درس خارج اصول استاد محمدباقر تحریری

1404/02/15

بسم الله الرحمن الرحیم

 

موضوع: اصول عملیّه / ذیل شرایط جریان اصول / تعارض حقّ مالکیّت مالک و حقّ همسایه

 

تعارض تصرّف مالک و ضرر همسایه و بیان نظر مشهور

بحث در ضرر پیدا کردنِ مالک است در مقام عدم تصرّفش در ملکش. و اینکه اگر در ملکش تصرف بکند، همسایه‌اش ضرر می‌بیند. خب بحث مهمی است که باید دید که اینجا با توجه به کلیات مستفاد از بیانات شرع کدام را ما ترجیح بدهیم؟ هم با توجّه به قاعدۀ «لا ضرر» و هم با توجّه به قاعدۀ «لا حرج». اینجا کلمات آیت‌الله سبحانی را بیان می‌کنیم که حالا یک ترتیبی هم ایشان در این رابطه دادند که حالا تصویر عمدتاً صور مشترک است. ابتدائاً کلامی را از مرحوم شیخ (رضوان الله علیه) نقل می‌کنند که ایشان فرمودند وقتی که مالک تصرف در ملکش بکند و موجب مستلزم ضرر پیدا کردن همسایه‌اش بشود مشهور گفتند جایز است. و کلامی را از مرحوم شیخ در مبسوط می‌آورند مبنی بر جواز و ایشان ادعای عدم خلاف هم می‌کنند که می‌توانند در ملکش تصرّف کند. بعد از دیگران هم کلماتی را نقل می‌کنند که آن‌ها هم به نوعی حکم به جواز تصرف داده‌اند.

 

کلام آیت‌اللّه سبحانی در محدودیّت‌های تصرّف مالک و مفهوم «حریم»

بعد ایشان آیت‌الله سبحانی وارد این مسئله می‌شود ـــ که به نظر می‌رسد بی‌ربط به آن مسئله نیست و ارتباطی دارد؛ چون در روایات اجمالاً این مسئله به چشم می‌خورد ـــ و آن این است که آیا تصرف در ملک از ناحیه مالک محدودیّتی دارد؟ آیا ملک مالک حریمی دارد یا اینکه نه. این بحث حریم در بعضی از املاک آمده در روایات. در باب احیاء موات و این‌ها، مثلاً حریم چاه و حریم امثال این مسائل بحثش آمده. آیا به‌هرحال در تصرّف در ملک هم یک حریمی هست، یا اینکه نه بگوییم هیچ حریمی نیست مگر آنجایی که تجاوز بکند و قصدش ضرر زدن به دیگری باشد؟

 

صور سه‌گانۀ تصرّف مالک در کلام مرحوم شیخ (ره)

خب این خلاصه محور بحث است. بعد از اینکه این محور بحث را ایشان مطرح می‌کنند از مرحوم شیخ سه صورت را بیان می‌کنند که حالا این سه صورت، به نظر می‌رسد که همان مطالبی هست که حضرت امام هم وقتی که فرمایششان را نقل کردیم بر این خلاصه سه مطلب دور می‌زد کلام ایشان.

 

    1. تصرّف برای دفع ضرر از خود

به‌هرحال صورت اول، آنجایی هست که تصرف در ملکش به خاطر دفع ضرری هست که به او وارد می‌شود. ایشان فرموده است که خلافی در جواز تصرف نیست. و اگر ما مالک را الزام بکنیم که ضرر را تحمل بکند و در ملکش تصرف نکند تا دیگری ضرر نبیند این حکم ضرری هست و منفی است علاوه بر اینکه این دلیلی که بیانی که به‌هرحال به صورت عموم به آن تمسک می‌شود «الناس مسلطون علی اموالهم»، این هم مؤیدش هست.

پرسش: [ نامفهوم ]

پاسخ: بله. اگر اینجا خب دو تا بحث است یکی حکم تکلیفی است یکی هم حکم وضعی است. از فرمایش ایشان این استفاده می‌شود که به‌هرحال هیچ‌کدامش لازم نیست. نه حکم تکلیفی دارد و نه حکم وضعی.

مرحوم آقای خویی در اینجا ایشان قائل به ضمان بودند. می‌فرمودند که به‌هرحال بین جواز تصرف و عدم ضمان، تلازمی نیست. نه جایز است شرعاً، تکلیفاً تصرف بکند حالا این را باید دید که آیا این قاعده چقدر گویایی دارد. آیا هم حرمت را برمی‌دارد هم ضمان را یا نه.

