درس نهج البلاغه استاد سید محسن مرتضوی

1405/02/23

بسم الله الرحمن الرحیم

 

موضوع: خطبه هشتاد وسوم/فراز نهم /پل صراط

 

متن خطبه:

و اعلَموا أَنّ مَجازَكُم علَى الصّراطِ و مَزالِقِ دَحضِهِ و أَهاویلِ زَلَلِهِ و تاراتِ أَهوالِهِ. فَاتَّقُوا اللَّهَ عِبادَ اللَّهِ تَقِیةَ ذی لُبٍّ شَغَلَ التَّفَكُّرُ قَلبَهُ و أَنصَبَ الخَوفُ بَدَنَهُ و أَسهَرَ التَّهَجُّدُ غِرارَ نَومِهِ و أَظمَأَ الرَّجاءُ هَواجِرَ یومِهِ و ظَلَفَ الزُّهدُ شَهَواتِهِ و أَوجَفَ الذِّكرُ بِلِسانِهِ و قَدَّمَ الخَوفَ لِأَمانِهِ و تَنَكَّبَ المَخالِجَ عَن وَضَحِ السَّبیلِ و سَلَكَ أَقصَدَ المَسالِكِ إلَی النَّهجِ المَطلُوبِ و لَم تَفتِلهُ فاتِلاتُ الغُرورِ و لَم تَعْمَ عَلَیهِ مُشتَبِهاتُ الأُمُورِ، ظافِراً بِفَرحَةِ البُشریٰ و راحَةِ النُّعمیٰ فی أَنعَمِ نَومِهِ و آمَنِ یومِهِ، و قَد عَبَرَ مَعبَرَ العاجِلَةِ حَمیداً و قَدَّمَ زادَ الآجِلَةِ سَعیداً و بادَرَ مِن وَجَلٍ و أَكمَشَ فی مَهَلٍ و رَغِبَ فی طَلَبٍ و ذَهَبَ عَن هَرَبٍ و راقَبَ فی یومِهِ غَدَهُ و نَظَرَ قُدُماً أَمامَهُ، فَكَفیٰ بِالجَنَّةِ ثَواباً و نَوالًا و كَفَی بِالنّارِ عِقاباً و وَبالًا و كَفیٰ بِاللَّهِ مُنتَقِماً و نَصیراً و كَفیٰ بِالكِتابِ حَجیجاً و خَصیماً.

شرح خطبه:

در محضر کلمات نورانی امیرالمؤمنین(ع) علیه السلام در نهج البلاغه بودیم، خطبه هشتاد و سه معروف به خطبه غرّاء، ظاهراً رسیدیم به فراز نهم. در فراز نهم در عبارت قبلی امیرالمؤمنین(ع) علیه السلام برحذر می‌دارند ما را از هراس از عبور از پل صراط. می‌فرمایند: «و اعلَموا أَنّ مَجازَكُم علَى الصّراطِ» ای مردم آگاه باشید که همه شما باید از پل صراط عبور بکنید. چه پل صراطی؟ «مَزالِقِ دَحضِهِ» پل صراطی که گذرگاه خطرناک «و أَهاویلِ زَلَلِهِ» پل صراطی که قدم‌های همه در آن پل خواهد لرزید. پل صراطی که «تاراتِ أَهوالِهِ» خطرهای هولناکِ یک‌دفعه‌ای بر سر انسان در پل صراط می‌آید. همه مردم باید از این پل صراط عبور بکنند.

امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: حالا که ما همه قرار است از این پل صراط عبور بکنیم، چیکار بکنیم که بتوانیم با امنیت و با خیال راحت و با آرامش از پل صراط عبور بکنیم؟ امیرالمؤمنین(ع) از اینجا شروع می‌کنند توصیه به تقوا می‌کنند. می‌فرمایند: اگر می‌خواید از پل صراط راحت عبور بکنید تقوا داشته باشید. شروع می‌کنند: «فَاتَّقُوا اللَّهَ عِبادَ اللَّهِ تَقِیةَ ذی لُبٍّ شَغَلَ التَّفَكُّرُ قَلبَهُ» ای بنده‌های خدا، تقوای الهی پیشه کنید، تقوای انسان با شعور، عاقل، انسان با فکر. تقوای انسان عاقل و با فکر را شروع بکنید.

