درس طب استاد سیدحسن ضیائی

1405/07/13

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

موضوع: طب اسلامی/ فقه و طب/ دستور داروی مرکب امام صادق (علیه‌السلام) برای درمان بیماری‌های معده و تطبیق اوزان و مقادیر طبی

 

این متن توسط هوش مصنوعی پیاده‌سازی و سپس توسط انسان برای مستندسازی و تطبیق با فایل صوتی استاد، بازبینی و تأیید شده است.

 

دستور داروی مرکب امام صادق (علیه‌السلام) برای درمان بیماری‌های معده و تطبیق اوزان و مقادیر طبی

اکنون در بررسی روایات کتاب طب المعصومین، از کتاب جامع احادیث الشیعة[1] ، را بار دیگر قرائت نموده و ترجمه دقیق‌تر و تحقیقی‌تر آن را بیان می‌کنم ان‌شاءالله.

 

از کتاب طبّ الأئمة علیهم‌السلام، صفحه هفتاد و یک:

«لِوَجَعِ المَعِدَةِ وَ بُرودَتِها وَ ضَعفِها»[2] ؛ برای درمان درد معده، سردی معده و ضعف معده.

 

امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند یک داروی مرکب بساز:

«یُؤخَذُ خیارُ شَنبَرٍ»[3] [4] ؛ توجه فرمایید مؤمنان، این «خیار شَنبَر» است، با حرف «ش» بنویسید. رنگ آن نیز، به دست من توجه کنید، هنگامی که نارس است، سبز کم‌رنگ و کشیده است؛ سبز کم‌رنگ و کشیده. زمانی که می‌رسد، رنگ آن قهوه‌ای سوخته مایل به سیاه می‌شود.

این خیار شَنبَر با خیار چَنبَر تفاوت دارد؛ خیار چنبر، خیاری کشیده، اندکی خمیده و دارای شیارها و خطوط برجسته و فرورفته است؛ مانند ستون‌های هخامنشی در تخت جمشید شیراز که شیاردار است. با آن تفاوت دارد، به خاطر داشته باشید. این یک قلم.

 

«یُؤخَذُ خیارُ شَنبَرٍ مِقدارَ رِطلٍ»؛ یادداشت بفرمایید:

اوزان قدیم گونه‌های متفاوتی دارند و دانشمندان گوناگون نیز معانی مختلفی برای آن‌ها ذکر کرده‌اند. این‌ها را بررسی کرده و چکیده مورد اتفاق‌نظر را برای شما بیان می‌کنم. یکی از اوزان قدیم، «رِطل» است، با حرف «ط».

این مقدار معادل صد و بیست و هشت درهم است و برخی نیز تا صد و سی درهم برشمرده‌اند. هر درهمی معادل چهل و هشت حَبّه است؛ این بر اساس اوزان قدیم است.

به عبارت امروزی: هر حبه بر حسب واحدهای امروزی نظیر کیلوگرم و گرم، معادل سه ممیز هجده صدم (۳.۱۸) گرم است؛ که در زبان عربی به آن «غرام» می‌گویند.

 

پرسش: آیا به سه ممیز هجده صدم گرم می‌گویند غرام؟

پاسخ: خیر؛ غرام همان یک گرم است.

اکنون برای آنکه در تبدیل اوزان سردرگم نشوید، در اینجا این رطل به وزن امروزی معادل چهارصد و نه (۴۰۹) گرم می‌شود؛ و به طور تقریبی می‌توان گفت چهارصد و ده (۴۱۰) گرم. اگر بخواهید مسامحه نموده و دست‌بالا بگیرید، پانصد گرم (نیم کیلو) می‌شود، ولی تقریب دقیق آن همان چهارصد و ده گرم است. بسیار خب، این شد رطل.

اگر بخواهید این مقدار را با سایر اوزان قدیم بیان کنید - یک بار بر حسب درهم و حبه بیان شد - معادل بیست اِستار یا دوازده اوقیه می‌شود.

 

پرسش: هر رطل؟

پاسخ: بله. این تبدیل‌ها ممکن است موجب پیچیدگی شود، لذا همان وزن بر حسب گرم بسیار ساده‌تر است.

در ادامه روایت تعبیر «ثلاثة مثاقیل» آمده است؛ هر مثقال در اوزان قدیم معادل سه ممیز بیست و پنج صدم (۳.۲۵) درهم است، و بر حسب محاسبات امروزی، هر مثقال معادل چهار ممیز پنجاه و چهار صدم (۴.۵۴) گرم است.

