درس طب استاد سیدحسن ضیائی

1404/10/16

بسم الله الرحمن الرحیم

 

موضوع: طب اسلامی/تبیین خواص درمانی تره /بررسی فواید وجایگاه سبزی تره در روایات

 

این متن توسط هوش مصنوعی پیاده‌سازی و سپس توسط انسان برای مستندسازی و تطبیق با فایل صوتی استاد، بازبینی و تأیید شده است.

موضوع: تبیین خواص درمانی، احکام و جایگاه معرفتی سبزی «تره» (الکراث) در طب معصومین (علیهم‌السلام)

مقدمه و دسته‌بندی موضوعی

مباحث مطروحه پیرامون «خضرویات» (گیاهان سبز و بقولات) است که ذیل آن، صنفی اختصاص به سبزیجات دارد. این صنف خود مشتمل بر اقسامی است که پیش‌تر به خواص سبزیجاتی نظیر کاهو، کاسنی و ریحان اشارت رفت. در این مقام، بحث پیرامون سبزی «تره» (الکراث) و فواید کثیر آن است. از جمله آثار وضعی و درمانی این گیاه، در صورت مداومت بر تناول، خاصیت ضد خونریزی‌های داخلی، نافع در بهبود بواسیر خونی و امراض مشابه آن است.

مستندات روایی و بالینی در طب معصومین (علیهم‌السلام)

در مقام استناد به منابع اصیل روایی، به کتاب شریف «جامع احادیث الشیعه» و همچنین کتاب «محاسن برقی» رجوع می‌شود. در روایت مرقوم است:

«عَنْ سَلَمَةَ قَالَ: اشْتَکَیْتُ بِالْمَدِینَةِ شَکْوَی شَدِیدَةً، فَدَخَلْتُ عَلَی أَبِی الْحَسَنِ (عَلَیْهِ السَّلَامُ) فَقَالَ لِی: أَرَاكَ مُصْفَرّاً؟ قُلْتُ: نَعَمْ. قَالَ: كُلِ الْكُرَّاثَ. فَأَكَلْتُهُ فَبَرَأْتُ.»[1] [2]

سلمه نقل می‌کند که در شهر مدینه به بیماری شدیدی مبتلا گشتم و شکایت خویش به محضر ابالحسن (علیه‌السلام) بردم. حضرت با مشاهده‌ی احوال بنده فرمودند: «چهره‌ی تو را زرد می‌بینم.» عرض کردم: آری، مدتی است که رنگ پوست تغییر یافته و احوالم دگرگون گشته است. حضرت در مقام علاج فرمودند: «تره بخور.» شایان ذکر است که این تأکید بر تناول تره، هشت مرتبه در منابع مذکور (جامع‌الاحادیث و محاسن) تکرار شده است. راوی می‌گوید پس از امتثال امر و تناول تره، زردی چهره و عارضه‌ی پوستی مرتفع گشت.

تحلیل طبی زردی چهره و نارسایی طحال

در تبیینِ تخصصیِ این عارضه، باید میان انواع زردی تمایز قائل شد:

۱. گاه زردی ناشی از اختلالات کبد (مانند کبد چرب) است که در این صورت، درمان با کاهو، کاسنی، سبزی جعفری و دم‌کرده‌ی شاتره صورت می‌پذیرد.

۲. در فرضی دیگر، چنانچه زردیِ عارض شده مقرون به علائمِ اِشراف بر موت باشد، مشکل ناشی از نارسایی طحال (سپرز) است؛ خواه از حیث سلول‌های خونی باشد، یا از حیث ورم و یا خفقان. تره بهترین داروی ضد خونریزی و ورم طحال سبزی تره است. ضد ورم طحال، انار است ضد بدیِ دفن سلولی ،زرشک است. لذا با تجویز انار و زرشک، ورم کبد و طحال بهبود یافته و با تناول تره (یک مشت همراه با هر وعده غذا)، خونریزی طحال( اسپلنومگالی)، درمان می‌گردد.

