درس تفسیر استاد سید کاظم مصطفوی

1405/07/22

بسم الله الرحمن الرحیم

 

موضوع: تفسیر آیات مشکل/روایات مربوط به بسمله /بسمله

 

مقدمه:

گفته شد که تفسیر به چهارم قسم است. تفسیر قرآن به قرآن، تفسیر قرآن به روایات، تفسیر قرآن به علم و فلسفه و تفسیر قرآن به صورت استفاده از همه‌ی این منابع چهارگانه. تفسیری که ما در نظر داریم تفسیر آیاتی است که در باره‌ی آن صاحب نظران و مفسران اظهارات مختلف یا برداشت‌های مختلفی دارند یا فهم آن آیات مشکل است و برخی از مطالبی در باره‌ی آن گفته شده؛ مانند آیه ﴿إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَن يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا﴾[1] که نیاز به یک تفسیر کاملی دارد یا بعضی از موارد که ترجمه آن اشتباه شده است؛ مثلا آیه ﴿وَ لا تَكُنْ لِلْخائِنينَ خَصيما﴾[2] که ترجمه شده به نفع خاصمین موضع گیری نکنید. مفسرین کبیر ما این ترجمه را از طبری گرفته اند که از ابناء عامه است و او لام را برای نفع گرفته است. در اصول گفته شده و محقق نائینی هم فرموده لام و علی که گفته می‌شود برای انتفاع یا ضرر است واقعیت ندارد. مدلول حروف ایجاد ربط است و ضرر و نفع از بافت کلمات و قرائن استفاده می‌شود و اگر نه «حیّ علی خیر العمل» برای ضرر نیست. ﴿بِئْسَ لِلظَّالِمينَ بَدَلا﴾[3] لام برای نفع نیست. لذا تمامی حروف بر اساس فرمایش محقق نائینی و آن هم برگرفته از کلام مولا امیرالمؤمنین علیه السلام، فقط ایجاد ربط است.

بحث ما آیاتی است که ظاهرش تا حدودی قابل فهم برای برخی از مفسران نبوده است و تلاش شده است که با استفاده از آراء صاحب نظران تفسیر و بیشتر با استفاده از روایات و عنایت خداوند متعال در کتابی تحت عنوان «الطلع النضید» جمع آوری شده است و ارائه خواهد شد. مثلا آیه‌ی اول در باره‌ی خروج آدم از بهشت است. سؤالات دانشگاهی دارد. آیا آفرینش تغییر کرد؟

تفسیر بسمله:

بحث امروز ما از بسم الله الرحمن الرحیم شروع می‌شود و سپس هبوط و ازدواج حضرت آدم مطرح خواهد شد. در باره‌ی بسمله بحث‌های متعددی شده است. از تفسیر قمی و عیاشی که دو تفسیر معتبری است از لحاظ مؤلف و زمان و اعتبار شخصی. در رجال گفته بودم که در باره‌ی اعتبار یک روایت اعتبار خود مؤلف و کتاب هم اثر گذار است. محتوای روایت هم اثر گذار است. تفسیر قمی رجالش ثقات اند و توثیق عام دارند. تفسیر عیاشی طبق فرمایش سیدنا الاستاد یک مصححی آن را بدون سند چاپ کرد و چاپ قدیم آن سند داشته است؛ در چاپ جدید مصحح گفت ذکر این افراد چه به درد می‌خورد؟ ما به روایت کار داریم نه افراد؛ لذا سندها را حذف کرد و اگر نه در قدمت و اعتبار و محتوا، تفسیر عیاشی جایگاه بالایی دارد. این تفسیر الآن با توجه به مکانت و جایگاه مؤلف و اعتبار خود کتاب بین محققان و مفسران بخصوص علماء اهل ولایت اهل بیت علیهم السلام از اعتبار بالایی برخوردار است. در باره‌ی معنای بسمله روایتی است در دو تفسیر قمی و عیاشی:

سَأَلْتُهُ عَنْ‌ تَفْسِيرِ بِسْمِ‌ اللَّهِ‌ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‌ فَقَالَ الْبَاءُ بَهَاءُ اللَّهِ وَ السِّينُ سَنَاءُ اللَّهِ- وَ الْمِيمُ مُلْكُ اللَّهِ وَ اللَّهُ إِلَهُ كُلِّ شَيْ‌ءٍ وَ الرَّحْمَنُ بِجَمِيعِ خَلْقِهِ وَ الرَّحِيمُ بِالْمُؤْمِنِينَ خَاصَّةً.[4] این روایت صحیحه ابوبصیر از امام صادق علیه السلام است. و المعنی أن الباء للاستعانة و الاسم من السمو و لم یقل لله لان التبرک باسمه تعالی و الله اصله إله حذفت الهمزة و عوضت عنها اداة التعریف و علم شخص لذات المقدس الجامع لکل کمال و هو کمال المطلق و الرحمن و الرحیم صفتان مشبهتان وصف الله بهما. هر دو صفت مشبهه اند که وصف برای الله قرار گرفته اند.

