درس طب استاد سیدحسن ضیائی

1404/10/28

بسم الله الرحمن الرحیم

 

موضوع: طب اسلامی /فضیلت و خواص کاسنی و تره /بررسی فضیلت وخواص کاسنی وتره درروایات

 

این متن توسط هوش مصنوعی پیاده‌سازی و سپس توسط انسان برای مستندسازی و تطبیق با فایل صوتی استاد، بازبینی و تأیید شده است.

موضوع: فضیلت و خواص سبزیجات (کراث و هندباء) در روایات و احادیث

بحث ما در مورد کلام معصومین (علیهم‌السلام) در رابطه با «کُراث» (تره) بود. از کتاب «جامع احادیث الشیعه»، به نقل از کتاب «محاسن برقی»:

«البرقی عن بعض أصحابنا رفعه قال: قال أبو عبدالله علیه‌السلام: یقطرعلی الهندباء قطرة و علی الکراث قطرات».[1] [2]

بر سبزی هندباء (کاسنی)، قطره‌ای از آب بهشت می‌چکد، ولی بر سبزی کُراث (تره)، قطراتی از آب بهشت می‌چکد.

روایت بعدی که محتوای آن ناظر به علوم شهودی و نوری است و از علم حسی، تجربی و عقلی بالاتر است (و از آن زود عبور می‌کنم)،

روایت یازدهم

«البرقی عن علی بن محمد القاشانی عن بسام بن مروة الفارسی عن عبدالله بن بکیر الفارسی قال: حدثنی أبو العباس المکی الأعرج عن إبراهیم بن عبدالحمید قال: قلت لأبی عبدالله علیه‌الصلاة والسلام: إنهم یقولون الهندباء علیه قطرة من الجنة؟ فقال: إن کان علی الهندباء قطرة، فعلی الکراث ست قطرات».[3] [4]

إبراهیم بن عبدالحمید می‌گوید به امام صادق (علیه‌السلام) عرض کردم: این مردم می‌گویند بر سبزی کاسنی یک قطره از آب بهشت می‌چکد. حضرت فرمودند: اگر روی برگ سبزی کاسنی یک قطره از آب بهشت چکیده شده باشد، بر روی برگ سبزی تره شش قطره آب بهشت چکیده شده است؛ شش قطره.

روایت دوازدهم

«عدة من أصحابنا عن أحمد بن أبی عبدالله عن بعض أصحابه البرقی عن بعض أصحابنا عن حنان بن سدیر قال: کنت مع أبی عبدالله علیه‌السلام علی المائدة فملت إلی الهندباء»[5] .

حنان بن سدیر می‌گوید: در خدمت امام صادق (علیه‌السلام) بر سر سفره غذا بودم؛ میل پیدا کردم که سبزی هندباء (کاسنی) بخورم. حضرت به من فرمودند: «یا حنان، لِمَ لا تأکل الکراث؟»[6] ؛ ای حنان، سبزی کاسنی می‌خوری، نوش جانت، اما چرا سبزی تره نمی‌خوری؟ چرا سبزی تره نمی‌خوری؟ «قُلْتُ لِمَا جَاءَ عَنْكُمْ مِنَ الرِّوَايَةِ فِي الْهِنْدَبَاءِ فَقَالَ وَ مَا الَّذِي جَاءَ عَنَّا قُلْتُ إِنَّهُ قِيلَ عَنْكُمْ إِنَّكُمْ قُلْتُمْ إِنَّهُ يُقَطَّرُ عَلَيْهِ مِنَ الْجَنَّةِ فِي كُلِّ يَوْمٍ قَطْرَةٌ قَالَ فَقَالَ ع فَعَلَى الْكُرَّاثِ إِذَنْ سَبْعُ قَطَرَاتٍ قُلْتُ فَكَيْفَ آكُلُهُ قَالَ اقْطَعْ أُصُولَهُ وَ اقْذِفْ بِرُءُوسِهِ.» [7] حنان بن سدیر می‌گوید عرض کردم: من سبزی کاسنی می‌خورم به خاطر روایتی که از جانب شما رسیده است که سبزی دوست‌داشتنی شما معصومین است و شما و پیغمبر اکرم، محمد رسول‌الله (صلی‌الله علیه و آله و سلم) به این خاطر [آن را میل می‌کردید]؛ من به این خاطر سبزی کاسنی می‌خورم. حضرت فرمودند: آن روایت را گوش کردی و عمل می‌کنی، این روایتی هم که از ما معصومین در رابطه با تره رسیده است، این را هم گوش بده و عمل کن. عرض کردم: آن چیست؟ فرمودند: «علیه من الجنة سبع ...»عرض کردم: چگونه آن را بخورم؟ فرمودند: «اقطع أصوله و اقذف رؤوسه»؛ پس ریشه‌اش را جدا کن و برگ‌های تره را نوش جان کن. این سبزی، هفت قطره آب بهشت خورده است. اگر شنیدی که قطره‌ای هم از آب بهشت به سبزی کاسنی خورده، بدان سبزی تره هم هفت قطره آب بهشت خورده است. هر دو سبزی را بخورید؛ سبزیجات سالم، تازه، بهداشتی و مخلوط، مثل کاهو، کاسنی، تره و ریحان که ذکر خیرشان شد.

