1404/01/19
بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع: اصول عملیّه / شرایط جریان اصول / مرور مباحث و دیدگاهها پیرامون قاعده «لا ضرر»
مروری بر مباحث گذشته و اعتبار سند قاعدۀ «لا ضرر»
خب بحث ما بعد از تعطیلی به هر حال معتنابهی، یک مروری اجمالاً بر مباحث گذشته امروز داریم. به مناسبت بحث برائت و اشتغال، بعد از بحث اشتغال، مرحوم آخوند به قاعده «لا ضرر» پرداختند که این حالا قانون، این قاعده، به نوعی میتواند در ادامه این بحث قرار بگیرد. حالا بحث است که این قاعده، قاعده فقهی است یا قاعده اصولی که از آن ارتباط خاصی با مباحث فقهی دارد. حالا این را انشاءالله به آن خواهیم پرداخت. مرحوم آخوند، این بحث را به طور اجمال، تقریباً همه مباحث مربوط به این قاعده را در این قسمت از این بحث، مطرح کردند و ما هم اجمالاً بیان ایشان را عرض کردیم که بعد از آن هم فرمایش مرحوم آقای خویی را بیان کردیم که محور عمدتاً مباحث، اول در سند این روایات قاعده لا ضرر است که گاهی در ضمن بیان احکامی این قاعده آمده و منشأ آن حکم را این قاعده مطرح کردند که عمدتاً قضیه سمرة بن جندب بر این اساس مطرح شده است. دو سه تا روایت که قضیه آن را نقل میکنند به هر حال این قاعده را بیان میکنند. و بعضی از موارد دیگر، در مسئله حقالشفعه یا شراکت در عدم جواز منع زیادی آب برای آن کسانی که نیاز ندارند، به این قاعده یا استقلالاً تمسک شده است، یا در ضمن بیان حکمی که اجمالاً این قاعده مورد اعتناء است. حالا یا متواتر است یا مستفیض است، از جهت اعتبارش به هر حال شکی در اعتبار این قاعده از حیث حالا یا عمدتاً اینکه استدلال در حکمی شده یا به صورت مستقل نیست. این یک جهت از بحث که ما هم حالا در ادامه به هر حال به این مباحث فقط اشاره میکنیم. بیانات این بزرگواران را که آوردیم آن جایی که نیازی به تکرار ندارد را دیگر تکرار نمیکنیم.
فقهالحدیثِ قاعده و معنای «ضرر و ضرار» در کلام مرحوم خویی (ره)
جهت دوم بحثی که مرحوم آقای خویی آوردند در فقه این حدیث بود که اینجا آیا مفاد ضرر با ضرار یکی است یا دو تا است؟ اینجا ضرار از باب مفاعله است، آیا همان مفاد باب مفاعله را دارد یا اینکه به هر حال ندارد. و مفادش هم حالا عام است، هم ضرر مالی، هم ضرر عِرضی و هم ضرر بدنی و کیفی و کمی، همه را به هر حال فرمودند شامل میشود. و رابطه بین ضرر و نفع هم ایشان فرمودند که رابطه تضاد است، نه عدم و ملکه. به هر حال جزئیّاتی را در اینجا بیان کردند.
انحاء چهارگانۀ استعمال «لا» نافیه در لسان شارع
قسمت دیگری که از بحث مطرح کردند این است که این جمله در بیانات شارع به انحاء مختلف استعمال شده است. ما نحوه استعمال اینچنین قالبی را که نفی یک موضوعی شده است، این را باید مثلاً بررسی کنیم بعد ببینیم این «لا ضرر» با کدامیک از این مفادها منطبق میشود. گاهی در مقام اِخبار از عدم تحقق شیءِ مبغوض است که فرمودند مقصود از آن نهی است. همانطور که گاهی هم به صورت جمله خبریه میآید و از آن امر استفاده میشود. یا اینکه میخواهد بیان کند که مؤمن این کار را انجام نمیدهد؛ مثل قضیه «لا رفث و لا فسوق و لا جدال فی الحجّ» که ظاهرش نفی یک موضوعی است و باطنش نهی از آن است. یا تعبیر «لا غشّ بین المسلمینَ». این یک نحوه میفرمایند که استعمال در این جملات. یک نحوه هم استعمال میشود در مقام اِخبار از اینکه چیزی در خارج تحقق پیدا نکرده اما نه مطلقاً، بلکه در ضمن یک فردی؛ که مقصود این است که آن حکمی که برای طبیعت است، در این مورد نیست. مثل «لا ربا بین الوالد و الولد»؛ ربایی که ممنوع شده است، این در این مورد، این طبیعت در این مورد به هر حال وجود ندارد.
