درس خارج اصول استاد سید کاظم مصطفوی

1404/10/21

بسم الله الرحمن الرحیم

 

موضوع: امارات و حجج/خبر واحد /اقوال قدما پیرامون حجیت خبر ثقه

 

نکته‌ی تکمیلی در باره‌ی سیره عقلاء:

در باره‌ی سیره‌ی عقلاء گفته شد که سیره عقلاء قلمرو وسیعی دارد و در باب معاملات یک مستند اصلی به حساب می‌آید و در موارد زیادی به آن تمسک صورت می‌گیرد.

سؤال: سیره عقلاء که یک دلیل لبّی است و با این همه مدلولی که در فراراه سیره‌ی عقلاء دیده می‌شود، گویا تلقی ابتدائی این است که سیره عقلاء دارای اطلاق است؛ در حالی که دلیل لبی اطلاق ندارد.

جواب: فرق است بین اطلاق و سعه‌ی نطاق. اطلاق آن است که از خود لفظ و عنوان شمول برخواسته باشد و سعه‌ی نطاق این است که از خود عنوان و دلیل و مستند، عمومیت و شمولیتی دیده نمی‌شود؛ اما نطاق و قلمرو وسعت دارد. پس وسعت سیره عقلاء به صورت اطلاق نیست که در اصطلاح اهل تحقیق گفته می‌شود سعه‌ی نطاق غیر از شمول اطلاق است.

سؤال دوم: در باره‌ی منابع و مدارک استدلال یا منابع فقه مشهور و معروف این است که مستند احکام ادله‌ی اربعه است که عبارت است از کتاب و سنت و عقل و اجماع. پس از آن که گفتیم منابع استنباط چهار مورد اصلی است، یک مورد دیگری هم به نام سیره عقلاء اضافه می‌شود؛ بنابراین سؤالی مطرح می‌شود که سیره عقلاء یک مستند مستقل است یا مندرج تحت یکی از این عناوین اربعه می‌باشد؟

جواب: سیره عقلاء دلیل مستقل نیست هر چند که در بدو نظر تلقی شود که سیره عقلاء مربوط می‌شود به یک دلیل عقلائی که نه عقل است و نه اجماع و نه سنت و نه کتاب؛ ولی تحقیق این است که مندرج در سنت است؛ چون سنت را که تعریف کردیم قول و فعل و تقریر معصوم است. تقریر معصوم یعنی امضاء معصوم و سیره‌ی عقلاء وقتی اعتبار دارد که امضاء معصوم در آن صورت گیرد. بنابراین سیره عقلاء جزء سنت است و تقریر معصوم است جزء مجموعه‌ی سنت می‌شود.

حجیت خبر:

حجیت خبر هر چند که عنوان رجالی هم دارد؛ چون بحث از آن بحث از درایه و رجال می‌شود؛ ولی چون بحث از حجیت به میان می‌آید، از این جهت بحث اصولی هم در این رابطه صدق می‌کند. این بحث از مباحث مهم علم اصول است که محقق خراسانی در بدو ورود به این بحث می‌فرماید: بحث از حجیت خبر از اهم مسائل اصولیه است و دارای آثار می‌باشد.

آراء قدما نسبت به حجیت خبر ثقه:

1-شیخ مفید در کتاب التذکرة بالاصول، ص44 می‌فرماید: خبر واحد اگر ضمائمی نداشته باشد تا موجب علم شود، بما هو خبر اعتبار ندارد. باید ضمیمه‌ی داشته باشد که در اصطلاح اصول گفته می‌شو خبر محفوف به قرائن باشد؛ مثلا اجماع، دلیل عقل، سیره و ... مؤید آن باشد. خبری که بما هو خبر است و خالی از هر گونه قرینه‌ی بر اعتبار باشد، اعتبار ندارد.