 

    2. تصرّف برای جلب منفعت

صورت دوم آنجایی است که این تصرفش به خاطر جلب منفعت است. اینجا هم جایز است. و ایشان گفته است که اگر ما مالک را منع بکنیم از انتفاع به ملکش، و جواز را خلاصه تابع عدم تضرر بدانیم، این حرج عظیمی است و تضرر همسایه با این معارضه نمی‌کند. چون واجب نیست تحمل حرج برای دفع ضرر از غیر. یعنی درواقع یکی جواز دارد یکی عدم به‌هرحال جواز منع مالک از تصرف در ملکش عدم جوازِ و تحمل حرج برای دفع ضرر از همسایه این جایز است. که خودش را در مضیقه قرار بدهد تا همسایه ضرر نبیند. اینجا با یکدیگر تعارض ندارد و قهراً جواز تصرف در این دو صورت هست.

 

    3. تصرّف لغو و بیهوده

صورت سوم هم آنجایی است که تصرفش در ملکش، تصرّف لغوی باشد. بخواهد لَعبی داشته باشد. اینجا قطعاً جایز نیست با تضرر دیگری. و این قهراً عقلاء این بیان را قید می‌زنند «الناس مسلطون علی اموالهم» را در این صورت به‌هرحال قید می‌زنند.

 

بیان دو صورت از صور پنج‌گانۀ مسئله در کلام آیتالله سبحانی

بعد از بیان مرحوم شیخ، ایشان پنج صورت را مطرح می‌کنند که در رابطه با سه صورتش مقداری بحث می‌کنند. صورت از آنجایی که خیلی بحثی ندارد را ما عرض می‌کنیم که خیلی دیگر تکرار نشود.

 

صورت پنجم: تصرّف به قصد اضرار به همسایه

صورت پنجمی که ایشان بیان می‌کنند که چنین تصرّفی جایز نیست، آنجایی است که غرض شخص ایجاد ضرر به همسایه یا در حرج قرار دادن همسایه است. اینجا قطعاً آن حدیث سمره شاملش می‌شود. اینجا به‌هرحال جایز نیست.

 

صورت چهارم: انتفاع مستلزم اضرار به همسایه

صورت چهارمی که ایشان بیان می‌کنند آنجایی هست که انتفاع مالک مستلزم اضرار به همسایه می‌شود. ایشان این‌طور استظهار کرده‌اند که تصرف در ملک جایز نیست. دو دلیل می‌آورند: یکی اینکه ما مجوّزی برای این تصرّف نداریم؛ چون این «الناس مسلّطون علی اموالهم» یک قاعدۀ عقلایی است که شارع مقدّس هم آن را امضا کرده است. بنابراین ما باید ببینیم که قدر متیقّن این قاعده کجاست و تا کجا این گویایی دارد. یک اصل تعبدی نیست که بگوییم اطلاق دارد این تسلط همیشه است. بنابراین ما باید ببینیم که این تسلّط تا چه حدّی نزد عقلاء ممضا است. خلاصه‌اش این است.

پرسش: دلیلش [ نامفهوم ]

پاسخ: دلیل لفظی، به‌هرحال به صورت روایت نقل کردند در بحار اما مدرکی ندارد. همین‌طوری به صورتِ…

     روایت…

     بله دیگر. یعنی روایت، روایت بودنش مسلم نیست. و این را حالا از موارد مختلفی از قوانین شرعی استخراج شده و استنتاج شده.

 

خب ایشان می‌فرمایند که روشن است که عرف انسان را این قدر آزاد نمی‌داند در تصرّفاتش. مثلاً بخواهد برای خودش اصطبلی درست بکند و امثال این امور در خانه‌اش. کارهایی انجام بدهد که به‌هرحال آن همسایه‌ها، همسایه از این کارها ضرر می‌بینند. این می‌خواهد منفعت ببیند اما این عقلایی نیست که در این محل این کار به‌هرحال انجام بشود. بنابراین این انتفاع، جایز نیست.

[دلیل] دوم هم اینکه این تجویز جواز تصرف حکم ضرری است و اگر ما یعنی اگر تجویز تصرف را بگوییم این حکم ضرری است، در منع مالک از عدم انتفاع این ضرری نیست. بلکه نفع کثیری نمی‌برد. نه اینکه مطلقاً محروم باشد. این نظر را ایشان در این صورت می‌دهند.

