1404/11/14
بسم الله الرحمن الرحیم
موضوع: كتاب الصلاة/صلاة الجمعة /نقد ادله قائلین به وجوب تخییری
برخی از حضرات مثل امام راحل عظیم الشأن قائل شدند که نماز جمعه حکماً در زمان غیبت، هم عقدا و هم حضوراً دارای حکم وجوب تخییری است. مرحوم آقای خوئی فرمودند: عقدا تخییری است، اما حضوراً دارای وجوب تعیینی است و لذا مخالفت علما که موجود هست، به همین خاطر ما احتیاط واجب میکنیم و میگوییم وجوب تعیینی حضور، علی الأحوط.
برخی از حضرات گفتند: عقداتخییری است، حضوراً هم تخییری است، اما با این فرق که حضور در نماز جمعه نسبت به صلاة ظهر، ارجح است. لذا نماز جمعه مستحب است. این رأی مقام معظم رهبری است. حضرت آقا این را با همان بنایی که آقای خوئی و امام میگویند، بیان کردهاند. حالا چرا گفتند استحباب؟ بعداً یک بیانی هم دارند، بهویژه زمانی که حکومت اسلامی است مستحب است، به خاطر آن برکاتی که بر نماز جمعه در روایات داریم و جماعت بودنش است. به همین خاطر بسیار مستحب است.
ما بیان کردیم که حضوراً از مجموعه روایاتی که گرفتیم و قول تخییری را مورد نقد قرار دادیم، تعیینی بودن از آن قابل دفاع است. ادله را بررسی کردیم، بهویژه نظر آقای خوئی که میفرماید: تمام کسانی که قائل به تخییرند، سازوکار دلیلشان چیست. آقای خوئی میگوید: اگر ما روایات را نگاه بکنیم، مفاد روایت وجوب تعیینی است، اما موانعی است برای اینکه ما قائل بشویم به وجوب تعیینی نماز جمعه و قرائنی است که آن قرائن ، ظهور روایات را که دلالت میکنند بر وجوب تعیینی را منصرف میکنند به وجوب تخییری. تقریباً همه حضرات این را بیان میکنند، حالا با زبانها و بیانهای مختلف که ما شمردیم. آن قرائن و موانعی که گفته میشود، فکر کنم تقریبا ده مانع بود ما شمردیم و همه را هم رد کردیم. خدا رحمت کند مرحوم آقای صدر را، ایشان هم همینطور بودند و قائل به وجوب تعیینی بودند
برخی از حضرات میگویند این وجوب تعیینی بودن، قبلاً هم عرض کردم، از مرحوم شهید ثانی شروع شد. از مرحوم شهید ثانی این بحث شروع شد و مرحوم صاحب جواهر هم در جواهر میگوید: مرحوم شهید ثانی هم که این قول را بیان کرد، در أوان جوانیاش بود. لذا این وجوب تعیینی که ایشان مطرح کرد، در أوان جوانی بود و خیلی هم به این حضرات اعتراض کرد، به کسانی که قائل به وجوب تخییری و حرمت بودند.
عرض بنده این است که مرحوم شهید ثانی این کتاب شرح لمعه و این کتابهایی که نوشتند، ایشانحدوداً سال 966 شهید شد. شرح لمعه را سال 957 نوشتند. رساله صلاة جمعه را که آنجا در آن بحث میکند و قائل به وجوب تعیینی است، سال 962، یعنی چهار سال قبل از شهادتش! خدا خیرتان بدهد، ما هر چه داریم از ایشان داریم ، کجا دوره جوانی نوشته؟ چهار سال قبل از شهادتش نوشته. یک رساله صلاة جمعه از ایشان است، سال 962 نوشته و 966 شهید شد. یعنی آخرین کلام مرحوم شهید ثانی در شرح لمعه و کتابش، قول به وجوب تعیینی بود. آنجا قائل به تعیینی شده است. بنابراین حضوراً تعیینی است. این را حسب ادله داریم بیان میکنیم و رد قرائن را هم عرض کردیم. حالا آخر چه میشود، بعد بیان میکنم.
