درس خارج فقه استاد غلامعلی صفایی‌بوشهری

1404/08/17

بسم الله الرحمن الرحیم

 

موضوع: كتاب الصلاة/صلاة الجمعة /اشکال بر آیه9 منافقون در اثباب وجوب علی الاطلاق نماز جمعه

 

    1. استدلال به آیات قرآن برای وجوب تعیینی نماز جمعه

یکی از ادله‌ای که قائلین به وجوب تعیینی علی الاطلاق نماز جمعه بر آن تمسک جسته‌اند، سه آیه شریفه از قرآن کریم است.

آیه اول (که در جلسه گذشته مفصلاً مورد بررسی قرار گرفت)، آیه نهم سوره جمعه بود. در آن جلسه، شیوه استدلال به این آیه برای وجوب نماز جمعه، تقریر استدلال، اشکالات واردشده و پاسخ به آن اشکالات، تبیین گردید. همچنین اشکال دیگری نیز مطرح شد.

آیه دوم که مورد استناد واقع شده، آیه نهم سوره منافقون است:

﴿یَا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تلْهِکُمْ أَمْوَالُکُمْ وَلَا أَوْلَادُکُمْ عَن ذِکْرِ اللَّهِ وَمَن یفْعَلْ ذَٰلِکَ فَأُولَٰئِکَ هُمُ الْخَاسِرُونَ﴾[1]

تقریب استدلال قائلین به وجوب بدین شرح است:

ایشان مدعی هستند که «ذکر الله» در این آیه، به معنای «نماز جمعه» است. به این قرینه که در سوره جمعه، «ذکر الله» به صراحت به نماز جمعه تفسیر شده است. بنابراین، هنگامی که خداوند می‌فرماید: «اموال و اولادتان شما را از ذکر الله باز ندارد»، اموال و اولاد (مشغول به) و نماز جمعه (مشغول عنه) می باشد و مقصود ، نهی از مشغول شدن به اموال و اولاد و ترک نماز جمعه است.

سپس استدلال می‌کنند که نهی از «مشغول به» (مشغول شدن به چیزی)، دلالت بر وجوب «اشتغال به ضدِّ خاص آن» می‌کند. مثلاً نهی از خواب در وقت نماز صبح، دلالت بر وجوب نماز صبح دارد ، نهی از مشغول شدن به اموال و اولاد، دلالت بر وجوب مشغول شدن به «ذکر الله» (یعنی نماز جمعه) می‌کند.

مویّد استدلال

برای تأیید این که مراد از «ذکر الله» همان نماز جمعه است، به این نکته استناد می‌کنند که در نماز جمعه، خواندن سوره منافقون در رکعت دوم مستحب است و این آیه در آن سوره قرار دارد. همچنین به شباهت سیاق بین آیه نهم سوره جمعه و آیه نهم سوره منافقون اشاره می‌کنند.

 

    2. نقد و بررسی استدلال:

اشکال اصلی بر این استدلال، در دو محور خلاصه می‌شود:

        3. نقد اول: تعیین مصداق «ذکر الله»

دلالت این آیه بر وجوب نماز جمعه، منوط به آن است که ثابت شود مراد قطعی و انحصاری از «ذکر الله» در این آیه، «نماز جمعه» است. در حالی که در میان مفسران، اقوال متعدد و مختلفی در معنای «ذکر الله» وجود دارد که نماز جمعه تنها یکی از این احتمالات است. به عنوان نمونه، برخی از این اقوال که توسط مفسران بزرگ شیعه و اهل سنت بیان شده، عبارتند از:

۱. مطلق ذکر[2] (نماز، دعا و هر.... یاد خدا)[3]

۲. نمازهای پنجگانه - (طبرسی[4] ، سیوطی[5] ، مقاتل بن سلیمان[6] ، بغدادی ،ضحاک[7] ، ابن عرفه[8] ]ابن عباس[ )

۳. جميع فرائض[9] و واجبات - (ابی مسلم اصفهانی، حسن بصری ، فخر رازی[10] ، ]فیض کاشانی[، طنطاوی[11] )

۴. قرآن کریم - ( قرطبی به نقل از برخی مفسران)

۵. جهاد در راه خدا - (]کَلبی[، دینوری، مغنیه[12] ، ابن عباس[13] )

۶. توجه به خداوند - (علامه طباطبایی[14] ،نخجوانی[15] )

۷. اطاعت خداوند (فرائض و نوافل) - ( کلبی[16] ، ثعالبی[17] ، نصر بن محمد سمرقندی[18] ، محمد بن حسن شیبانی[19] ، ابن عطیه[20] )

۸. جميع عبادات - (فیض کاشانی[21] )

۹. شکر نعمت و صبر بر بلا و رضایت علی القضا - (شریف لاهیجی)

۱۰. حج و زکات - (برخی مفسران[22] )

۱۱. انفاق در راه خدا - (ابن عربی[23] )

 

با وجود این یازده قول (و حتی بیشتر) در معنای «ذکر الله»، چگونه می‌توان به طور قطع گفت که مراد، فقط و فقط «نماز جمعه» است؟ استناد به اینکه در نماز جمعه خوانده سوره منافقون مستحب است، دلیل محکمی برای انحصار معنایی نیست. این، صرفاً یک قیاس یا استحسان است و قرینه قطعی برای تعیین مراد آیه به شمار نمی‌آید.