پرسش: [نامفهوم] مجازی است دیگر…
پاسخ: بله دیگر. بله. عمدتاً ظاهرش نفی حقیقت است اما در واقع به لسانهای مختلف… که خود سیاق این را دلالت میکند. یعنی قرینه با خودش است منتها باید دید که مفاد این جملات در هر کجا به هر حال چیست؟ گاهی هم کنایه از نفی آثار کمال است مثل «لا صلاة لجار المسجد إلا فی المسجد» که اینجا نفی این موضوع را میکند اما ما از آن نفی کمال استفاده میکنیم.
این هم یک نحوه از استعمال. نحوه دیگر در استعمالات این است که یک موضوعی را خلاصه که در شرایع سابق، ثابت بوده است را نفی میکند. مثل «لا رَهبانِیَّةَ فِی الإِسلام» به نفی موضوع. یا «لا تقیسوا الدین، فإن الدین لا یقاس». بنابراین میفرمایند که اینچنین استعمالات را ما داریم.
حمل و انطباق «لا ضرر» بر معانی فوق و بررسی اقوال
حالا ما این «لا ضرر و لا ضرار» را به کدامیک از این احتمالات حمل کنیم. قطعاً آن معنای حقیقیاش مراد نیست. آیا نفی باشد که در باطنش نهی را دلالت میکند که مفادش حرمت اضرار به غیر است؟ یا اینکه نه… اینجا بگوییم که چند تا خب اینجا احتمال را ایشان بیان میکنند. یا بیان مرحوم آخوند را بگوییم نفی حکم به لسان نفی موضوع است… اینها را ایشان، مرحوم آقای خویی به هر حال نمیپذیرند که با این سیاق، این معانی را بخواهیم به این جملات حمل کنیم.
نقد نظر مرحوم آخوند (ره) مبنی بر «نفی حکم به لسان نفی موضوع»
پرسش: [نامفهوم] چطور رد میکنند؟ … این نفی حکم به لسان نفی موضوع… واقعاً یک حرف خیلی خوبی است. سخت است نپذیرفتنش.
پرسش: به طور کلی نفی میکند؟ یا …
پاسخ: این بیان مرحوم آقای آخوند را به این صورت ایشان قبول ندارد که آنچه منفی است، عنوان ضرر است. و ضرر عنوان فعلِ موجبِ ضرر نیست، بلکه ضرر مسبَّب از آن فعل است. یعنی وضو، موجب ضرر میشود. اینجا به هر حال باید اینطور تعبیر کند که لا موضوع… «لا ضرر» که به هر حال معنا ندارد. بنابراین ایشان میفرمایند که این بیان با این سیاق مناسبت ندارد.
پرسش: «لا ضرر» در واقع «لا موضوع ضرری» است …
پاسخ: یعنی «لا حکم للوضوء ضرری».
• خب این میشود همان فرمایش مرحوم آخوند. این مدلی بگوییم… این در واقع وقتی حکم میکردیم… یعنی در واقع میگوید وجوب ندارد این وضوی ضرری.
• خب ایشان میفرمایند که این نفی، روی ضرر آمده. «لا…».
پرسش: خب مجازاً اینطوری رفته. یعنی ما داریم نفی موضوع میکنیم که نفی حکم بشود.
پرسش: نفی حکم که است…
پرسش: اشکال ندارد.
پرسش: [نامفهوم]
پرسش: نه دیگر… وضوی ضرری در اسلام نیست.
