درس فقه معاصر استاد سید محسن مرتضوی

1405/02/08

بسم الله الرحمن الرحیم

 

موضوع: فقه پزشکی/تلقیح مصنوعی /حکم اسقاط نطفه و ثبوت دیه

 

فصل دوم: بررسی حکم اسقاط و از بین بردن نطفه و جنین و ثبوت دیه

اگر نطفه و جنین از راه تلقیح مصنوعی حاصل شود آیا اسقاط و از بین بردن آن جایز است یا نه؟ و آیا دیه بر مباشر ثابت می‌شود یا خیر؟

با توجه به اقسام و صور مختلف تلقیح باید این حکم بررسی شود، چون یا حمل و جنین انتساب به زن صاحب رحم یا شوهر او دارد یا ندارد، لذا باید احکام هریک جداگانه بررسی شود.

صورت اول: اگر نطفه منعقد شده و جنین انتساب به زن و شوهر دارد، فقط بوسیله تلقیح مصنوعی، باروری و تشکیل جنین انجام شده است، حکم چنین نطفه و جنینی، حکم نطفه و جنین متعارف است و حفظ آن بر آنها واجب است و از بین بردن و اسقاط آن حرام و مستوجب ثبوت دیه خواهد شد. طوائفی از روایات بر این حکم دلالت دارند:

دسته اول: روایاتی که می گوید سقط جنین حتی در مراحل اولیه آن که نطفه است جایز نیست و در این حکم فرقی بین نطفه منعقد شده از راه طبیعی یا تلقیح مصنوعی وجود ندارد مانند موثقه اسحاق بن عمار و صحیحه رفاعه است:

- در موثقه اسحاق بن عمار این طور آمده: «عن إسحاق بن عمار قال قلت لأبي الحسن(ع)المرأة تخاف الحبل فتشرب الدواء فتلقي ما في بطنها قال لا فقلت إنّما هو نطفة فقال انّ أوّل ما يخلق نطفة»[1] ؛ اسحاق بن عمار می‌گوید: به امام کاظم(ع) عرض کردم زن از آبستن شدن می‌ترسد، دوایی می‌آشامد و آنچه را در شکمش دارد بیرون می‌اندازد حکمش چیست؟ فرمود: نه، این کار جایز نیست، اسحاق بن عمار می‌گوید: به امام هفتم گفتم آنچه زن از شکمش بیرون می‌اندازد نطفه است، امام(ع) فرمودند: آغاز خلقت انسانی نطفه است.

- در صحیحه رفاعه نیز آمده است: «عن رفاعة قال قلت لأبي عبداللّه(ع) أشتري الجارية فربّما احتبس طمثها من فساد أو ريح في رحم فتسقي دواء لذلك فتطمث من يومها أفيجوز لي ذلك وأنا لا أدري من حبل هو أو غيره فقال لي لا تفعل ذلك فقلت له أنّه إنّما إرتفع طمثُها منها شهراً ولو كان ذلك من حبل إنّما كان نطفة الرّجل الذي يعزل فقال لي أن النطفة إذا وقعت في الرحم تصير إلى علقة ثم إلى مضغة ثم إلى ماشاءاللّه وأنّ النطفة إذا وقعت في غير الرّحم لم يُخلق منها شيءٌ فلا تسسقها دواءً إذا أرتفع طمثها شهراً وجاز وقتها ألذي كانت تطمثُ فيه»[2] ؛ رفاعه می‌گوید: به امام صادق(ع) عرض کردم، کنیزی خریده‌ام گاهی به سبب بیماری در خون یا دردی که در رحم دارد، خون حیض نمی‌بیند، پس دارویی می‌خورد و همان روز حیض می‌شود، آیا این کار جایز است در حالی که من نمی‌دانم حیض نشدن او به سبب حاملگی است یا به سببی دیگر؟ امام(ع) به من فرمودند: این کار را نکن. عرض کردم فقط یک ماه از حیض او گذشته است اگر حامله هم باشد، تنها نطفه‌ای است در شکم مثل نطفه مردی که در بیرون از رحم می‌ریزد، ایشان فرمودند: نطفه هر گاه در رحم قرار بگیرد به علقه تبدیل می‌شود و بعد به مضغه و سپس به مراحل بعدی می‌رسد که خدا مقرّر ساخته است؛ ولی از نطفه‌ای که بیرون بریزد چیزی خلق نمی‌شود، پس هر گاه یک ماه از حیض او به تاخیر افتاد،و وقت عادت جدیدش گذشته باشد، دارویی به او مخوران».