 

        4. نقد دوم: دلالت «نهی از شیئ» بر «وجوب ضد »

فرض دوم استدلال این است که «نهی از مشغول شدن به امری» (مشغولیت به اموال و اولاد)، دلالت بر وجوب مشغول شدن به ضد خاص آن (نماز جمعه) می‌کند.

این اصل در علم اصول، به این صورت کلی ثابت نشده است مثلا اگر گفته شود ( لا تلهکم اموالکم و لا اولادکم عن الصلاة اللیل) به این معناست که ( صلاة اللیل ) واجب است؟! این دلیل می شود که در نماز شب مصلحت هست ، مصلحتی بالاتر از ارتکاب (مشغول به)، حال آیا این مصلحت شدیده است که واجب شود یا شدید نیست که مستحب باشد هیچگونه دلالتی ندارد، اینگونه نهی‌ها تنها دلالت بر ترجیح و اولویت عمل مقابل داشته باشند، نه وجوب آن. به عبارت دیگر، آیه می‌فرماید: مشغولیت به اموال و اولاد را بر ذکر الله مقدم مدارید؛ اما این سخن، لزوماً به معنای وجوب تخییری یا تعیینی خود «ذکر الله» نیست.

علاوه بر این، سیاق آیه، سیاق ارشاد و نصیحت است، نه سیاق امر مولوی لذا نمی توان به دلالت اقتضا وجوب ضد خاص آن را نتیجه گرفت. خداوند در مقام یک مرشد و ناصح، پیامدهای زیانبار غفلت از یاد خود را بیان می‌فرماید: «وَ مَن یَفْعَلْ ذَٰلِکَ فَأُولَٰئِکَ هُمُ الْخَاسِرُونَ».

 

        5. نقد سوم: عدم دلالت اطلاق زمانی

حتی اگر تمام مقدمات استدلال را بپذیریم( ذکر الله یعنی نماز جمعه و نهی امر مولوی باشد و ضد خاص آن واجب باشد)، این آیه تنها بر ماهیت وجوب نماز جمعه دلالت دارد، اما درباره شرایط آن (مانند وجود امام معصوم، تعداد مأمومین، شرایط و...) ساکت است!.

نمی‌توان به اطلاق تمسک کرد زیرا مولا در مقام تخاطب و بیان همه اجزا و شرایط نیست و صرف وجوب را بیان میکند، لذا مقدمات حکمت تمام نیست و نمیتوان اطلاق گرفت و آن را در همه زمان‌ها و مکان‌ها و تحت هر شرایطی اثبات کرد. برای اثبات چنین احکام تفصیلی، باید به روایات مراجعه نمود.

نتیجه:

با توجه به اشکالات مذکور، استنباط وجوب تعیینی نماز جمعه - چه در زمان حضور معصوم و چه در زمان غیبت - از این آیه شریفه، صحیح به نظر نمی‌رسد. استدلال به آیات قرآن در این مسئله، با چالش‌های جدی مواجه است و تمرکز اصلی برای استنباط حکم، باید بر روایات معصومین علیهم السلام باشد.

آیه سومی که مورد استناد قرار می‌گیرد، آیه «حافظوا علی الصلوات» است که ان شاءالله در فرصتی دیگر به بررسی آن خواهیم پرداخت.

 


[1] منافقون/سوره63، آیه9.
[2] تفسير روح المعاني، الألوسي، شهاب الدين، ج14، ص311.
[3] تفسير البحر المحيط، أبو حيّان الأندلسي، ج8، ص270.
[4] مجمع البيان في تفسير القرآن - ط مؤسسة الأعلمي للمطبوعات، الشيخ الطبرسي، ج10، ص25.
[5] الدر المنثور في التفسير بالماثور، السيوطي، جلال الدين، ج8، ص180.
[6] تفسير مقاتل بن سليمان، مقاتل بن سليمان، ج3، ص366.
[7] تفسير ابن عرفة النسخة الكاملة، ابن عرفة، ج4، ص234.
[8] تفسير ابن عرفة النسخة الكاملة، ابن عرفة، ج4، ص234.
[9] برخی فقط واجبات مذکور در قرآن را می گویند «فریضه».
[10] التفسير الكبير (مفاتيح الغيب)، الرازي، فخر الدين، ج30، ص550.
[11] التفسير الوسيط، طنطاوي، محمد سيد، ج14، ص413.
[12] التفسير المبين، مغنية، الشيخ محمد جواد، ج1، ص744.
[13] تنوير المقباس من تفسير ابن عباس، الفيروز آبادي، مجد الدين، ج1، ص473.
[14] الميزان في تفسير القرآن، العلامة الطباطبائي، ج19، ص291.
[15] الفواتح الالهيه والمفاتح الغيبيه، النخجواني، ج2، ص417.
[16] تفسير ابن جزي التسهيل لعلوم التنزيل، ابن جزي الكلبي، ج2، ص379.
[17] تفسير الثعالبي (الجواهر الحسان في تفسير القران)، الثعالبي، أبو زيد، ج5، ص437.
[18] تفسير السمرقندي بحر العلوم، السمرقندي، أبو الليث، ج3، ص453.
[19] نهج البيان عن كشف معاني القرآن، الشيباني، محمد بن الحسن، ج5، ص192.
[20] المحرر الوجيز في تفسير الكتاب العزيز، ابن عطية، ج5، ص315.
[21] التفسير الصافي، الفيض الكاشاني، ج7، ص202.
[22] تفسير القرطبي، القرطبي، شمس الدين، ج4، ص153.
[23] تفسير ابن عربي، ابن العربي، محيي الدين، ج2، ص325.