درس خارج فقه استاد غلامعلی صفایی‌بوشهری

1404/11/21

بسم الله الرحمن الرحیم

 

موضوع: كتاب الصلاة/صلاة الجمعة /حکم تکلیف انعقاد نماز جمعه

 

کلام ما در رابطه با حکم تکلیفی «عَقد نماز جمعه » بود. برخی گفتند عَقد، تخییری است علی المکلَّف. برخی فرمودند که تعیینی است، لافصل بین الحضور و العقد کما ان الحضور واجب تعیینی العقد ایضا کذالک. برخی گفته اند که جنس و وجوب در عَقد، از جنس وجوب کفایی و عینی است و به اعتبار امتثال مکلَّفین است. لذا کفایی است؛ هفت نفر یا حداقل پنج نفر منعقد کنند، نماز جمعه بر دیگران وجوب تعیینی پیدا می‌کند علی القول به، یا وجوب تخییری پیدا می‌کند علی القول به. به همین خاطر بحثی است در این رابطه. روایاتی را برشمردیم و امروز در رابطه با سیرهٔ معصومین و سیرهٔ متشرعه پیرامون صلاة الجمعه، نکاتی بیان می‌کنیم.

 

در زمان معصومین، عَقد صلاة الجمعه این‌طور نبوده که مردم هفت نفر جمع بشوند، بعد بر معصوم واجب بشود بیاید نماز جمعه بخواند. یا اگر معصومین ولایت و خلافت نداشتند ، هفت نفر مثلاً یا پنج نفر جمع بشوند، بر خلیفه‌النَّاس واجب بشود بیاید نماز جمعه بخواند. در هیچ جای تاریخ بیان نشده که مثلاً در مسجدالنبی هفت نفر جمع بشوند روز جمعه، بعد اطلاع به پیامبر بدهند: آقا! جمعیت منعقد شد، تشریف بیاورید. یا به خلیفه‌ای بگویند که هفت نفر آمدند، شما تشریف بیاورید دیگر واجب شد!. بلکه خود حکومت چه حکومت غیر حقه یا حکومت حقه، مثل حکومتی که امیرالمؤمنین داشتند، امام حسن مجتبی در اندک زمانی داشتند این‌ها شرایط را فراهم می‌کردند. در تفسیر آیهٔ ﴿الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ...﴾[1] ملاحظه بفرمایید، لذا روایاتی که در زمینهٔ شمارش در رابطه با نماز جمعه آمده، «کاد أن یکون للعقد » است ن برای حضور.

 

در باب دوم از ابواب صلاة الجمعه و آدابها در «وسائل الشیعة»: «مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي الْعَبَّاسِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: أَدْنَى مَا يُجْزِئُ فِي الْجُمُعَةِ سَبْعَةٌ أَوْ خَمْسَةٌ أَدْنَاهُ [2]

خداوند می‌فرماید: کمترین چیزی که نماز جمعه را مُجزی می‌کند، یعنی انجامش بدهیم، وجوب امتثال شده و نماز ساقط می‌شود ، کمترینش چیست؟ ناچار با هفت نفر یا پنج نفر. آیا فقط بر این هفت نفر یا پنج نفر، واجب است؟ بر دیگران واجب نیست؟ با این‌ها محقق می‌شود؟ با دیگران محقق نمی‌شود؟ این روایت در مقام بیان این است که نماز جمعه، اِنعقادش به حداقل هفت یا پنج است.

روایت دیگری ملاحظه بفرمایید: «مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: تَجِبُ الْجُمُعَةُ عَلَی سَبْعَةِ نفَرٍ مِنَ الْمُسْلِمِینَ وَ لَا جُمُعَةَ لِأَقَلَّ مِنْ خَمْسَةٍ مِنَ الْمُسْلِمِینَ أَحَدُهُمُ الْإِمَامُ فَإِذَا اجْتَمَعَ سَبْعَةٌ وَ لَمْ یَخَافُوا أَمَّهُمْ بعْضُهُمْ وَ خَطَبَهُمْ[3]

بر چه کسانی واجب است؟ این دو حالت دارد: حضور یا عَقد. گفته شده: «إِذا کانَ سَبعَةُ نَفَرٍ مِنَ المُسلِمِینَ»؛ بر هفت نفر، ، بر دیگران واجب نیست؟ «وَلا جُمُعَةَ أَقَلُّ مِن خَمسَةِ نَفَرٍ مِنَ المُسلِمِینَ»؛ بر کمتر از پنج نفر دیگر واجب نیست. «أَحَدُهُمُ الإِمامُ». یکی از آن پنج نفر امام است. « فَإِذَا اجْتَمَعَ سَبْعَةٌ وَ لَمْ یَخَافُوا أَمَّهُمْ بعْضُهُمْ وَ خَطَبَهُمْ » اِستظهار از این روایت، نشان می‌دهد که این در رابطه با عقد است، نه در رابطه با حضور.