بررسی حکم انعقاد نماز جمعه
اما در رابطه با عقد، که امام فرمود تخییری است، آقای خوئی میگوید تخییری است، بسیاری از حضرات میگویند تخییری است. اینجا یک بحث بسیار دقیق و مفصلی است که آیا وجوب عقد نماز جمعه بر همگان واجب است؟ حالا حکم چه تخییری، چه تعیینی. یا بر فقیه جامع الشرایط واجب است که این نماز را برگزار کند، که خودش هم اقامه کند یا منصوبی از ناحیه خودش بگذارد، علی الإطلاق؟ یا اینکه نه، در زمان حکومت اسلامی، مثل الان که حکومت هست، عقدش بر حکومت واجب است و بر دیگر فقها واجب نیست؟ و در زمان عدم حکومت اسلامی، بر فقها واجب است که برگزار بکنند و مردم تشریف بیاورند؟
به این قید خیلی دقت کنید که در زمانی که «حکومت اسلامی نیست»، یا «حکومتی است که میگوید من اسلامیام» مثل زمان خلفای جور، خطری برای فقها و مصلین نداشته باشد. این خیلی مهم است، چون در روایت هم خواندیم ، این یک بحث است که آیا بر همه واجب است؟ یعنی هرکس مکلف است که حضور تعیینی پیدا بکند در برگزاری هم عقدا وجوب پیدا میکند؟ انجامش دهند، همین که بیایند یعنی منعقد میشود. یک نفر هم که باشد، همان امام جمعه است؟!
انعقاد نماز جمعه وظیفه کیست؟
اصلاً نماز جمعه یکی از ارکان برگزاری اش، نصب امام جمعه است. نصب امام جمعه هم باید از طریق مشروع باشد، نه هر کسی بیاید بایستد. یا در زمانی که حکومت اسلامی نیست، خود فقیه نماز بخواند یا منصوب من قِبَل فقیه باشد. در زمان حکومت اسلامی هم، خود رهبریت حکومت اسلامی یا منصوب من قِبَل ایشان.
یکی از ارکان، خود امام جمعه است. حالا اگر ما بگوییم بر کل مردم واجب است، من جمله فقیه، من جمله کسی که میتواند امام جمعه باشد، چعه کسی میخواهد امام جمعه باشد؟ اول مشکل است، کی امام جمعه باشد؟ هرج و مرج لازم میآید. پس یا باید فقیه یا منصوب من قِبَل فقیه باشد در زمان غیر حکومت اسلامی.
حالا برخی میگویند علی الإطلاق، چه در حکومت اسلامی باشد چه نباشد، فقیه یا منصوب من قِبَل او. یا اینکه نه، بگوییم در زمان حکومت اسلامی، نظام اسلامی مشخص میکند، مثل الان. در زمانی که حکومت اسلامی نیست، فقیه یا منصوب من قِبَل او.
امام جمعه را چه کسی معین میکند؟
اینکه ما بگوییم وجوب تعیینی برای همه دارد، این در برخی از روایات استشمام میشود که اگر هفت نفر بودند، حداقل پنج نفر بودند و «و کان لهم من یخطب لهم» بود بله، «أمّهم ». یکیشان امام بایستد. این از لسان برخی از ادله استفاده میشود. ولی در برخی از روایات اینطور نیست که امام باید دارای شأنیت باشد و آن شأنیت امام سر جای خودش است. لذا گفته اند: امامت جمعه از شئون اهل بیت است در صحیفه سجادیه و کسانی که توسط اهل بیت منصوب میشوند یا نصب خاصه یا نصب عام. نصب خاص، مثلاً برای امام جمعه نصب کرده امام معصوم، یا برای چیز دیگری نصب کرده من جمله امام جمعه. یا نصب عام که فقها هستند طبق «..و أما الحوادث الواقعة فارجعوا إلی رواة حدیثنا..»[1] و از این قبیل روایات.
