1405/01/30
بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع: فقه پزشکی/تلقیح مصنوعی /حکم ارث فرزند در صور تلقیح مصنوعی
مورد دوم: اگر عملیات تلقیح مصنوعی به این صورت انجام شود که اسپرم شوهر گرفته شده و در آزمایشگاه منجمد و نگهداری شود و بعد از فوت شوهر آن را در رحم همسرش تزریق نمایند و طفل از راه تلقیح مصنوعی متولد شود، در این مورد گرچه این طفل انتساب به پدرش که صاحب اسپرم بوده دارد ولی با این حال از او ارث نخواهد برد و ارث بردن منتفی است چون یکی از شرائط ارث اینست که در زمان موت مورث باید فرزند متولد شده باشد لذا ارث جنین بر خلاف قاعده و به خاطر نصّ خاص میباشد و آن دلیل خاص در مورد جنین هم در صورتی است که جنین در زمان موت مورّث در رحم همسرش تشکیل شده باشد.
مرحوم شهید ثانی میگوید: أن يحكم بوجوده عند موت المورّث[1] ؛ از شرائط ارث بردن حمل اینست که جنین و حمل باید هنگام موت مورث موجود باشد لذا یقیناً شامل محل بحث ما که هنگام مردن پدر، نه بچهای بوده و نه جنینی تشکیل شده است فقط اسپرم او در بانک اسپرم نگهداری شده نخواهد شد.
نتیجه: اگر عملیات تلقیح بعد از فوت شوهر اتفاق بیفتد و طفل متولد شود این طفل از پدر ارث نمیبرد.[2]
حکم مادر رضاعی شدن زن صاحب رحم یا صاحب تخمک برای طفل متولد شده از طریق تلقیح مصنوعی
در مواردی که در تلقیح مصنوعی پای دو زن در میان است که یکی صاحب تخمک و دیگری صاحب رحم است مثل موارد رحم جایگزین، که اسپرم مرد با تخمک همسرش در آزمایشگاه تلقیح شده و بعد در رحم زن بیگانه به عنوان رحم جایگزین قرار داده میشود تا در آنجا پرورش و رشد نموده و از او متولد شود، در این موارد اگر ملاک مادری را به صاحب تخمک بودن بدانیم در اینجا آیا میتوان زن صاحب رحم را مادر رضاعی طفل به حساب آورد و احکام و آثار مادر رضاعی بار شود به این تقریب که در ادله باب رضاع[3] آمده است که اگر بچه از زنی ده تا پانزده مرتبه یا یک شبانه روز شیر بخورد و از او تغذیه نماید تا موجب رویش گوشت یا محکمی استخوان او شود در اینجا آن زن شیرده، مادر رضاعی او حساب شده و با او محرم میشود.
و در محل بحث زن صاحب رحم اولویت قطعیه از زن شیرده در باب رضاع دارد، چون جنین در مدت نه ماه از بدن این زن تغذیه میکند و رشد نموده و از نطفه بودن تبدیل به جنین کامل و طفل میگردد، لذا به طریق اولی باید عنوان مادر رضاعی بر او صادق باشد و محرمت ایجاد شود.پس به اولویت قطعیه از ادله باب رضاع زن صاحب رحم، مادر رضاعی به حساب میآید.
همچنین در عکس مسأله نسبت به زن صاحب تخمک نیز میتوان این کلام را پیاده کرد یعنی اگر ملاک مادری را به صاحب تخمک بودن بدانیم، میتوانیم بگوییم زن صاحب تخمک، مادر رضاعی طفل حساب شده و با او محرم شود چون نقش زن صاحب تخمک که طفل از تخمک او بوجود آمده و تشکیل شده کمتر از زن شیرده که یک شبانهروز بچه را شیر میدهد نیست، لذا عنوان مادر رضاعی بر او صادق است.
آیت الله مکارم شیرازی[4] و فاضل لنکرانی[5] قائل شدهاند که مادر جانشین، مادر رضاعی به حساب میآید، ولی همان طور که در کتاب شبیهسازی انسان[6] بیان شد این تقریب ناتمام بلکه اشبه به قیاس است، چون ملاک تحقق نسب رضاعی، مجرد تغذیه و رویش گوشت و محکم شدن استخوان نمیباشد چون شارع مقدس شرایط تعبدی در محرمیت رضاعی در نظر گرفته است مثل اینکه شیر از راه نکاح صحیح به وجود آمده باشد، شیر خوردن به مکیدن باشد و... که وجود این شرائط تعبدی کاشف از این است که ملاک و علت محرمیت رضاعی، مطلق تغذیه نیست تا بتوان آن را به بحث تلقیح مصنوعی هم سرایت داد. لذا اگر به صرف خوردن شیر و بدون رعایت شرائط تعبدی آن، رویش گوشت حاصل شود و استخوان محکم گردد، محرمیت رضاعی محقق نمیشود.[7]