در روایت دیگری از موسی بن بکر نقل شده است:

«قَالَ: رَآنِی أَبی الْحَسَنِ (عَلَیْهِ السَّلَامُ) مُصْفَرّاً فَقَالَ لِی: أَرَاكَ مُصْفَرّاً؟ قُلْتُ لَهُ: نَعَمْ. قَالَ: كُلِ الْكُرَّاثَ. فَأَكَلْتُهُ فَبَرَأْتُ.» [3]

موسی بن بکر می‌گوید حضرت مرا با چهره‌ای زرد و حالی دگرگون مشاهده کردند و دستور به تناول تره دادند که پس از مصرف آن در هر وعده‌ی غذایی، بهبودی حاصل شد.

سیره عملی معصوم (ع) و تبیین واژگانی «مشاره»

در روایت پنجم آمده است:

«عَنْ أَبِی سَعِیدٍ قَالَ: حَدَّثَنِی مَنْ رَأَی أَبَا الْحَسَنِ (عَلَیْهِ السَّلَامُ) یَأْكُلُ الْكُرَّاثَ فِی الْمُشَارَةِ.» [4] [5] [6]

راوی می‌گوید کسی ابالحسن (علیه‌السلام) را مشاهده کرد که در «مُشاره» نشسته و تره می‌خوردند. در تبیین این واژه باید گفت کشاورزان برای ارتقای کیفیت محصول، بخشی را به عنوان محل نشاکاری (گلخانه) در نظر می‌گیرند که بذر در آنجا به صورت متراکم کشت شده و پس از رشد اولیه (مثلاً به اندازه‌ی یک وجب)، به مزرعه اصلی منتقل می‌شود. به این زمین کوچک، «مُشاره» یا «دَبَره» گفته می‌شود.

تحلیل لغوی و اشتراک لفظی واژه‌ی «خز»

شایان ذکر است که در زبان فارسی، این موضع را «خزینه» نیز می‌نامند. واژه‌ی «خز» در لسان عرب از مشترکات لفظی است و بر معانی متعددی دلالت دارد:

الف) گاه بر «گنجینه» (اعم از مسکوکات، طلا و ذخایر بانکی) اطلاق می‌شود.

ب) گاه مراد از آن، مخازن آب در حمام‌های قدیم (اعم از خزینه‌ی آب گرم یا سرد) است که تطهیر در آن‌ها به نحو ارتماسی یا ترتیبی صورت می‌گرفته است.

لکن در مقام حاضر، مراد از آن «خزِ گیاهی» یا همان محل نشاکاری است. در مواجهه با مشترک لفظی، بر محقق است که با استناد به «قرینه‌ی مانعه»، معنای مراد را استنباط نماید.

راوی می‌گوید حضرت در مشاره نشسته بودند و تره را پس از شست‌وشو با آب «یَغْسِلُهُ بِالْمَاءِ وَ یَأْكُلُهُ»[7] تناول می‌فرمودند. این سیره نشان‌دهنده‌ی مطلوبیت تناول تره‌ی تازه و شسته شده است که هم جنبه‌ی درمانی و هم جنبه‌ی پیشگیری (ضد بواسیر، نفخ و یرقان) دارد. تناول سبزیجات مخلوط و تازه، سدی در برابر انواع سرطان‌هاست.

تطبیق با یافته‌های نوین و ملاحظات فقهی

این حقایق در مباحث فوق‌تخصصی کبد و طحال نیز مبرهن گشته است؛ چنان‌که جناب دکتر دریانی (فوق‌تخصص کبد و استاد دانشگاه تهران که اوصاف ظاهری ایشان نظیر قامت بلند، پوست گندم‌گون و عینک درشت جهت شناسایی ذکر می‌گردد) صراحتاً بر خاصیت ضدسرطانی سبزیجات تازه تأکید دارند. در پاسخ به شبهه‌ی آلودگی آبِ آبیاری، چنانچه آب جاری و پاک باشد، مشکلی نیست؛ و در غیر این صورت، در بازار مسلمین (سوق المسلمین) قواعدی چون «اصالة الطهاره»، «اصالة الحلیه» و «حسن ظن به مسلمین» جاری می‌گردد.