چه تقوایی است که انسان عاقل دارد؟ می‌فرماید: «شَغَلَ التَّفَكُّرُ قَلبَهُ» قلبش را چه پر کرده است؟ تفکر! تفکر و فکر کردن قلب انسان عاقل را پر کرده است. تقریبا اکثر مردم و ما هم همینطوری هستیم که قلب ما را هویٰ‌ها و آرزوها پر کرده است. ما بیشتر با آرزوهایمان زندگی می‌کنیم که در آینده چکار می‌خوایم بکنیم. با آرزوهایمان زندگی می‌کنیم.

شبیه این عبارت را امیرالمؤمنین(ع) در جای دیگر هم آورده‌اند. خیلی عبارت آنجا هم زیباست. آن عبارت به این مناسبت آورده‌اند. خطبه‌اش را شاید سال‌های گذشته خوانده‌ایم که آقا، ما همه دنبال عیوب دیگران هستیم. از کی عیب بگیریم، به کی بخندیم؟ همیشه فکرمان مشغول همین است که دنبال دیگران می‌گردیم و مشغول خودمان نیستیم. در آنجا عبارت امیرالمؤمنین(ع) این بود: «شَغَلَ مَن الجَنَّةُ و النّارُ أمامَه» باید مشغول خودش باشد کسی که جنة و نار مقابلش است. کسی که پیش‌رو بهشت و جهنم دارد باید مشغول خودش باشد، به بقیه چیکار دارد؟ دنبال بقیه نباید باشد. پس باید آدم مشغول خودش باشد. اینجا هم امیرالمؤمنین(ع) می‌فرمایند که قلب انسان باید مشغول تفکر باشد، تا اینکه مشغول هویٰ و هوس و آرزوها باشد.

پس تقوا پیشه کنید، تقوای کسی که تفکر قلبش را فرا گرفته است. «و أَنصَبَ الخَوفُ بَدَنَهُ» خوف و ترس الهی بدنش را فرا گرفته «و أَسهَرَ التَّهَجُّدُ غِرارَ نَومِهِ» کسی که آنقدر ترس الهی در بدنش هست که تهجّد و شب‌زنده‌داری باعث می‌شود که خواب شب از او گرفته بشود، این‌چنین تقوایی. «و أَظمَأَ الرَّجاءُ هَواجِرَ یومِهِ» چنین تقوایی که باعث می‌شود روزهای تابستان تشنگی را تحمل بکند. به امید قرب الهی روزهای گرم تابستان روزه می‌گیرد. این می‌شود تقوا، که به‌خاطر این تقوا شب‌ها خوابش نمی‌برد و به‌خاطر این تقوا روزهای گرم تابستان را روزه می‌گیرد. «و ظَلَفَ الزُّهدُ شَهَواتِهِ» تقوایی که زهد نسبت به این امور اخروی باعث می‌شود که انسان شهواتش را سرکوب بکند. خب ما همه هویٰ و هوس داریم، شهوات داریم. چه باعث می‌شود که شهوات ما سرکوب شود؟

می‌فرماید: اگر تقوایی داشته باشی که تقوایی داشته باشی که فکر و تفکر قلب تو را فرا بگیرد، این باعث می‌شود که نسبت به شهواتش هم، انسان زهد داشته باشد.

بعد انسان متّقی چگونه هست؟ «أَوجَفَ الذِّكرُ بِلِسانِهِ» پیوسته و دائم ذکر خدا را می‌گوید. ذکر خدا را می‌گوید یعنی دائما به یاد خدا هست. «و قَدَّمَ الخَوفَ لِأَمانِهِ» انسان متقی کسی است که همین ترس و خوفی که دارد باعث می‌شود که در آینده ایمن باشد و امان داشته باشد. خوف امروز باعث می‌شود که ما در آینده وقتی که می‌خواهیم پل صراط را بگذرانیم و مواقف قیامت را طی بکنیم، با ایمنی و آرامش طی بکنیم. «و تَنَكَّبَ المَخالِجَ عَن وَضَحِ السَّبیلِ» انسان با تقوا کسی است که سرگرمی‌ها و دلگرمی‌های دنیوی را «تَنَكَّبَ» دور می‌کند آنها را از خودش؛ به‌خاطر اینکه در راه مستقیم قدم بردارد. برای قدم گذاشتن در راه مستقیم، انسان با تقوا از سرگرمی‌های دنیا دوری می‌کند.