فراز بعدی آثار ایجابی بسم الله است که نسبت به آن در روایت صحیح و معتبر علی ابن ابراهیم این گونه نقل شده:

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‌» أَحَقُّ مَا أُجْهِرَ بِهِ- وَ هِيَ الْآيَةُ الَّتِي قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ‌ وَ إِذا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِي الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْا عَلى‌ أَدْبارِهِمْ نُفُوراً.[5] بسمله سزاوارترین کلمه‌ی است که با جهر و صدای بلند خوانده شود و این همان آیه‌ی است که خداوند در قرآن می‌فرماید: ذکر خدایی است که پیامبر بگوید و منکران فرار کند آن ذکر الله بسم الله الرحمن الرحیم است.

عیاشی با اسناد خود از ابی حمزه از امام باقر علیه السلام روایت کرده است که ابی حمزه مشترک است؛ ولی در صورتی که شیخ عیاشی از او نقل کند شیخ به او اعتماد کرده است و سند درست باشد ان شاء الله:

كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص يَجْهَرُ بِبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ- وَ يَرْفَعُ‌ صَوْتَهُ‌ بِهَا، فَإِذَا سَمِعَهَا الْمُشْرِكُونَ وَلَّوْا مُدْبِرِينَ فَأَنْزَلَ اللَّهُ «وَ إِذا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِي الْقُرْآنِ وَحْدَهُ- وَلَّوْا عَلى‌ أَدْبارِهِمْ نُفُوراً.»[6] روایت اول فرمود بسمله با جهر خوانده شود و آیه‌ی از آیات قرآن است. در روایت دوم شیخ عیاشی تفسیر آن را بیان کرده است.

شیخ عیاشی با اسناد خود از اسماعیل بن مهران نقل کرده است: قَالَ أَبُو الْحَسَنِ الرِّضَا ع‌ إِنَ‌ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‌ أَقْرَبُ إِلَى اسْمِ اللَّهِ الْأَعْظَمِ مِنْ سَوَادِ الْعَيْنِ إِلَى بَيَاضِهَا.[7]

و روي بإسناده عن سلیمان الجعفری عن ابي الحسن (امام کاظم) علیه السلام في حدیث: وَ أَيُ‌ آيَةٍ أَعْظَمُ‌ فِي‌ كِتَابِ‌ اللَّهِ‌ فَقَالَ: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم‌.[8] عظیم ترین آیه‌ی قرآن کدام است؟ امام کاظم علیه السلام فرمود بسم الله الرحمن الرحیم.

شیخ طبرسی با اسناد خودش از ابن عباس از رسول الله (ص) نقل کرده است: «إذا قال المعلم للصبي قل‌ «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» فقال‌ الصبي‌ «بِسْمِ‌ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» كتب الله براءة للصبي و براءة لأبويه و براءة للمعلم‌.»[9]

و عن أمير المؤمنين عليه السلام: أن رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله حدّثني عن اللَّه عزّ و جلّ أنه قال كل امر ذي بال لم يذكر فيه‌ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‌ فهو أبتر.[10]

روي عن الامام الباقر علیه السلام بأنه قال في حدیث: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‌ و ينبغي‌ الإتيان‌ بها عند افتتاح كل أمر عظيم أو صغير ليبارك فيه.[11]

هر کاری می‌کنید ابتدای آن بسمله بگویید تا مبارک شود. در نقل عرفایی آمده که یازده بار بسم الله الرحمن الرحیم بگویید روی آتش پا گذارید آتش اثر نخواهد کرد.

التفسير الكبير ج‌1 182

فخر رازی: «السَّابِعُ: أَنَّ الدَّلَائِلَ الْعَقْلِيَّةَ مُوَافِقَةٌ لَنَا، وَعَمَلَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلَامُ مَعَنَا، وَمَنِ اتَّخَذَ عَلِيًّا إِمَامًا لِدِينِهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى فِي دِينِهِ وَنَفْسِهِ.»[12]

در باره‌ی بسم الله الرحمن الرحیم و نقش آن در کل قرآن و ارتباط آن با ائمه‌ی اطهار، حدیث معروفی است در کتاب نقد النقود سید حیدر آملی که از مؤلفین کبار است و خود مؤلف دارای اعتبار است. مصدر دوم این روایت کتاب تفسیر الصراط المستقیم، بروجردی، ج3، ص118 است: أن كل ما في العالم في القرآن وكل ما في القرآن بأجمعه في فاتحة الكتاب ، وكل ما في الفاتحة في البسملة ، وكل ما في البسملة في الباء ، وأنا النقطة تحت الباء.

این حدیث از لحاظ سندی گفته شده است که مرسل است و گفته شده ممکن است پیروان امیرالمؤمنین علیه السلام برای مدح حضرت این سخن را گفته باشند.