بنابراین اوزان را بر حسب گرم بیان می‌کنم تا تصویر روشنی در ذهن داشته باشید و نیاز به توضیحات مکرر نباشد. هدف این بود که این بخش از کتاب کاملاً روشن شود.

«یُؤخَذُ خیارُ شَنبَرٍ مِقدارَ رِطلٍ»، یعنی چهارصد و نه گرم خیارشنبر گرفته می‌شود.

 

پرسش: در بازار موجود است؟

پاسخ: بله، در خارج از کشور، در ایران، در هند و کردستان وجود دارد.

 

پرسش: در ایران در کجا بیشتر است؟

پاسخ: در کردستان و مازندران بیشتر یافت می‌شود.

مقدار رطل را توضیح دادم. «فَیُنَقَّى»، خیارشنبر را به خوبی شستشو می‌دهید تا عاری از هرگونه خاشاک، آفت گیاهی و سموم شیمیایی گردد.

 

«ثُمَّ یُدَقُّ»، سپس آن را کاملاً خرد و آسیاب نموده و به صورت پودر درمی‌آورید.

«وَ یُنقَعُ فی رِطلٍ مِن ماءٍ»، یعنی این چهارصد و نه گرم پودر خیارشنبر را در چهارصد و نه گرم آب به مدت بیست و چهار ساعت می‌خیسانید؛ «یَوماً وَ لَیلَةً» (یک شبانه‌روز).

«ثُمَّ یُصَفَّى»، سپس آن را می‌فشارید و آب آن را صاف می‌کنید،

«وَ یُطرَحُ ثُفلُهُ»، و تفاله‌های آن را دور می‌ریزید و عصاره صاف‌شده آن را نگه می‌دارید. آیا مطلب روشن شد؟

«وَ یُجعَلُ مَعَ صَفْوِهِ رِطْلٌ مِن عَسَلٍ»، با این عصاره صاف‌شده خیارشنبر - که حاصل خیساندن یک رطل خیارشنبر در یک رطل آب به مدت بیست و چهار ساعت و صاف کردن آن بود - یک رطل، یعنی چهارصد و نه گرم عسل طبیعی اضافه کرده و کاملاً مخلوط می‌نمایید.

 

پرسش: در اینجا نوع عسل تفاوتی ندارد؟

پاسخ: خیر، البته نوع آن بستگی به وضعیت بیمار دارد.

«وَ رِطْلانِ مِنْ أَفْشُرَجِ السَّفَرْجَلِ»، دو رطل، یعنی دو برابر چهارصد و نه گرم که معادل هشتصد و هجده (۸۱۸) گرم می‌شود، آبِ میوه «بهِ» زرد، رسیده، شیرین، معطر و آبدار به آن می‌افزایید. چهارصد و نه به اضافه چهارصد و نه، معادل هشتصد و هجده گرم آب میوه بهِ زرد، رسیده و شیرین است که با مواد قبلی مخلوط می‌گردد.

 

پرسش: آب به کشیدید؟

پاسخ: گفتم دو رطل.

سپس «وَ أَرْبَعُونَ مِثْقالاً»، چهل مثقال؛ با توجه به اینکه هر مثقال معادل چهار ممیز پنجاه و چهار صدم (۴.۵۴) گرم است، حاصل‌ضرب چهل در این عدد را محاسبه می‌کنید که روغن گل محمدی است. هنگام گلاب‌گیری، بر روی گلاب، روغن خالص گل محمدی جمع می‌شود که بسیار ارزشمند است.

«ثُمَّ یُطْبَخُ بِنارٍ لَیِّنَةٍ»، سپس این مخلوط چندگانه را با شعله ملایم آتش گرم می‌کنید تا به خوبی حرارت ببیند.

 

پرسش: چهل مثقال معادل صد و هشتاد و دو گرم می‌شود؟

پاسخ: بله، صد و هشتاد و دو گرم روغن گل محمدی مخلوط می‌کنید.

این مخلوط را روی حرارت ملایم قرار می‌دهید، به گونه‌ای که ظرف را بر روی شعله‌پخش‌کن بگذارید: «حَتّى یَسْخُنَ»، تا کاملاً گرم شود؛ نه آنکه به جوش آید یا غلغل کند، بلکه تنها به خوبی گرم و داغ شود.

 

«ثُمَّ یُنْزَلُ القِدْرُ عَنِ النّارِ»، سپس ظرف را از روی شعله آتش برداشته و کنار می‌گذارید تا خنک شود؛ «وَ یُتْرَکُ حَتّى یَبْرُدَ»، آن را به حال خود رها می‌کنید تا این مایع ممزوج گرم‌شده کاملاً خنک شود.

