1405/07/19
بسم الله الرحمن الرحیم
موضوع: تفسیر موضوعی/غضب و حلم /آیات 100 و 101 سوره صافات
در ادامه مباحث جلسه گذشته، که به آیات ۱۰۰ و ۱۰۱ سوره صافات مربوط بود، برای فهم بهتر فضای آیات مقرر میشود که به آیات پیشین بازگردیم و زمینههای تاریخی و تفسیری موضوع را از ابتدا بررسی کنیم.
حلم و بردباری حضرت ابراهیم علیهالسلام در برابر نمرود
یکی از نکات مهم در داستان حضرت ابراهیم علیهالسلام، حلم و بردباری فوقالعاده ایشان در برابر نمرود است. نمرود پیوسته کارشکنی میکرد و حضرت ابراهیم علیهالسلام را آزار میداد؛ بااینحال، آن حضرت با صبر و حوصله رفتار میکرد تا شاید زمینه هدایت او فراهم شود.
در برخورد با برخی افراد باید صبر و بردباری بیشتری به خرج داد؛ زیرا هدایت یک شخص ممکن است به هدایت افراد فراوان دیگری منجر شود.
اگر جوانی هدایت شود و به مسجد راه پیدا کند، ممکن است چندین جوان دیگر نیز به دنبال او وارد مسجد شوند یا در تجمعات فرهنگی و دینی شرکت کنند. بنابراین، صبر در برخورد با افراد تأثیرگذار، میتواند نتایج گستردهای داشته باشد.
در ایام انتخابات افراد بانفوذ یک شهر شناسایی میشوند، زیرا ممکن است افراد بسیاری از آنان پیروی کنند.
این نکته، زمینه فهم بردباری حضرت ابراهیم علیهالسلام در برابر نمرود را فراهم میکند.
تلاش برای هدایت نمرود پس از ماجرای کرکسها
پس از ماجرای کرکسها، که نمرود با استفاده از آنها قصد داشت به آسمان برود و با خدای حضرت ابراهیم علیهالسلام مقابله کند، نقشه او ناکام ماند و به هدف خود نرسید.
بااینحال، خداوند متعال برای هدایت همین شخص، فرشتهای را به شکل انسان نزد او فرستاد. در این مرحله، مأموریت هدایت نمرود به فرشته دیگری سپرده شد تا چهره حضرت ابراهیم علیهالسلام در این مأموریت دوباره تکرار نشود.
آن فرشته نزد نمرود رفت و به نصیحت و موعظه او پرداخت و از وی خواست که دست از لجاجت بردارد؛ زیرا نشانهها و معجزات فراوانی دیده بود، اما همچنان از ایمان آوردن خودداری میکرد.
در اینجا به عنوان نمونهای معاصر، به افرادی اشاره میشود که با وجود مشاهده نشانهها و تجربههای متعدد، همچنان بر مواضع خود پافشاری میکنند. ایشان در این زمینه به روابط و مذاکرات با کشورهایی اشاره میکند که به تعبیر استاد، با آمریکا و اسرائیل همدست هستند.
درخواست مهلت سهروزه و آمادهسازی سپاه نمرود
با وجود نصیحتهای فرشته الهی، نمرود همچنان بر موضع خود پافشاری کرد و اعلام نمود که میخواهد با خدای حضرت ابراهیم علیهالسلام جنگی رسمی و تمامعیار داشته باشد. او سه روز مهلت خواست تا سپاه خود را آماده کند.
نمرود طی این سه روز، لشکری عظیم و مجهز فراهم کرد. پس از آماده شدن سپاه، خطاب به حضرت ابراهیم علیهالسلام گفت که سپاه او آماده است و پرسید لشکر خدای ابراهیم کجاست.
حضرت ابراهیم علیهالسلام با آرامش پاسخ داد که عجله نکند و سپاه خدا نیز خواهد رسید.
درحالیکه سپاه نمرود در انتظار رویارویی بود، تودهای سیاه در آسمان ظاهر شد. پس از دقت معلوم شد که این توده، جمعیت عظیمی از پشههاست.
حضرت ابراهیم علیهالسلام اعلام کرد که این، لشکر پروردگار اوست. ممکن است سپاهیان نمرود در ابتدا این موضوع را مسخره کرده باشند؛ اما طولی نکشید که پشهها به سپاه حمله کردند و لشکر عظیم نمرود را از میان بردند.
استاد این ماجرا را نمونهای از قدرت الهی میداند که بهوسیله موجودی بسیار کوچک، سپاهی عظیم و مجهز را نابود میکند.
عذاب نمرود بهوسیله یک پشه
نمرود که از حمله پشهها به وحشت افتاده بود، با استفاده از امکانات و تجهیزات خود به خانهاش پناه برد و درها و پنجرهها را بست تا از دسترس پشهها در امان بماند. بااینحال، صدای وزوز پشهای را در اطراف خود شنید.
آن پشه ابتدا لبهای نمرود را گزید و موجب تورم و آزار او شد؛ سپس از سوراخ بینیاش وارد سر او شد و به فرمان الهی، در مغزش قرار گرفت.
طبق این نقل، نمرود بهشدت گرفتار درد و رنج شد؛ بهگونهای که برای آرام شدن پشه، ناچار بودند با وسیلهای مخصوص بر سر او ضربه بزنند. بدین ترتیب، کسی که زمانی فرمانروایی میکرد، به وضعیتی گرفتار شد که دیگران برای تسکین دردش بر سر او میکوبیدند.
تناسب عذاب نمرود با رفتار او در برابر حضرت ابراهیم علیهالسلام
نمرود پس از ماجرای شکستن بتها، بهجای آنکه حضرت ابراهیم علیهالسلام را بهسادگی به قتل برساند، تصمیم گرفت او را با تحقیر و شکنجه از میان ببرد.