2-سید علم الهدی در کتاب ذریعه، ص343 – 427 حجیت خبر و بحث اخبار را مفصل بررسی می‌کند و بعد از بررسی‌های زیاد ادله‌ی قائلین به اعتبار را به طور کل مورد نقد و ملاحظه قرار می‌دهد و دلالت آیه نفر و نبأ را کامل نمی‌داند. بعد می‌فرماید: تعبد به خبر واحد شرعا درست نیست و جایز نمی‌باشد؛ ولی تعبد به خبر واحد عقلا جایز و درست است. نکته‌ی دیگری که در بیان ایشان آمده این است که می‌فرماید: خبر واحد اعتبار ندارد؛ برای این که خبر واحد مفید ظن است و خود ظن از اعتبار برخوردار نیست؛ لذا با صراحت می‌فرماید خبر واحد از اعتبار ساقط است.

یک نکته‌ی که از ضمن بیان ایشان استفاده می‌شود این است که رأی ایشان همان رأی استادش شیخ مفید است که خبر واحد اگر محفوف به قرائن باشد و موجب علم شود، اعتبار و حجیت دارد. بنابراین خبر اطلاقا از حجیت ساقط نیست و ضمیمه‌ی برای اعتبار دراد و مکملات اگر فراهم شود حجیت کامل خواهد بود.

در آخر می‌فرماید: پس از آن که خبر واحد اعتبار ندارد، بحث از مسند و مرسل و فروعات مربوط به خبر لازم نیست.

3-شیخ طائفه در کتاب العدة، ص143-232 بحث حجیت خبر را مفصل بررسی کرده است و در باره‌ی ادله‌ی قائلین به حجیت نقدهایی دارد و ادله‌ی منکرین را هم بحث کرده است؛ از جمله در باره‌ی ادله‌ی مثبتین که عمدتا آیه نفر است می‌فرماید: این آیه بر وجوب انذار دلالت دارد ولی وجوب آن با قبول ملازمه ندارد و لازمه‌ی آن قبول نیست تا حجیت خبر را از آن ثابت کنید. در باره‌ی آیه نبأ می‌فرماید اولا این آیه در مورد فردی وارد شده است که محل نزول آیه بوده است. ثانیا استفاده حجیت خبر از این آیه دلیل الخطاب و مفهوم است و حجیت مفهوم یک امر مسلمی نیست و محل اختلاف است. پس آیه نبأ از اساس لرزان است.

در آخر می‌فرماید: اما آنچه را که ما اختیار می‌کنیم این است که تعبد به خبر واحد عادل درست است بر اساس وجوهی که در پی می‌آید:

وجوه و ادله اعتبار حجیت خبر از منظر شیخ طوسی:

وجه اول: اجماع فرقه بر این است که نسبت به خبر عادل یا خبر ثقه اعتماد کنند و این امر معروفی است و اعتماد تا بدانجا است که اگر بین خود صاحب نظران بحثی صورت گیرد و یک فرد مطلبی را اعلام کند و فرد دیگری سؤال کند که آن را بر چه اساسی بیان کردی؟ اگر بگوید بر اساس خبر ثقه، مطلوب تمام است و جای بحث نیست. پس اعتماد فقهاء بر خبر ثقه امر واضح و کاملی است.

وجه دوم: اختلاف فقهاء است. یک فقیه می‌گوید زوجه از عقار ارث نمی‌برد و فقیه دیگر می‌گوید ارث می‌برد. هر کدام نسبت به یک روایتی توجه داشته است و روایت را معتبر تلقی کرده است. پس ما از این امر اعتماد فقهاء را نسبت به روایت به دست می‌آوریم.

وجه سوم: تمییز صاحب نظران بین ثقات و ضعاف است که صاحب نظرانی در فقه و اجتهاد و رجال و درایه تحقیقات و تتبعاتی دارند و موثقات و ضعاف را از هم جدا کرده اند و این برای این است که روایات موثق از اعتبار برخوردار است و روایات ضعاف از اعتبار کامل برخوردار نیست.

بر اساس این سه وجه تعبد به خبر ثقه درست است و اشکالی نخواهد داشت. در نتجیه رأی ایشان بر اعتبار خبر و حجیت خبر ثقه است.

