1404/11/08
بسم الله الرحمن الرحیم
موضوع: تنبیه سوم: استصحاب کلی و فرد
در این تنبیه تکلیف جریان استصحاب در امر جزئی (فرد) و یا امر عام و جامع، روشن می شود؛ چرا که مستصحب گاهی فرد و گاهی کلی است و هر یک از آن دو اقسامی دارند.
اقسام فرد در استصحاب فرد: دو صورت برای مسصحبی که فرد باشد قابل تصور است (فرد معین و مشخص – فرد مردد).
1. استصحاب فرد معیّن و مشخص: مثل اینکه زید در زمان سابق یقیناً در منزل بوده ولی الآن در بقای وی در آن محل و یا خروجش از آن، شک می کنیم استصحاب بقای زید در خانه که در اینجا جاری می شود استصحاب فرد مشخص و معین است که تردیدی در جریان آن وجود ندارد و روشن است که اگر آثار شرعیه ای بر بقای زید در منزل مترتب باشد آن آثار شرعیه، ترتّب پیدا می کنند.
2. استصحاب فرد مرّدد: مثل اینکه در زمان سابق، یقین به بودن فردی در منزل حاصل بوده ولی این فرد، مردد بین زید و عمرو بوده (روشن است که استصحاب فرد مردد، غیر از استصحاب کلی است که در ادامه متذکر خواهیم شد) حال که در بقای فرد مردد در منزل یا خروجش از آن شک داریم. همان فرد مردد را استصحاب کرده و آثاری را که بر بقای فرد مردد مترتب است (که عبارت از آثار مشترک مترتب بر بقای زید و عمرو است) در مورد آن پیاده می کنیم، اما اگر اثری بر بقای خصوص زید یا خصوص عمرو مترتب شده باشد قابل پیاده شدن نیست؛ زیرا که اصل بودن خصوص هر کدام از زید یا عمرو، مورد تردید است و یقین سابقی نسبت به آن وجود ندارد و به همین جهت در حالت سابقه نیز فقط آثار مشترک را می توانستیم مترتب کنیم و حق ترتب اثر خصوص زید یا عمرو را نداشتیم، حال نسبت به استصحاب و ترتب اثر نیز جریان از همین قرار است.
ممکن است توهم شود که علاوه بر دو قسم فوقالذکر قسم سومی نیز برای استصحاب فرد وجود دارد و آن، عبارت از استصحاب "فرد منتشر" است به طوری که در یک عنوان، هم لفظ "فرد" و هم لفظ "انتشار" به کار رفته باشد و خیال شود که بر خلاف قسم دوم که تردید در فرد به لحاظ حال استصحاب کننده است که در حضور زید یا عمرو در منزل تردید دارد، در اینجا تردید در فرد به اعتبار خود آ« فرد است یعنی در عین حال که فردیت دارد از انتشار وسعه برخوردار است.
به نظر ما چنین چیزی ظاهراً قابل تصور نیست و ممکن نیست که یک چیزی در عین حال که فردیت دارد (یعنی از تشخیص و تعّین برخوردار است) دارای سعه وجودی و انتشار هم باشد.
اما تصویر کنندگان این صورت، از "فرد منتشر" همان کلی معین در خارج را اراده کرده اند همانگونه که شیخ اعظم ره در کتاب مکاسب، مسئله ای به عنوان "بیع کلی در معین" را مطرح کردند مثل اینکه مقداری گندم معین در هارج وجود داشته باشد (که به آن "صُبره" یا توده ای از غلّه که هنوز آن را وزن نکرده اند، می گویند) و فروشنده به مشتری بگوید: یک صاع از این گندم خارجی را به شما فروختم.
در مقابل چنین تصویری می گوئیم: کلّی معین در خارج، کلّیت خود را از دست نداده است تا گمان شود که اگر گفته شود: "بعتک صاعاً من الحنطة" کلیت داشته باشد و اگر گفته شود: "بعتک صاعاً من هذه الصیره" کلیتش را از دست داده باشد در این دو خطاب فرقی از نظر کلیت "مبیع" وجود ندارد منتهی گستره کلی و شمول آن از نظر سعه و ضیق و از نظر کثرت و قلت افراد، تابع همان کلی است به طوری که ممکن است یک کلی مانند "واجب الوجود" منحصر در فرد باشد و فقط یک فرد داشته باشد ولی انحصار مصداق آن در یک فرد، موجب به هم خوردن کلیت مفهوم نمی شود، بنابر این در خطاب "بعتک صاعاً من هذه الصبره" هر چند به صبره متحققه در خارج اشاره می شود ولی لفظ "صاع" دارای یک مفهوم کلی است که دائره افرادش مضیق و محدود به این صبره معین در خارج است و محدود شدن افراد و مصادیق یک کلی به یک حدّ معین، خدشه ای بر کلیت آن وارد نمی کند.
مثل اینکه شخصی برای خریدن یک خودرو صفر کیلومتر به کارخانه تولید کننده مراجعه کرد و اقدام به خرید یکی از دهها خودرو تولید شده که از یک نوع و با خصوصیات شبیه هم هستند، می کند و مبایعه نامه ای بین دو طرف تنظیم می شود در اینجا خودروئی که متعلق بیع واقع شده "یکی از این دهها خودرو است که در انبار آن کارخانه پارک شده؛ زیرا خریدار ملاحظه می کند که این خودروها از نظر خصوصیان، متحد هستند و هرکدام از آنها که تحویل داده شود برای او فرقی ندارد، فلذا غرض او به خصوص یکی از آن دهها خودرو تعلق نگرفته است و چنین معامله ای صحیح است؛ زیرا عنوان "یکی از این دهها خودرو" اگرچه مصداقش از این مجموعه خارج نیست ولی در عین حال، عنوان کلی است منتهی این عنوان کلی، مصادیقش منحصر به این تعداد از خودروهاست که تولیدی این کارخانه اند.
نتیجه: کلی معین در خارج، بر کلی بودن خود باقی است و اگر هم از چنین چیزی به عنوان فرد منتشر، تعبیر شود سبب به هم خوردن کلیت آن نمی شود آخرین نکته ای که دراینجا باید مورد توجه قرار گیرد، این است که: اگر شرائط استصحاب در "کلی معین در خارج" مهیا باشد و در صدد جریان استصحاب در آن باشیم، باید آن را در زمره استصحاب کلی قرار دهیم نه استصحاب فرد.
نتیجه: استصحاب "کلی معین در خارج" یا "فرد منتشر" از اقسام استصحاب فرد به حساب نمی آید.