تمایز سبزیجات نافع و سبزیجات بنی‌امیه

[در پاسخ به پرسش]: شاهی یا ترتیزک، سبزی شبگشنیز، آن سبزی بنی‌امیه است. شاهی شبیه است؛ شبیه شاهی هم آری؛ شاهی هم و همان‌جا تأکید شده است که شبیه... آری، به آن شاهی می‌گویند؛ ترتیزک. شاهی، ترتیزک است؛ درست است. شاهی که ترتیزک است، نه؛ این را می‌شود خورد. بله، این را می‌شود خورد؛ بله، در روایات آمده است که می‌شود خورد.

سیادت و برتری سبزی تره

روایت سیزدهم

«البرقی عن محمد بن الولید الخزاز الأحمسی عن یونس بن یعقوب عن أبی عبدالله أو أبی الحسن علیهما الصلاة والسلام قال: لکل شیء سید و سید البقول الکراث».[8] [9]

هر چیزی یک سروری دارد، یک آقایی دارد و سرور سبزیجات، سبزی تره است.

 

روایت چهاردهم

«البرقی عن أبیه عن محمد بن أبی عمیر عن جعفر بن محمد عن آبائه علیهم‌الصلاة والسلام قال: ذُکر البقول عند رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فَقَالَ سَنَامُ الْبُقُولِ وَ رَأْسُهَا الْكُرَّاثُ وَ فَضْلُهُ عَلَى الْبُقُولِ كَفَضْلِ الْخُبْزِ عَلَى سَائِرِ الْأَشْيَاءِ وَ فِيهِ بَرَكَةٌ وَ هِيَ بَقْلَتِي وَ بَقْلَةُ الْأَنْبِيَاءِ قَبْلِي وَ أَنَا أُحِبُّهُ وَ آكُلُهُ وَ كَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَى نَبَاتِهِ فِي الْجَنَّةِ يَبْرُقُ وَرَقُهُ خُضْرَةً وَ حُسْناً ».[10]

ذکر خیری از سبزیجات سالم و تازه نزد رسول‌الله (صلی‌الله علیه و آله و سلم) شد؛ پس ایشان فرمودند: «سنام البقول و رأسها الکراث»؛ برترِ سبزیجات، برجسته از سبزیجات سالم و رأسِ سلامتِ این سبزیجاتِ سالم، سبزی تره است. «و فضله علی البقول کفضل الخبز علی سائر الأشیاء»؛ و برتری و فضیلت خوردن سبزی تره بر سایر سبزیجات، مثل برتری نان کامل با تخمیر مناسب و طبیعی بر سایر خوراکی‌هاست. «و فیه برکة»؛ همان‌گونه که نان برکت دارد، سبزی تره هم برای بدن و روان برکت دارد. «و هی بقلتی و بقلة الأنبیاء قبلی»؛ سبزی تره، سبزی منِ پیغمبر اکرم و سبزی انبیای قبل از من (۱۲۴ هزار نبی) است. «و أنا أحبه و آکله»؛ منِ پیغمبر اکرم سبزی تره را دوست می‌دارم و سبزی تره می‌خورم؛ همان‌طور که سبزی کاهو، کاسنی و ریحان می‌خورم، من تره را دوست دارم و می‌خورم. گویا که من نظر می‌کنم (به نظر شهودی و نوری) به محل رویش سبزی تره در بهشت الهی؛« يَبْرُقُ وَرَقُهُ »که برگ‌های سبزی تره در بهشت براق و چشم‌نواز است، «خضرةً و حسناً»؛ سبزی و خرمی دارد و نیکو هست. این شادابی و رنگ سبز نیکویش چشم‌نواز و دلپسند است. این‌ها مقداری فازش قوی است؛ از علوم حسی و تجربی و از علوم عقلی بالاتر و از سنخ علوم شهودی و نوری است .