 

اشکال آیت‌اللّه سبحانی بر مرحوم شیخ (ره) و بررسی قاعده «لا حرج» در انتفاع ضرری

و کلام شیخ را هم در این صورت رد می‌کنند که مرحوم شیخ فرموده ممنوع کردن مالک از انتفاع ملکش و بگوییم جواز تصرّف در صورتی که همسایه اذیّت نبیند، این حرج عظیمی است بر مالک. این کلام را ایشان تام نمی‌دانند؛ چون می‌فرمایند که حرج منفی آنی است که به‌هرحال منعش بکند از حقوق شرعی‌اش. اینکه حقوق شرعی‌اش را نه… اینجا شارع مقدس برای او حقی قائل نشده که بخواهد با این تصرفش، همسایگان را ضرر بزند و نفعی نمی‌برد. اگر این‌طوری باشد که خب در خیلی از احکام شرعی این حرج هست دیگر. شخص را منع می‌کنند از محرمات پس یک حرجی یک مضیقه‌ای به‌هرحال هست پس بگوییم به خاطر این حرج احکام رفع می‌شود.

پس نتیجتاً ایشان می‌فرمایند که در این صورت ما خلاصه مسئله به حرج افتادن همسایگان را این ترجیح دارد. اصلاً این باب از باب معارضه نیست. که باز مرحوم شیخ این باب را از باب معارضه گرفته. و ایشان تعجب می‌کنند از کلام مرحوم شیخ که اینجا از باب معارضه است که از یک طرف تحمل حرج از ناحیه غیر واجب نیست و از یک طرف ما می‌بینیم که اینجا این تضرر همسایه را معارض با عدم وجوب تحمل ضرر گرفته. پس جایز است که انتفاع ببرد. ایشان می‌فرمایند که این کلام در آنجایی هست که ضرری آمده. مثل موارد قبل که آیا تحمل ضرر از ناحیه همسایه واجب است یا اینکه واجب نیست. سیلی آمده من به‌هرحال نگذارم این سیل برود در خانه همسایه. اینجا گفتند که نه تحمل ضرر از ناحیه همسایه واجب نیست. من می‌توانم کاری بکنم که این سیل به خانه من نیاید اگر چه مستلزم ضرر پیدا کردن همسایه بشود. خلاصه اینکه ایشان این قاعده را در اینجا می‌دانند که تحمل ضرر از همسایه واجب نیست در جایی هست که ضرر واقع شده نه اینکه این عمل این به‌هرحال موجب ضرر بشود.

پرسش: [ نامفهوم ]

پاسخ: تضرر همسایه را معارض با آن دلیلی می‌داند که واجب نیست تحمل ضرر از ناحیه غیر.

خب بنابراین یعنی به این معنا که تضرر همسایه حرام است. از یک طرف تحمل ضرر از ناحیه همسایه واجب نیست. این را ایشان معارض گرفته آیت الله سبحانی می‌فرمایند که نه. اینجا به این صورت نیست.

 

بررسی نظر آیت‌اللّه سبحانی و تبیین مفهوم «منفعت عقلایی»

خب حالا در این صورت را یک مقداری بررسی بکنیم خب موارد مختلف است. خب این روشن است که در جاهایی که عرفیتش به‌هرحال بر این است که این شخص در خانه اصطبلی داشته باشد از این قبیل کارها. قطعاً ایشان به نظر می‌رسد که اینجا مقصودشان در چنین محلی که عُرفیت دارد نیست. غرضم این است که باید دقت کرد فعالیت‌هایی که شخص در ملکش می‌کند یک جنبه عدم عُرفیتی داشته باشد. خب اگر واقعاً یک کاری باشد که در یک محل به‌هرحال این تصرف در ملک بر خلاف عُرفیت آن محل به حساب می‌آید و این تضرر به‌هرحال همیشگی است و قابل تحمل نیست این کلام درست است. اما اگر نه در جایی که این مسئله پیش نمی‌آید. این می‌خواهد چاهی بزند و منفعتی می‌برد از این کار، و این منفعت به‌هرحال منفعت عقلائی است. و ما بگوییم که این منفعت را نبرد برای اینکه همسایه ضرر نبیند به نظر می‌رسد که این کلام خیلی تام نباشد. به‌هرحال منع مالک، از چنین منفعت‌هایی ما دلیلی بر منع نداریم و از ناحیه شارع مقدس بگوییم اینجا چنین تصرفی جایز نیست. این لا ضرر با آن بیانی که ایشان قبول کردند و ما هم گفتیم که بیان گیر این است که ضرری از ناحیه کسی بر کسی نیست. این را دارد نفی می‌کند که این حاکی از این است که در شرع مقدس چنین ضرری تشریع نشده.

