درس تفسیر استاد سیدمحمد میراحمدی

1405/07/29

بسم الله الرحمن الرحیم

 

موضوع: تفسیر موضوعی/حلم و غضب /آیه 199 سوره اعراف

 

بحث در آیه ۱۹۹ سوره مبارکه اعراف، آخرین آیه مورد بررسی در موضوع صفت حلم، است. پس از قرائت آیه، ترجمه و شرح لغات، نکات تفسیری آن بیان می‌شود.

بیان شد که امام صادق علیه‌السلام درباره این آیه فرموده‌اند که در قرآن کریم، آیه‌ای جامع‌تر از آن در تبیین مسائل اخلاقی وجود ندارد؛ زیرا با وجود کوتاهی، مبانی اخلاقی متعددی را در بر دارد.

ظاهر آیه خطاب به پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله است، اما در باطن، همه کسانی را که تا قیامت در مسیر تبلیغ و ترویج دین قرار می‌گیرند، شامل می‌شود. این آیه سه اصل مهم اخلاقی را برای هدایت جامعه اسلامی بیان می‌کند:

1. خُذِ الْعَفْوَ: مدارا، آسان‌گیری و پرهیز از سخت‌گیری.

2. وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ: دعوت مردم به کارهای نیک و پسندیده.

3. وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِينَ: روی‌گردانی از جاهلان و پرهیز از درگیری بی‌ثمر با آنان.

اصل اول: مدارا و آسان‌گیری در تبلیغ دین

مبلغ، عالم و رهبر دینی برای موفقیت در کار خود باید حوصله داشته باشد؛ زیرا امور مادی و معنوی به‌تدریج به نتیجه می‌رسند.

برای نمونه، پختن قرمه‌سبزی به چند ساعت زمان نیاز دارد و نمی‌توان با افزودن مواد اولیه و انجام کاری کوتاه، آن را فوراً آماده کرد. همچنین رشد جنین و تبدیل تخم‌مرغ به مرغ، به گذراندن مراحل طبیعی نیازمند است

همین قاعده در امور معنوی نیز جاری است. سیر و سلوک، رشد اخلاقی و تربیت دینی، تدریجی است و به زمان و تحمل نیاز دارد.

بنابراین، اگر جوانی در ابتدای مسیر گرفتار گناه است و قرار است نجات یابد، باید با او مدارا کرد و از او انتظار نداشت که به‌سرعت به نتیجه برسد. گاهی مبلغ، خود را با مخاطب مقایسه می‌کند و چون ترک گناه یا انجام وظیفه‌ای برای خودش آسان شده است، همان انتظار را از جوان دارد؛ درحالی‌که خود او نیز مراحل مختلفی را پشت سر گذاشته و خداوند و بزرگان با او مدارا کرده‌اند تا به این مرحله رسیده است.

این اصل در تربیت فرزند و رفتار با همسر نیز جاری است.

ضرورت تعادل در آسان‌گیری

مدارا نباید به‌اندازه‌ای باشد که طرف مقابل احساس بی‌ضابطه بودن کند و به سستی و تنبلی بیفتد. بنابراین، باید میان دو حالت تعادل برقرار کرد:

* سخت‌گیری بیش از حد و انتظار رسیدن سریع به کمال، نادرست است.

* آسان‌گیری بی‌ضابطه و بیش از اندازه، به سوءاستفاده طرف مقابل منجر می‌شود.

آسان‌گیری باید مدیریت‌شده و در چارچوب برنامه‌ای مشخص باشد.

در آیه ۱۵۹ سوره آل‌عمران آمده است:

﴿وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ﴾

مضمون آیه این است که اگر پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله تندخو و سنگ‌دل بود، مردم از اطراف ایشان پراکنده می‌شدند.

این خطاب، افزون بر پیامبر، شامل کسانی نیز می‌شود که در جایگاه تبلیغ و هدایت دینی قرار می‌گیرند؛ زیرا خشونت و تندخویی مانع هدایت مردم و رسیدن کار به نتیجه است.

آثار اجتماعی آسان‌گیری

آسان‌گیریِ ضابطه‌مند، موجب محبوبیت و موفقیت در جامعه می‌شود. مبلغ باید برنامه‌ای مشخص و مسیری تدریجی برای رشد مخاطبان داشته باشد؛ اما اگر بدون توجه به مقدمات، تنها خواهان تحقق نتیجه نهایی باشد، زمینه سخت‌گیری و ناکامی را فراهم می‌کند.

این اصل در خانه، معاملات و معاشرت‌های اجتماعی نیز اهمیت دارد. خانواده باید ضوابط و قوانین داشته باشد، اما این ضوابط نباید چنان سخت‌گیرانه باشند که اعضای خانواده احساس تنگنا کنند.

همچنین برخی افراد در معاملات بزرگ با تسامح رفتار می‌کنند، اما در معاملات کوچک، مانند خرید دو کیلو گوجه‌فرنگی یا پیاز، بیش از اندازه سخت می‌گیرند. در مقابل، انسان باید در رفتارهای خود از وسعت نظر و روحیه مسامحه برخوردار باشد.

در نتیجه، تسامح و آسان‌گیری از شرایط اساسی آرامش روحی و روانی در خانواده و جامعه است.