- صحيحه ابو عبيده: «عن أبي جعفر(ع9 في امرأة شربت دواء و هي حامل لتطرح ولدها فألقت ولدها، فقال: إن كان عظماً قد نبت عليه اللحم و شقّ له السمع و البصر فإنّ عليها ديته تسلّمها إلى أبيه، و إن كان جنيناً علقة أو مضغةفإنّ عليها أربعين ديناراً أو غرّة(أي العبد و الامة) تسلّمها إلى أبيه. قلت: فهي لا ترث من ولدها من ديته؟ قال: لا؛ لانّها قتلته»[3] ؛ امام باقر(ع) درباره زن باردارى كه دارويى مى‌نوشد تا فرزندش سقط شود و فرزند هم سقط مى‌شود، فرمود: اگر آنچه سقط شد، به مرحله اى رسيده باشد كه داراى استخوان و گوشت و چشم و گوش باشد، برزن واجب است ديه او را به پدرش بپردازد. اگر به اين مرحله نرسيده و لخته خون يا غضروف باشد، بايد چهل دينار و يا عبد يا كنيزى را به پدر او بدهد. راوى گويد: پرسيدم: آيا زن از ديه فرزند خود ارث نمى برد؟ فرمود: خير، چون زن، او را كشته [و قاتل ارث نمى برد]. از این روایات استفاده می‌شود که مبدأ تحقق ولد، نطفه است و از بین بردن و اسقاط آن حرام است.

 

دسته دوم: از روایات که دلالت بر حرمت اسقاط نطفه وجنین دارد روایات ثبوت دیه است، از این روایات استفاده می شود که از بین بردن نطفه و جنین موجب ثبوت دیه است که از ثبوت دیه حرمت و مبغوضیت عمل کشف می شود چون ثبوت دیه بر فعل ملازمه عرفیه با حرمت شرعی عمل دارد، متفاهم عرفی از ثبوت دیه جعل جریمه و تنبیه و مواخذه بر عمل است و مواخذه و تنبیه در جایی است که عمل مبغوض شارع مقدس باشد. به حسب مستفاد از روایات و کلمات فقها، از بین بردن نطفه‌ای که در مسیر تبدیل به جنین قرار گرفته، دیه دارد.

در روایت این مسکان از امام صادق(ع) آمده است: «دية الجنين خمسة أجزاء خمس للنطفة عشرون ديناراً وللعلقة خمسان أربعون ديناراً وللمضغة ثلاثة أخماس ستون ديناراً...»[4] دیه جنین پنج قسمت است که خمس آن بخاطر ازبین بردن نطفه است که بیست دینار ثابت می‌شود

دو خمس آن مربوط به از بین بردن علقه است که چهل دینار ثابت می‌شود

سه خمس آن مربوط به از بین بردن حالت مضغه است که شصت دینار می‌شود....

و روایت امیر المومنین(ع): «قال جعل دية الجنين مأة ديناراً و جعل منيّ الرجل إلى أن يكون جنيناً خمسة أجزاء: فإذا كان جنيناً قبل أن تلجه الروح، مأة دينار و ذلك إن اللّٰه عزّوجل خلق الانسان من سلالة و هي النطفة فهذا جزء؛ ثم علقة فهو جزءان؛ ثم مضغة فهو ثلاثة أجزاء؛ ثم عظماً فهو أربعة أجزاء؛ ثم يكسى لحماً فحينئذ ثمّ جنيناً فكملت له خمسة أجزاء مأة دينار. والمأة دينار خمسة أجزاء فجعل للنطفة خُمسَ المأة ـ عشرين ديناراً ـ و للعلقة خُمسي المأة ـ أربعين ديناراً ـ وللمضغة ثلاثة أخماس المأة ـ ستّين ديناراً ـ وللعظم أربعة أخماس المأة ـ ثمانين ديناراً ـ فإذا كسى اللحم كانت له مأة دينار كاملة فإذا نشأ فيه خلق آخر و هو الروح فهو حيئنذ نفس، فيه ألف دينار دية كاملة إن كان ذكراً و إن كان أُنثى فخمسمأة دينار...»[5] ؛ ديه جنين را صد دينار تعيين فرمود و منى مرد را تا تبديل شدن به جنين به پنج جزء تقسيم كرد: قبل از حلول روح، صد دينار به اين دليل كه خداوند انسان را از سلاله كه همان نطفه باشد، خلق نمود.

-- جزء اوّل تبديل به علقه مى‌گردد كه دو جزء مى‌شود.

-- بعد «مضغه» كه سه جزء مى‌شود.

-- بعد تبديل به استخوان مى‌شود، كه چهار جزء مى‌شود.

-- سپس استخوان از گوشت، پوشيده مى‌گردد كه در اين هنگام جنين كامل شده و به پنج جزء تبديل مى‌شود كه صد دينار ديه آن است و صد دينار بر پنج بخش تقسيم مى‌گردد:

- براى نطفه يك پنجم از صد كه بيست دينار باشد قرار داده شد.

- براى علقه، دو پنجم از صد که چهل دينار باشد قرار داده شد.

- براى مضغه، سه پنجم از صد که شصت دينار باشد قرار داده شد.

- براى استخوان، چهار پنجم از صد که هشتاد دينار باشد قرار داده شد.

- زمانى كه گوشت، استخوان را در بربگيرد، صد دينار ديه آن است.

و اگر به خلقت ديگر كه دميدن روح درآن باشد، تبديل شود، جنين ديگر نفس انسانى است كه اگر پسر باشد، هزار دينار و اگر دختر باشد پانصد دينار، ديه آن است.