خب حالا بحث این است که آیا این شخص میخواهد تصرف بکند و منعش بکنیم از تصرفی که سود دارد و این منفعت عقلائی است. با این قید… که حضرت امام هم اینجا به نظر می‌رسد کلامشان است. ما منع بکنیم این شخص را از این منفعت عقلائی برای اینکه مستلزم ضرر هست یک چنین منعی را ما از ناحیه شارع مقدس نداریم که چنین حکمی باشد. که این قاعده لا ضرر به آن تعلق بگیرد. به‌هرحال هم به نظر می‌رسد که این قاعده لا ضرر اینجا شامل نمی‌شود و از طرفی هم منع این خلاصه مالک، از تصرف به خاطر این ضرری که لازمه این تصرف است این حرج است. و این لا حرج اینجا شاملش می‌شود.

پرسش: منفعت عقلایی دارد عرفیت ندارد چی هست؟

پاسخ: بله دیگر… منفعت عقلائی داشته باشد که به‌هرحال این به صورت متعارف این منفعت مباح است نزد عقلاء.

     عرفیت نداشتن… انصافاً منفعت عقلائی دارد برای… ولی برای همسایه نابود می‌کند. عرفیت ندارد که…

     خب همین اینجا هم منفعتی هست که ضرر دارد منفعت عقلائی نیست. منفعت به‌هرحال عرض کردیم که باید طوری باشد که این جنبه عقلائی هم داشته باشد. بله در روستاها این متعارف است.

     [ نامفهوم ] همین مسئله را داریم… همسایه اذیت می‌شوند. ولی واقعاً منفعت عقلائی دارد.

     به‌هرحال اگر به‌گونه‌ای هست که ضرر همسایه یک ضرری هست که از این کار قابل تحمل نیست اینجا خب جایز نیست.

اما غرض این است که این منفعت عقلائی باید با آن عدم ضرر عقلائی همراه باشد. یعنی صرف این کلام، به طور کلی مطلقاً، قابل پذیرش نیست. که ما بگوییم انتفاع صرف انتفاع مستلزم اضرار بشود. نه. آن انتفاعی که عقلائی نیست این مستلزم اضرار بشود این جایز نیست. اما آن انتفاعی که نه… لذا خود ایشان هم بحث آیه لا حرج را می‌آیند می‌فرمایند مطلق است. نه مشقت خیلی سخت. در چنین صورتی که ما منع بکنیم این مالک را از تصرف… به‌هرحال یک منفعت عقلائی از دستش می‌رود که این منفعت مستلزم یک ضرر غیر عقلائی نباشد. یک ضرری هست که به‌هرحال از لوازم این تصرف است. این ضرری که از لوازم باشد این به نظر می‌رسد که خلاصه جایز هست این تصرف. و از طرفی هم ضمانی هم ندارد. ما دلیلی بر ضمان نداریم. بله آن باید برود خود… منع بکند از اینکه این ضرر بیاید. او خودش می‌داند دیگر. چون به‌هرحال یک امر عقلائی است. در بین عُرف تصرف در ملک یک چنین اجمالاً ضررهایی را بر اطرافیان می‌آورد. لذا نمی‌شود پیش‌بینی کرد که هیچ… هر تصرفی که انجام می‌شود هیچ ضرری ندارد. بله.

پرسش: [ نامفهوم ] خانه من می‌ریزد… این منفعتش عقلائی است.

پاسخ: خب وقتی که این ضرر تحقق پیدا می‌کند باید جبران بکند… نه… عقلائی… عقلائی… اینکه وقتی دارد گودبرداری می‌کند این همسایه را مواظب باشد دیوارش را باید بله…

     [ نامفهوم ] ولی باز هم پیش می‌آید… آن موقع اگر ما بگوییم که… ضمان هم ندارد…

     به‌هرحال اینجا عقلاء می‌گویند ضمانت دارد چون این ضرر، ضرر غیر قابل تحمل است. یک ضرری که به صورت متعارف تحقق پیدا می‌کند آن ضرر به‌هرحال ضمانت ندارد. این چنین ضررهایی به صورت عقلائی قابل تحمل نیست. غرض این است… حالا مواردش را باید دید. اینکه ما تصرفی که سود دارد را با این خصوصیات به طور مطلق ما منع بکنیم دلیلی بر آن نداریم.

