1404/10/24
بسم الله الرحمن الرحیم
موضوع: تربیت/راههای اصلاح و تربیت /محاسبه نفس
محاسبه نفس:
به مناسبت شهادت امام کاظم علیه السلام، نکات اخلاقی با استفاده از فرمایشات حضرت عرض میشود. یکی از پایهها و بنیادهای اخلاق محاسبه نفس، مراقبه و مشارطه است. محاسبهی نفس مطابق با بیان امام کاظم علیه السلام این گونه است که میفرماید: «لَيْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ يُحَاسِبْ نَفْسَهُ فِي كُلِّ يَوْمٍ فَإِنْ عَمِلَ حَسَناً اسْتَزَادَ اللَّهَ وَ إِنْ عَمِلَ سَيِّئاً اسْتَغْفَرَ اللَّهَ مِنْهُ وَ تَابَ إِلَيْهِ».[1]
از پیروان ما نیست کسی که هر روز از خود حساب رسی نکند و از خود حساب نگیرد و محاسبه نفس نکند که در نتیجهی محاسبه نفس اگر دید که کار خوبی انجام داده است، از خدای متعال تقاضای افزایش کند و از خداوند بخواهد که توفیق دهد تا آن را بیشتر انجام دهد و اگر کار خلافی انجام داده باشد استغفار کند.
توضیح و شرح مختصری در بارهی این حدیث شریف به این صورت است که محاسبهی نفس یک عملی است خدا پسندانده و عاقلانه و برای خود فرد بسیار آثار مثتبی دارد. انسان بین جاذبه و دافعه و به عبارت دیگر، بین دو جنبهی مثبت و منفی یا خلاف کاری و درست کاری قرار دارد. انسانی که این گونه است محاسبهی نفس برای او کمکی است که از خطر افتادن در جهت منفی و انحراف و هلاکت و بدبختی او را نجات میدهد و به سوی موفقیت و کمال و رسیدن به بهشت کمک میکند.
انسانی که در پرتو محاسبه نفس تشخیص دهد این کار خوب بوده است، خدا را شکر کند و طلب ازدیاد آن از خداوند چیزی است که انسان را به سوی رسیدن به مقام قرب و رشد و کمال به تدریج آماده میسازد. از طرف دیگر اگر کار بدی انجام دهد فورا دست به استغفار شود و از گرفتاریهایی که در این دنیا و آخرت برایش پیش میآید این محاسبه او را نجات میدهد.
اگر کار خلافی انجام داده باشد، استغفار کند و هر روز که استغفار صورت گیرد، در روایت آمده استغفار تا قبل از گذشتن هفت ساعت گناه اثر نخواهد داشت؛ لذا رهایی از گرفتاریهای شخصی و تنگناهای زندگی تا رسیدن به کمال و معنویت و رشد و سلوک، نتیجه محاسبه است.
محاسبه که در بین یک جاذبه و دافعه است، مسیر را برای انسان مشخص میکند و از افتادن نجات میدهد و او به سمت و سوی موفقیت را هدایت میکند. محاسبه با کیفیت مذکور، هم یک عملیات خدا پسندانه است و هم بسیار عاقلانه و هم زیرکانهی است. به نفع خود انسان است و خوبی و آرامش و آسایش را برای انسان فراهم میکند. استغفار گرفتاریها را در زندگی دنیا کم رنگ یا بکلی رفع میکند تا میرسد آن روزی که بدون گرفتاری در صحنهی زندگی اصلی وارد شود که قیامت و یوم المعاد است. در حدیثی از امیرالمؤمنین علیه السلام آمده «فَحَاسِبُوا أَنْفُسَكُمْ قَبْلَ أَنْ تُحَاسَبُوا عَلَيْهَا»[2] اگر شما خودتان از خودتان حساب بگیرید، دیگر از شما حساب گرفته نمیشود.
در نتیجه بعد از آن که محاسبه یکی از بنیادهای اخلاق و تربیت در نظر گرفته شود و آدم اهل حساب باشد، اولا در زندگی آسایش و آرامش دارد و ثانیا از لحاظ روحی یک آسایش روحی دارد. کسی که اهل محاسبه نیست و غافل است؛ اما گاهی در ذهنش میآید که خدا یا من در زندگی آن چنان عبادتی نکرده ام و عمرم هم کوتاه است، جوانی ام زودگذر است، ناراحتی و نگرانی برایش به وجود میآید. اما اگر اهل محاسبه باشد آرامش روحی برایش به وجود میآید و میگوید خدا یا آنچه از دستم میآمد انجام دادم «الهی عبیدک و کرمک». در قنوتها و ذکرها و سجدهها این ذکر فراموش نشود؛ چون کرم حساب ندارد.
کریم در به روی بی نوا نمیبندد گشای در به روی بی نوای در به درم
خدایا این بندهی ناچیز تو و کرم تو. مؤمن زرنگ است و از زاویه کرم استفاده میکند.
