درس خارج اصول استاد سید کاظم مصطفوی

1404/11/01

بسم الله الرحمن الرحیم

 

موضوع: امارات و حجج/خبر واحد /ادله حجیت خبر واحد از دیدگاه شیخ انصاری

 

توصیه اخلاقی به مناسبت حلول ماه شعبان:

حلول ماه مبارک و پرنور شعبان المعظم را تبریک می‌گوییم. گفته می‌شود که رجب و شعبان و رمضان که تخلیه و تحلیه و تجزیه اند و این ماه، ماه تحلیه است. در ماه رجب استغفار با کیفیت بالا انجام می‌گیرد. در این ماه روح عبودیت آماده می‌شود که ان شاء الله در ماه رمضان تجلیه و تجلّی صورت گیرد. توصیه بنده این است مناجات شعبانیه که دارای مضامین عالی است و امام خمینی روی بعضی از فرازهای آن توجه ویژه داشتند، روز یک بار خوانده شود یا حد اقل جمعه‌ها قرائت شود. طلبه تا باطنش را درست نکند، روحانیت برایش محقق نمی‌شود. افرادی بوده که از لحاظ فهم و هوش بسیار زکی و زیرک و تیز هوش بوده اند؛ اما به جایی نرسیده اند و بر عکس افرادی بوده که در ابتدا خیلی ذهن قوی نداشته اند؛ ولی ذهنش ظرف برای عبودیت بوده و علاقه و اشتیاق برای تقرب داشته اند و بعد از مدتی رشدی کرده اند که محیر العقول بوده است. برای کسانی که رشد ظاهری و باطنی حاصل می‌شود، یک فیض کامل و شاملی است؛ ولی اگر زکاوت و ذهن خیلی قوی هم نباشد و انسان پاکی باطن را رعایت کند، در این صورت دارای جاذبه می‌شود و علم و کمال را به خودش جذب می‌کند. روحانی که سلطان قلوب می‌شود، روحانی است که اولا باطنش نورانیت دارد و علوم آل البیت را هم فراگیرد، مصداق نور علی نور می‌شود. با نورانیت قلب، روحانی در قلب مردم جا می‌گیرد. انسان با زیرکی و زرنگی و تیزهوشی و لطایف الحیل به جایی نمی‌رسد.

بحث و تحقیق در باره‌ی جواز تعبد به خبر واحد از منظر شیخ انصاری:

گفته می‌شود که شیخ انصاری برای اثبات این مطلوب به ادله اربعه استناد کرده است. دلیل او آیات بود. دلیل دوم روایات بود که قسمتی از آن بیان شد. از جمله دو روایتی که از لحاظ سند در حد استفاضه و تواتر است و از لحاظ متن بیان واضحی در آن دیده می‌شود، به شرح ذیل اند:

مستفیضه اول در کتاب محاسن برقی، ص227 است که امام علیه السلام می‌فرماید: «لَحَدِيثٌ وَاحِدٌ فِي حَلَالٍ وَ حَرَامٍ تَأْخُذُهُ عَنْ صَادِقٍ خَيْرٌ مِنَ الدُّنْيَا وَ مَا حَمَلَتْ مِنْ ذَهَبٍ وَ فِضَّةٍ».[1] یک حدیث که از یک صادق (ثقه) بگیرید، ثوابش در حدی است که از آمار و احصاء بالاتر است. از این حدیث استفاده می‌شود که روایت راوی قبول می‌شود کاذب و فاسق نباشد.

مستفیضه دوم این است که شیخ کشی در رجال، ص3 و محقق حلی در کتاب معتبر، مقدمه کتاب، ص6 نقل کرده اند: «اعْرِفُوا مَنَازِلَ شِيعَتِنَا بِقَدْرِ مَا يُحْسِنُونَ مِنْ رِوَايَاتِهِمْ عَنَّا»[2] رجال روایی که منسوب به ما هستند کسانی اند که قدر و منزلت شان را در اثر کثرت نقل روایت ثابت می‌کنند. از این حدیث هم استفاده می‌شود که قدر یک فرد از اتباع آل البیت مربوط به نقل روایت است. طبیعتا نقل روایت معنایش این نیست که کسی قبول نکند و نقل روایت بدون قبول عبث و بی فایده می‌شود.