 

صورت اول در کلام آیتالله سبحانی: دوران امر بین ضررین

خب صورت دیگری که آیت‌الله سبحانی ادامه می‌دهند، این صورت اول است که امر دائر بشود بین دو ضرر. برای این صورت هم ایشان دو حالت تصوّر می‌کنند. حالا حالت اولش را عرض می‌کنیم. حالت اول این است که ایشان فرمودند که تصرف این شخص در ملکش تصرف در ملک غیر به حساب بیاید. خب در اینجا اگر از جهت عقلائی تصرف در ملک خودش، تصرف در ملک غیر به حساب بیاید. مثل اینکه به‌هرحال حَفری می‌کند موجب به‌هرحال صدمه دیدن دیوار خانه او می‌شود. خب اینجا ایشان می‌فرمایند که عمل محرمی است موجب ضرر می‌شود. و قاعده «الناس مسلطون» و «لا ضرر» نسبت به هر دو مساوی است. بنابراین اینجا به‌هرحال باید یک ضرری را یک نفر تحمل بکند اگر بخواهد این تصرف واقع بشود. بگوییم این تصرف بکند و هیچ ضمانتی هم نسبت به ملک غیر نداشته باشد به‌هرحال این قاعده لا ضرر منع می‌کند از چنین تصرفی را.

پرسش: لا حرج را… چرا من باید… [ نامفهوم ] الآن این طرف دارد که حرام است نمی‌توانی ضرر بزنی. این آقای همسایه ضرر… خب من از این طرف برای چی باید تحمل ضرر بکنم؟

پاسخ: خب اینجا باید ضرر را با همدیگر تقسیم بکنند.

     [ نامفهوم ] حرمت دارد. این حرمت مسئله درست می‌کند براش. بله اگر بگوید که حرام نیست ولی اگر ضرر خورد برو ضررش را… [ نامفهوم ] دارد… می‌کند. میگوید این حرف عقلائی… ولی اینکه مستقیم بگوییم حرام نشود، حمل ضرر واجب است!

     بله دیگر حالا این‌ها را باید بررسی کرد. غرض آن است که آن تصرفاتی که عقلائی است. چون بحث، بحث عقلائی است. آن تصرفاتی که بالضروره در ملک‌ها عقلاء می‌کنند. و این تصرفات یک ضرری به غیر هم می‌زند باید دید که این به‌هرحال یک طوری حق هر دو استیفاء بشود. حالا اینکه حکم بکنیم به اینکه این تصرف، تصرف حرامی است یک مقداری مشکل است. همین‌طور که شما فرمودید. بله صحبتی بود؟

پرسش: [ نامفهوم ]

پاسخ: بله به‌هرحال

ایشان این حالت اول را این‌گونه بیان می‌کنند اینجا می‌فرمایند که حکم وضعی این ضرر تقسیم می‌شود به خاطر جمع بین حقین. اما حرمت تکلیفی را دارد.

خب عرض کردم این را واقعاً باید بررسی کرد که این تصرفات اگر تصرفات عُرفی و عقلائی باشد و مستلزم یک نوع ضرر این‌چنینی باشد مشکل است حکم به حرمت یک چنین تصرفی بکنیم. البته بحث ضمان یک بحث دیگری است به خاطر اینکه از یک طرف عدم تصرف این در ملکش حرج لازم می‌آید و از طرفی هم تصرفش در ملک او ضرر… اینجا عقلاء حکم می‌کنند که این تصرف، انجام بشود منتها تا بتواند ضمانت بکند این ضرری را که به همسایه می‌خورد. اینجاست از مواردی که بین حکم تکلیفی و حکم وضعی، تفکیک می‌شود.

پرسش: … قاعده سلطنت جواب دارد نسبت به هر دو… ولی قاعده سلطنت اصلاً برای همسایه من که هیچ وجهی ندارد. لا ضرر برای…

پاسخ: قاعده سلطنت هم همین است. قاعده سلطنت هم این تصرف، سلطه او را محدود کرده. ضرر کرده دیگر. نمی‌تواند از آن ملکش آن‌طور که هست استفاده بکند به این معنا. وقتی چنین شکافی در مثلاً دیوارش سقفش خورده همواره در حال دلهره است که چه بسا بریزد. به عنوان مثال. بنابراین قاعده سلطنت او حکم می‌کند که این به‌هرحال به طور مطلق بتواند از آن استفاده بکند او هم همچنین.

خب این یک حالت است و حالت دوم این کلام ایشان هم یک مقداری به‌هرحال ادامه دارد این را ان‌شاءالله جلسه بعد عرض خواهیم کرد چون بحث فقه هم گفتیم داشته باشیم بحث را تا اینجا تمامش می‌کنیم تا آن قسمت بیان ایشان را در حالت دوم را ان‌شاءالله در جلسه بعد عرض بکنیم.