ملاحظات درمانی در امراض معده و مجاری ادراری

در بحث معده، باید دقت داشت که اصطلاح «ورم معده» نادرست است؛ زیرا ورم مربوط به اعضایی چون دست، پا و کبد است و در معده با «التهاب» (گاستریت) مواجه هستیم. همچنین معده دارای «پرز» نیست (روده دارای پرز است) بلکه معده دارای «آستر» (مخاط) است.

۱. برای درمان التهاب معده: مصرف دو هفته‌ای دم‌کرده‌ی «افسنطین» (افسنتین) پانزده دقیقه پس از غذا.

۲. برای زخم معده: اگر بیمار باردار یا شیرده باشد، مصرف تره وسبزی خرفه همراه غذاو شاه‌بلوط (مغز سفید آن) بعد از غذا. اما اگر باردار نباشد، علاوه بر موارد فوق، مصرف «شیرین‌بیان» قبل و بعد از غذا تجویز می‌شود؛ لکن برای مردان، مصرف شیرین‌بیان نباید بیش از دو هفته باشد، زیرا موجب اختلال در باروری می‌گردد.

 

تحذیر از افراط در مصرف احشای داخلی حیوانات

در خصوص رژیم غذایی، باید توجه داشت که اگرچه برخی در طب سنتی توصیه‌هایی دارند، لکن بر اساس آموزه‌های امام صادق (علیه‌السلام)، افراط در تناول احشای داخلی حیوانات حلال‌گوشت (نظیر شکمبه، سیرابی و جگر) موجب بروز «وَجَعُ الْمَثَانَةِ» (درد مثانه) و در غایت، منتهی به سرطان مثانه خواهد شد. جگر سیاه نیز به لحاظ دارا بودن کلسترول بد (LDL) فراوان، معادلِ نیم‌کیلو چربیِ دنبه ارزیابی می‌شود؛ لذا افراد بالای سی و پنج سال باید در میزان مصرف آن مراقبت تام داشته باشند.

در مقام پیشگیری از بیماری‌های خاص، مصرف سبزیجات به صورت مخلوط بسیار حائز اهمیت است. به عنوان مثال، ترکیب چند برگ از کاسنی و کاهو به همراه مقداری تره و جعفری، به صورت ناشتا در بازه‌ی بیست و چهار ساعته، واجد آثار پیشگیرانه‌ی کثیری است.

سیره عملی معصوم (ع) در برداشت و تطهیر تره

در این باب، به روایتی از کتاب کافی و محاسن استناد می‌کنیم:

«عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْوَلِيدِ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ قَالَ: رَأَيْتُ أَبَا الْحَسَنِ الْأَوَّلَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) رَأَيْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع يَقْطَعُ الْكُرَّاثَ بِأُصُولِهِ فَيَغْسِلُهُ بِالْمَاءِ وَ يَأْكُلُهُ.»[8] [9]

حضرت ابالحسنِ اول (علیه‌السلام) تره را از ناحیه‌ی اصول و بخش‌های زیرینِ آن برمی‌گرفتند و پس از شست‌وشو با آب تناول می‌فرمودند. نکته‌ی فنی در برداشت این گیاه آن است که سبزی تره، همانند جعفری، گیاهی هفت‌ساله است؛ لذا نباید آن را از ریشه برکند. شایسته است با ابزاری تیز از ناحیه‌ی ریشه به گونه‌ای قطع گردد که بخش سفید و زیرینِ آن نیز برداشت شود، در حالی که ریشه جهت رویش مجدد در خاک باقی بماند. تره در ابتدا باریک بوده و به مرور زمان قطورتر می‌گردد.

در خصوص تطهیر سبزیجات، قاعده‌ی کلی بر لزوم شست‌وشوی تمامی آن‌هاست. در این میان، تنها «کاسنی» مستثنی گشته است؛ زیرا این گیاه به واسطه‌ی قطرات شبنم (سعدی الندباه) خودبه‌خود ضدعفونی می‌گردد. البته این استثنا مشروط به آن است که حیواناتی نظیر گربه، سگ، روباه، پلنگ و غیره در آن مزرعه تردد نداشته باشند؛ زیرا فضولات این حیوانات موجب بروز بیماری‌های انگلی خاص، فلج و اختلالات خونی می‌گردد. لذا تأکید روایات بر شست‌وشوی تره با آب «يُغْسَلُ بِالْمَاءِ» [10] ناظر بر همین ضرورت بهداشتی است.