نکته تفسیری درباره تعبیر «خُذِ الْعَفْوَ»

یکی از پرسش‌های تفسیری این است که چرا در آیه از تعبیر «خُذْ» استفاده شده است؟

این تعبیر، افزون بر معنای گرفتن، با مفهوم ملازمت و ترک‌نکردن نیز ارتباط دارد؛ ازاین‌رو می‌تواند بر استمرار و مداومت دلالت کند.

بر این اساس، «خُذِ الْعَفْوَ» یعنی با عفو و آسان‌گیری ملازمت داشته باش و آن را به‌طور مستمر در پیش بگیر.

معنای «عفو» در آیه

برای واژه «عفو» معانی مختلفی بیان شده است. یکی از معانی آن بخشش است و معنای دیگر، آسان‌گیری.

مرحوم علامه طبرسی در تفسیر این عبارت، «عفو» را به معنای زیادی اموال گرفته‌اند؛ یعنی پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله زیادی اموال مردم را دریافت کند و میان دیگران تقسیم نماید. بر اساس این تفسیر، پیش از نزول آیه زکات، پیامبر از زیادی اموال مردم می‌گرفت و آن را میان دیگران تقسیم می‌کرد.

بااین‌حال، نظر ما این است که «عفو» در این آیه به معنای بخشش مالی نیست، بلکه به معنای آسان‌گیری است. بنابراین، خطاب آیه به پیامبر و کسانی که راه ایشان را ادامه می‌دهند، این است که با مردم آسان‌گیر باشند و در این شیوه استمرار داشته باشند.

شاهد این معنا، آیه ۱۵۹ سوره آل‌عمران است که نشان می‌دهد تندخویی موجب پراکندگی مردم و ناکامی در هدایت آنان می‌شود.

اصل دوم: امر به معروف

عبارت دوم آیه، «وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ» است. وظیفه مبلغ آن است که مردم را به کارهای معروف هدایت کند، معروف‌ها را به آنان بشناساند و زمینه انجام آن‌ها را فراهم سازد.

معنای «عرف»

عرف در اینجا به معنای سنت‌ها و سیره‌های نیکو و پسندیده‌ای است که در جامعه جریان دارند. هنگامی که گفته می‌شود به عرف مراجعه کنید، منظور مراجعه به همین سیره‌های پسندیده و مورد پذیرش است.

بنابراین، «وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ» یعنی مردم را به آنچه در جامعه نیکو و پسندیده شناخته می‌شود، امر کنید و از دعوت به امور مذموم بپرهیزید.

مبلغ باید امور نیک را برای مردم تبیین کند؛ زیرا گاهی برخی افراد، حتی متوجه منکر بودن بعضی رفتارها نیستند و تصور می‌کنند آن رفتار اشکالی ندارد.

یکی از عوامل این مسئله، مشاهده برخی رفتارها در رسانه‌های رسمی، از جمله تلویزیون، است. ممکن است فرد با خود بگوید اگر این رفتار از رسانه رسمی نمایش داده می‌شود و کسی مانع آن نمی‌شود، پس احتمالاً اشکالی ندارد.

در این زمینه باید به سطح فهم و شناخت مخاطبان توجه داشت. نوجوان پانزده‌ساله یا دختر بیست‌ساله‌ای که آشنایی کافی با علوم دینی ندارد، ممکن است قضاوت خود را بر اساس آنچه می‌بیند شکل دهد. ازاین‌رو، تبیین معروف و منکر و آگاه‌سازی مردم، از وظایف مهم مبلغ است.

بحث فقهی و اخلاقی درباره منکرات اجتماعی

در مسئله منکرات اجتماعی، مانند بدحجابی، این پرسش مطرح است که نظام و حکومت اسلامی چه وظیفه‌ای دارد: آیا باید مقدمات لازم را فراهم کند یا خیر؟ اگر وظیفه‌ای دارد، حدود و شیوه انجام آن چیست؟

این موضوع، هم جنبه فقهی دارد و هم جنبه اخلاقی و بررسی تفصیلی آن به فرصت دیگری موکول می‌شود.

اصل سوم: روی‌گردانی از جاهلان

عبارت سوم آیه، «وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِينَ» است. مبلغ در مسیر تبلیغ دین، خواه‌ناخواه با افراد جاهل و کسانی روبه‌رو می‌شود که مانع‌تراشی می‌کنند؛ زیرا تقابل میان جنود عقل و جنود جهل، از ویژگی‌های این دنیاست.

دستور خداوند به پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله این است که در برابر جاهلان روی‌گردانی کند و با آنان وارد درگیری نشود.

در برخورد با جاهلان باید دو حالت را از یکدیگر تفکیک کرد:

حالت اول: هنوز برای هدایت او به‌اندازه کافی وقت گذاشته نشده است.

در این حالت، چون فرد به دلیل جهل مرتکب رفتار نادرست می‌شود، باید برای او حوصله کرد و فرصت هدایت را از او دریغ نکرد.

حالت دوم: برای هدایت او وقت کافی گذاشته شده، اما هدایت نتیجه نداده است.

در این صورت، زمان روی‌گردانی فرا رسیده است. اگر پس از بی‌نتیجه ماندن نصیحت، همچنان به ادامه آن اصرار شود، ممکن است رفتار به ستیزه‌جویی، جدال و مِراء تبدیل شود و موجب سبک شدن و حقارت شخص نصیحت‌کننده گردد.

ازاین‌رو، باید از جدال و مِراء پرهیز کرد، حتی اگر حق با انسان باشد. هنگامی که نصیحت دیگر فایده‌ای ندارد، باید از ادامه درگیری کناره گرفت.