درس خارج اصول استاد سید کاظم مصطفوی

1404/10/16

بسم الله الرحمن الرحیم

 

موضوع: امارات و حجج/شهرت /بررسی شهرت فتوائی از منظر امام خمینی (ره) و شهید صدر (ره) و جمع بندی

 

رأی و نظر امام خمینی (ره) در باره‌ی اعتبار شهرت فتوائی:

در کتاب انوار الهدایة، ج1، ص261 امام خمینی (ره) می‌فرماید: شهرت به اعتبار اهل آن بر دو قسم تقسیم می‌شود: شهرت قدمائی و شهرت متأخرین. شهرت متأخرین مثل اجماع شان است که از اعتبار ساقط است و دارای اعتبار نیست. اما شهرت قدمای اصحاب از آنجا که فتوای شان و رأی و نظرشان بدون مستند و روایت وارده از طریق معصوم نبوده و این امر در حد یک اطمینان؛ بلکه در حد یک علم است که قدمای اصحاب آراء شان برگرفته ازروایات است و روایات از منظر آنان دارای اعتبار می‌باشد؛ لذا شهرت قدمای اصحاب مثل اجماع آنان است که کشف می‌کند از یک دلیل معتبر و مستند و روایت معتبر؛ بنابراین نظر ایشان در باره‌ی شهرت به صورت کلی این است که می‌فرماید شهرت قدمای اصحاب از اعتبار برخوردار است.

شهرت از منظور شهید صدر (ره):

در کتاب حلقه ثالثه، ج1، ص220 شهید صدر (ره) می‌فرماید: شهرت اگر در حد تواتر نرسد بذاته اعتبار ندارد و نیاز به ضمیمه و حجتی خارج از ذات خودش دارد. اگر شهرت را کیفی در نظر گیریم؛ به این صورت که شهرت در چه زمانی بوده و از سوی چه کسانی بوده؟ در این صورت برای شهرت می‌توان بر اساس حساب احتمالات اعتباری قائل شد. به عبارت دیگر افرادی که در زمان قدمای اصحاب بوده؛ همانند شیخ طوسی، شیخ مفید، مرتضی و ... از جهت قرب زمانی و از جهت تبحر و اشرافی که نسبت به روایات دارند، آنان کار شان در حقیقت بررسی و جمع آوری و حفظ روایات است و اگر آنان نبودند روایات به دست ما نمی‌رسید. آنان که شهرتی داشته باشند و حکم در نزد آنان مشهور باشد، آنگاه بر اساس حساب احتمالات می‌گوییم فتوای یک نفر شان با آن خصوصیت یک احتمال به وجود می‌آورد که مستند شان معتبر باشد و اگر فرد دیگری اضافه شود و ... شبیه اجماع می‌شود که می‌تواند تراکم احتمالات تا جایی برسد که احتمال خلاف را بردارد و علم یا اطمینان به وجود آورد؛ لذا اگر به این صورت بحث کنیم، شهرت فتوائی از اعتبار برخوردار خواهد بود.

تحقیق و جمع بندی:

در بیان فقهاء از زمان شیخ انصاری (ره) که شهرت را بحث کرده است تا شهید صدر (ره)، می‌فرمایند اگر شهرت در حدی باشد که موجب اطمینان شود، در این صورت اعتبار دارد و اگر شهرت در حدی باشد که موجب اطمینان نشود، اعتبار ندارد. اکثریت صاحب نظران بر این اند که شهرت فتوائی موجب حصول اطمینان نمی‌شود.

شهرت اقسامی و خصائصی دارد. اقسام آن به طور کلی شهرت روائی، شهرت فتوائی و شهرت عملی است. تقسیم دیگر از حیث زمان است که شهرت قدمائی و شهرت متأخرین می‌شود. شهرت مثل اجماع نیست. اجماع این بود که یک اجماع اگر محقق شود معارضی نخواهد داشت؛ چون اجماع، اجماع کل فقهاء نسبت به یک حکم است و اگر معارض داشته باشد خلف می‌شود و اجماع نیست؛ اما شهرت قابل تعدد و تعارض است که ممکن است دو شهرت متقابل وجود داشته باشد؛ لذا در صورت تعدد شهرت، عنوان دیگری اعلام می‌شود که به آن اشهر گفته می‌شود. در اصطلاح اسم تفضیل مقدم از اسم مفعول آن است؛ ولی در اشهر و مشهور بر عکس است و مشهور مقدم بر اشهر است؛ چون مشهور آن است که معارضی نداشته باشد و اشهر آن است که معارض دارد؛ ولی یک مقدار برتری دارد. پس قوت اشهر کمتر از مشهور است.

اصطلاح دیگر که قابل یادآوری است «شهرت عظیمة» است که شیخ انصاری در کتاب طهارت آن را به کار می‌برد و می‌فرماید شهرت عظیمه؛ یعنی شهرتی که باعث سکون نفس شود و اشتهار آن به قدری زیاد است که موجب آرامش خاطر انسان می‌شود.

