1405/08/11
بسم الله الرحمن الرحیم
موضوع: تفسیر موضوعی/غضب و حلم /منشا های غضب و راه حل کنترل آن
برای کنترل خشم و غضب، ابتدا باید اسباب و زمینههای بروز آن را شناخت. همانگونه که شناخت عوامل بیماری و رعایت نکات پیشگیرانه موجب کاهش احتمال ابتلا به بیماری میشود، شناخت زمینههای غضب نیز به انسان کمک میکند تا با تمرین و مراقبت، خشم خود را مدیریت و کنترل کند.
صرف شناخت این عوامل کافی نیست؛ بلکه انسان باید از خداوند متعال درخواست توفیق کند تا در موقعیتهای حساس و هنگام فراهم شدن زمینه غضب، بتواند بر نفس خود مسلط باشد.
پنج عامل اصلی در بروز خشم و غضب وجود دارد:
۱. قضاوتهای عجولانه
یکی از مهمترین عوامل بروز خشم و غضب، بهویژه در زندگی خانوادگی، قضاوتهای عجولانه است.
بسیاری از اختلافات و درگیریها از آنجا آغاز میشود که افراد سخنان یکدیگر را به درستی و به طور کامل نمیشنوند. در نتیجه، سوءتفاهم شکل میگیرد و فرد پیش از فهمیدن تمام مطلب، درباره طرف مقابل قضاوت میکند.
این قضاوت عجولانه زمینهساز خشم و غضب میشود.
Û پایین بودن ظرفیت و آستانه تحمل
دومین عامل بروز غضب، پایین بودن ظرفیت و آستانه تحمل انسان است. افرادی که زودرنج هستند و تحمل کمی دارند، معمولاً سریعتر دچار خشم میشوند.
یکی از عواملی که در روایات و تعالیم شرعی به آن اشاره شده، مصرف غذا و نوشیدنی داغ است. توصیه شده است که انسان از خوردن غذای داغ، چای داغ و آب داغ پرهیز کند؛ زیرا این امر در کاهش حوصله و صبر و تضعیف آستانه تحمل تأثیر دارد.
البته ممکن است عوامل دیگری نیز در پایین بودن ظرفیت انسان دخیل باشند که بررسی آنها خارج از بحث حاضر است.
بنابراین، کسی که در خود احساس زودرنجی و پایین بودن آستانه تحمل میکند، باید برای اصلاح این ویژگی تلاش کند؛ زیرا درمان آن، در کنترل خشم و غضب نیز مؤثر خواهد بود.
Û تکبر
سومین عامل بروز خشم و غضب، تکبر است.
برخی افراد نهتنها از تکبر دوری نمیکنند، بلکه گاهی از آن استقبال میکنند و هنگامی که زمینهای برای اظهار برتری و تحمیل خواستههای خود پیدا میکنند، از این حالت لذت میبرند؛ درحالیکه متوجه نیستند همین تکبر میتواند در آینده زمینهساز گرفتاری آنان در خشم و غضب شود.
برای نمونه، فرد متکبر در صف نانوایی ممکن است با کوچکترین جابهجایی یا اتفاقی، عصبانی شود و فریاد بزند؛ زیرا انتظار دارد دیگران همواره مطابق خواسته او رفتار کنند و در برابرش کرنش داشته باشند.
در واقع، اگر این فرد گرفتار تکبر نبود، همان اتفاق لزوماً موجب بروز خشم در او نمیشد.
تفاوت اقتدار و تکبر
مرد بودن و برخورداری از اقتدار، به معنای متکبر بودن نیست. مرد باید مقتدر باشد، اما اقتدار با تکبر تفاوت دارد.
انسان مقتدر میتواند در عین برخورداری از قدرت، متواضع نیز باشد.
امیرالمؤمنین علیهالسلام نمونه روشن این حقیقت است. ایشان با وجود برخورداری از اقتدار و قدرت، در برابر ایتام بسیار متواضع، مهربان و دلسوز بودند و با آنان محبت میکردند؛ اما در جایگاه لازم، با اقتدار از اسلام و پرچم آن دفاع میکردند.
بنابراین، تکبر یکی از زمینههای مهم آلودگی انسان به خشم و غضب است.
۴. حسادت و کینهتوزی
چهارمین عامل بروز خشم و غضب، حسادت و کینهتوزی است.
حسادت دارای مراتب مختلفی است:
الف) مرتبه قلبی حسادت
گاهی انسان با شنیدن موفقیت، پیشرفت یا برخورداری دیگران از نعمت، ناخودآگاه در دل خود احساس حسادت میکند. این مرتبه از حسادت، بهخودیخود از نظر فقهی حرام نیست و صرف خطور قلبی، گناه محسوب نمیشود.