پاسخ: میفرماید که منفی چیست؟ «لا ضرر» است. ضرر، میفرمایند که عنوان این فعل نیست. مسبَّب از این فعل میشود. مرحوم آقای خویی اینطوری میفرمایند. این وضو، موجب ضرر میشود. بنابراین آنی که منفی است حکمی است که ثابت برای ضرر، نه آن حکمی که مترتب بر فعل ضرری میشود. یعنی اگر حکمی خودش، ضرری باشد، این را دارد نفی میکند. نه آن حکمی که مترتب بر فعل ضرر… این وضو که فعل ضرری است حکمی بر آن مترتب میشود که ضرر باشد. پس ایشان میفرمایند که لازمهاش این است که نفی اضرار به لسان نفی اضرار بشود! خب این هم خلاف مقصود است.
• حکمی که ثابت است برایش ضرر باشد یعنی چه؟ ما اصلاً حکمی نداریم که برایش ضرر باشد… ضرر یک معنای کلی است… مصداقش الآن شده وضو. ما که میگوییم «لا ضرر»… یعنی داریم نفی حکم همین ضرر را میکنیم. این ضرر الآن مصداقش شده وضو. حکم این را بخواهیم برداریم، وضوی ضرری، میشود عدم وجوب. قبلش وجوب بوده حالا حکمش را برمیداریم. دقیقاً میشود همان حرف مرحوم آخوند که میگوید نفی حکم داریم میکنیم به لسان نفی موضوع. یعنی این فرمایش مرحوم آقای…
• آقای خویی… ایشان میفرمایند که نفی موضوع نیست. نفی سبب است. چون وضو سبب برای ضرر میشود. نفی موضوع به لسان نفی حکم، اینطوری میشود دیگر. اینجا نفی حکم به لسان نفی موضوع. ایشان میخواهند بفرمایند که اصلاً موضوع اینجا ضرر نیست. صحبت ایشان این است.
پرسش: قیاس شکل اول است. میگوید وضو ضرر است، ضرر هم منفی است پس آن منفی است. قیاس تشکیل داده ایشان.
پاسخ: نه، ایشان میخواهند بفرمایند که در واقع وضو مولِّد ضرر میشود. نفی ضرر نیست. نفی مولد ضرر را باید بکند اینجا. اینجا نفی حکم به لسان نفی موضوع اصلاً نمیتواند باشد. اصلاً این لسانِ نفیِ موضوع نیست. تعبیر ایشان این است. اینجا اصلاً موضوع ضرر نیست. ضرر مسبَّب از این موضوع است یعنی وضو است. موضوع در واقع وضو است. و این وضو مولد ضرر است. دارد نفی این سبب را میکند و در واقع نفی به هر حال مسبَّب را دارد میکند که از وضو تولید میشود.
دیدگاه مختار مرحوم خویی (ره) و مقایسه آن با نظر مرحوم آخوند (ره)
• [نامفهوم] با آن یکی [نامفهوم]
• میخواهند بفرمایند که حالا مفاد این تعبیر را ما چطور حملش کنیم؟ این را آیا همان کلام مرحوم شیخ را ایشان آخرش بیان میکنند. نفی حکم است اینجا. باید یک چیزی در تقدیر بگیریم. «لا حکمَ ضرریٍّ فی الشرع».
پرسش: یعنی مرحوم آقای خویی میفرمایند که نفی موضوع شده اینجا؟ صرفاً؟
پاسخ: اینجا نفی… اینجا ایشان میفرمایند که نفی مسبَّب شد… نه موضوع نیست. ضرر اینجا موضوع نیست. شما میخواهید بگویید نفی حکم به لسان نفی موضوع. این نفی موضوع نیست.
• نفی چیست؟
• مسبَّب است. سببش وضو است. اینجا نفی مسبَّب است… در واقع میخواهد نفی سبب را بکند.
پرسش: هر سببی که ضرر تولید کند را ندارد.
پاسخ: بله دیگر. دارد این را نفی میکند. شما به هر حال در تعبیر، این تعبیر غلطی است که بگوییم نفی موضوع است. نفی حکم است به لسان نفی موضوع میکند… لسان نفی موضوع نیست. لسان نفی مسبَّب است.
