درس خارج فقه استاد عباسعلی زارعی‌سبزواری

1404/11/05

بسم الله الرحمن الرحیم

 

موضوع: كتاب الحج/أحكام المواقيت /مسألة 5- لو نوى كحجّ فلان فان علم ان حجّه لما ذا صحّ‌

(مسألة 5): لو نوى‌: كحجّ فلان، فإن علم أنّ حجّه لماذا صحّ، وإلّا فالأوجه البطلان.[1]

ادامه بحث صورت دوم: عدم علم به نوع عمل غیر و عدم کشف آن

بحث درباره این صورت بود که اگر کسی در میقات هنگام احرام نیت کند که همان نیتی را می‌نمایم که فلانی کرده است، بدون این‌که منوی نوع آن برای او مشخص باشد. مثلاً بگوید: همان‌طور که پدرم نیت کرده است، منم مثل نیت پدرم نیت می‌کنم. و نمی‌داند که آیا عمره یا حج – در بین اقسام حج – نوع آن را او نیت کرده است. و از طرفی بعد هم مشخص نشود که متعلق نیت الغیر چه بوده است. و این ادامه پیدا کرد، این شخص از دنیا می‌رود یا طوری غایب می‌شود که دیگر دسترسی به او ممکن نیست. نیت احرام این شخص صحیح است یا خیر؟

بررسی نظرات سه‌گانه مطرح‌شده در جواهر[2]

صاحب الجواهر می‌فرمایند که در اینجا ما سه وجه داریم و به تعبیری سه نظریه مطرح هست.

 

نظریه اول: لزوم عمل به احتیاط (حج تمتع)

نظریه اول، نظریه‌ای است که از شیخ طوسی نقل شده است و آن عبارت است از این: در این مورد، باید شخص به لحاظ رعایت احتیاط، اعمال حج تمتع را انجام بدهد. احتیاط اقتضای تمتع را دارد. و تمام اعمالی را که در عمره مفرده و نیز حج افراد وقران مورد نیاز است، در حج تمتع به نحوی تحقق پیدا می‌کند.

 

نظریه دوم: بطلان احرام

نظریه دوم این است که اساساً این احرام باطل است. چون با فوت غیر یا غیبت او به نحوی که دسترسی به او ممکن نیست، این شخص نمی‌تواند نسبت به آنچه که او محرم شده است علم پیدا کند. و در حقیقت ابهام دارد، امر مجمل است و با توجه به این‌که اجمال دارد، راه برای امتثال وظیفه ندارد و لذا خطاب متوجه به او نیست.

 

نظریه سوم: تخییر

فرض سوم و یا وجه سوم، در حقیقت نظریه سوم این است که بگوییم در اینجا شخص مخیر است: می‌تواند عمره مفرده را نیت کند و اعمال آن را انجام بدهد، یا حج تمتع، یا سایر اقسام حج را. و در حقیقت این فرض، حکم دو فرض گذشته‌ای را دارد که در جلسه قبل مطرح شد.

 

تحلیل و بررسی

این انظاری است که در ما نحن فیه مطرح شده است. عرض می‌کنیم: در صور گذشته‌ای که تا کنون مطرح شد، به این نتیجه رسیدیم که به دلیل این‌که نیت اجمالی برای این شخص میسر هست، و به همین اعتبار امتثال اجمالی هم برای او امکان دارد، نیت او صحیح است و می‌تواند اعمال را تعقیب کند و انجام بدهد.

 

لکن مشکلی که در ما نحن فیه وجود دارد این است که و لو علم اجمالی دارد شخص به این‌که این عمل در ما نحن فیه یا عمره است یا عمره تمتع است یا در اقسام حج یا حج قران و یا افراد هست. لکن آنچه که مهم است این است که در اینجا امکان رعایت احتیاط هست یا نیست؟ و با توجه به این‌که اگر عمره مفرده باشد طبعاً نیاز به طواف نساء بعد از تقصیر خواهد داشت ، ولی اگر عمره تمتع باشد نیازی به آن نیست. و چنانچه حج قران یا افراد باشد، طبعاً عمره او باید بعد از اعمال حج انجام بگیرد. به نظر می‌رسد راهی برای رعایت احتیاط و جمع بین این اعمال برای این شخص میسر نیست. به خصوص بنابراین‌که عدول از برخی از این‌ها به برخی دیگر از این‌ها جایز نباشند. و وقتی که راه جمع بین این‌ها میسر نیست، به احتیاط قابل تحقق نیست، به نظر می‌رسد که این احرام باطل باشد.

 

دلیل بطلان در این صورت

به این دلیل که وقتی راه جمع مسدود باشد و علم نداشته باشد شخص به این‌که آن نیت کرده از چه چیزی می‌باشد، در واقع راه امتثال خطاب شارع برای او مسدود است. و وقتی که راه امتثال مسدود بود، خطاب به این شخص در جهت انجام عمل معنا ندارد.

 

نتیجه‌گیری و ارزیابی فرمایش حضرت امام

بر این اساس می‌توانیم نتیجه بگیریم که فرمایشی که حضرت امام داشتند مبنی بر این‌که: «لو نوی الحج علی حج فلان، فان علم نوع حجه صح والا فالبطلان» – هم به حسب مستثنی و هم به حسب مستثنی منه – اطلاقش قابل قبول نیست طبق آنچه بیان شد. شایسته است بفرمایید: «نوی الحج کحج فلان و لو علم حجه لماذا تفصیلاً او علم به اجمالا و ان امکن الجمع بین ما یتردد صح وإلّا فالأوجه البطلان »؛

یعنی اینطور بگوییم: علم تفصیلی نبود، یا علم اجمالی هم به نحوی که بتواند ما یتردد فیه را جمع بکند وجود نداشت. حالا هر فرضی از بروز می‌باشد. اما اگر یکی از این‌ها بود، آن وقت می‌تواند که در ما نحن فیه نیت کند و نیتش صحیح است و مشکلی هم ندارد.

 

خاتمه مسئله پنجم و اشاره به مسئله بعدی

این هم مسئله پنجم. تا برسیم ان شاءالله به مسئله ششم. و...

 


[1] تحرير الوسيلة (مجلدین)، الخميني، السيد روح الله، ج1، ص390.
[2] جواهر الكلام، النجفي الجواهري، الشيخ محمد حسن، ج18، ص210.