 

. فضیلت تره در کلام نبوی و تشبیه به نان

روایت هفتم

در روایتِ منقول از ابی‌عبدالرحمن از حماد بن زکریا از امام صادق (علیه السلام) آمده است:

«ذُكِرَتِ الْبُقُولُ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) فَقَالَ: كُلُوا الْكُرَّاثَ فَإِنَّ مَثَلَهُ فِي الْبُقُولِ كَمَثَلِ الْخُبْزِ فِي سَائِرِ الطَّعَامِ»[11]

در ادامه‌ی بررسی روایات، به نقلِ ابی‌عبدالرحمن از حماد بن زکریا از امام صادق (علیه‌السلام) می‌رسیم. باید توجه داشت که بحث در باب «خضرویات» (گیاهان سبز) مشتمل بر اصناف متعددی است. این اصناف بر حسب ویژگی‌های ساختاری تقسیم می‌گردند؛ اعم از اینکه برگِ درختانِ تک‌پایه باشند یا دوپایه، و یا از صنفِ «بقول» (سبزیجات) محسوب شوند. بنابراین، سبزیجات یکی از اصنافِ خرویات هستند که خود دارای اقسامِ گوناگونی می‌باشند و تره یکی از این اقسام است.

جهت تبیینِ منطقیِ این مطلب و برای آنکه سیرِ استدلال در ذهن تثبیت گردد، می‌توان به مثالِ «حیوان» تمسک جست. در علم منطق، «حیوان» به عنوان «اسم جنس» لحاظ می‌شود. هنگامی که «فصلِ مقوم» یا «مقسم» و «ممیز» بر آن عارض گردد، مفاهیمِ ثانوی پدید می‌آیند؛ مثلاً با افزودن فصلِ «ناطق»، ماهیتِ «انسان» شکل می‌گیرد و با افزودن فصولِ دیگر، انواعِ دیگر (مانند صاهل و غیره) پدید می‌آیند. در مرحله‌ی بعد، «انسان» که یک «نوع» است، خود دارای «اصناف» مختلفی می‌باشد. این اصناف بر اساسِ اعتبارات و اشتغالاتِ گوناگون تقسیم می‌شوند؛ گروهی در صنفِ «متعلمین» (شاگردان) و گروهی در صنفِ «مدرسین» قرار می‌گیرند. همچنین اصنافی چون اساتیدِ حوزه و دانشگاه، بازاریان و صاحبانِ حِرف و فنون قابل بازشناسی هستند. در صنفِ بازاریان نیز تقسیماتِ ریزتری وجود دارد؛ مانند بزازان (قماش)، بلورفروشان، یا فروشندگانِ لوازمِ خانگی. حتی در صنفِ زرگران نیز اقسامِ مختلفی چون تعمیرکارانِ طلا، آبکاران و جلا دهندگانِ فلزاتِ مستعمل وجود دارند. تمامیِ این‌ها تحتِ عنوانِ کلیِ طلا قرار می‌گیرند، اما در واقع اقسامِ یک صنف محسوب می‌شوند.

غرض از این مقدمه آن بود که دانسته شود بحثِ فعلیِ ما پیرامونِ یکی از اقسامِ صنفِ بقول، یعنی سبزیِ «تره» است. ما در اینجا در مقامِ بیانِ فواید و آثارِ این گیاه هستیم. مباحثِ مربوط به گیاهان را می‌توان از مناظرِ گوناگونی مورد مداقه قرار داد:

۱. از منظر «فارماکولوژی» (داروشناسی): که در آن به بررسیِ گیاه به عنوانِ دارویِ «مفرده» یا جزئی از دارویِ «مرکب» پرداخته می‌شود.

۲. از منظر «مورفولوژی» (ریخت‌شناسی): که به بررسیِ ساختارِ ظاهری و تفاوت‌هایِ قیافه‌ایِ انواعِ سبزیجات با یکدیگر می‌پردازد.

