درس خارج اصول استاد سید محمد واعظ موسوی

1404/10/14

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع: استدلال به روایات قاعده طهارت و قاعده حلیّت برای اثبات حجیت استصحاب

از جمله روایاتی که در مسئله حجیت استصحاب مورد استدلال واقع شده اند روایاتی هستند که معمولا به عنوان دلیل بر قاعده طهارت و قاعده حلّیت مطرح می شوند از این مجموعه روایات، سه روایت را مورد بررسی قرار می دهیم که دو روایت در باب حلیت وارد شده اند.

    1. موثقه عمار ساباطی از امام صادق علیه السلام، که آن حضرت در ضمن حدیثی فرموده اند: كل شئ نظيف حتى تعلم أنه قذر[1] .

موضوع این روایت عبارت از "کل شئ" است و مفادش این است که هر چیزی تطیف و طاهر است تا زمانی که علم به نجاست و قذارت آن پیدا کنی، هنگامی که علم پیدا کردی، قذارت و نجاست تحقق دارد (و اجتناب از آن لازم است) و مادامی که علم به قذارت و نجاست پیدا نکرده ای چیزی بر عهده تو نخواهد بود.

    2. معتبره حمّاد بن عثمان از امام صادق علیه السلام که آن حضرت فرموده اند: الماء كله طاهر حتى يعلم أنه قذر.[2]

در این روایت، حکم به طهارت، روی عنوان "الماء" همراه با کلمه "کل" بار شده است.

    3. موثقه مسعده بن صدقه از امام صادق علیه السلام که می گوید: سمعته يقول: كل شئ هو لك حلال حتى تعلم أنه حرام بعينه فتدعه من قبل نفسك[3] .

موضوع این روایت نیز عبارت از "کل شئ" است که در مورد محتمل‌الحلیة و الحرمة است، و مفاد آن این است: هر چیزی حلال است، تا زمانی که علم پیدا کنی آنچیز _به طور معین و با تمام خصوصیات) حرام، است، آن وقت آن را از جانب خودت رها کنی.

احتمالات چهارگانه ای که در رابطه با معنای روایات قاعده طهارت و قاعده حلیّت مطرحند.

هر چند در معنای این روایات، احتمالات فراوانی مطرح شده ولی ما فقط به بررسی احتمالات چهارگانه می پردازیم که قائل دارد یا با استصحاب، مرتبط است.

احتمال اول: نظریه مشهور، مشهور، از دو روایتی که در باب طهارت وارد شده اند، قاعده طهارت و از روایتی که در باب حلیت وارد شده است قاعده حلیت را استفاده کرده اند و معتقدند: غایت مذکور در این روایات "حتی تعلم" به عنوان قید برای موضوع "کل شئ – الماء" آورده شده و ارتباطی به حکم مطرح شده در این روایت "طاهر – حلال" ندارد، به عبارت دیگر: در جمله گکل شئ لک حلال" آنچه موضوع برای حکم به حلیت قرار گرفته است عبارت از "شئ مقید" است یعنی "کل شد لم یعلم انه حرام فهو لک حلال"، به بیان روشن تر می گویند: موضوع در اینروایت، اشیاء به عنوان واقعیشان نیستند بلکه اشیاء با وصف مشکوک‌الحلیة و الحرمة، موضوع حکم واقع شده است یعنی اگر چنین جمله ای در قالب اصطلاحی ریخته شود به این صورت خواهد بود: "کل شئ شک فی حلیّته و حرمته فهو لک حلال" به طوری که تعبیر "شک فی حایته و حرمته" که به عنوان قید و غایت برای نفس موضوع (کل شئ) ذکر شده، مضمون تعبیر "حتی یعلم یا تعرف انه حرام" است.

معنائی که مشهور برای این روایات در نظر گرفته اند این است: "کل شئ قبل ان یکون معلوم الحرمة فهو لک حلال" و "کل شئ قبل ان یکون معلوم النجاسة فهو طاهر"، و در نتیجه گفته اند: این روایات نه باب استصحاب ارتباط دارند و نه در صدد بیان احکام واقعیه و تعرض آن هستند بلکه دلیل بر قاعده حلیّت و طهارتند و در موارد شک در حلیت یا طهارت مورد تمسک واقع می شوند.

روایتی هم که در مورد "الماء" وارد شده به این معناست: "کل ماء لم یعلم انه طاهر أو نجس فهو طاهر" چرا که بنابر نظر مشهور، قید "حتی یعلم انه قذر" در ارتباط با موضوع وارد شده و به عنوان وصف و قید موضوع، مطرح است.

استاد محقق حضرت آیت الله سبحانی (حفظه الله) در بیان نظریه مشهور مبنی بر جعل طهارت و حلیت ظاهریه بع هنگام شک، می نویسد: المشهور أنّ الرواية الأُولى بصدد جعل الطهارة الظاهرية للأشياء عند الشكّ، فإنّ الطهارة على قسمين، فإذا قيل: الجمل طاهر والخنزير نجس، فالمجعول هو الطهارة الواقعية. فإذا شكّ في ملاقاة الغنم للشيء النجس فيحكم عليها بالطهارة، لكن بالطهارة الظاهرية. فالرواية بصدد بيان الطهارة الثابتة للأشياء عند الشكّ في ملاقاة النجس، فمعنى قوله: «كلّ شيء طاهر»، أي كلّ شيء مشكوك الطهارة والنجاسة طاهر في الظاهر إلى أن يُعلم أنّه قذر وصار نجساً.[4]

نتیجه: بر اساس نظریه مشهور این قبیل روایات بر معنائی غیر از حکم ظاهری (طهارت ظاهریه در صئرت شک در طهارت یا نجاست یا حلّیت ظاهریه در صورت شک در حلیت یا حرمت) دلالتی ندارند و در مسئله حجیت استصحاب مورد تمسک واقع نمی شوند.

 


[1] وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج2، ص1054، أبواب النجاسات، باب37، ح4، ط الإسلامية.
[2] وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج1، ص100، أبواب الماء المطلق، باب1، ح5، ط الإسلامية.
[3] وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج12، ص60، أبواب ما یکسب به، باب4، ح4، ط الإسلامية.
[4] المبسوط في أُصول الفقه، السبحاني، الشيخ جعفر، ج4، ص65.