سیره معصومین در مصرف تره و رعایت بهداشت

روایت پانزدهم

«أحمد بن أبی عبدالله عَنْ دَاوُدَ بْنِ أَبِي دَاوُدَ عَنْ رَجُلٍ‌ رَأَى أَبَا الْحَسَنِ بِخُرَاسَانَ يَأْكُلُ الْكُرَّاثَ مِنَ الْبُسْتَانِ كَمَا هُوَ فَقِيلَ إِنَّ فِيهِ السَّمَادَ »؛[11] [12] مشاهده نمود امام رضا (علیه‌السلام) را در منطقه خراسانِ رضوی «یأکل الکراث من البستان»؛ حضرت سبزی تازه، سالم و شسته شده را که از باغ آورده بودند، نوش جان می‌کردند. «فقیل له: إن فیه السماد»؛ به حضرت گفته شد که در این باغات کود حیوانی یا کود برگ می‌ریزند؛ لذا حضرت می‌فرمایند سبزی باید شسته شده باشد و هیچ آلودگی نداشته باشد؛ نه آلودگی آبیاری و نه آلودگی خاک. چنین سبزی شسته شده، تمیز، تازه و سالمی را آدم نوش جان کند. این سبزی تره خیلی فواید دارد؛ یکی این است که ضد بواسیر خونی است و دیگری اینکه ضد یبوست است.

روایت شانزدهم

«عدة من أصحابنا عن أحمد بن أبی عبدالله عن بعض أصحابه رفعه : كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع يَأْكُلُ الْكُرَّاثَ بِالْمِلْحِ الْجَرِيشِ‌ »[13] [14] و «البرقی عن سیاری رفعه قال: کان أمیرالمؤمنین علیه‌السلام یأکل الکراث بالملح الجریش»[15] .[16]

این دو واژه کنار هم، «الکراث بالملح»، ۱۱ بار در کتب مختلف شیعه آمده است (در سی‌دی جامع‌الاحادیث نور ۳.۵ نگاه کنید). «ملح الجریش»؛ حضرت این سبزی تره را با نمک خرد شده می‌خوردند. این برای کسی است که فشار خونش افت کرده و مشکل اوره خون هم ندارد و می‌خواهد از یبوست و بواسیر خونی پیشگیری کند؛ اینجا سبزی تره‌اش را با نمک می‌خورد.

روایت هفدهم

شماره مسلسل ۴۳۵۳ از «محاسن برقی»، جلد ۲، صفحه ۵۱۱، حدیث ۶۸۳:

«البرقی عن أبیه عن نضر بن سوید عن القاسم بن سلیمان أخبره عن أبی جعفر علیه‌السلام قال: إنا لنأکل الکراث»[17] ؛ تحقیقاً ما ۱۴ معصوم سبزی تره را به همراه غذا نوش جان می‌کنیم.

روایت هجدهم

«البرقی عن عدة من أصحابنا عن ابن سنان عن أبی الجارود عن زیاد بن سوقة عن الحسین بن الحسن عن آبائه قال: قال لی أمیرالمؤمنین علیه‌السلام: رأیت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فعرفت فی وجهه الجوع، فاستقیت لامرأة من الأنصار عشرة دلاء، فأخذت منها تمرات و أسرتاً من کراث، فجعلتها فی حجری ثم أتیت بها فأطعمته».[18]

امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) بنا بر این روایت می‌فرمایند: محمد رسول‌الله (صلی‌الله علیه و آله و سلم) را دیدم و از چهره پیغمبر فهمیدم که گرسنه هستند. رفتم برای خانمی از انصار، ده دلو آب آشامیدنی کشیدم و به ایشان دادم. بابت اجرت کاری که کردم، تعدادی خرما و یک «أسرة» (یعنی یک دسته که بسته شده باشد، یک بسته سبزی تره) از او گرفتم. پس مزد کارم یک بسته سبزی تره و تعدادی خرما بود. این‌ها را بردم و در حجره‌ام گذاشتم، سپس از پیغمبر خواستم که تشریف بیاورند تا از این غذا به ایشان بدهم که گرسنگی‌شان برطرف شود.