 

«وَ عَنْهُ [4] عَنْ صَفْوَانَ يَعْنِي ابْنَ يَحْيَ عَنْ مَنْصُورٍ يَعْنِي ابْنَ حَازِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: يُجَمِّعُ الْقَوْمُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ إِذَا كَانُوا‌ خَمْسَةً فَمَا زَادُوا فَإِنْ كَانُوا أَقَلَّ مِنْ خَمْسَةٍ فَلَا جُمُعَةَ لَهُمْ وَ الْجُمُعَةُ وَاجِبَةٌ عَلَى كُلِّ أَحَدٍ الْحَدِيثَ.[5] »[6]

نماز جمعه می‌خوانند روز جمعه. « إِذَا كَانُوا‌ خَمْسَةً فَمَا زَادُوا »؛ زمانی که این اِنعقاد، از پنج و بیشتر حاصل بشود، این در رابطه با عقد است. « فَإِنْ كَانُوا أَقَلَّ مِنْ خَمْسَةٍ » اگر کمتر شوند، نماز جمعه أصلاً منعقد نشده است، واین عبارت «وَ الْجُمُعَةُ وَاجِبَةٌ عَلَى كُلِّ أَحَدٍ » در رابطه با حضور است. صدر روایت در مورد عقد و ذیل درباره حضور است. این روایت خیلی روایت مهمی است برای حل مسئلهٔ ما.

 

« وَ عَنْهُ ] أی صفوان بن یحی[ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَا تَكُونُ جُمُعَةٌ مَا لَمْ يَكُنِ الْقَوْمُ خَمْسَةً[7]

وقتی که پنج یا هفت منعقد کردند نماز جمعه می‌خوانند ، اگر پنج نفر نباشند، نماز جمعه اصلاً نیست. اگر این حاصل نشود، محقق نشود، اصلاً نماز جمعه‌ای نیست. این دارد در رابطه با عَقد صحبت می‌کند.

ملاحظه بفرمایید روایتی که خواندیم قبلاً: « وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ یَحْیَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنِ الْحَکَمِ بْنِ مِسْکِینٍ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: «تَجِبُ الْجُمُعَةُ عَلَی سَبْعَةِ نَفَرٍ مِنَ الْمُسْلِمِینَ وَ لَا تَجِبُ عَلَی أَقَلَّ مِنْهُمُ الْإِمَامُ وَ قَاضِیهِ وَ الْمُدَّعِی حَقّاً وَ الْمُدَّعَی عَلَیْهِ وَ الشَّاهِدَانِ وَ الَّذِی یَضْرِبُ الْحُدُودَ بَیْنَ یَدَیِ الْإِمَامِ »[8]

برای هفت نفر واجب، حضور پیدا کند؟ مابقی واجب نیست؟ دارد شرایط عَقد را می‌گوید. وقتی هفت نفر ـ یا در برخی روایات دارد یا حداقل پنج نفر آمدند برای نماز جمعه، عَقد نماز جمعه محقق می‌شود. وقتی محقق شد، بر دیگران هم واجب می‌شود که شرکت کنند. ولی وقتی نماز جمعه‌ای نباشد، کجا بیایند این‌ها؟ پس یک عَقدی می‌خواهد. عقدش می‌فرماید بر پنج نفر یا هفت نفر هست. بعد می‌فرماید که: « وَ لَا تَجِبُ عَلَی أَقَلَّ مِنْهُم». از کمتر از اینا واجب نیست. پس همان‌طور که ملاحظه فرمودید، روایاتی که در رابطه با عدد صحبت می‌کند در رابطه با نماز جمعه، این ظاهرش در رابطه با عقد است.

