درس تفسیر استاد سیدمحمد میراحمدی

1405/07/27

بسم الله الرحمن الرحیم

 

موضوع: تفسیر موضوعی/حلم و غضب /آیه هشتم در سوره اعراف

 

پس از بررسی هفت آیه درباره صفت حلم، در این جلسه هشتمین و آخرین آیه این بحث بررسی می‌شود. پس از پایان این آیه، مطابق روال جلسات گذشته، روایت مربوط به حلم و غضب نیز بیان خواهد شد و سپس بحث جدیدی آغاز می‌شود.

آیه مورد بحث، آیه ۱۹۹ سوره مبارکه اعراف است:

﴿خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِينَ﴾

این آیه، مانند آیه پیشین، مستقیماً از واژه حلم استفاده نکرده است؛ اما مضمون اصلی آن، حلم و بردباری است.

تبیین اجمالی آیه

آیه سه دستور اساسی دارد:

1. «خُذِ الْعَفْوَ»؛ عفو و مدارا را پیشه کن. در برخورد با افرادی که سخنان بی‌اساس و نادرست می‌گویند، باید با مدارا رفتار کرد.

2. «وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ»؛ به نیکی رفتار کن. در برابر بدرفتاری دیگران، مقابله‌به‌مثل نکن و خودت رفتار نادرست نداشته باش؛ بلکه با احسان و نیکی برخورد کن.

3. «وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِينَ»؛ از جاهلان روی بگردان. از درگیری و مجادله با افراد نادان کناره بگیر.

بگومگوها و جدال‌ها، چه در روابط زن و شوهر، چه میان همسایگان و چه در محیط‌هایی مانند مغازه و تاکسی، می‌توانند زمینه جولان شیطان باشند. کسی که می‌خواهد امام زمان علیه‌السلام را خشنود کند، باید حلم و بردباری پیشه سازد و با سکوت و گذشت، از این درگیری‌ها عبور کند.

همچنین، انسان هنگام خطا و گناه، از ولایت الهی خارج شده و در ولایت شیطان قرار می‌گیرد. جهل در اینجا صرفاً به معنای ندانستن در برابر علم نیست؛ بلکه در مقابل عقل قرار دارد و با حقیقت نور و هدایت ارتباط پیدا می‌کند.

شرح لغات آیه

معنای «عفو»

طبق بیان راغب در کتاب مفردات، اصل معنای عفو، «القصد لتناول الشيء»[1] است؛ یعنی قصد و اراده رسیدن به چیزی.

بخشش خطاکار یکی از مصادیق عفو است؛ زیرا انسان با گذشت از خطای دیگری، قصد دارد او را به اصلاح، هدایت و رشد برساند. برای مثال، اگر نوجوانی خطا کند، ممکن است او را ببخشند تا اصلاح شود، پخته‌تر گردد و خطای خود را تکرار نکند.

بنابراین، عفو در اسلام دستوری مطلق نیست، بلکه به فایده و نتیجه آن بستگی دارد. هدف از عفو باید اصلاح و هدایت خطاکار باشد.

اگر فردی مجرم، گردن‌کلفت و شرور باشد و از جنایت خود پشیمان نباشد و بر تکرار آن تأکید کند، بخشش او لزوماً عاقلانه نیست؛ زیرا ممکن است موجب تکرار جرم و جنایت شود. عفو هنگامی معنا پیدا می‌کند که زمینه اصلاح وجود داشته باشد و فرد واقعاً از خطای خود پشیمان شده باشد و تصمیم به تکرار آن نداشته باشد.

عفو به معنای ترک و رها کردن

عفو گاهی به معنای ترک کردن و رها ساختن نیز به کار می‌رود. برای نمونه، هنگامی که مجرمی را عفو می‌کنند، او را رها می‌سازند. همچنین، در تعبیر مربوط به رها کردن بخشی از ریش، عفو به معنای کوتاه نکردن و رها گذاشتن آن به کار می‌رود.

چهار کاربرد عفو

عفو در چهار مقام استعمال شده است:

1. مقدار اضافی یک چیز: مانند مقدار غذایی که شخص بیش از نیاز خود دارد و نمی‌تواند آن را مصرف کند.

2. حد وسط و میانه: مانند اعتدال در رانندگی؛ نه سرعت بیش از حد و نه کندی بیش از اندازه.

3. پذیرش عذر خطاکار: بخشیدن او و گذشت از خطا و گناهش.

4. آسان گرفتن کارها.


[1] المفردات في غريب القرآن-دار القلم، الراغب الأصفهاني، ج1، ص574.