1405/07/20
بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع: دوره دوم فقه امامیه/ادامه بحث /
دوره دوم:(عصر تدوین و تکامل کتب حدیثی و آغاز اجتهاد اصطلاحی/آغاز غیبت کبری تا زمان شیخ طوسی(قرن سوم تا پنجم))
این عصر را می توان خود به چهار دوره تقسیم نمود:
الف) اجتهاد نقل گرا و فقه روایی
ب) اجتهاد عقل گرا
در مقابل فقه روایی با فاصله گرفتن از عصر غیبت صغری و نیاز به اجتهاد و پاسخگو بودن فقه امامیه دو تن از فقهای بزرگ شیعه که معروف به قدیمین هستند یعنی حسن بن ابی عقیل عمانی و محمد بن جنید اسکافی باب جدیدی در اجتهاد و استنباط احکام گشوندند که می توان آن را آغاز اجتهاد عقل گرا در فقه امامیه نامید.
در واقع این دو برای نخستین بار فقه ی شیعه را به صورت مجموعه ای مستقل از حدیث و روایت بر اساس استدلال عقلی تدوین کردند.
ابن ابی عقیل(حدود ۳۲۹ ق.)
حسن بن علی بن ابی عقیل، ابو محمد عمانی، یکی از بزرگان امامیه و از اعیان فقها و متکلمین بود. وی کتاب های متعددی در فقه و کلام نگاشت؛ و کتاب های ایشان اگرچه با صورت اولیه اش باقی نمانده، لکن مواد و اصول آن باقی است. علامه حلی و دیگران، اقوال وی را در کتب فقهی خود، خصوصاً علامه حلی در کتاب «مختلف الشیعه»، ذکر کرده اند.
ابن ابی عقیل کتاب «المستمسک بحبل آل الرسول» را در فقه نگاشت. این کتاب اگرچه مشهور بوده، لکن در جایی رؤیت نشده؛ و ابن ادریس حلی و علامه حلی آن را رؤیت کرده و در کتب خود از اقوال و آراء ابن ابی عقیل در آن کتاب نقل قول کرده اند. فتاوای متعددی از ابن ابی عقیل کتاب های مختلف فقهی نقل شده است که مرکز المعجم الفقهی در حوزه علمیه قم آن فتاوا را در کتاب «حیاة ابن ابی عقیل العمانی و فقه» جمع آوری کرده، این کتاب به سال ۱۴۱۳ ق به چاپ رسیده است.
روش فقهی و فتاوای ابن ابی عقیل: روش فقهی ابن ابی عقیل بنا بر آنچه از فتاوا و آراء وی برمی آید، بر قواعد کلی قرآنی و احادیث مشهور و مسلَّم استوار بود. در مواردی که قاعده ای کلی در قرآن وجود داشت و در احادیث استثناهایی برای آن ذکر شده بود، وی عموم و کلیت قاعده مزبور را حفظ می نمود و به آن احادیث اعتنا نمی کرد، مگر آنکه آن احادیث قطعی و تردیدناپذیر می بود. البته در دوره وی، به خاطر نزدیکی به روزگار حضور امام، وضع بسیاری از احادیث روشن و مشخص بود و نظرات امامان در اصول و مبانی بنیادی حقوقی به سبب اختلافات روایتی دچار ابهام فراوان نشده بود. به همین دلیل بسیاری از روایاتی که او در کتاب خود به امامان نسبت داده، مورد قبول دانشمندان شیعی پس از او قرار گرفته است. ابن ابی عقیل را اولین کسی می دانند که استنباط احکام فقهی مسائل را بر قواعد کلی وارده در کتاب و سنت پایه گذاری کرد و از حدود عبارات نصوص و الفاظ وارده در کتاب و سنت خارج شد، بدون آنکه از اصول و قواعد کلی مورد رضایت ائمه اهل بیت از قبیل نفی قیاس و استحسان و غیره خارج گردد. در میان علما مشهور است، همان گونه که سید بحرالعلوم نیز بدان تصریح کرده است، که ابن ابی عقیل اولین کسی است که فقه را تهذیب کرد و در آن اعمال نظر نمود و باب بحث از اصول و فروع را در ابتدای غیبت کبری گشود و طریق اجتهاد مصطلح را رایج ساخت؛ و پس از او، ابن جنید اسکافی این کار را ادامه داد. عمانی نخستین کسی است که موازین اجتهاد را بیان کرد.