اشکال: شما می‌گویید اعتماد به خبر ثقه مورد اجماع فرقه است در حالی که مشایخ و اساتید شما آن را منکر است و به طور دقیق سید مرتضی منکر است و شما می‌گویی اجماع فرقه بر حجیت خبر وجود دارد.

جواب: سید مرتضی که انکار می‌کند و اشکال می‌کند، بر حجیت خبر در مقابل مخالفین است. آنانی که از لحاظ اعتقادی اختلاف اصلی و مبدئی دارند. کسانی که ادعا کنند و احکامی را بیان کنند، سید می‌گوید اخبار شما اعتبار ندارد و احکامی که به استناد می‌کنید از اساس ویران است. سید بحثش نسبت به این جهت است. لذا اشکال وارد نیست. در نتیجه تعبد به خبر واحد اشکالی نخواهد داشت.

4-محقق حلی در کتاب معارج الاصول، ص197 می‌فرماید: حجیت خبر یک بحث مهمی است و ادله‌ی مثبتین و منکرین را مورد نقد قرار می‌دهد. در صفحه 213 و 214 می‌فرماید: شیخ در باره‌ی تعبد به خبر ثقه استدلال کرده است به سه وجه و آن وجوه را ذکر می‌کند و رد نمی‌کند.

5-علامه حلی در کتاب تهذیب الاصول، ص228 می‌فرماید: این بحث محل اختلاف است هر چند که متکلمین و فقهاء معتقد به صحت تعبد به آن است؛ اما سید آن را نفی کرده است. بعد می‌فرماید: درست این است که تعبد به خبر ثقه جا دارد. برای اثبات مطلوب خد پنج دلیل ذکر می‌کند:

دلیل اول آیه نفر است؛ چنانکه می‌فرماید: ﴿ وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنفِرُواْ كَآفَّةً فَلَوْلاَ نَفَرَ مِن كُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَآئِفَةٌ لِّيَتَفَقَّهُواْ فِي الدِّينِ وَلِيُنذِرُواْ قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُواْ إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ﴾[1] ترجی در باره‌ی خداوند معنا ندارد، پس این ترجی به معنای انشاء است و باید حذر کنند و حذر واجب است و مخالفت جایز نیست. ترک قبول خبر، مخالفت است و خلاف دستور و وجوب حذر را عصیان کرده است.

دلیل دوم آیه نبأ است: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن جَاءكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَيَّنُوا أَن تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ﴾[2] قید فاسق که در آن آمده، اگر اثر نداشته باشد موجب لغویت می‌شود. علاوه بر این که اگر اثر نداشته باشد معنایش این است که خبر فاسق را تبین کنید و خبر عادل هم که اعتبار نداشته باشد معنایش این می‌شود که بدون تبین آن را قبول نکنید و در این صورت خبر عادل اسوء حالا از خبر فاسق می‌شود.

دلیل سوم شهادت تاریخ است که پیامبر (ص) نماینده‌هایی را در بین قصبات و قبائل ارسال می‌کرد و هر نماینده که خبر را می‌گفت مقبول واقع می‌شد و اگر نه باید گروهی ارسال می‌شد و این مطلب دلالت بر حجیت خبر دارد.

دلیل چهارم اجماع صحابه است بر این که خبر ثقه مورد اعتماد است و آن به خبر ثقه در موراد متعددی استناد داشته اند.

دلیل پنجم دفع ضرر محتمل است که به مؤدای خبر ثقه وقتی عمل شود، احتمال نجات وجود دارد و اگر مخالفت صورت گیرد، احتمال ضرر وجود دارد و قاعده این است که دفع ضرر محتمل واجب است.

بر اساس این پنج وجه علامه حلی می‌فرماید: تعبد به خبر ثقه جایز است؛ به عبارت دیگر خبر ثقه از اعتبار و حجیت برخوردار است.

 


[1] سوره توبه، آيه 122.
[2] سوره حجرات، آيه 6.