بااینحال، علمای اخلاق توصیه کردهاند که انسان آنقدر بر نفس خود کار کند که حتی این مرتبه قلبی را نیز از وجود خویش ریشهکن سازد.
شخصی نقل میکرد که در خواب دید به نامحرم نگاه میکند. پس از بیدار شدن، به خود گفت: هنوز آدم نشدهای که حتی در خواب نیز به نامحرم نگاه میکنی!
درحالیکه از نظر فقهی، نگاه به نامحرم در خواب هیچ اشکالی ندارد؛ زیرا انسان در خواب تکلیفی ندارد.
اما این شخص فراتر از احکام فقهی و در مسیر تهذیب نفس و اخلاق حرکت میکرد. آنقدر گریه، توسل و تضرع کرد تا به مرتبهای رسید که حتی در خواب نیز نفس خود را کنترل میکرد و هنگام مواجهه با نامحرم، نگاهش را پایین میانداخت.
این نمونه نشان میدهد که انسان در مسیر خودسازی باید حتی حالات درونی و ناخودآگاه خود را نیز اصلاح کند.
ممکن است انسان بشنود که برادر، خواهر، فامیل یا همسایهاش به موفقیتی رسیده، صاحب خودروی گرانقیمت شده یا به موقعیت خوبی دست یافته است. در چنین شرایطی ممکن است ناخودآگاه احساس حسادت در قلب او پدید آید.
هرچند این خطور قلبی بهخودیخود حرام نیست، اما انسان باید با تمرین و مراقبت به جایی برسد که بهجای حسادت، از موفقیت دیگران خوشحال شود و خداوند را شکر کند.
ب) مرتبه بالاتر؛ تبدیل حسادت به رفتار و گفتار
اگر انسان حسادت را در همان مرحله قلبی کنترل نکند، ممکن است این حالت به زبان، چشم، نگاه، دست، پا و سایر رفتارهای او سرایت کند.
در این صورت، حسادت به شکلهای مختلفی مانند نیشزدن، فحاشی، دروغگویی، توهین و آزار دیگران بروز پیدا میکند.
نمونههایی از درمان حسادت
شخصی دو دختر داشت که یکی حدود چهلوسه سال و دیگری چهلوپنج سال داشتند و هنوز ازدواج نکرده بودند. اگر به او خبر میدادند که دختر خواهرش ازدواج کرده است، بهجای ناراحتی، میگفت: «الحمدلله، خدا را شکر!»
این حالت نشاندهنده غلبه بر حسادت و خوشحالی از شادی دیگران است.
ممکن است شخصی منبر برود، اما سخنرانیاش مورد استقبال قرار نگیرد؛ سپس فرد دیگری پس از او منبر برود و سخنانش مورد توجه مردم واقع شود.
انسان خودساخته بهجای حسادت، میگوید: «خدایا شکر که منبر او گرفت و مردم استفاده کردند.»
زیرا مسئله، شخص انسان نیست؛ بلکه مسئله، دین و بهرهمندی مردم از معارف دینی است. اگر در شب قدر، شب عاشورا یا شب تاسوعا مردم از سخنان دیگری استفاده کنند، جای شکرگزاری دارد.
بنابراین، اگر انسان در برابر موفقیت دیگران از صمیم قلب بگوید «الحمدلله» و از نعمتهایی که خداوند به آنان داده خوشحال شود، به مرتبه ارزشمندی از خودسازی و تهذیب نفس دست یافته است.
رابطه حسادت با خشم و غضب
کسی که حسادت خود را کنترل نکند، ممکن است با مشاهده پیشرفت دیگران، مانند خرید خودروی گرانقیمت، خانه بهتر، لباس و امکانات بیشتر، در آتش حسادت بسوزد.
این حالت بهتدریج زمینه بروز خشم و غضب را فراهم میکند؛ بهگونهای که فرد در برابر یک مسئله ساده عصبانی میشود، فحاشی میکند یا برای دیگری مشکل ایجاد میکند.
بنابراین، حسادت کنترلنشده یکی از زمینههای جدی بروز خشم و غضب است.
۵. حرص و دنیاپرستی
پنجمین و آخرین عامل بروز خشم و غضب، حرص و علاقه شدید به دنیاست.
هر اندازه محبت و دلبستگی انسان به دنیا بیشتر باشد و گرفتار حرص نسبت به امور دنیوی شود، به همان اندازه خشم و غضب او را تهدید میکند.
برای نمونه، گاهی افراد در صف فروشگاه بر سر نوبت یا جابهجایی کالاهای داخل سبد با یکدیگر درگیر میشوند. شخصی برای لحظهای از صف خارج میشود و هنگام بازگشت متوجه میشود که سبد او جابهجا شده است؛ همین مسئله موجب عصبانیت، اعتراض و درگیری او میشود.
ریشه چنین رفتارهایی میتواند حرص و دلبستگی بیش از اندازه به دنیا باشد.