1404/11/08
بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع: الأصول العملية/أصالة الاستصحاب /ادامه تنبیه دوم
می توان گفت می شود از خود روایات استصحاب استفاده میکنیم که استصحاب هم در یقین وجدانی و هم در مودای امارات جاری خواهد شد و مراد از یقین اعم از یقین واقعی و حجت تعبدی می باشد.
مثلا در صحیحه عبدالله بن سنان راوی سوال میکند من جامهای را به کافر ذمی عاریه دادم و بعد از او گرفتم و حالا شک دارم که آیا نجس شده یا نه؟ امام علیه السلام میفرمایند "لا تنقض الیقین بالشک لانک اعرته ایاه و هو طاهر و لم تستیقن انه نجسه" این که یقین نداری او لباس را نجس کرده است یقین وجدانی که نیست بلکه اعم از قرائن و امارات و اخبار ذی الید و... میباشد.
یا در صحیحه زراره راوی سؤال میکند لباسم قبل از نماز پاک بود، قطره خونی افتاد، نمیدانم روی لباس بود یا نه، جست و جو کردم روی لباس ندیدم، امام علیه السلام فرمودند که به شکت اعتنا نکن و امام(ع) تفصیل نداندن و سوال نکردند که آن طهارت قبلی که میخواهی استصحاب کنی طهارت واقعی بود یا طهارت ظاهری؟ اگر طهارت واقعی بود بله ولی اگر طهارت ظاهری بود استصحاب جاری نکن بلکه امام(ع)میفرمایند تو یقین به طهارت داشتی، الان شک داری، بگو پاک است، این ترک استفصالها روشن است که فرقی بین طهارت ظاهری و واقعی در جریان استصحاب نیست.
بنابراین روایتهای باب استصحاب را که انسان میبیند به وضوح در مییابد که شارع مقدس میخواهد بگوید اگر حکمی قبلا برای تو ثابت بوده چه با یقین قطعی(صفت جازم نفسانی) یا با مؤدای امارات، می توانی در ظرف شک نسبت به آن، استصحاب را جاری کنی.
همچنین در ذیل ادله استصحاب در برخی روایات آمده بود "لکن انقضه بیقین آخر" که اشاره به قاعد و ارتکاز عقلائی است که یقین با یقین نقض میشود و یقین میتواند ناقض یقین باشد، جالب است نسبت به این یقین ناقض هم روایتهای فراوانی داریم که مفادش چنین است که مؤدای امارات جای این یقین وجدانی را میگیرند یعنی مؤدای اماره که یقین تعبدی است، میتواند یقین سابق را نقض کند:
مثال اول: میبیند گوسفندی است تذکیه نشده و زنده ات، دو ساعت بعد لاشه حیوان را میبیند که گوشتش قسمت شده و اینجا شک میکند آیا این حیوان تذکیه شد یا نه؟ یک استصحاب شکل میگیرد یقین داشت عدم تذکیه را و آن عدم تذکیه را استصحاب میکند، این یقین را روایت میگوید با یقین نقض میشود یعنی اگر با چشمانش تذکیه شدن را دیده باشد، آن یقین به عدم تذکیه با این یقین نقض میشود. روایات در اینجا میگوید چنانچه یقین وجدانی یقین سابق را نقض میکند ید مسلم هم یک اماره است و یقین سابق را نقض میکند و اینجا اماره جای یقین می نشیند.
مثال دوم: هفته قبل فرض کنید خانمی در عده بوده و الان کسی میخواهد با وی ازدواج کند. شک دارد این خانم هنوز در عده است یا نه؟ مفاد استصحاب میگوید در عده است، اگر یقین داشت و محاسبه کرده بود ایام عده را که با این یقینی که از محاسبه حاصل شد، یقین سابق را نقض میکند، همچنین با اخبار خود این زن هم که یک اماره است جای یقین وجدانی مینشیندو آن یقین سابق را نقض می کند.
مثال سوم: در روایات داریم "اخبار الحجام بتطهیر موضع الحجامه" حجت است، در حالیکه اینجا استصحاب میگوید یقین سابق به نجاست هست و استصحاب نجاست جاری می شود ولی اخبار حجام طبق روایات معتبر شمرده شده یعنی با اخبار حجام یقین سابق نقض می شود.
مثال چهارم: خانمی متاهل بوده و الان خبر میدهد که شوهرم من را طلاق داده است، استصحاب زوجیت میگوید هنوز زوجیت باقی است و حق نداری با او ازدواج کنی، روایات میگوید قول خانم به اینکه شوهر ندارد معتبر است و به جای یقین وجدانی می نشیند.
نتیجه: از روایات باب استصحاب و دیگر ابواب نتیجه میگیریم که مؤدای امارات را شارع مقدس یقین تعبدی اعتبار کرده و به جای یقین مینشیند چه یقین ناقض و چه یقین منقوض.