«و سَلَكَ أَقصَدَ المَسالِكِ إلَی النَّهجِ المَطلُوبِ» انسان با تقوا در طریق مستقیم و صراط مستقیم قدم برمی‌دارد تا به نهج مطلوب برسد، تا به آن مطلوب نهایی‌اش برسد. انسان با تقوا دیگر چیکار می‌کند؟ «لَم تَفتِلهُ فاتِلاتُ الغُرورِ» فریب‌ها و غرورهای دنیوی هیچ موقع او را نمی‌فریبد، فریب نمی‌دهد. گذرگاه‌های به‌اصطلاح زودگذر دنیوی و لذت‌های زودگذر دنیوی انسان با تقوا را هیچ موقع فریب نمی‌دهد. «و لَم تَعْمَ عَلَیهِ مُشتَبِهاتُ الأُمُورِ» شبهات و فتنه‌ها هیچ موقع انسان با تقوا را در بر نمی‌گیرد؛ چون دارد در طریق مستقیم با تفکر حرکت می‌کند. زیبایی‌های دنیا و شبهات دنیا هیچ موقع او را از راه خودش باز نمی‌ایستاند.

بعد انسان با تقوا به کجا می‌رسد؟ «ظافِراً بِفَرحَةِ البُشریٰ» نتیجه‌اش چه می‌شود؟ نتیجه انسان با تقوا این است که به خوشحالی و سُرور روز قیامت می‌رسد. «و راحَةِ النُّعمیٰ فی أَنعَمِ نَومِهِ» به نعمت‌های پایدار آخرت می‌رسد. «و آمَنِ یومِهِ» روز قیامت روز ایمنی برای او خواهد بود. خب انسان با تقوا چیکار کرده است؟ «قَد عَبَرَ مَعبَرَ العاجِلَةِ حَمیداً» به خوبی و نیکی از معبر دنیا عبور کرده است.

«و قَدَّمَ زادَ الآجِلَةِ سَعیداً» انسان با تقوا به خوبی زاد و توشه‌اش را زودتر فرستاده است. «بادَرَ مِن وَجَلٍ» از روی ترس و خدا ترسی‌ای که داشته است، مبادرت کرده به کارهای نیک. «و أَكمَشَ فی مَهَلٍ» یعنی در مهلتی که در دنیا داشته خوب استفاده کرده است. «و رَغِبَ فی طَلَبٍ» نسبت به چیزهایی که خدا از او خواسته و مطلوب خدا بوده، رغبت و علاقه و عشق به خرج داده است. «و ذَهَبَ عَن هَرَبٍ» آن چیزهایی که بدی بوده، آن چیزهایی که خدا نمی‌خواسته، از آنها فرار کرده، و دوری کرده از آن چیزهایی که مورد پسند خدا نبوده است.

«راقَبَ فی یومِهِ غَدَهُ» انسان با تقوا کسی است که امروز مراقب فردایش باشد. «و نَظَرَ قُدُماً أَمامَهُ» همیشه نگاهت به جلو باشد، همیشه آینده را ببین. «فَكَفیٰ بِالجَنَّةِ ثَواباً و نَوالًا» برای انسان متّقی کفایت می‌کند بهشت از حیث ثواب و پاداش. «و كَفیٰ بِاللَّهِ مُنتَقِماً و نَصیراً» برای انسان با تقوا کفایت می‌کند که خداوند متعال هم منتقم است هم نصیر و یاور و کمک‌کار است. «بِالكِتابِ حَجیجاً و خَصیماً» قرآن در روز قیامت می‌تواند برای او هم به نفعش محاجّه کند، هم می‌تواند بر علیهش خَصیم باشد.

اینجا به مناسبت وقتی از پل صراط مطرح شد که چه کسانی از پل صراط سریع عبور می‌کنند و چه کسانی از پل صراط نمی‌توانند عبور بکنند. این در روایات ما آمده است، در شروحی هم که بر نهج البلاغه نوشته شده به این مطلب اشاره شده است. پیامبر گرامی اسلام فرمودند: پل صراط «أدَقُّ مِن الشَّعرِ و أَحَدُّ مِن السَّيفِ» پل صراط باریک‌تر از مو و برّنده‌تر از شمشیر است. در روایات داریم که به بعضی از افراد اجازه می‌دهند که از پل صراط عبور کنند: بعضی مثل برق از پل صراط عبور می‌کنند و بعضی به‌اصطلاح لنگان و نشسته و کُند عبور می‌کنند. عبور کردن از پل صراط هر کس یک مدل هست. و به بعضی از افراد هم اصلاً اجازه رفتن روی پل صراط داده نمی‌شود.

