درس خارج اصول استاد سید کاظم مصطفوی

1405/08/10

بسم الله الرحمن الرحیم

 

موضوع: اصول عملیه/اصالة الاحتیاط /نکات تکمیلی و معانی شبهه غیر محصوره

 

موارد اجرای اصالة الاشتغال:

در باره‌ی اصالة الاشتغال مطالبی گفته شد که به طور کلی مورد اصالة الاشتغال یا شبهه‌ی دائر بین متباینین است یا شبهه‌ی دائر بین اقل و اکثر است. اما مورد اول که شبهه دائر بین متباینین باشد گفته شد و مطلب توضیح داده شد. نکته‌های تکمیلی مربوط به آن، مورد بحث قرار گرفت که سه نکته تکمیلی گفته شد.

4- نکته‌ی چهارمی را که سیدنا الاستاد در کتاب مصباح الاصول، ج2، ص404 – 494 بحث می‌کند این است که می‌فرماید: در اطراف شبهه یا در اطراف علم اجمالی اصل جاری نمی‌شود اگر اصل از یک سنخ باشد؛ یعنی اصول همه اش نافیه یا مثبته باشند و اما اگر اصل اختلاف داشته باشند؛ مثلا اصل نافی جاری نشود و اصل مثبت در بعضی از اطراف جاری شود، در این صورت علم اجمالی از تنجز بیرون می‌آید و برای مابقی موارد اصول نافی جاری می‌شود چون تعارضی در کار نخواهد بود؛ مثلا دو ائانی است مشتبه به نجاست که علم به نجاست یکی از آن دو داریم جا برای جریان اصل نافی وجود ندارد که این اناء سمت راست مورد برائت باشد چون تعارض می‌کند با اصل مقابل اما اگر یک اصل مثبتی بر خلاف آن اصل نافی وجود داشته باشد مثلا در باره‌ی یکی از این دو اناء یک حالت سابقه‌ی باشد و استصحاب طهارت یا نجاست صورت گیرد آن طرف را از دائره خارج می‌کند، این اصل مثبت مثل استصحاب، طهارت اناء سمت را ثابت کند و آن را از دائره خارج کند و باقی مانده مورد اصل نافی قرار می‌گیرد چون تعارض ندارد. اناء سمت چپ که مورد شک قرار می‌گیرد، اصل برائت در آن بدون معارض جاری می‌شود.

5- نکته‌ی تکمیلی پنجم عبارت است از این که اطراف علم اجمالی اختلاف در قلت و کثرت داشته باشد. شبهه یک طرفش کثیر و یک طرفش قلیل است، آیا می‌توان گفت آن طرفی که کثیر است اجتناب شود و طرف قلیل نشود؟ چنین توهمی جا ندارد و کثرت و قلت در اطراف فرق نمی‌کند؛ مثلا اگر کسی نذر کند که شب جمعه یک سوره‌ی از قرآن را بخواند ولی نذرش مربوط بوده به سوره یس و توحید. الآن شک دارد که یس را نذر کردم یا توحید را؟ شبهه دائر بین طرف کثیر و قلیل است و توهم جا ندارد و هر دو طرف در حوزه علم اجمالی قرار می‌گیرد و هر دو به عنوان شبهه به حساب می‌آید و قلت و کثرت در شمول علم اجمالی تغییری ایجاد نمی‌کند.

6- تنبیه ششم این است که می‌فرماید اگر ارتکاب اطراف تدریجی باشد و دفعی نباشد مثلا علم داریم به ذبح غیر شرعی که یا امروز اتفاق می‌افتد یا فردا و پس فردا و توان خرید گوشت فراهم باشد. یقین داریم که یک ذبح غیر شرعی یا امروز است یا فردا اینجا ارتکاب دفعی نیست و تدریجی است. اینجا هم توهمی وجود دارد که ما فعلا تکلیفی که داریم یک مورد است و مورد بعدی در دست رس نیست و محل اجرای اصل هم نیست و ما الآن همین فرد مورد دست رس را اصل جاری می‌کنیم.

سیدنا الاستاد می‌فرماید که محقق نائینی در این رابطه فرمایش درستی دارد که در ارتکاب اطراف شبهه ارتکاب دفعی و ارتکاب تدریجی فرق نمی‌کند؛ در نتیجه ارتکاب یک شبهه به عمل آمده است و نتیجه‌ی آن مخالفت قطعی با علم اجمالی بوده است. مخالفت فرق نمی‌کند دفعی باشد یا تدریجی در هر دو صورت مخالفت با علم اجمالی است. بنابراین تدریجی بودن تفاوتی ایجاد نمی‌کند.