در باره‌ی اعتبار شهرت می‌توان گفت که به طور کل تمامی شهرت‌ها اعتبار دارد؛ منتها تحقیق این است که اعتبار دارای درجات است. تمامی محققان برای تمامی شهرت‌ها یک نوع اعتباری قائل هستند و لو این که این اعتبار در حد ضعیفی باشد؛ لذا در فتواهایی که مستندات فقهی و روایی محکمی هم دارد، فقهاء در کنارش گاهی می‌فرمایند و «هو المشهور»؛ مثلا صاحب جواهر که مطلب را عنوان می‌کند گاهی می‌گوید خلافی در آن نیست و گاهی می‌فرماید «و هو المشهور». پس شهرت اثرگذار است؛ ولی گاهی ممکن است در حد مؤید باشد؛ چون شهرت برگرفته از اراء فقهای کبار است و شهرت عوامی نیست.

نکته‌ی دیگر این است که نسبت به شهرت روائی بین قدما و متأخرین اختلاف نظر است. بر مسلک قدما، شهرت روائی مرجح است که برخی از محققان از جمله محقق نانینی بر این رأی است که شهرت روائی مرجح می‌شود بر اساس نصوص؛ بخصوص مقبوله عمر بن حنظله و مرفوعه زراره که شهرت را مرحج اعلام کرده است. سیدنا الاستاد و پیروان او بر این اند که شهرت روائی مرجح نیست.

به طور عمده در قبل از تطور این تعبیر مشهور است که الشهرة جابرة لضعف السند؛ اما بعد از تطور اختلاف است و سیدنا الاستاد قائل به عدم جابریت و مرجحیت شهرت است.

تحقیق این است که شهرت روائی از مرجحات است. با توجه به این مطلب که در ذهن ابتدائی گویا تصور می‌شود که شهرت حجت است، خیر چنین نیست و شهرت حجت نیست؛ بلکه شهرت مرجح است و خود آن خبری که آمده است، حجت است و این شهرت، خبری را که از شهرت برخوردار است برتری می‌دهد و نقش شهرت در حد یک ترجیح است. ممکن است اشکال شود که شهرت نه اجماع است و نه سیره و نه دلیل تعبدی، از کجا می‌تواند حجت باشد؟ جواب این است که شهرت را کسی حجت نمی‌گوید؛ بلکه مرجح می‌داند. روایتی که خلاف مشهور است معرض عنها است و روایتی که مشهور است در وادی معمول بها قرار می‌گیرد.

شهرت در فتوا و شهرت عملی اگر دو تا باشند بحث فرق می‌کند و اگر یکی باشند که گویا گفته می‌شود یکی است یا شهرت فتوائی به شهرت عملیه بر می‌گردد. فتوا که مشهور است، فتوایی است که مستند به روایت باشد و اگر بدون آن باشد یک حجت شرعی به حساب نمی‌آید و شیخ انصاری فرموده حجیت آن در حد توهم است.

نکته‌ی اصلی شهرت عملیه است که شهرت عملیه قدمائیه است و شهرت بر خلاف ندارد. این شهرت قدمائیه با این خصوصیات بر می‌گردد به جایی که از اعتبار برخوردار است؛ مثلا شیخ مفید، شیخ صدوق، شیخ کلینی و ... مستند به روایت خاصی فتوائی داده اند و این شهرت عملیه است که فتوا مستند به روایت معلوم و معین است. این شهرت عملیه قطعا از اعتبار برخوردار است؛ چون این شهرت عملیه در حقیقت توثیق عملی است و در عمل یک توثیق اعتبار دارد. توثیق در اینجا متراکم شده است. سیدنا الاستاد در بحث حجیت خبر می‌فرماید اگر گفته شود که شهرت قدمائیه عملیه در حقیقت توثیق عملی است؛ چنین چیزی درست است و بلکه از توثیق شیخ کشی و نجاشی بالاتر می‌رود. آن اعاظم به دلیل قرب زمانی و اشراف و ورع و تبحر و احتیاطی که دارند، حکمی را که مستند به یک روایت کرده‌اند در حقیقت آن روایت را تأیید کرده اند و صحت آن روایت را اعلام کرده اند و این توثیق عملی است. بنابراین چنین چیزی اگر ادعا شود، درست است. پس رأی سیدالخوئی در ضمن بحث به دست می‌آید که شهرت قدمائیه عملیه از نظر ایشان معتبر است.

سیدنا الاستاد اشکالی می‌کند که برگرفته از دقت و تحقیق خودش است. اشکال این است که شهرت عملیه قدمائیه از حیث صغری در دست رس نیست و کسی نمی‌تواند علی التحقیق و به طور دقیق رأی فقیهی را پیدا کند که فلان حکم مستند به فلان روایت است و شهرت را عملا به دست آورد و چنین چیزی کار ناممکنی است.

جواب این است که بحث علمی مصداقی نیست و این که پیدا می‌شود یا نه؟ امکان پیدا کردنش منتفی نیست. شیخ مفید کتاب فقهی دارد و شیخ طوسی و صدوق هم کتب فقهی دارند، در کتب آنان که این فتاوا اعلام می‌شود، ممکن است شهرت به سختی از آن به دست آید؛ ولی امکان وصول آن وجود دارد؛ بخصوص بعد از تحقیقات اخیر که کتب چاپ شده و آدرس‌ها داده شده، امکان آن وجود دارد. در ننتیجه شهرت عملیه‌ی قدمائیه از اعتبار برخوردار است با یک تتمه و آن این است که در بحث استدلالی که از شهرت بحث می‌کنیم، در مقام فتوا یک مؤید است؛ اما عمدتا شهرت در باره‌ی جبران ضعف سند و اعتبار روایت است و فقهاء از آن در این جهت استفاده می‌کنند.