۳. از منظر «مهندسیِ صنایعِ غذایی» و کشاورزی: که مباحثِ مربوط به کاشت، داشت، برداشت، بهره‌وری، نگهداری و فرآوریِ گیاه را مطمحِ نظر قرار می‌دهد.

اگرچه در اینجا مباحث را با دقایقِ علمی درآمیختیم، لکن غرض آن است که دانسته شود دینِ مبینِ اسلام حاویِ تمامیِ علوم است و بر محقق است که حقایق را از معادنِ علمِ الهی، یعنی معصومین (علیهم‌السلام) که «خُزّانُ العلم» هستند، استعلام نماید.

در محضرِ رسولِ اکرم (صلی‌الله علیه و آله و سلم) سخن از «بقول» به میان آمد. ایشان امر به تناولِ تره فرمودند: «کُلِ الکُرّاث».[12]

«تره بخورید». این امر، ظهوری در «استحباب» دارد؛ چرا که واجدِ رجحانِ فعل بوده و قرینه‌ای بر منع از ترک (حرمت) در آن مشاهده نمی‌شود. این امر، ظهوری در «استحباب» دارد؛ چرا که واجدِ رجحانِ فعل بوده و قرینه‌ای بر منع از ترک (حرمت) در آن مشاهده نمی‌شود. حضرت در تبیینِ جایگاهِ این سبزی فرمودند: «فَضْلُهُ فِي الْبُقُولِ کَمَثَلِ الْخُبْزِ فِي سَائِرِ الطَّعَامِ فِي سَائِرِ أَوْ قَالَ الْإِدَامِ الشَّكُّ مِنِّي‌»[13] (یا فی سائر الاعدام؛ که شک در تعبیر از جانبِ راوی، محمد بن یعقوب کلینی است).

مرادِ حضرت آن است که نسبتِ تره به سایرِ سبزیجات، همانندِ نسبتِ «نان» به سایرِ اطعمه و غذاهاست. نان به عنوانِ قوتِ غالب، ویژگیِ منحصر به فردی دارد که هرگز ملال‌آور نمی‌شود؛ برخلافِ سایرِ غذاها که تکرارِ آن‌ها در چند وعده موجبِ سلبِ رغبت و دل‌زدگی می‌گردد، نان همواره موردِ نیاز و رغبتِ طبع است و انسان در طول عمر از آن خسته نمی‌شود. سبزیِ تره نیز در میانِ بقول چنین جایگاهی دارد و مصرفِ مستمرِ آن ملال‌آور نبوده و فوایدِ بنیادینی برای بدن دارد.

شایان ذکر است که در نقلِ جنابِ ثقة‌الاسلام محمد بن یعقوب کلینی (رحمة‌الله‌علیه)، تردیدی در واژگان از سویِ راوی واقع شده است که آیا پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله و سلم) تعبیرِ «مِنَ الطَّعَامِ» را به کار برده‌اند یا «مِنَ الْأَدَامِ» (نان‌خورش‌ها)؛ که در هر دو صورت، مؤیدِ جایگاهِ ممتازِ این گیاه است.

 


[1] جامع أحاديث الشيعة، البروجردي، السيد حسين، ج23، ص451.
[2] المحاسن، البرقي، ابو جعفر، ج2، ص511.
[3] مكارم الاخلاق، الطبرسي، رضي الدين، ج1، ص178.
[4] الكافي- ط الاسلامية، الشيخ الكليني، ج6، ص365.
[5] الکافی- ط دار الحدیث، الشيخ الكليني، ج12، ص581.
[6] المحاسن، البرقي، ابو جعفر، ج2، ص511.
[7] المحاسن، البرقي، ابو جعفر، ج2، ص512.
[8] الكافي- ط الاسلامية، الشيخ الكليني، ج6، ص365.
[9] المحاسن، البرقي، ابو جعفر، ج2، ص513.
[10] المحاسن، البرقي، ابو جعفر، ج2، ص513.
[11] المحاسن، البرقي، ابو جعفر، ج2، ص512.
[12] المحاسن، البرقي، ابو جعفر، ج2، ص512.
[13] المحاسن، البرقي، ابو جعفر، ج2، ص512.