او دستور داد آتشی عظیم فراهم کنند؛ آتشی که جمعآوری هیزم آن چند روز طول کشید و حضرت ابراهیم علیهالسلام را با شیوهای خاص در آن افکندند. هدف نمرود صرفاً کشتن آن حضرت نبود، بلکه میخواست ایشان را با تحقیر و توهین از میان ببرد؛ اما خداوند حضرت ابراهیم علیهالسلام را حفظ کرد.
همانگونه که نمرود قصد داشت حضرت ابراهیم علیهالسلام را با خواری و رنج از میان ببرد، خود او نیز گرفتار عذابی شد که در آن، با وجود برخورداری از قدرت و امکانات، بهشدت تحقیر و شکنجه میشد.
تصمیم نمرود برای تبعید حضرت ابراهیم علیهالسلام
پیش از مرگ نمرود، او تصمیم دیگری گرفت. با خود اندیشید که اگر حضرت ابراهیم علیهالسلام در آن منطقه باقی بماند، مردم با مشاهده معجزات و نشانههای او بیشتر به وی ایمان خواهند آورد و شمار پیروانش افزایش خواهد یافت.
ازاینرو، دستور داد حضرت ابراهیم علیهالسلام را تبعید کنند. استاد با تأکید بر این نکته، یادآور میشود که نمرود حتی در واپسین لحظات زندگی نیز از دشمنی و کارشکنی دست برنداشت.
در آغاز، تصمیم گرفته شد که آن حضرت را بدون لباس تبعید کنند؛ با این استدلال که همانگونه که برهنه به دنیا آمده، برهنه نیز از آنجا خارج شود. سپس موضوع لباس و اموال ایشان مطرح شد و سرانجام، حضرت ابراهیم علیهالسلام توانست اموال و حاصل دسترنج خود را همراه ببرد.
ایشان به همراه همسرش ساره و حضرت لوط علیهالسلام، برادرزن و پسرخاله اش، از بابل خارج شد و بهسوی سرزمین شام حرکت کرد.
اشاره به محل بابل و آثار تاریخی آن
بابلِ مورد بحث، با منطقه حله در عراق امروزی مرتبط است و آثاری که به ماجرای آتشافروزی برای حضرت ابراهیم علیهالسلام نسبت داده میشوند، بنا بر آنچه نقل شده، همچنان در آن منطقه وجود دارند.
ماجرای ورود حضرت ابراهیم علیهالسلام به سرزمین شام
پس از خروج از بابل، حضرت ابراهیم علیهالسلام وارد سرزمین شام شد.
بر اساس روایت، حضرت ابراهیم علیهالسلام نسبت به همسرش ساره غیرت فراوانی داشت و نمیخواست نگاه بیگانگان به او بیفتد. ازاینرو، همسرش را در محفظهای قرار داد تا از دید دیگران محفوظ بماند.
هنگامی که آنان به مرز رسیدند، مأموران مرزی درباره محتویات محفظه پرسیدند. حضرت ابراهیم علیهالسلام به آنان گفت که میتوانند هر مقدار طلا و جواهرات بخواهند به آنان بدهد، اما درِ محفظه را باز نکنند.
این پاسخ موجب حساسیت بیشتر مأموران شد؛ زیرا گمان کردند درون محفظه چیزی باارزشتر از طلا و نقره وجود دارد. در نتیجه، موضوع را نزد پادشاه مطرح کردند و او نیز دستور داد محفظه را باز کنند.
معجزه الهی در برابر تعرض به ساره
پس از باز شدن محفظه، نگاه پادشاه به همسر حضرت ابراهیم علیهالسلام افتاد و به او طمع کرد. در این هنگام، حضرت ابراهیم علیهالسلام بهشدت ناراحت شد و نفرین کرد؛ در پی آن، دست پادشاه خشک شد.
پادشاه که با این وضعیت روبهرو شده بود، به التماس افتاد و از حضرت ابراهیم علیهالسلام خواست که برای برطرف شدن این گرفتاری دعا کند. حضرت ابراهیم علیهالسلام از او خواست تضمین بدهد که دیگر به همسرش طمع نکند؛ سپس از خداوند خواست آن بلا را برطرف کند و دست پادشاه بهبود یافت.
پادشاه با مشاهده و تجربه این معجزه، به نوعی ایمان و باور دست یافت؛ هرچند این ایمان، ایمان کامل نبود. او به حضرت ابراهیم علیهالسلام اجازه داد در هر نقطه از قلمرو او که میخواهد زندگی کند و اعلام کرد که کسی حق تعرض به ایشان و همراهانش را ندارد.
ارتباط مقدمات داستان با آیات ۱۰۰ و ۱۰۱ سوره صافات
پس از پشت سر گذاشتن این امتحانات و سختیها، زمینه برای رسیدن به درخواست حضرت ابراهیم علیهالسلام از خداوند فراهم میشود.
﴿ربِّ هَبْ لِي مِنَ الصَّالِحِينَ﴾
یعنی: پروردگارا، فرزندی از شایستگان به من عطا کن.
سپس به آیه ۱۰۱ اشاره میکند:
﴿فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلَامٍ حَلِيمٍ﴾
یعنی: پس او را به پسری بردبار بشارت دادیم.
حضرت ابراهیم علیهالسلام پس از تحمل آنهمه امتحان، سختی و رنج، از خداوند درخواست فرزند کرد و خداوند نیز او را به پسری بردبار بشارت داد. این بشارت در ارتباط با امتحانات و زحماتی که حضرت ابراهیم علیهالسلام پشت سر گذاشته بود، میباشد.