جواب: این حدیث مرسل است ولی مرسلی است که در حد مشهور بین الفریقین از قدیم تا زمان حاضر است و بین سلسله‌ی عرفاء مستند بحث است و لذا نمی‌شود گفت که اعتبار ندارد.

جواب از اشکال دوم این است که این حدیث تنها در منابع شیعه نیست در منابع اهل سنت هم آمده است. سلسله عرفاء یک سلسله قطعا دارای جلالت است و این حدیث جزء مستندات شان است.

جواب دیگر این است که این حدیث که فرموده: آنچه که در عالم کون است در قرآن است، معنایش با آیه‌ی قرآن مطابقت دارد؛ چنانکه فرموده: لا رطب و لا یابس الا فی کتاب مبین.

کل آنچه در قرآن است در سوره فاتحه است و همه‌ی آنچه در سوره‌ی حمد است در بسمله است و هر آنچه در بسمله است در کلمه باء بسمله است و من نقطه‌ی تحت باء بسم الله هستم.

باء بسم الله رسول مصطفی است نقطه‌ی آن باء علی مرتضی است

علاوه بر این که مضمون این حدیث در مصدر معتبری هم آمده است و آن تفسیر مجمع البیان است:

مجمع البيان في تفسير القرآن ج‌1 87

أن لكل شي‌ء أساسا و ساق الحديث إلى أن قال و أساس القرآن الفاتحة و أساس‌ الفاتحة بسم الله الرحمن الرحيم‌.[13]

تطبیق:

با استفاده از این روایت که هر چه در عالم است در قرآن است، گفته می‌شود بر اساس مسلک و مشرب عرفاء که جلوه‌ی نور خدا چون سکه‌ی دارای دو طرف است. یک طرفش جهان است اگر در قالب جسم در آید و یک طرفش قرآن است اگر در قالب لفظ درآید. جلوه‌ی هستی و جلوه‌ی نور خدا در قالب لفظ، قرآن است و در قالب جسم، جهان است. آنچه در جهان هست در قرآن است و آنچه در قرآن است در جهان است. مؤید این مطلب آیه‌ی ذیل است: ﴿سَنُريهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ في‌ أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَق‌.﴾[14]

آنچه در قرآن از آیات است در آفاق و انفس است. قرآن خلاصه و عصاره دارد. خلاصه‌ی قرآن سوره فاتحه است و عصاره‌ی آن بسم الله الرحمن الرحیم است و یک واسطه‌ی بر وصل دارد که باء است و باء برای الصاق آفرینش و خلقت است.

جهان هم همین سبک را دارد که خلاصه‌ی آن انسان است. آنچه جهان دارد انسان به طور جوری و گوهری و خلاصه دارد. آنچه عالم همه دارد تو تنها داری. عصاره‌ی انسان، انسان کامل است. بسم الله عصاره شد برای قرآن و اسم اعظم خداست. در روایات دیگر پیامبر (ص) و ائمه (ع) اسماء اعظم الهی اند.

در بسم الله الرحمن الرحیم که حروف تعریف را کنار بگذاریم، تمام حروف آن از باء تا میم رحیم چهارده حرف است مطابق با چهارده معصوم. عرفاء می‌گویند الصاق و واسطه فیض آفرینش و الصاق بین خالق و خالق رسوال خدا(ص) است و نقطه‌ی تحت باء چه معنا داشته باشد؟ جواب معرفتی این است که باء عین نقطه است و نقطه عین باء است؛ علی(ع) عین رسوال الله(ص) است و محمد(ص) عین علی(ع) است. شاهد آن جمله «انفسنا و انفسکم» در آیه مباهله است؛ لذا باء بسم الله رسول مصطفی است و نقطه‌ی آن باء علی مرتضی است.


[1] سوره احزاب، آيه 72.
[2] سوره نساء، آيه 105.
[3] سوره کهف، آيه 50.
[4] تفسير القمي، القمي، علي بن ابراهيم، ج1، ص28.
[5] تفسير القمي، القمي، علي بن ابراهيم، ج1، ص28.
[6] تفسير العيّاشي، العياشي، محمد بن مسعود، ج1، ص20.
[7] تفسير العيّاشي، العياشي، محمد بن مسعود، ج1، ص21.
[8] تفسير العيّاشي، العياشي، محمد بن مسعود، ج1، ص21.
[9] مجمع البيان في تفسير القرآن - ط دار المعرفة، الشيخ الطبرسي، ج1، ص90.
[10] التفسير الصافي، الفيض الكاشاني، ج1، ص83.
[11] التفسير الصافي، الفيض الكاشاني، ج1، ص82.
[12] التفسير الكبير (مفاتيح الغيب)، الرازي، فخر الدين، ج1، ص182.
[13] مجمع البيان في تفسير القرآن - ط دار المعرفة، الشيخ الطبرسي، ج1، ص87.
[14] سوره فصلت، آيه 53.