با توجه به این دو روایت که از لحاظ سند درست و در حد استفاضه یا تواتر است، شیخ انصاری در نهایت می‌فرماید: «يستفاد من مجموعها رضاء الأئمة عليهم السلام بالعمل بالخبر و إن لم يفد القطع»[3] از مجموع این روایاتی که گفته شد قطع حاصل می‌شود به این که امام به عمل و اعتبار خبر واحد راضی است. پس روایات بر اعتبار خبر واحد دلالت دارند. برای تأکید بیشتر شیخ انصاری می‌فرماید که صاحب وسائل تصریح دارد بر این که تعبد به خبر ثقه ثابت است به تواتر الاخبار.

شیخ انصاری در ادامه می‌فرماید: منظور از خبر، خبر ثقه باشد که نوعا موجب اطمینان و وثوق شود. در نصوص عنوان عادل ذکر نشده است و اگر کسی بگوید منظور از خبر واحد، خبر عادل است چنین چیزی در نصوص نیامده است.

دلیل سوم اجماع:

دلیل سوم از ادله اربعه اجماع است. شیخ انصاری اجماع را به وجوه متخلفی تقریر کرده است و شواهد و حکایاتی در این رابطه نقل کرده که با جوهرگیری به این ترتیب است: اجماع بر دو قسم قابل استناد است. قسم اول این است که یک محقق و یک مجتهد رأی مجتهدین معاصر خود را بررسی کند و آن را نسبت به تعبد خبر به دست آورد و همین مقصود و مراد را دنبال کند تا زمان شیخ مفید و شیخ طوسی که عمل به خبر به واحد بدون تقیّد به قید علم داشته اند. این اتفاق کار ممکنی است. گویا خود شیخ انصاری قائل به اجماع محصل نسبت به تعبد به خبر واحد است. اگر کسی تحقیق کند می‌تواند اتفاق کل را به دست آورد که آنان به خبر واحد عمل می‌کرده اند.

سؤال: این فحص آیا موجب عسر و حرج نمی‌شود؟

جواب: منظور از دریافت جواز عمل به خبر واحد لازم نیست که تمام کتب شیخ را ملاحظه کند. یک مورد که پیدا شود کافی است. بنابراین چون مورد جزئی است فحص آن هم موجب عسر نخواهد شد. البته طبیعت اجتهاد این است که کار سنگینی است.

نه هر که سر بتراشد قلندری داند هزار نکته‌ی باریک تر زمو اینجاست

اجتهاد زحمت دارد. یکی از مجتهدین و مرجع بزرگ برای معالجه در یکی از کشورهای خارج رفته بود و از لحاظ علمی دستگاهی دارند که کارکرد مغز را بررسی کنند و بعد از بررسی طبیب پرسد این شخص کسیت؟ فردی پیدا نمی‌شو که مغزش این مقدار کار کرده باشد. ما معتقدیم که جز با کمک از مدیریت بالا اجتهاد به کسی نمی‌رسد.

تا از جانب معشوق نباشد کششی کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد

سؤال دیگری را که خود شیخ انصاری مطرح کرده این است که سید مرتضی می‌گوید عمل به خبر واحد جایز نیست.

در جواب می‌فرماید رأی سید توجیه دارد و به آن صراحت نیست که بگوید خبر واحد قطعا اعتبار ندارد؛ بلکه شروطی برای آن قائل است؛ مثل این که خبر محفوف به قرائن باشد و محفوف به قرائن عبارت دیگری از اعتبار کامل است. به عبارت دیگر سید مرتضی به روایاتی که در اصول روایی (اصول اربع مأة) آمده است را قبول دارد. روایتی که از بیرون وارد شود می‌گوید اعتبار ندارد. عبارتنا شتی و حسنک واحد و کل الی ذاک الجمال یشیر.

رأی شیخ گویا بر این است که اجماع محصل بر تعبد به خبر واحد وجود دارد.

قسم دوم اجماع منقول است که شیخ انصاری می‌فرماید: اما اجماعات منقول زیاد است. در رأس شیخ طوسی در کتاب عده می‌فرماید: «و الّذي يدل على ذلك: إجماع الفرقة المحقة، فإني وجدتها مجمعة على العمل بهذه الأخبار التي رووها في تصانيفهم و دونوها في أصولهم».[4] شیخ انصاری در ادامه اجماعات منقول را به طور مفصل بیان کرده است. در نتیجه رأی شیخ انصاری در باره‌ی اجماع مثبت تلقی می‌شود؛ چون اجماع محصل را قابل وصول اعلام کرده است و اجماعات منقول را متعدد دانسته است.

