درس خارج اصول استاد سید کاظم مصطفوی

1404/10/20

بسم الله الرحمن الرحیم

 

موضوع: امارات و حجج/سیره /فرق سیره عقلاء و سیره متشرعه

 

فرق سیره عقلاء با سیره متشرعه:

تعریف و اقسام سیره گفته شد. به طور کلی سیره بر سه قسم است: سیره نبویه، سیره متشرعه و سیره عقلائیه. سیره نبویه بیان شد. فرق بین سیره متشرعه و سیره عقلائیه از این قرار است:

اولا سیره متشرعه راه و رسم اهل شرع است؛ البته کسانی که به شرع پایبند هستند و آشنایی اجمالی به مسائل شرعی داشته باشند. به راه و روش کسانی که نسبت به احکام شرع علماً ورود داشته باشند، سیره فقهاء می‌شود. سیره فقهاء را در اصطلاح، اجماع عملی می‌گوییم. به تعبیر دیگر مطلق اهل شرع و هر کسی که به شرع پایبندی داشته باشد و حد اقل اطلاعات اجمالی نسبت به شرع داشته باشد و از جهال نباشد، در این حد که اهل شرع از جهال به طور مطلق نباشد، سیره اش سیره متشرعه است.

ثانیا سیر عقلاء، سیره مردم بما هو عقلاء است و هیچ گونه اشتراطی به تقوا یا به ایمان نسبت به آن در کار نیست و همین که عقلاء باشند و مردمی که از عقل عادی برخوردار باشند، وقتی نسبت به امری راه و رسم مستمری داشته باشند، به آن سیره عقلاء گفته می‌شود.

ثالثا اعتبار سیره عقلاء مشروط به سه شرط است: یکی این که استمرار داشته باشد تا برسد به زمان معصوم. به تعبیر شهید صدر معاصرت با معصوم داشته باشد. دوم این که سیره از سوی معصوم امضاء شده باشد. امضاء یعنی تأیید. امضاء نوشتاری در پای ورقه‌ها از باب استعمال کل در جزء است. پس اگر امری در زمان معصوم علیه السلام رایج باشد و معصوم علیه السلام از آن ردع نکرده باشد، خود جریان امر در زمان معصوم امضاء و تقریر است. سوم این که دلیلی بر خلاف نداشته باشد؛ چه روایت باشد، چه اجماع و سیره‌، هیچکدام بر خلاف آن نباشد. اگر دلیلی بر خلاف داشته باشد، سیره عقلاء کارآیی نخواهد داشت و از اعتبار برخوردار نخواهد بود. بنابراین شرایط مذکور در باره‌ی اعتبار سیره عقلاء است و در باره‌ی اعتبار سیره متشرعه نیست، در سیره متشرعه خود استمرار کافی است و نیاز به این نیست که یک محقق تحقیق کند از امضاء و عدم امضاء؛ چون این شرط مفروغ عنه است و از این جهت جایی برای تحقیق ندارد؛ زیرا سیره متشرعه وصل به خود شرع است، وقتی اتصال ثابت شود، حکم شرعی ثابت شده است.

رابعا سیره متشرعه از لحاظ مورد اعم از سیره عقلاء است؛ یعنی سیره متشرعه هم در مورد عبادات جاری است و هم در مورد معاملات؛ مثل حیازت که سبب ملکیت است؛ ولی سیره عقلاء تنها در معاملات جاری است. بنابراین نسبت بین آن دو اعم و اخص من وجه است. در امور عبادی سیره عقلاء نیست و گاهی سیره عقلاء است و شرع سیره خاصی در آنجا ندارد و گاهی هر دو است مثل سببیت حیازت برای ملکیت.

مورد سیره عقلاء اخص است از مورد سیره‌ی متشرعه؛ چون سیره عقلاء را وقتی مورد اعتبار در نظر می‌گیریم، آن سیره‌ی عقلائی است که در امور عقلائیه و به عبارت دیگر در امور معیشتی و ارتباطات مدنی باشد؛ مثلا در باره‌ی معاملات و تعاملات عقلائیه سیره عقلاء قلمروش تا اینجا است و معاملات را که می‌گوییم امضائیه است، یکی از رموزش این است که معاملات عقلائیه است و از سوی شرع امضاء شده است و بعضی از موارد که امضاء نشده مثال بارز آن ربا است که در بین مردم یک تعاملی بوده از ابتدا تا الآن و بانک های دنیا روی ربا می‌چرخد؛ امّا شرع آن را رد کرده است.

