1404/10/21
بسم الله الرحمن الرحیم
موضوع: اشکال چهارم حضرت امام خمینی ره بر نظریه مرحوم آخوند خراسانی ره
با توجه به اینکه احکام ظاهریه ای مانند طهارة ظاهریه و حلیت ظاهریه روی ذات اشیاء و عناوین اشیاء بماهوهو نرفته، بلکه موضوع این احکام، اشیاء با وصف "مشکوک الطهارة و النجاسة یا مشکوک الحلیة بودن" است، بنابراین، موضوع حکم به طهارة ظاهریه، عنوان اولی یک شئ مانند (الماء) نیست لذا نمی توان گفت: "الماء طاهر ظاهراً" بلکه باید گفت: "الماء المتّصف بکونه مشکوک الطهارة یکون طاهراً ظاهراً".
و وقتی یک شئ (عنوان اولی) به لحاظ مشکوکیت حکم واقعی، موضوع حکم ظاهری قرار می گیرد نتیجه اش این است که دارای غایت بودن در ذات حکم ظاهری مثل طهارت ظاهریه مورد اخذ و ملاحظه قرار گرفته است و دخالت "مشکوک" به عنوان قید یا جزء در موضوع طهارت ظاهریه، به این معناست که حکم به طهارت ظاهریه تا زمان وجود شک، تحقق دارد و اگر شک به علم تبدل پیدا کرد وجهی برای وجود طهارت ظاهریه، وجود نخواهد داشت؛ چرا که وقتی حالت شک به حالت علم تبدل پیدا کرد (خواه علم به طهارت و خواه علم به نجاست) به مقتضای علم، حکم می شود یعنی اگر علم به نجاست حاصل شده باشد آن شئ، نجس است و اگر علم به طهارت پیدا شده باشد، آن شئ طاهر واقعی است و نوبت به حکم به طهارت ظاهریه نمی رسد.
حال می گوئیم: در صورتی که "مغیّی بودن" در ذات چیزی اخذ شده باشد جعل غایت برای آن، معنا نخواهد داشت؛ چرا که امور ذاتی، قابل جعل یا قابل سلب نیستند همانگونه که در مباحث قطع، نظیر این مطلب گذشت و گفتیم: "چون حجّیت برای قطع ذاتی است، معنا ندارد که شارع برای قطع، جعل حجیت کند" در اینجا نیز می گوئیم:" وقتی مغیّی بودن در ذات طهارت ظاهریه دخیل است معنا ندارد که برای آن غایتی جعل کرده و بگوئیم: "حتی تعلم انه قذر" مگر در صورتی که آخوندره غایت "حتی تعلم انه قذر" را برای طهارت واقعیه در نظر گرفته و بگوید: فقط طهارت واقعیه ای که از صدر روایت استفاده می شود.
مغیّی به غایت "حتی تعلم انه قذر" است، لکن لازمه چنین گفتاری این است که اگر انسان در طهارت یا نجاست چیزی تردید پیدا کرد باید بگوید: "این شئ به حسب واقع، طاهر است" برای این حکمی که دارای استمرار است طهارت واقعیه است و غایت "حتی تعلم انه قذر" غایت برای حکم واقعی است و حال آنکه چنین چیزی را نمی توان ملتزم شد.
حضرت امام خمینی ره در بیان وجه عدم امکان التزام به چنین گفتاری می گویند: يرجع حينئذٍ إلى تخصيص أدلّة النجاسات و المحرّمات الواقعيّة، فتكون النجاسات و المحرمات في صورة الشكّ فيهما طاهرة و حلالًا واقعاً، و هو كما ترى باطل لو لم يكن مُمتنعاً.[1]
اشکال بر ظاهر فرمایش حضرت امام خمینی ره: اگر ذیل روایت "حتی تعلم انه قذر" نتواند غایت برای حکم ظاهری قرار گیرد، این روایت، چگونه معنا می شود؟
شما نیز همانند مشهور که روایت "کل شئ طاهر حتی تعلم انه قذر" را دلیل بر قاعده طهارت، قرار داده اند، روایت را بر حکم به طهارت ظاهریه حمل می کنید، با این حال، ورود غایت "حتی تعلم انه قذر" در این روایت را چگونه توجیه می کنید؟
به تعبیر دیگر: اگر این ذیل "حتی تعلم انه قذر" غایت برای حکم ظاهری نیست، پس به چه منظوری ذکر شده است؟ و اگر غایت برای حکم ظاهری است چگونه با فرمایش ایشان ره مبنی بر اینکه "چون مغیّی بودن در ذات حکم ظاهری اخذ شده است نمی توان ذیل را غایت برای آن در نظر گرفت" جمع کرد؟ و از سوئی هم، طهارت واقعیه نیست تا گفته شود: "طهارت واقعیه نیازی به جعل ندارد" بلکه این طهارت، طهارت ظاهریه است و خود ایشان تصریح کردند که طهارت ظاهریه، به جعل شارع است، در نتیجه این طهارت در عین حال که طهارت ظاهریه و مجعوله به جعل شارع است، مغیّی واقع شده و تعبیر "حتی تعلم انه قذر" به عنوان غایت برای آن ذکر شده است.
حل اشکال وارد بر فرمایش امام راحل ره: حمل کردن روایت "کل شئ طاهر حتی تعلم انه قذر" بر قاعده طهارت و استفاده کردن طهارت ظاهریه از آن، به جهت ذکر قید "حتی تعلم انه قذر" است وگرنه بدون جهت نمی توان عبارت "کل شئ طاهر" را از معنای اولی آن که عبارت از دلالت بر حکم واقعی است منصرف نمود، بلکه ذکر غایت "حتی تعلم انه قذر" با توجه به اینکه "علم" به عنوان حکم قرار داده شده است، قرینه بر اراده طهارت ظاهریه شده است؛ زیرا علم و جهل دخالتی در احکام واقعیه ندارند بلکه در احکام ظاهریه ای که برای موضوع مقید به شک در حکم واقعی جعل شده است، علم می تواند به عنوان غایت مطرح باشد.
از انچه گفتیم روشن می شود که اگر غایتی مانند "حتی تعلم ..." در ذیل عبارت "کل شئ طاهر" ذکر نشده بود نمی توانستیم این جمله را از معنای حقیقی آنکه عبارت از طهارت واقعیه استعمال شده و بر یک حکم واقعی عامی دلالت می کند که چه بسا ممکن است مختصاتی داشته باشد.