نهی از بوی بد و لزوم نظافت پس از مصرف

روایت نوزدهم

«البرقی عن أبیه عن من ذکره عن الحلبی عن محمد بن علی عن أبی عبدالله علیه‌السلام قال: نهی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم عن الکراث».[19]

این روایت می‌گوید پیغمبر نهی کرده است از اینکه سبزی تره بخوریم. از این معلوم می‌شود کسی که سبزی تره بخورد و خلال دندان نکند یا مسواک قبل از وضو نزند [مورد نهی است]. پیغمبر می‌فرمایند تو نباید این سبزی تره را بخوری که بوی بد دهان بگیری. این‌گونه نهی شده است، نه اینکه از ریشه سبزی تره را نخورید؛

روایت بیستم

«قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم: من أکل الکراث ثم نام اعتزل عنه الملکان حتی یصبح».[20] [21]

هر کسی که سبزی تره بخورد و سپس بخوابد، دو ملکی که موکل بر او هستند از او کناره‌گیری می‌کنند تا صبح شود. چرا؟ چون این شخص باید بعد از غذا خلال دندان می‌کرد و نکرد. باید قبل از وضو مسواک بزند. یکی از وضوهای مستحبی، شب قبل از خواب است؛ شخص به دستشویی برود، طهارت بگیرد و قبل از وضوی مستحبیِ پیش از خواب، مسواک بزند. اگر این کارها را نکند، این دو ملک از بوی بد سبزی تره اذیت می‌شوند. این به خاطر رفتار منفی شخص است که دو ملک فراری می‌شوند، نه به خاطر اصلِ سبزی خوردن.

«من أکل الکراث ثم نام اعتزل الملکان عنه حتی یصبح».

در روایت «مکارم»، روایت پنجم و ابی‌بصیر، روایت یازدهم از باب ۱۴۳ از «جامع احادیث الشیعه»، که بعداً می‌آید، در مورد فواید پیاز (بصل) هم آمده است. بدون خلال دندان و این‌ها، باز هم چه چیزی متعین شد؟ «ما ورد فی فوائد البصل ما یناسبه». و در روایت یونس (باب روایت نوزدهم) آمده است: «کان أبو عبدالله علیه‌السلام یعجبه الکراث».[22]

سبزی تره فواید متعددی دارد که امام صادق (علیه‌السلام) را به تعجب واداشته است؛ به شرطی که شخص بعد از خوردن آن خلال دندان کند و جایی که آب هست، بعد از وضوی خود مسواک بزند؛ سپس به رختخواب برود، یا به مسجد و حسینیه برود، نماز بخواند یا قرآن تلاوت کند. مسواکِ قبل از وضو هم بزند. اصل این سبزی فواید زیادی دارد: ضد یبوست است، ضد بواسیر خونی است و فواید دیگری هم دارد

 


[1] جامع أحاديث الشيعة، البروجردي، السيد حسين، ج23، ص453.
[2] المحاسن، البرقي، ابو جعفر، ج2، ص510.
[3] المحاسن، البرقي، ابو جعفر، ج2، ص510.
[4] جامع أحاديث الشيعة، البروجردي، السيد حسين، ج23، ص453.
[5] الكافي- ط الاسلامية، الشيخ الكليني، ج6، ص366.
[6] الكافي- ط الاسلامية، الشيخ الكليني، ج6، ص366.
[7] الكافي- ط الاسلامية، الشيخ الكليني، ج6، ص366.
[8] المحاسن، البرقي، ابو جعفر، ج2، ص510.
[9] مكارم الاخلاق، الطبرسي، رضي الدين، ج1، ص178.
[10] المحاسن، البرقي، ابو جعفر، ج2، ص513.
[11] المحاسن، البرقي، ابو جعفر، ج2، ص512.
[12] الكافي- ط الاسلامية، الشيخ الكليني، ج6، ص365.
[13] الكافي- ط الاسلامية، الشيخ الكليني، ج6، ص366.
[14] الکافی- ط دار الحدیث، الشيخ الكليني، ج12، ص584.
[15] المحاسن، البرقي، ابو جعفر، ج2، ص511.
[16] مكارم الاخلاق، الطبرسي، رضي الدين، ج1، ص178.
[17] المحاسن، البرقي، ابو جعفر، ج2، ص511.
[18] المحاسن، البرقي، ابو جعفر، ج2، ص511.
[19] المحاسن، البرقي، ابو جعفر، ج2، ص512.
[20] الدعوات، الراوندي، قطب الدين، ج1، ص160.
[21] بحار الأنوار - ط مؤسسةالوفاء، العلامة المجلسي، ج66، ص205.
[22] المحاسن، البرقي، ابو جعفر، ج2، ص511.