و روایت امام باقر(ع): «عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ(ع9 قَالَ: قُلْتُ لَهُ الرَّجُلُ يَضْرِبُ الْـمَرْأَةَ فَتَطْرَحُ النُّطْفَةَ ـ قَالَ عَلَيْهِ عِشْرُونَ دِينَاراً ـ فَإِنْ كَانَ عَلَقَةً فَعَلَيْهِ أَرْبَعُونَ دِينَاراً ـ(فَإِنْ كَانَ) مُضْغَةً فَعَلَيْهِ سِتُّونَ دِينَاراً ـ فَإِنْ كَانَ عَظْماً فَعَلَيْهِ الدِّيَةُ»[6] ؛ از امام باقر(ع)سؤال کردم مردی زنش را می‌زند و نطفه در رحم او از بین می‌رود. امام(ع)فرمود: اگر نطفه باشد بیست دینار و اگر علقه باشد چهل دینار و اگر مضغه باشد شصت دینار و اگر استخوان به وجود آمده باشد دیه کامل باید بدهد.

دسته سوم: روایاتی که می‌گوید اگر زن حامله محکوم به رجم شده است با اینکه اجرای حد فوری است ولی به خاطر حفظ جنین، اجرای حد به تاخیر میفتد تا وضع حمل کند که از آن استفاده می‌شود که اسقاط حمل حرام است مثل روایت امام صادق(ع) «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّـهِ أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ مُحْصَنَةٍ زَنَتْ وَ هِيَ حُبْلَى ـ قَالَ تُقَرُّ حَتَّى تَضَعَ مَا فِي بَطْنِهَا ـ وَ تُرْضِعَ وَلَدَهَا ثُمَّ تُرْجَمُ»[7] ؛ از امام صادق(ع) نسبت به زن حامله‌ای که مرتکب زنا شده است سؤال شد، امام7 فرمود: تا زمان وضع حمل او و شیر دادن به بچه‌اش حکم نگه داشته می‌شود و بعد سنگسار می‌شود.

نتیجه بحث این که این سه دسته از روایات اطلاق دارد اسقاط نطفه و حمل حرام است و فرقی بین تحقق از راه طبیعی و از راه تلقیح مصنوعی وجود ندارد و در صورت اسقاط بر مباشر دیه واجب است؛ البته مستفاد از روایات حرمت اسقاط نطفه واقع شده در رحم است؛ یعنی اگر نطفه در رحم قرار بگیرد، از بین بردن و جلوگیری از تولد فرزند حرام است ولی از بین بردن سلولهای تلقیح یافته که در ازمایشگاه نگهداری می شود اشکال ندارد. نطفه به قیدی که در رحم قرار گرفته باشد موضوع حرمت اسقاط می‌باشد.

آیت اللّه خویی در پاسخ به استفتایی از بین بردن نطفه آدمی خارج از رحم را جایز می‌داند و می‌گوید: لا بأس باتلاف تلك الأجنة فإن قتل جنين المومن إنّما هو فيما إذا كان في رحم وأمّا في الخارج فلا دليل على حرمة اتلافه[8] ؛ از بین بردن سلول‌های تلقیحی در آزمایشگاه اشکالی ندارد؛ چون آنچه حرام است از بین بردن نطفه و جنین داخل رحم است و دلیلی بر حرمت اتلاف نطفه خارج رحم وجود ندارد.

مستفاد از روایات نیز حرمت از بین بردن نطفه‌ای که در داخل رحم و در مسیر تکوّن جنین است، می‌باشد و از بین بردن مجرد مبدأ نشوء انسانی گرچه هنوز در رحم مستقر نشده باشد، حرام نیست، بلکه «الغاء ما في البطن» همانطور که در صحیحه رفاعه امده از بین بردن نطفه‌ای که در رحم است حرام می‌باشد.

بنابراین، اتلاف و از بین بردن نطفه و مبدأ نشوء آدمی اگر در رحم قرار بگیرد و در مسیر تکامل، رشد و تبدیل شدن به جنین باشد، حرام است؛ ولی دلیلی بر حرمت مطلق اتلاف مبدأ نشوء آدمی گرچه در خارج رحم باشد و در حالی باشد که رشد و تکامل آن متوقف شده است، نداریم، پس از بین بردن سلول‌های تلقیحی خارج شده از رحم، در آزمایشگاه اشکالی نخواهد داشت.


[1] وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج29، ص25، أبواب القصاص في النفس، باب7، ح1، ط آل البيت.
[2] وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج2، ص338، أبواب الحيض، باب33، ح1، ط آل البيت.
[3] وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج26، ص32، أبواب موانع الإِرث من الكفر والقتل والرقّ، باب8، ح1، ط آل البيت.
[4] وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج29، ص229، أبواب ديات النفس، باب21، ح1، ط آل البيت.
[5] وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج29، ص312، أبواب ديات الاعضاء، باب19، ح1، ط آل البيت.
[6] وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج29، ص313، أبواب ديات الاعضاء، باب19، ح2، ط آل البيت.
[7] وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج28، ص107، أبواب حد الزنا، باب16، ح6، ط آل البيت.
[8] صراط النجاة، التبريزي، الميرزا جواد، ج1، ص351.