 

این پنج نفر، این هفت نفر، با توجه به روایتی که گفت که «..امام و قاضیه..» (یعنی قاضی امام) و سنتی که در زمان رسول‌الله و حکومت اسلامی و حکومت‌های دیگر بوده ــ که ما قائل به غصب هستیم ــ آنجا این‌طور بوده که این پنج نفر، این هفت نفر از طرف حکومت برگزار می‌کردند. حکومت می‌آمده، نماز جمعه را برقرار می‌کرده. در مسجد کوفه بوده زمان امیرالمؤمنین. ایشان که می‌آمده برای نماز، قبل از آن هم یک سری امکانات فراهم بوده قاعدتا برای اقامه نماز جمعه. وقتی که پنج نفر، هفت نفر جمع می‌شدند، شرایط اِقامه نماز جمعه فراهم می‌شده. یکی اذان می‌گفته،یک نفر می‌آمده، شرایطی برای نماز خواندن فراهم می‌کرده بنابراین نماز جمعه حکومتی بوده. لذا امام جمعه باید منصوب من‌ قِبَل معصوم باشد در زمان حضور، یا خود معصوم. در زمان غیبت، یا باید ولی‌فقیه باشد اگر حکومت دارد، یا اگر حکومت نباشد فقیه مُبسوط‌الید باشد ولی ، خودش یا منصوب مِن قِبَله باشد. این‌ها مقام امامت گرفتند. بر اولین کسی که برگزاری نماز جمعه واجب می‌شود، اولین کسی که وجوب انعقاد بر ذمه او میآید خود امام است که یک تشکیلاتی که درست می‌کند برای برگزاری آن چون خودش که نمی‌تواند خیلی از اموراتش را انجام بدهد. و وقتی که این پنج نفر جمع شدند، هفت نفر جمع شدند، نماز جمعه بر دیگران واجب می‌شود. ولی بر این پنج نفر یا هفت نفر که یکی‌ از آنها امام جمعه است این‌ها عقداً واجب است ؛ یعنی بر ذمه این‌ها دو وجوب هست: یکی وجوب حضوری، یکی وجوب عقدی. حالا آن پنج نفر، هفت نفر چه کسانی هستند؟ یکی‌ امام است.

نکته : آیا وقتی که ما گفتیم حکومت هست یا فقیه یا هرکس دیگری متصدی این امر برگزاری نماز جمعه می‌شود، آیا خود این فرد و اطرافیان (مثل الان ستادهای نماز جمعه) متصدی برگزاری هستند؟ آیا بر این‌ها عقداً واجب است؟ یا اینکه این‌ها اولویت دارند در عقد؟ یک وقت می‌گوییم: این‌ها هستند و تمام. یک وقت نه، می‌گوییم این‌ها اولویت دارند، اما بر دیگران هم واجب است، این می‌شود واجب کفایی. اگر گفتیم عَقد بر امام و پنج تا، هفت نفر در عقد، که نظام حکومتی آن‌ها را مشخص کرده این باشد و آن‌ها می‌شود وجوب تعیینی. اما اگر گفتیم نه، بر همه واجب می‌شود ولی این‌ها اولویت دارند، این همان واجب کفایی است. به همین خاطر است آن کسانی که می‌گویند وجوب تخییری بر همه دارد، خب پر واضح است اشتباه می گویند. چون همه تکلیف پیدا می‌کنند برای اینکه برگزار بکنند، این یعنی دو تا وجوب به گردنشان هست؛ یکی وجوب عَقدی، یکی وجوب حضوری. وجوب عَقدی برای اینها چگونه است؟ وقتی که پنج نفر، هفت نفر آمدند و فضا را مهیا کردند ، دیگران چکار بکنند؟ چگونه این وجوب را امتثال کنند ؟ پس بنابراین، سنخ عَقد، وجوب تعیینی نیست. وجوب تخییری هم نیست؛ مثلا همه مُخَیَّر هستند بیایید یا نیایید! آمدیم، هیچ‌کس نیامد، تخییر معنایش همین است دیگر؟ رخصت است ، که انسان یک طرف وجوب تخییری را درک کند در یک مقطع. فرض بفرمایید کل مکلفین انتخاب کردند نماز ظهر بخوانند ، این نماز جمعه تعطیل می‌شود! لذا عقد، از حیث ذات مکلَّفٌ به تخییریاً یا تعینیاً نیست، بلکه سنخش و از حیثِ اِعتبار مِنَ المکلَّفین است که می‌شود واجب عینی و کفایی. واجب عینی بر همه واجب است، آن را انجام بدهند الاّ ولابد. اما واجب کفایی توسط گروهی اگر محقق شد از دیگران سلب می‌شود؛ مثل دفن میت ، إنقاذ غریق. لذا واجب کفایی می‌شود. وقتی واجب کفایی شد، آن پنج نفر، آن هفت نفر انجام دادند، از دیگران در عَقد ساقط است. دقیقا مفاد آیه همین مطلب را بیان میکند ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نُودِيَ لِلصَّلَاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَىٰ ذِكْرِ اللَّهِ﴾[9] این‌ها عَقد کردند بر دیگران واجب میشود حضور بیابند .