نماز جمعه اساساً نظام امامت است. نماز جمعه در چارچوب نظام امامت است و یکی از وظایف امام، اقامه نماز جمعه است: ﴿ان مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ.﴾[2] اقامه صلاة با صلاة فرق میکند. به همین خاطر شما ملاحظه میکنید هر کس خلیفه میشد در تاریخ اسلام، چون ما امامت و خلافت را یکی میدانیم، میگوییم امام خلیفه هم هست. دیگران نه، میگویند هر کس که بر کرسی نشست، آن خلیفه هست. اصلاً امامت جمعه یکی از شئون خلافت بود. باید خلیفه نماز جمعه بخواند یا کسانی که منصوب من قِبَل او بودند. و دیگر اصلاً نماز جمعه نمیخواندند به عنوان امامت. یک مورد هم نداشتیم در تاریخ، ملاحظه بفرمایید.به همین خاطر نماز جمعه، نماز نظام اسلامی است. و نماز جمعه چون نظام اسلامی است، برگزاری آن هم به دست نظام اسلامی است. مثلاً الان نمیشود یک روستایی بگوید ما هم نماز جمعه میخواهیم، خودمان برگزارش میکنیم و خودمان هم میخوانیم. اصلاً ارتکاز متشرعین این است که این صحیح نیست. در صدر اسلام هم همین بوده است. ارتکاز متشرعین این بوده که اصلاً نماز جمعه، نظام اسلامی است. حالا چه به حق باشد، حضرات معصومین، در زمان غیبت فقها، چه به دست حکومت جور. این دست حکومت است. لذا امام صادق علیه السلام نصب نمیکرد با اینکه امام بود، ولی خلیفه نبود. این مرتبط با نظام اسلامی است.
لذا در عقد نماز جمعه، وجوب تخییری اصلاً بر کسی نیست. بر عموم نیست که آقا بروید برگزار بکنید، خودتان بروید، مخیرید برگزار بکنید یا برگزار نکنید. اگر برگزار کردید، وجوب تعیینی مثلاً یا تخییری پیدا میکند. اگر برگزار نکردند، اصلِ نماز جمعه موضوعاً منتفی میشود. این تعلیق یک وجوب تعیینی بر وجوب تعیینی دیگر است ( علی القول به) یا تعلیق وجوب تخییری است ب وجوب تخییری دیگر که دیگران برگزار بکنند یا نکنند. مگر در صدر اسلام اینطوری بود که گفتند آقا میتوانید برگزار کنید، میتوانید برگزار نکنید؟ هرج و مرج لازم میآید. یک هفته میآیند، یک هفته نمیآیند. یک هفته برگزار میشود، یک هفته برگزار نمیشود، اینفرض را میشود کرد .
کسی نگوید در زمان حکومت اسلامی هم همین قائل بشویم. بگوییم آقا وجوب تخییری است. خب آمدند، یک جمعهای هیچ کس نیامد، نماز جمعه تعطیل میشود. صلاة الجمعة صلاة الحکومة است، صلاة النظام است. در زمان معصوم، خود معصوم و نظام امامت معصوم وقتی مبسوط الید است، با اوست. در زمانی که دست معصوم نیست و حکومت جور است، آنها همین کار را میکردند. اصلاً ارتکاز این است. ارتکاز متشرعین این است که اینطور نیست که دست دیگران باشد.
سیره حضرات معصومین، سیره شرع در تاریخ، ولو به دست خلفای جور بوده، و لسان دلیل در برخی از ادله معتبر این است که عقد صلاة جمعه به دست نظام است. چه آن زمانی که نظام اسلامی مستقر است به معنای دقیق اسلامی، چه نظام اسلامی هست اما به دست خلفای جور، و چه نیست. فقها هم میتوانند برگزار کنند و خوفی ندارند، بر آنان است که برگزار کنند. دیگران بیایند شرکت کنند. این را یک مطالعهای بفرمایید. این یک بحثی است. افق جدیدی است.
روی این مسائل و روایات و تاریخی که در این رابطه داریم، بر این معنا دلالت تامی دارد. نمیشود هر کس مؤسس نماز جمعه باشد. در روایت داریم، روایت محمد بن مسلم و فضل بن عبدالملک و دیگران بوده که مثلاً میگفتند آقا در قَرا [3] برگزار بکنید. آن زمانی بود که خلفای جور حاکم بودند. امام به شیعیان میگفت: حالا که اینطور است، اگر برگزار میکنند شما بروید شرکت بکنید، ولی نه، اگر نمیترسید و مشکلی براتان نیست، خودتان برگزار کنید که اینطور نباشد روز جمعه وقت ظهر هیچ آثاری از برکات نماز جمعه نداشته باشید و محروم بشوید و شما خانهنشین باشید و طرف مقابلتان هم نماز جمعه برگزار کند.