سیرهی بزرگان و فقهاء برای ما درس عملی است. الگوی عملی ما در بحث اخلاق فقهاء است؛ چون اگر دنبال عرفاء برویم باید بگوییم اول فقیه باشند، بعد عارف. فقهای عظیم الشأن در حقیقت عرفاء هم هستند. یکی از مراجع تقلیدی که مقام بسیار عظیمی داشت و مرجع بین المللی شیعه بود، آیت الله العظمی سید محسن حکیم، صاحب مستمسک العروة الوثقی بود. ایشان آخر هر روز در اطاق کوچکی که داشت میرفت و کسی را در آن راه نمیداد. اصحاب خاصش وقتی از او سؤال کردند که آقا آنجا چه میکنی؟ فرمود حساب میکنم که امروز چه کارهایی کردم. محاسبه نفس انجام میدهم. ایشان همهی زندگی اش فقه و احکام الهی و موعظه و ارشاد بود، با آن وضعیت از خودش حساب میگرفت؛ چون اعمال حسنه هم خطر دارد. خطر شیطان هر کجا هست. شیطان در کمین نشسته و منطقه را ترک نمیکند. اینجا در اعمال حسنه هم شیطان وجود دارد و اگر ذرهی ریا به وجود آید، خطرناک میشود. اعمال حسنهی که انجام میشود حساب و بررسی دارد. اعمال سیئه حسابش با خداست. لذا از اول خدا را به کرم آماده کنیم و بگوییم الهی عبیدک و کرمک و غیر از کرم تو چیزی دیگری نداریم. در انتظار کرم که بنشینیم، کرم کار خودش را میکند.
شخصی در حال مکاشفه قرار گرفت و دید که وقت حساب و کتاب فرا رسید. وقتی به اعمال او رسیدگی کردند، دید تخلفاتی داشت، خلاف اول او را گفتند، در نماز تان طمأنینه نداشتید و در تشهد قصد نکردید. تشهد که انشاء است و متقوم به قصد است. غیبت، کینه داشتید و به مردم حسن نظر نداشتید و خوش بین نبودید. تخلف دوم را که گفت تکان نخورد و تخلفات و گناهان دیگرش را که گفت انگار خبری نیست و تمام حساب هایش را که گفت و اشکالات که زیاد شد در آخر مأمور آمد و گفت بروید و جایت در بهشت نیست. گناهکار را در بهشت راه نمیدهند. وقتی او را بردند در مسیر یک مرتبه گردنش را کج کرد و گفت خدا یا من به جهت کرمت آرام نشسته بودم، «أین کرمک یا کریم؟» کرمت کجاست؟ من گفتم کرمت مرا نجات میدهد و بهشت را به حساب که نمیخواستم. از سوی خداوند متعال ندا رسید که مورد عفو قرار دهید. او که به کرم من دل بسته، بیاورید در پوشش کرم من قرار دهید.
در عالم خواب احمد آقا امام خمینی (ره) را خواب دید که به او گفت حواست جمع باشد کارهایت را حساب کن. من رد شدم ولی سخت است. حواست جمع باشد که بتوانی راحت عبور کنی.
بنابراین در بارهی حساب و کتاب انسان باید خودش حساب و کتاب کند که بهترین عامل برای اصلاح نفس خود آدم است.
به مناسبت شهادت امام کاظم علیه السلام چند روایتی را ذکر کنم. در کتاب تحف العقول که کتاب معتبری است و عدهی از محققان مثل سید حسن صدر میگوید کتابی است که مثل آن نوشته نشده است، از امام موسی بن جعفر علیه السلام روایتی نقل شده که میفرماید: «ولكل شئ زكاة وزكاة الجسد صيام النوافل».[3] هر چیز زکاتی دارد و زکات جسد روزه مستحبی است.
بیست و هفتم رجب جزء چهار روز سال است که روزه در آن دارای ثواب بسیار است؛ از جمله گفته شده که برابر حج و پنج عمره است. این تعبیر، تعبیر مبالغهی است و مدلول مطابقی آن مراد نیست؛ بلکه کنایه از ثواب خیلی زیاد است.
امام کاظم علیه السلام میفرماید: «وأفضل العبادة بعد المعرفة إنتظار الفرج»[4] بعد از معرفت بهترین عبادت منتظر فرج بودن است.
حدیث سوم از امام کاظم علیه السلام چنین است: «والتدبير نصف العيش. والتودد إلى الناس نصف العقل».[5] تدبیر نصف عیش است. منظور از عیش زندگی خوب است. زندگی خوب عواملی دارد و یکی از عواملش این است که انسان اهل تدبیر باشد و در امور خودش یک سنجشی کند و سبک و سنگین کند و چیزی را که نمیفهمد مشورت، استخاره و توسل کند.
فرق مودت و محبت در این است که محبت دوستی نظری است و مودت دوستی عملی است؛ چنانکه قرآن میفرماید: ﴿قُل لَّا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى﴾[6] مودت دوستی عملی است و مداییح تنها کافی نیست.
صد بار بدی کردی و دیدی ثمرش را خوبی چه بدی داشت که یک بار نکردی
خوبی برای خود آدم، برای انسانیت آدم و برای دنیای آدم خوب است؛ البته خوبی که با تدبیر همراه باشد. اگر کسی تودد را نفهمد و از منطق و عقل بهرهی نداشته باشد، تودد در مورد او معنا ندارد.
حدیث چهارم از امام کاظم علیه السلام: «وَ أَدَاءُ الْأَمَانَةِ وَ الصِّدْقُ يَجْلِبَانِ الرِّزْقَ وَ الْخِيَانَةُ وَ الْكَذِبُ يَجْلِبَانِ الْفَقْرَ وَ النِّفَاق»[7] باید امانت را رعایت کرد و صداقت داشت که این دو روزی را جلب میکند. جایی که نفاق و اختلاف است، خیانت در کار است و نفاق که بیاید، خطرات شکست پشت سر آن خواهد بود.