اما اگر این علوم، خواهشمندم کلام مرا فراموش نکنید و مکدر نشوید، حتی اگر من به تدریس درس فقه، حدیث، تفسیر قرآن و اخلاق بپردازم، تا چه رسد به سایر دانش‌ها، ولی هدف از آن جلب رضایت ابلیس و شیاطین انس و جن باشد، تمامی این علوم غیرالهی و غیرشرعی خواهند بود؛ دانشی آمیخته به فساد و انحراف است که نه تنها برای صاحبش حجاب اکبر به شمار می‌رود، بلکه زیان‌رسان نیز خواهد بود.

 

ما امروزه در جهان با کمبود دانشمند مواجه نیستیم؛ در احادیث معراجیه وارد شده است: «وَ قَلَّ العُلَماءُ الهادُونَ وَ کَثُرَ عُلَماءُ الخَوَنَةُ»[7] ؛ عالمان هدایتگر اندک‌اند و دانشمندان خائن بسیارند.

سخنان مرا به یاد داشته باشید؛ اگر خواهان پاداش عبادت، مقبولیت علم در پیشگاه الهی و برکت آن هستید، راه منحصر در همان هدفی است که بیان داشتم؛ خواه در دانشگاه باشید و خواه در حوزه، و در هر رشته‌ای که به تدریس و تعلم اشتغال داشته باشید.

 

هنگامی که علم ما صبغه عبادی به خود بگیرد، صرفاً در حصار مادیات متوقف نمی‌مانیم؛ در هر رشته علمی که باشید، خالق و صانع را مشاهده می‌کنید و واسطه فیض الهی را نیز درمی‌یابید: «اللهُ خالِقٌ، اللهُ صانِعٌ، وَ نَحنُ صَنائِعُ رَبِّنا، وَ الخَلقُ وَ النّاسُ صَنائِعُنا».

 

بنابراین هنگامی که به این مظاهر مادی یا بخارات می‌نگرید، همانند نگریستن در آینه، هم واسطه فیض الهی را که معصوم علیه‌السلام است مشاهده می‌کنید («بِیُمنِهِ رُزِقَ الوَریٰ»[8] ، به برکت وجود او آفریدگان روزی داده می‌شوند)، و هم آفریننده هستی را که خداوند متعال است درمی‌یابید؛ در این حالت است که علم شما عبادی و الهی می‌گردد.

اما اگر انسان تنها در عالم ماده غرق شود، خواه دانش‌آموخته حوزه باشد و خواه دانشگاه، چنین نگرشی انسان را به سوی شرک سوق می‌دهد؛ فرد دچار خودبینی، خودرأیی، عجب، تکبر، طغیان و استکبار می‌گردد.

 

از این رو حضرات معصومین (علیهم‌السلام) پیوسته و با تأکید تعبیر «بِإِذنِ اللهِ»[9] [10] ؛ را به کار می‌برند تا توجه ما از آیات به صاحب آیه معطوف گردد؛ و از مشاهده آینه به آفریننده آینه رهنمون شویم.

آیا متوجه شدید به چه علت بر عبارت «بِإذنِ اللهِ» تأکید نمودم؟ بسیار خب، مؤمنان، باقی مباحث بماند برای فردا که سایر سروران و اساتید تشریف‌فرما شوند.

 


[1] جامع أحاديث الشيعة، البروجردي، السيد حسين، ج23، ص489.
[2] طبّ الأئمة، ابن بسطام، ج1، ص101.
[3] جامع أحاديث الشيعة، البروجردي، السيد حسين، ج23، ص489.
[4] معلوف، لویس، المنجد، دارالمشرق (بیروت).
[5] طبّ الأئمة، ابن بسطام، ج1، ص101.
[6] جامع أحاديث الشيعة، البروجردي، السيد حسين، ج23، ص489.
[7] إثبات الهداة بالنصوص و المعجزات، الشيخ حرّ العاملي، ج5، ص345.
[8] کلیات مفاتیح الجنان، قمی، شیخ عباس، ج1، ص85.
[9] طبّ الأئمة، ابن بسطام، ج1، ص101.
[10] جامع أحاديث الشيعة، البروجردي، السيد حسين، ج23، ص489.