 

اجزای هشت‌گانه داروی مرکب، شیوه ساخت، نگهداری و آثار درمانی آن در بهبود بیماری‌های معده و مفاصل

«فَإِذا بَرَدَ»، هنگامی که خنک شد، «جُعِلَ»، در این مایعِ ممزوج خنک‌شده مواد زیر قرار داده می‌شود:

نخست، «الفُلفُلُ»؛ توجه بفرمایید، از این پس مقدار هر دارویی که نام برده می‌شود سه مثقال است؛ یعنی سه ضرب در چهار ممیز پنجاه و چهار صدم (۴.۵۴) گرم.

 

پرسش: دوازده و صد و شصت و دو؟

پاسخ: احسنت؛ دوازده گرم و صد و شصت و چهار هزارم (۱۲.۱۶۴) گرم.

«جُعِلَ فِیهِ الفُلفُلُ»؛ مقدار این قلم سه مثقال از فلفل سیاه است.

 

ماده دوم: «وَ دارُ فُلفُلٍ»، دارفلفل؛ دارفلفل همان فلفل دراز است و با سایر انواع فلفل تفاوت دارد. دارفلفل میوه درختی است که دانه‌های ریز آن به صورت فشرده و استوانه‌ای‌شکل در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند؛ هنگامی که می‌رسد تیره و تند است و ظاهری باریک و کشیده دارد. در زبان فارسی و اردو به آن «فلفل دراز» می‌گویند، اما قشر و پوست یکپارچه ندارد، بلکه متشکل از دانه‌های ریز استوانه‌ای و متراکم است. مقدار این ماده نیز سه مثقال است.

 

ماده سوم: «وَ قِرفَةٌ»، قِرفه به معنای دارچین است. توجه داشته باشید که دارچین بر دو نوع است: یک نوع آن «قرفه» است که همان دارچین رایج در بازار بوده و به دارچین سیلانی مشهور است؛ سیلان سرزمینی در آسیای جنوب شرقی است. نوع دیگر، دارچین چینی است که در کتب دارویی به آن «دارصینی» و در عربی «سلیخه» می‌گویند.

این دو نوع دارچین با یکدیگر تفاوت‌هایی دارند؛ دارچین سیلانی، پوست لوله‌شده، خشک و بسیار معطر درختی است، در حالی که دارچین چینی عطر کمتری دارد و رنگ آن به سرخی متمایل است. در این ترکیب، سه مثقال قرفه (دارچین معمولی) استفاده می‌شود.

 

ماده چهارم: «القَرَنفُلُ»، به مقدار سه مثقال؛ که همان گل میخک دارویی است.

 

ماده پنجم: «وَ قاقُلَّةٌ»، به مقدار سه مثقال؛ که همان هل سبز است و خواص درمانی متعددی دارد.

 

ماده ششم: «وَ زَنجَبیلٌ»، واژه‌ای قرآنی و روایی است که در فارسی «زنجفیل» خوانده می‌شود. زنجبیل نیز بر دو نوع است: نوع نخست، زنجبیل معمولی است که تازه آن برای افراد زیر پانزده سال و پودر خشک‌شده آن برای سنین بالاتر از سی و پنج سال به کار می‌رود؛ نوع دوم، زنجبیل شامی است.

 

پرسش: برای افراد زیر پانزده سال زنجبیل تازه تجویز می‌شود؟

پاسخ: بله، زنجبیل تازه داده می‌شود و برای افراد بالای سی و پنج سال پودر خشک‌شده آن استفاده می‌گردد.

به زنجبیل شامی در عربی فصیح «راسن» گفته می‌شود، هرچند در تداول دارویی و محاورات گاه آن را راسن یا زنجبیل شامی می‌نامند. مقدار زنجبیل نیز در این دستور سه مثقال است.

 

ماده هفتم: «وَ دارَصینِیاً»، به مقدار سه مثقال؛ که همان دارچین چینی است و نام عربی آن سلیخه است.

 

ماده هشتم: «وَ جَوزَبَوّا»، که با نام‌های جوز بویا، جوزبوا و جوز الطّیب (به معنای دانه خوش‌بو) نیز شناخته می‌شود و در زبان اردو به آن «جائفل» می‌گویند که در پاکستان، هندوستان و بخش‌هایی از افغانستان رایج است.