اولویت‌ با حکومت است اگر قائل بشویم به عدم وجوب تعیینی بر حکومت‌ها ولی بر دیگران، وجوب کفایی می‌شود. اما اگر گفتیم نه، وجوب عقد تعیینی است ﴿الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ...﴾[10] از روایت نیز چنین برداشت کنیم «تَجِبُ الْجُمُعَةُ عَلَی سَبْعَةِ نَفَرٍ مِنَ الْمُسْلِمِینَ وَ لَا تَجِبُ عَلَی أَقَلَّ مِنْهُمُ الْإِمَامُ وَ قَاضِیهِ وَ الْمُدَّعِی حَقّاً وَ الْمُدَّعَی عَلَیْهِ وَ الشَّاهِدَانِ وَ الَّذِی یَضْرِبُ الْحُدُودَ بَیْنَ یَدَیِ الْإِمَامِ »[11] الان شرایط الان همین‌طور است. یک شورای سیاست‌گذاری از طرف ولی‌فقیه، شورای سیاست‌گذاری ائمه جمعه را مشخص می‌کند. ائمه جمعه ستاد تشکیل می‌دهد. آن ستادها نماز جمعه را برگزار می‌کنند. این‌طور نیست که عموم مردم روز جمعه بیایند مثلا اذان که گفتند که پنج نفر، هفت نفر بیایند کارهای نماز جمعه را انجام بدهند که برقرار بشود. نه، گروهی هستند، انجام می‌دهند. به همین خاطر این بحث است که این عَقد صلاة الجمعة که سنخ آن از سنخ اِیجاد است، اِیجاد صلاة الجمعة است، عَقد صلاة الجمعة است این هم در زمان معصومین، هم بعد از آن، چون نماز جمعه نماز حکومتی بوده، حکومت متکفل عقدش بوده است . این‌طور در مسجدالنبی هیچ‌کس نباشد در برگزاری، بلکه تعدادی بودند که این کارها را انجام می‌دادند. در زمان امیرالمؤمنین هم همین‌طور بوده. در زمان خلفای غیر هم همین‌طور بوده. این‌ها می‌آمدند، عَقد می‌کردند، دیگران حضور پیدا می‌کردند. حالا این افراد، این‌طوری بوده که وقتی که شرایط فراهم می‌کردند، خود این افراد یکی از امور مهیاسازی و عَقد این است که خودشان پنج نفر یا هفت نفر باشند، عَقد صلاة الجمعه محقق باشد. لذا این‌ها وقتی که نماز جمعه را برگزار می‌خواهند بکنند، مثلاً شرایط فرش هست و شرایط امنیت هست و شرایط امکانات هست .شرط دیگری هم هست که باید فراهم باشد و آن تعداد هفت یا پنج نفر است.

 

لذا این عَقد اگر ما بگوییم که تعیینی است، متعیناً حکومت باید متکفل بشود. اگر بگوییم نه حکومت نیست، این روایت از باب اولویت خواهد بود. قائل می‌شویم به وجوب کفایی در عَقد و حکومت اولویت دارد در برگزاری. در برگزاری اول وجوب کفایی با اولویت این‌هاست.

 


[1] حج/سوره22، آیه41.
[2] وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج7، ص303، أبواب، باب، ح، ط آل البيت.
[3] وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج7، ص310، أبواب، باب، ح، ط آل البيت.
[4] سند این روایت مختصر شده و عطف به رواتی ماقبل است در کتاب شریف «وسایل الشیعه»، مرحوم شیخ به حسین بن سعید اهوازی شش طریق دارند که چهار طریق آن مورد اتفاق علمای رجال است.
[5] وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج7، ص304، أبواب، باب، ح، ط آل البيت.
[6] تهذيب الأحكام، شيخ الطائفة، ج3، ص239.
[7] وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج7، ص305، أبواب، باب، ح، ط آل البيت.
[8] وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج7، ص305، أبواب، باب، ح، ط آل البيت.
[9] جمعه/سوره62، آیه9.
[10] حج/سوره22، آیه41.
[11] وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج7، ص305، أبواب، باب، ح، ط آل البيت.