فقه شیعه پیش از او، به دلیل نداشتن روش علمی و فنی مفصّل و همه جانبه، نمی توانست وارد تفریع و تطبیق شود. مهم ترین کار عالمان پیش از او، بیان احکام از راه ظواهر نصوص و احادیث بود و از آن محدوده خارج نمی شدند؛ زیرا فقه در اواخر ایام غیبت صغری امام زمان(عج) و اوایل غیبت کبرا از محدوده نقل نصوص و احادیث خارج نشد و تنها کار فقه، درک و فهم معانی بود، نه تفریع — ارجاع فروع تازه به اصول(پایه) و تطبیق و منطبق ساختن قوانین کلی بر مصادیق خارجی آنها. این بدین جهت بود که فقه روش و سبک خاص علمی و فنی نداشت و تفریع و تطبیق بدون شیوه خاص ممکن نیست؛ و این بزرگ مجتهد با کوشش پیگیرش این خلا را پر کرد.
همینطور، از مبانی فقهی ابن ابی عقیل، عمل نکردن به خبر واحد است. محقق شوشتری گوید: ابن ابی عقیل عمل نمی کرد مگر به اخبار متواتر؛ لکن ایشان، همانند شیخ مفید و سیدمرتضی، در اخبار زیادی ادعای تواتر دارد، مانند ادعای اجماع در مواردی که در آن اجماع تحقق ندارد.
فتاوای شاذ و نادری از ابن ابی عقیل روایت شده که برخی از آن چنین است:
1. عدم انفعال آب قلیل به مجرد ملاقات نجاست.
2. وجوب اذان و اقامه در نماز صبح و شام.
3. عدم وجوب طواف نساء.
4. عدم اشتراط رضایت زن در نکاح دخترِ برادر و دخترِ خواهرش و...
محمد بن احمد بن جنید(بعد از ۳۶۰ ق)
از بزرگان فقهاء، شیعه، متکلم و محدث جلیل القدر، دارای تصانیف متعدد می باشد،. این جنید از رجال دوران غیبت صغری امام مهدی(عج) است و حسین بن روح نوبختی، نایب سوم از نواب اربعه(متوفی به سال ۳۲۶ ق.) را درک کرده است. ابن جنید تالیفات فراوانی در فقه و اصول داشته و تا حدود پنجاه کتاب برای او ذکر شده است؛ از جمله کتاب «تهذیب الشيعة لأحكام الشريعة» در فقه که استدلالی بوده است.
کتاب دیگر او «المختصر الأحمدی للفقه المحمدی» نام دار که فتاوای فقهی اوست. علامه حلی، آراء فقهی ابن جنید را از همین کتاب المختصر الاحمدی للفقه المحمدی در کتاب خودش «مختلف الشیعه» نقل کرده و بعدها برخی از آراء ابن جنید از کتاب «مختلف الشیعه» علامه استخراج شده و به صورت مستقل به چاپ رسیده است.
روش فقهی ابن جنید: این جنید از نظر گرایش فقهی از طرفی پیرو مکتب اصحاب حدیث شمرده می شد؛ چرا که وی مانند آنان احادیث مذهبی غیرقطعی را حجت می دانست و بدان عمل می کرد. از طرف دیگر، وی در استنباط و استخراج احکام فقهی از منابع آن به روش تحلیلی و استدلالیِ عقلی معتقد بود؛ برعکس محدثان که ظاهر روایت را به تنهایی پیروی می کردند، او درک کلی از هر روایت را در مقایسه با اشباه و نظائر آن ملاک عمل قرار می داد. و این روش در قرون اولیه نوعی قیاس شمرده می شد و اصحاب حدیث آن را نیز مانند قیاس مصطلح سنی ناروا می دانستند. از این رو ابن جنید نیز، مانند هواداران گرایش تعقلی و استدلالیِ فقهِ دوره حضور امام، از جمله فضل بن شاذان، به پیروی از قیاس و همچنین رأی متهم گردید؛ و این نکته موجب شد که تألیفات او متروک شود و نظرات فقهی وی در دوره سوم فقه، که تا حدودی متأثر از بینش های مکتب اهل حدیث چندان مورد توجه قرار نگیرد.