 

پرسش: به آن جوزبوز هم گفته می‌شود؟

پاسخ: آفرین، بله. در برخی غذاهای سنتی مانند شله مشهدی از آن استفاده می‌کنند، ولیکن جوزبوا دارای مواد سمی است و زیاده‌روی در مصرف آن موجب مسمومیت، اسهال و استفراغ می‌شود؛ از این رو باید در مقادیر بسیار اندک و به اندازه چند گرم مصرف شود.

علت تعیین مکرر وزن سه مثقال برای این داروها، تصریح خود روایت است که می‌فرماید: «مِن کُلِّ واحِدٍ ثَلاثَةَ مَثاقِیلَ»؛ از هر کدام از این هشت قلم، سه مثقال (معادل حاصل‌ضرب ۳ در ۴.۵۴ گرم) برداشته می‌شود.

 

دستور آماده‌سازی بدین شرح است:

«مَدقُوقاً مَنخُولاً»؛ هر یک از این داروهای هشت‌گانه که دارای وزن سه مثقال بودند، پیش از ترکیب باید به خوبی کوبیده شده و از الک گذرانده شوند تا کاملاً نرم و پودر گردند، به گونه‌ای که هیچ ذره درشتی در آن‌ها باقی نماند.

«فَإِذا جُعِلَ فیهِ هذِهِ الأَخلاطُ عُجِنَ بَعضُها بِبَعضٍ»؛ هنگامی که این پودرهای الک‌شده درون آن معجون و مایع صاف‌شده ریخته شد، تمام اجزا به طور کامل با یکدیگر ورز داده شده و مخلوط می‌شوند تا خمیری یکدست و دارویی مرکب حاصل آید.

«وَ جُعِلَ فی جَرَّةٍ خَضراءَ»؛ تمام این داروی معجون آماده‌شده را در یک ظرف سفالین دارای لعاب سبزرنگ قرار می‌دهید («جَرّة» به معنای ظرف سفالی و «خضراء» به معنای دارای رنگ و لعاب سبز است).

 

دستور و مقدار مصرف:

«الشَّربَةُ مِنهُ وَزنُ مِثقالَینِ عَلَى الرّیقِ»؛ مقدار مصرف از این معجون، روزانه یک نوبت و به هنگام بامداد به صورت ناشتا، به میزان دو مثقال (معادل دو ضرب در ۴.۵۴ گرم که تقریباً نه تا ده گرم می‌شود) است که باید به آرامی مکیده یا مزمزه شود.

 

پرسش: آیا این دارو برای ورم معده نیز کاربرد دارد؟

پاسخ: خیر، ورم معده التهاب و گاستریت است؛ در حالی که این ترکیب برای درد معده («وَجَع المَعِدَة»)، سردی و برودت آن و همچنین ضعف معده در هضم غذا مؤثر است و هر سه نقیصه را برطرف می‌سازد.

 

«فَإِنَّهُ یُسَخِّنُ المَعِدَةَ»؛ این دارو معده را گرم می‌کند و آن را از حالت سردی و رطوبت خارج می‌سازد.

«وَ یَهضِمُ الطَّعامَ»؛ و به فرایند هضم غذا یاری می‌رساند. پیش از این داروهای مفرده‌ای که به هضم غذا کمک می‌کنند ذکر شدند، نظیر: خرما، سیب، خربزه، گلابی و انار؛ اما این ترکیب، دارویی مرکب است که ضعف، درد، برودت و رطوبت معده را درمان نموده و همانند یک کاتالیزور، سرعت هضم غذا را افزایش می‌دهد.

 

«وَ یُخرِجُ الرِّیاحَ مِنَ المَفاصِلِ کُلِّها بِإِذنِ اللهِ تَعالى»؛ این دارو دردهای مفصلی، التهاب‌های مفصلی (آرتریت)، قولنج‌ها و انواع بادگرفتگی‌های مفاصل را به طور کامل و به اذن خداوند متعال درمان نموده و ریاح و بادهای موذی را از تمامی مفاصل خارج می‌سازد.

پیش از این نیز ترکیبات مرکب دیگری برای درد مفاصل و معده بیان شده بود، مانند مصرف زنجبیل با انجیر و نیز جوشانده انجیر همراه با شنبلیله («التِّینُ مَعَ الحُلبَةِ») که در کتاب طبّ الأئمة وارد شده است. این معجون نیز با ترکیبات یادشده، تمامی این عوارض را درمان می‌نماید.

 


[1] جامع أحاديث الشيعة، البروجردي، السيد حسين، ج23، ص488.
[2] طبّ الأئمة، ابن بسطام، ج1، ص71.
[3] طبّ الأئمة، ابن بسطام، ج1، ص75.
[4] جامع أحاديث الشيعة، البروجردي، السيد حسين، ج23، ص488.