7- تنبیه هفتم این است که اگر شبهه غیر محصوره باشد اجرای اصل در اطراف آن شبهه چه حکمی دارد؟

سیدنا الاستاد می‌فرماید شبهه‌ی مصحوره را اولا معنا کنیم و ثانیا حکم آن را بیان کنیم. لذا بحث در دو مقام است. مقام اول معنای شبهه‌ی غیر محصوره است که می‌فرماید به چند تعریف اشاره می‌شود:

معنای شبهه غیر محصوره:

تعریف و معنای اول این است که گفته می‌شود شبهه‌ی غیر محصوره آن است که شمارش افراد و اطراف عادتا میسر و میسور نیست. اطراف در حد زیادی گستره است و به سادگی شمارش نمی‌شود؛ مثل یک لباس غصبی در بین تمام لباس فروشان شهر بزرگ. از این جهت شبهه غیر محصوره است. علم به غصبیت موجود است ولی متعلق علم قابل شمارش نیست.

تعریف دوم تعریف شیخ انصاری است که شبهه‌ی غیر محصوره یعنی این که اطراف شبهه در حدی زیاد است که ارتکاب محل حکم (نجاست یا حرمت) در حد یک امر موهوم می‌شود. درجات اعتبار و عدم اعتبار به این صورت است: یقین، قطع، اطمینان، ظن معتبر، احتمال عقلائی، احتمال عقلی و وهم و خیال. اعتبار قطعی تا اطمینان است و ظن معتبر هم اعتبار تعبدی دارد اما بعد از آن اعتبار عقلائی ندارد. در باره‌ی امر موهوم عقلاً و عقلائیاً اعتبار وجود ندارد.

معنای سوم: شبهه‌ی غیر محصوره آن است که اطراف آن اگر فرض شود که ارتکاب صورت گیرد، ارتکاب موجب عسر و حرج شود و کار میسوری نیست و در این صورت شبهه غیر محصوره می‌شود.

معنای چهارم این است که غیر محصوره عرفی است چون هر عنوانی که در فقه و اصول به شکل یک عنوان کلی بدون تحدید آمده باشد و دارای آثار باشد معنای آن را از عرف می‌گیریم مثل نفقه که یک عنوان است و اثر شرعی دارد ولی تحدید شرعی نشده است و حد آن از عرف گرفته می‌شود. عرف به تعبیر شیخ صدرا عرف خود آن لغت باید باشد مثلا فارسی و عربی ممکن است فرق کند. به عنوان نمونه توقع در اصطلاح عراقی به معنای آینده نگری است و در عرف فارسی به معنای چشم داشت است. عرف خود هر عنوانی برای آن اعتبار دارد. بنابراین غیر محصوره طبق عرف تشخیص داده می‌شود.

معنای پنجم معنایی است که محقق نائینی بیان کرده است و آن این است که مکلف تمکن بر انجام آن را نداشته باشد. بنابراین در صورتی که مکلف تمکن بر انجام آن را نداشته باشد شبهه‌ی غیر محصوره می‌شود.

سیدنا الاستاد این پنج مورد را مورد نقد و ملاحظه قرار می‌دهد و نقد اصلی نسبت به این موارد این است که این معانی ذوقیات و اعمال ذوق است و مستند درست و مستحکمی ندارد. معیار عقلی و عقلائی ندارد. دلیل بر این که این مطلب ذوقی است این است که اختلاف نظر در آن وجود دارد و این کشف می‌کند که واقعیت کشف نشده است. دلیل این که این معانی معانی درستی نیست اختلاف نظر است و کشف واقع اختلاف بر نمی‌تابد و اختلاف دلیل بر عدم کشف است. پس حق این است که غیر محصوره معیاری ندارد. لذا این تعاریف استحسانیات و ذوقیات است. در نهایت امر می‌فرماید در عمل اگر چیزی در قلمرو مکلف و در حصار مکلف نباشد در این صورت اگر غیر محصوره به حساب آید، می‌توان گفت باکی بر آن نیست. خود سیدنا الاستاد تعریفی اعلام نمی‌کند و می‌گوید غیر محصوره تعریفی درستی ندارد.

تحقیق این است که غیر محصوره لفظ وضع شده برای معنا است. معنای آن را که بگیریم اشکالی وجود نخواهد داشت. محصور از حصار و احاطه گرفته شده است. اگر یک معنا یا یک چیز در احاطه‌ی انسان نباشد و خارج از آن باشد و در حصار نباشد، غیر محصوره می‌شود. از خود کلمه غیر محصوره استفاده می‌شود. تمام تعاریفی که گفته شد بر این معنا قابل انطباق است. عسر و حرج دارد، احتمال وهم دارد، قابل شمارش نیست و ... پس عنوان جامع برای غیر محصوره همین است که گفته شد و معانی مذکور با آن قابل جمع و قابل تطبیق است.