پرسش: این «لا ربا»، خود ربا را دارد نفی میکند. «لا ضرر» نفی مسبَّب…
پاسخ: «لا ربا» آن هم باز حکمش است. «لا حکم ربویٍ».
• میدانم آنجا دارد ربا را نفی میکند. حکم [نامفهوم] یک موضوع، لسان نفی حکم است. نفی حکم است لسان نفی موضوع میکند. اما در اینجا نفی سبب موضوع میکند. سبب را در واقع دارد بیان میکند. نه خود ضرر را…
• بله دیگر. یعنی ضرر مسبَّب از وضو میشود. این تعبیر ظاهریاش با این لسان نمیخواند.
پرسش: ولی در واقع در ربا دیگر سبب نیست نفی بشود. حکم ربا را کلاً نفی میکند… در ربا…
پاسخ: بله دیگر. یعنی این حکم ربا نیست آنجا… اینجا هم در واقع اینچنین میشود. در واقع اینچنین است یعنی چه؟ یعنی نفی حکم است. «لا حکم ضرریٍ». حکم در اینجا در تقدیر… همانطور که مرحوم شیخ، همان نظر شیخ را ایشان اینجا میپذیرند. بله این هم مسئله…
پرسش: نظر شیخ خیلی نزدیک به نظر آخوند است. یعنی ما وقتی که نگاه میکنیم میبینیم که همان سبب و مسببی که مرحوم شیخ میفرمایند این خودش همان در واقع دوباره نفی موضوعی میشود که اساساً نفی حکم میشود. یعنی ما چه بگوییم که ضرر مسبب از وضو است و داریم نفی موضوع میکنیم به تبعش نفی حکم میکنیم، چه بگوییم مستقیماً دارد اینجا ضرر یک عنوان کلی است که بر مصادیق متعدد دارد صدق میکند. و نفی موضوع، نتیجهاش نفی حکم است. دقیقاً حرف مرحوم شیخ، یک دقت ریزی است در واقع. هیچ فرقی با حرف آخوند ندارد. دوباره نفی موضوع، نفی حکم درست میکند. نتیجه میدهد.
پاسخ: در واقع به هر حال نتیجهاش یکی است. اما لسان، باید ببینیم که چه لسانی است. «لا حکم ضرریٍ» که باید یک چیزی در تقدیر میشود دیگر. بنا بر فرمایش مرحوم شیخ، باید یک چیزی در تقدیر بگیریم. یعنی «لا جُعلَ حکمٌ ضرریٌ». حکم ضرری جعل نشده.
• تفاوتی بین این دو تا حکم نیست واقعاً. هست؟
• ثمره عملی ندارد. اما فقط آن حمل این لفظ است که این لفظ را چطور ما به هر حال حملش کنیم. به هر حال حقیقت را که نمیتوانیم بنا بر همه وجوه اراده کنیم. بر کدام یک از معانی مجازی اظهر است این عبارت؟ این را باید بررسی کنیم. آن هم البته جزء ظواهر است دیگر. یک قرائن ظاهریه این یک نوع انسی را برای ما میآورد که بر آن معنا ما حملش کنیم.
جمعبندی بحث
بله به هر حال یک مروری خواستیم به آن مباحث گذشته داشته باشیم که یک حضور ذهنی بیاید که خب فاصله قطعاً مضر است برای حضور ذهن و مخصوصاً با اشتغالات گوناگون که نمیگذارد تجدید مطالعه و اینها بشود. حالا انشاءالله جلسۀ آینده [بحث را ادامه خواهیم داد.] خب ما یک مقداری وارد بحث شدیم، منتها خواستیم حالا با نظرات این بزرگواران اجمالاً حضور ذهنی پیدا بشود، بعد انشاءالله ببینیم که این قاعده چه نوع قاعدهای است؛ آیا قاعده اصولی است یا قاعده فقهی است و مفادش چگونه است و طبق قرائن چه معنایی بیشتر مناسبت دارد که به این جمله حمل کنیم؟