1404/10/28
بسم الله الرحمن الرحیم
موضوع: امارات و حجج/خبر واحد /بررسی ادله حجیت خبر واحد از منظر شیخ انصاری
بحث و تحقیق در بارهی تعبد به خبر واحد از منظور شیخ انصاری:
ایشان ادلهی را یادآور شدند که از جمله آیه نبأ بود و بحث به پایان رسید و رسیدیم به بررسی آیه نفر. شیخ انصاری میفرماید از جمله آیاتی که در جهت اثبات تعبد به خبر واحد ذکر شده است آیه نفر است. استدلالی که به این آیه صورت گرفته به این ترتیب است که در این آیه وجوب حذر از مخالفت اعلام شده است. اگر منذر حکمی را بیان کند، مردم باید قبول کنند. از وجوب حذر از مخالفت با قبول نمودن قول منذر، استفاده میشود که اخبار مخبر از سنخ انذار منذر است. خود منذرینی که در آیه آمده شاید ناقل خبر بوده اند و اگر ناقل حکم اند از پیامبر (ص) و ائمه (ع) گرفته اند، پس نقل خبر باید صورت گیرد و قبولی آن لازم و مخالفت آن حرام است. بنابراین قبول خبر بدون هیچ گونه اشتراط به حصول علم و اطمینان، لازم است.
وجوه استدلال به آیه نفر:
برای اثبات وجوب حذر به دو وجه استدلال میشود:
وجه اول استفاده از کلمه ترجی است که در «لعلهم یحذرون»، لعل حرف ترجی است. ترجی از سوی خداوند اعلام شده و قطعا از معنای وضعی اش منسلخ است؛ چون ترجی در مورد خداوند محال است. طبیعتا ترجی به معنای محبوبیت است؛ یعنی حذر محبوب خداوند متعال است. این محبوبیت از دو طریق ملازمه با لزوم دارد؛ طریق اول همان چیزی است که در معالم آمده و گفته حذر در ترخیص به کار نمیرود و خود حذر دلالت بر الزام دارد. طریق دوم این است که حذر غایت انذار است و انذار واجب است، پس غایت واجب، واجب خواهد بود. به تعبیر دیگر حذر باید به معنای لزوم باشد بر اساس اجماع مرکب که امر دائر بین دو قول است یا حذر لازم است یا نیست و ترخیصی در کار نیست. بنابراین حذر که مطلوب است، به صورت وجوب است به دلیل اجماع مرکب.
وجه دوم در جهت اثبات دلالت آیه نفر بر تعبد به خبر واحد این است که نفر بر اساس کلمه تحضیض (فلولا) واجب است. نفر که واجب بود، انذار که غایت آن است هم واجب خواهد بود. انذار که واجب بود، طبیعتا حذر هم واجب است؛ برای این که انذار غایت نفر است و حذر غایت انذار است، پس حذر واحب میشود.
اگر گفته شود که در آیه وجوب انذار آمده و وجوب قبول در آن نیامده است. جواب این است که اگر قبول واجب نباشد، وجوب انذار لغو میشود. این استدلال شبیه استدلالی است که شهید ثانی در کتاب مسالک بیان کرده و فرموده بر اساس آیه ﴿وَالْمُطَلَّقَاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنفُسِهِنَّ ثَلاَثَةَ قُرُوَءٍ وَلاَ يَحِلُّ لَهُنَّ أَن يَكْتُمْنَ مَا خَلَقَ اللّهُ فِي أَرْحَامِهِنَّ﴾[1] برای زنان باردار واجب است که حمل خود را اظهار کنند و کتمان ننمایند. این وجوب اظهار لغو نیست و باید پذیرفته شود، پس خود وجوب اظهار، بر وجوب قبول دلالت دارد.
اشکال: گفته میشود آیه نفر مربوط به جهاد است و ربطی به تفقه در دین و اخبار ندارد. تفقه در جهاد لازم نیست.
جواب: شیخ میفرماید اولا دلالت صدر این آیه بر نفر به سوی جهاد کامل نیست و این آیه فقط در ضمن آیات جهاد آمده و در قرآن یک آیه در ضمن آیات دیگر هم جهت آمده است. انشاء قرآن، انشاء خاصی است. مطالب متعدد در یک سوره دیده میشود. انشاء قرآن با انشاء بشری فرق دارد. طبق اظهار مفسران یکی از نکتههای جالب انشاء قرآن این است که مطالب متعدد در یک سوره آمده است. ثانیا سبک این آیه با نفر به سوی جهاد فرق میکند و بر آن تطبیق نمیکند. در این آیه آمده «فلولا نفر من کل فرقة منهم طائفة» در جهاد این گونه نیست و هر مقداری که حالت موجود بطلبد باید برای جهاد برود و طائفهی در کار نیست. ثالثا معلوم است کسی که برای تفقه برود و حکم واقعی را باید درست و قطعا به دست آورد و برگردد و برای قوم خود ابلاغ کند و برساند. کسی که مورد انذار قرار میگیرد یقین ندارد که همان حکم واقعی را آورده باشد و احتمال اشتباه در تلقی و احتمال خطا وجود دارد.
جواب دیگر این است که در صدر آیه آمده همه نروند. کسانی که باقی مانده اند تفقه کنند و نافرین که رفته اند وقتی برگردند، باقی ماندهها برای آنان انذار کنند.
پس معلوم شد که دلالت آیه نفر بر حذر از عدم مخالفت قابل انکار نیست. مؤیداتی هم وجود دارد و آن استشهاد ائمه اطهار علیهم السلام به این آیه است. بعد از استشهاد آنان جایی برای اشکال و تردید باقی نخواهد ماند. در این رابطه هفت روایت را شیخ انصاری نقل میکند که چهار روایت آن صحیحه اند و در مجموع این روایات مستفیضه میشوند. از این بین، دو روایت ذکر میشود:
وَ فِي عُيُونِ الْأَخْبَارِ وَ الْعِلَلِ بِأَسَانِيدَ تَأْتِي عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ الرِّضَا ع فِي حَدِيثٍ قَالَ: إِنَّمَا أُمِرُوا بِالْحَجِّ لِعِلَّةِ الْوِفَادَةِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ طَلَبِ الزِّيَادَةِ وَ الْخُرُوجِ مِنْ كُلِّ مَا اقْتَرَفَ الْعَبْدُ إِلَى أَنْ قَالَ مَعَ مَا فِيهِ مِنَ التَّفَقُّهِ وَ نَقْلِ أَخْبَارِ الْأَئِمَّةِ ع إِلَى كُلِّ صُقْعٍ وَ نَاحِيَةٍ كَمَا قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُل.[2]
در این روایت کلمه تفقه مورد استناد خود امام علیه السلام قرار گرفته است.
عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ تَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ فَإِنَّهُ مَنْ لَمْ يَتَفَقَّهْ مِنْكُمْ فِي الدِّينِ فَهُوَ أَعْرَابِيٌ إِنَّ اللَّهَ يَقُولُ فِي كِتَابِهِ- لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُون.[3]
در این روایت هم امام به آیه نفر استناد کرده است.
در نتیجه تحلیلا و بر اساس استناد به قول معصوم دلالت آیه نفر بر تعبد به خبر واحد کامل شد. در نهایت شیخ انصاری فرمایشی دارد که قابل توجه است و آن این است که میفرماید: انصاف این است که این آیه دلالت بر تعبد بر خبر واحد ندارد.