به گفته شیخ طوسی و دیگران، ابنِ جنید قائل به قیاس بوده و به همین جهت، کتب ایشان چندان قابل اعتماد و مورد رضایت برخی از بزرگان فقهای متأخر امامیه همچون سید مرتضی و شیخ مفید نبوده است. شیخ مفید در نقد مسلک ابنِ جنید دو رساله نگاشته است:
۱) نقض رسالة الجنيدی الى اهل مصر.
۲) النقض علی ابن جنيد فی اجتهاد الرأی.
همین طور شیخ مفید در اثنای کتاب های المسائل الصاغانیة و المسائل السرویة مسلک ابنِ جنید را ردّ کرده است.
شیخ مفید در بخشی از کتاب المسائل الصاغانیة در حق ابنِ جنید چنین گفته است: اما قول وی(ابنِ جنید) به قیاس در احکام شرعیّه و اختیار کردن وی مذاهب ابوحنیفه و دیگر فقهای عامّه، در این نظر، اثری از امام باقر و امام صادق(علیهما السلام) به همراه نداشته، و ما او را از این جهت انکار می کنیم؛ و به همین سبب گروهی از اصحاب ما در امر ایشان اهمال کرده و آن را کنار گذاشته و به تصنیفات و کلام وی توجهی ندارند.
از این نصوص شیخ مفید و متون دیگری از این قبیل چنین استنباط می شود که ابن جنید متأثر از اسلوب های فقهی اهل سنت بوده است؛
ابن جنید برای دفاع از خود و روش فقهی خویش کتاب هایی نگاشته که نام برخی از آنها مانند «کشف التمویه و الالباس على اغمار الشيعه فى أمر القياس» بیانگر شیوه او در فقه است. همین طور او در کتاب «المسائل المصرية» خود نیز از روش خویش دفاع کرده است.
دو قرن پس از ابن جنید، آراء فقهی او برای نخستین بار به وسیله ابن ادریس فقیه شیعی اواخر قرن ششم به احترام و عظمت نقل گردید. سپس از نیمه دوم قرن هفتم که استدلالات دقیق عقلی راه خود را در فقه شیعی بیشتر گشود، آثار این دانشمند با تحسین و حرمت بسیار نگریسته شد. علامه حلی، دانشمند معروف شیعی آغاز قرن هشتم، او را در عالی ترین رتبه فقاهت دانست و آراء فقهی او را در آثار خود نقل کرد.
فقهاء دوره چهارم، به خصوص شهید اول، فاضل مقداد، ابن فهد، سیوری صیمری، شهید ثانی و محقق کرکی، به آراء او توجه و اعتنای بسیار داشته و تمامی نظرات او را در مسائل مختلف فقهی در آثار خود نقل کرده اند. شهید ثانی درباره او می گوید که او در میان فقهای قدیم شیعه از رهگذر تحقیق علمی و دقت نظر کم نظیر بوده است.
ویژگی های ابن جنید در مقامِ استنباط:
۱. همان گونه که در کتبِ مختلف، از جمله «علامه» و «سرائر» ابنِ ادریس اشاره شده است، اعتمادِ او بر ادله عقلی در مقامِ استنباط بود؛ امری که در میانِ عالمانِ متداول نبود.
2. عمل بر طبق قیاس منصوص العله.
3. بسنده نکردن به ظواهرِ نصوص و متونِ احادیث.
4. تلاش برای دستیابی به مناطِ حکم در امورِ غیرِ عبادی از راهِ اوصافِى که صلاحیت دارند تا مناطِ حکم قرار گیرند.
5. داشتنِ صراحتِ لهجه و قاطعیت در بیانِ آراء و نظرات.
6. بکارگیریِ تعبیراتِ فنیِ اجتهادی در مقامِ بیانِ احکام که درآن عصر رایج نبود وتنها او بود که پس از ابنِ ابی عقیل آنها را بکار می گرفت.
این نوآوری ها در آن روزگار بسیار جسورانه بوده است.