در تتمه بحث اجماع شیخ انصاری سیره را یادآور می‌شود و آن را زیر مجموعه اجماع قرار داده و می‌فرماید: سیره محقق است بر جواز تعبد به خبر واحد و این سیره هم سیره مسلمین است و هم سیره عقلاء است. در باره‌ی سیره مسلمین مثال می‌زند به این که یک مقلد می‌خواهد رأی مجتهدش را بداند و به نقل یک فرد ثقه اعتماد می‌کند. اشکال نشود که در عصر معصومین مقلد و مجتهد نبوده و از بعد از غیبت کبری به وجود آمده، جواب این است که به دست آورد مقلد رأی مجتهد را از طریق خبر دادن یک فرد، از باب بیان مصداق است. سیره مسلمین ادامه دارد و در زمان امام هم یک فردی که از مدینه به بادیه می‌رفت و یک حکمی را بیان می‌کرد مورد قبول واقع می‌شد. پس سیره اتصال دارد. سیره عقلاء هم همین گونه است. سیره مسلمین نیاز به امضاء ندارد. اما سیره عقلاء را مثال می‌زند به عبد و مولی که با هم در ارتباط اند و اگر از سوی مولی یک خبری به عبد برسد، به آن عمل می‌کند. این امور عقلائیه تا زمان معصوم ادامه داشته و ردعی نیامده است. آیات ناهیه از ظن رادع بودنش نسبت به این سیره ثابت نیست؛ چون سیره عمل به اطمینان است و عمل به غیر علم نیست، پس این سیره اعتبار دارد.

دلیل چهارم دلیل عقلی:

دلیل چهارم دلیل عقلی اصولی است. در اصول منظور از حکم عقل، درک قطعی عقل است و در فلسفه اصول فلسفه مراد است و در کلام تحسین و تقبیح قطعی عقل مراد است. شیخ انصاری می‌فرماید اگر یک محققی تحقیق کند و تراجم را ببیند. زندگینامه روات را بررسی کند و راویان را خوب بشناسد که آنان چقدر اهتمام داشته اند و اهتمام آنان نسبت به روایات در حدی بوده و نسبت به نقل روایت آن قدر اهمیت قائل بودند که هیچ چیزی را به آن اندازه مهم نمی‌دانستند. بعد از آن عقل درک می‌کند که خبر راویان ثقه؛ بخصوص طبقه اول تا نهم و دهم که هر کدام از دیگری با چه دقتی روایت را نقل می‌کنند، معتبر است. به تعبیر دیگر پس از این مطالعه و شخصیت شناسی راوی، عقل درک می‌کند که خبری را که یک روای ثقه و شناخته شده نقل کند، قطعا معتبر است؛ لذا ما در باره‌ی شیخ صدوق می‌گوییم مراسیل ایشان دو قسم است: گاهی تعبیر به روی می‌کند و گاهی قال الصادق می‌گوید. در صورت دوم ایشان یقین کرده است که این روایت از امام صادق علیه السلام صادر شده است. با توجه به شناختی که از شیخ صدوق داریم که مکاتبه و شرفیابی خدمت حضرت صاحب الامر داشته است، اگر به او اعتماد نشود، به چه کسی اعتماد می‌شود؟ در نتیجه شیخ انصاری می‌فرماید: ادله‌ی که گفتیم برخی بر مطلوب دلالت دارند و آنچه که دلالت دارد این است که خبر ثقه و مفید اطمینان باشد. فقط آیات قرآن دلالتش بر مطلوب کامل نیست و سه دلیل دیگر فی الجمله دلالتش بر مطلوب درست است.


[1] المحاسن، البرقي، ابو جعفر، ج1، ص227.
[2] إختيار معرفة الرجال المعروف بـ رجال الكشي، الشيخ الطوسي، ج1، ص3.
[3] فرائد الأصول، الشيخ مرتضى الأنصاري، ج1، ص309.
[4] العدة في أصول الفقه، الشيخ الطوسي، ج1، ص126.