حالا چند تا روایت در رابطه با پل صراط هست که آنها را با هم بخوانیم. بله، در روایت داریم گروهی مانند اسبِ سوارِ تیز رو، گروهی همچون افراد پیاده، گروهی با دست و زانو، و گروهی خوابیده از پل صراط عبور می‌کنند، و گروهی هم در اثنای راه سقوط می‌کنند. این‌ها اقسام مردمند که از پل صراط عبور می‌کنند. امام صادق فرموده‌اند و شیخ صدوق در کتاب أمالی، مجلس 33 این را آورده است.[1]

روایت دیگری داریم از امام صادق علیه السلام در تفسیر ﴿إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ﴾ که امام صادق فرمودند: «قَنطَرَةٌ علَى الصِّراطِ لا يَجُوزُها عبدٌ بِمَظلِمَةٍ»[2] در پل صراط کمین‌گاهی هست که در آن به هر کسی که حق‌الناس بر عهده‌اش باشد می‌گویند برگردد. کسی که حق‌الناس داشته باشد از پل صراط عبور نمی‌کند. خیلی مهم است! پس کسی که ذره‌ای حق‌الناس داشته باشد از پل صراط عبور نخواهد کرد.

از پیامبر داریم که فرمودند: «أسبِغِ الوُضوءَ» وضو را خوب بگیرید، تمام بگیرید، کمال بگیرید و با نشاط بگیرید «تَمُرَّ علَى الصِّراطِ مَرَّ السَّحابِ»[3] کسی که به وضو اهمیت بدهد و دائم‌الوضو باشد و همیشه وضو داشته باشد، از پل صراط همچون ابری خواهد گذشت.

مرحوم علامه امینی در الغدیر، هم روایاتش را آورده هم اشعاری که به این مناسبت شعرای عرب سروده‌اند آورده است. مثلاً یک روایت را از حافظ بن سمان در کتاب موافق از اهل سنت نقل کرده است: «لا يجوزُ احدٌ الصراطَ»[4] هیچ کسی از پل صراط روز قیامت عبور نمی کند «إلاّ مَن كَتَبَ له عَلىٌّ الجوازَ» مگر کسی که امیرالمؤمنین(ع) برای او اجازه عبور از پل صراط را نوشته باشد. پس چه شخصی در روز قیامت اجازه عبور از پل صراط را می‌نویسد؟ هر کسی را که امیرالمؤمنین(ع) امضا کند از پل صراط می‌گذرد.

روایت دیگری هم هست که بیشتر در منابع اهل‌سنت آمده است، مانند مناقب خوارزمی، مناقب ابن‌مغازلی، فرائد السمطین، الریاض النضره. آن روایت این است: «اذا جَمَعَ اللهُ الأوَّلینَ و الآخِرِینَ یَومَ القیامَةِ»[5] وقتی اولین و آخرین در روز قیامت جمع بشوند «و نَصَبَ الصِّراطَ علَی جِسْرِ جَهَنَّمَ» پل صراط را روی جهنم به‌اصطلاح نصب می‌کنند «ما جازَها أحَدٌ» هیچ‌کس از پل صراط عبور نمی‌کند «حَتّی کانَ مَعَهُ بَراءَةٌ» مگر اینکه برات و اجازه داشته باشد. اجازه چیست؟ «بَراءَةٌ بِوِلایةِ عَلیّ بنِ أبی‌طالِبٍ» اگر برات ولایت امیرالمؤمنین(ع) داشته باشد اجازه عبور از پل صراط به او داده می‌شود.

إن‌شاءالله امیدواریم که خداوند محبت و ولایت امیرالمؤمنین(ع) را که روزیِ ما قرار داده است، تا لحظه جان دادن و بعد جان دادن و در روز قیامت این ولایت را خداوند از دل‌های و قلب‌های ما نگیرد، و روز قیامت با شیعیان امیرالمؤمنین(ع) إن‌شاءالله محشور بشویم. و الحمد لله رب العالمین.


[1] لأمالی(للصدوق)، جلد ۱، صفحه ۱۷۷.
[2] وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج16، ص47، أبواب جهاد النفس وما يناسبه، باب77، ح5، ط آل البيت.
[3] وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج1، ص489، أبواب الوضوء، باب54، ح6، ط آل البيت.
[4] الغدير، العلامة الأميني، ج2، ص323.
[5] فرائد السمطین، الحمویي الجویني، ابراهیم، ج1، ص289.