اشکالات ربا:

ردّ ربا علی التحقیق گفته می‌شود که به خاطر این است که دو تا اشکال عقلائی دارد: اشکال اول این است که اگر ربا بین مردم رایج باشد کار و نتایج عمل کاهش پیدا می‌کند و به اصطلاح مفت خوری به وجود می‌آید؛ مثلا کسی نزول می‌خورد، هیچ کاری انجام نمی‌دهد. مشکل دوم این است که بین مردم یک عمل انسانی اسلامی و ایجابی را از بین می‌برد و آن عبارت است از قرض الحسنه که امری است فطری و بسیار سازنده و مفید. در روایات برای آن ثواب زیادی ذکر شده است. ما عقیده داریم که قرض الحسنه برکات دارد و از لحاظ تعامل هم قرض الحسنه اثرگذار است و تا جایی که انسانیت باشد، وجدان قرض گیرنده در گرو قرض دهنده است و قرض گیرنده در عمل سعی می‌کند آن را جبران کند.

خصائص سیره عقلاء:

یکی این است که سیره دلیل لبّی است و حمل بر قدر متیقن می‌شود. هر کجا که شک در شمول کنیم سیره کارآیی نخواهد داشت.

دوم این که سیره باید احراز شود و محتمل نباشد.

سوم این که یک سیره اگر با سیره‌ی دیگر تعارض کند، هر دو از کار می‌افتند؛ چون یکی از شرایط سیره عقلاء این است که سیره‌ی بر خلاف نداشته باشد.

فرق سیره عقلاء با بنای عقلاء:

فرق سیره عقلاء با بنای عقلاء حیثیتی و اعتباری است و از حیث مبدأ بناء عقلاء و از حیث عمل سیره گفته می‌شود.

فرق سیره با ارتکاز:

ارتکاز این است که یک مطلب یا یک امر رکیزه ذهنی و بنیاد در ذهن انسان داشته باشد. به اصطلاح عوام یک مطلب در ذهن مردم جا افتاده باشد و لو این که به زبان نیاورند. یک امر گاهی ارتکازی است و خود انسان از آن غافل است و اگر کسی از آن مطلب سؤال کند فورا جواب می‌دهد. شهید صدر مثال زده به غبن در معامله که در ذهن طرفین است و در حین معامله از اشتراط آن نامی برده نمی‌شود.

سیره عقلاء راه و روش یا همان سلوک عام و راه و روش عامه‌ی مردم در عمل است. مثل ملکیت توسط حیازت. مثال دیگر احیای اراضی است. اما اولویت در تصرف یک امر ارتکازی است که هر کسی در یک مکان عامی برود و برای خود جا آماده کند، اولویت یا حق در تصرف پیدا می‌کند و مستند آن سیره است.

ارتکاز تساوی دو مال در معامله، یک امر ارتکازی است. اصل تساوی در ذهن آن دو نهفته است. اعتبار ارتکاز عقلاء همان اعتباری است که از سیره گرفته می‌شود و در حقیقت ارتکاز هم همان ارتکاز عقلاء است و فرقش با سیره در این است که سیره عملی است و چهره‌ی بیرونی دارد و ارتکاز چهره‌ی در نقاب است. اعتبار شان باید از سوی شرع گرفته شود و امضاء شود.

سیره مستحدثه:

در بین مردم راه و روش‌های جا افتاده‌ی بعد از صدر اسلام حادث شده است؛ مثلا در بین عشائر رسم است که یک فرد اگر با مشکلی رو به رو شود افراد عشیره باید با او کمک کنند یا سیره بر این است که اگر کسی از دنیا برود برای او هفتم و چهلم بگیرند. در عروسی جلوی پای عروس گوسفند ذبح شود. عروسی در هتل سه ستاره گرفته شود.

تحقیق این است که این امور سیره نیست؛ بلکه آداب و رسوم است. آداب و رسوم هر قوم بستگی به سنت‌های خودش دارد. اگر آثار خلافی نداشته باشد و موجب حرمت کار حلال و بر عکس نشود و مباح باشد، اشکالی نخواهد داشت. به تعبیر دیگر از نظر شرعی اصل اباحه است و قاعده سلطنت (الناس مسلطون على أموالهم)[1] جاری است و به هیچ وجه این گونه سیره‌ها شرعیت ندارد و فاقد اعتبار است و مخالفت با آن اشکالی ندارد و استناد به آن استناد پا در هوا است.

فطریات و غرائز:

هر امری که برای انسان فطری و غریزی باشد اصلش درست است. غریزه را خداوند به عنوان یک سنت آفرینش برای انسان قرار داده است. فطرت به عنوان داده‌های روحی آدم است. غریزه مربوط به جنبه‌ی جسمی است و فطرت مربوط به جنبه‌ی روحی.

 


[1] عوالي اللئالي، ابن أبي جمهور، ج2، ص138.