1405/07/18
بسم الله الرحمن الرحیم
موضوع: تفسیر موضوعی/غضب و حلم /آیه 100 و 101 سوره صافات
در جلسات گذشته، به لطف خداوند متعال، به آیه ۱۰۱ سوره مبارکه صافات رسیدیم و متن آیه، شرح لغات و اجمالی از محتوای آن را بیان کردیم. در این جلسه، به دعای امام زمان علیهالسلام، وارد نکات تفسیری آیه میشویم.
برای روشن شدن کامل مطلب، لازم است به چند آیه پیشین بازگردیم. در تفسیر موضوعی، هنگامی که آیات با آیات قبل یا بعد خود ارتباط دارند، باید این ارتباط بررسی شود؛ زیرا این روش، موجب فهم بهتر و بهرهمندی بیشتر از معارف قرآن کریم خواهد شد.
خروج مردم بابل و شکستن بتها به دست حضرت ابراهیم علیهالسلام
بابل، مرکز حکومت نمرود بود. مردم این شهر طبق سنت سالیانه خود برای تفریح و تفرج از شهر خارج میشدند. مردم پیش از خروج، غذاهای خود را به بتخانه میبردند و به قصد تبرک در برابر بتها قرار میدادند. آنان تصور میکردند که این کار موجب برکت غذاهایشان میشود.
حضرت ابراهیم علیهالسلام در آن روز، به بهانه بیماری در شهر باقی ماند. هنگامی که مردم از شهر خارج شدند و شهر خلوت گردید، آن حضرت وارد بتخانه شد و بتها را یکی پس از دیگری شکست. سپس، مطابق نقل مشهور، تبر را بر دوش بت بزرگ قرار داد و به خانه خود بازگشت.
بازگشت مردم و دستگیری حضرت ابراهیم علیهالسلام
مردم پس از پایان تفریح به شهر بازگشتند و برای خوردن غذاهای خود به بتخانه رفتند؛ اما با صحنهای هولناک مواجه شدند: بتها شکسته و غذاها آسیب دیده بودند.
آنان ابتدا حیرتزده و خشمگین شدند، اما با توجه به دو قرینه، حضرت ابراهیم علیهالسلام را عامل این کار دانستند:
1. آن روز، همه مردم از شهر خارج شده بودند و حضرت ابراهیم علیهالسلام تنها کسی بود که در شهر باقی مانده بود.
2. آنان از پیش میدانستند که حضرت ابراهیم علیهالسلام موحد و مخالف بتپرستی است.
از این رو، با شتاب برای دستگیری آن حضرت حرکت کردند. تعبیر قرآنی ﴿يَزِفُّونَ﴾[1] در این ماجرا، به حرکت سریع و شتابزده آنان همچون شترمرغ اشاره دارد که برای دستگیری حضرت ابراهیم علیهالسلام به راه افتادند و علاوهبر دویدن، حالت پریدن هم داشتند.
مأموران، آن حضرت را دستگیر کردند و در حضور نمرود به محکمه آوردند. نتیجه این دادگاه از پیش مشخص بود؛ زیرا هدف آنان تنها مجازات حضرت ابراهیم علیهالسلام نبود، بلکه تحقیر و توهین به آن حضرت را نیز دنبال میکردند.
مجازات حضرت ابراهیم علیهالسلام و برپایی آتش عظیم
نمرود پس از محاکمه، فرمان اعدام حضرت ابراهیم علیهالسلام را صادر کرد؛ اما به کشتن معمولی اکتفا نکرد و دستور داد مردم از هرجا میتوانند، چوب و هیزم جمعآوری کنند و آتشی عظیم برپا سازند.
این مقدمات طولانی نشان میدهد که هدف آنان افزون بر کشتن، تحقیر و ایجاد رعب و وحشت بود. مانند ماجرای شهید علی وردی، که هدف ستمگران صرفاً کشتن نبوده، بلکه تحقیر، توهین و دهنکجی به شخص و جایگاه او را نیز دنبال میکردند.
آتش بهاندازهای عظیم بود که خود مردم جرئت نزدیک شدن به آن را نداشتند؛ بنابراین، برای افکندن حضرت ابراهیم علیهالسلام در آتش از منجنیق استفاده کردند.
در نقل این ماجرا، حتی کسانی که با آوردن قطعهای چوب در برپایی آتش مشارکت کرده بودند، مسئول دانسته شدهاند. حتی پیرزنی با وجود توان اندک، چند قطعه چوب آورد و در این کار مشارکت کرد؛ بر اساس این بیان، مشارکتکنندگان به سبب عمل خود گرفتار عذاب برزخی هستند.
تبدیل آتش به گلستان به فرمان الهی
هنگامی که حضرت ابراهیم علیهالسلام را در آتش افکندند، خداوند متعال فرمان داد:
﴿يَا نَارُ كُونِي بَرْدًا وَسَلَامًا عَلَىٰ إِبْرَاهِيمَ﴾[2]
آتش به فرمان خداوند برای حضرت ابراهیم علیهالسلام سرد و سلامت شد.
نکته لطیف تفسیری این آیه، همراه شدن واژه «سَلَامًا» با «بَرْدًا» است. اگر تنها به سرد شدن آتش فرمان داده میشد، ممکن بود سرمای آن نیز موجب آزار حضرت ابراهیم علیهالسلام شود؛ ازاینرو، سلامت و ایمنی آن حضرت نیز مورد تصریح قرار گرفت.
واکنش نمرود به معجزه و تشدید لجاجت
ا مشاهده چنین معجزه آشکاری، انتظار میرفت نمرود و اطرافیانش شرمنده شوند، از رفتار خود پشیمان گردند و به حقانیت حضرت ابراهیم علیهالسلام ایمان بیاورند. با اینحال، نمرود و نمرود صفتان نهتنها ایمان نیاوردند، بلکه بر کینه و لجاجت خود افزودند.
نمرود بهجای تسلیم شدن در برابر قدرت الهی، تصمیم گرفت با خدای حضرت ابراهیم علیهالسلام بجنگد. او تصور میکرد که خداوند جسمی در آسمانها دارد و میتوان با تیر و کمان به او حمله کرد. به همین دلیل، دستور داد محفظهای چوبی بسازند تا با استفاده از آن به آسمان صعود کند.
نقشه نمرود برای صعود به آسمان
برخی مفسران نقل کردهاند که برای اجرای نقشه نمرود، چهار کرکس را تربیت کردند تا محفظه چوبی را به پرواز درآورند.
کرکسها را مدتی با گوشت فراوان تغذیه کردند تا به آن عادت کنند؛ سپس آنها را گرسنه نگه داشتند. نمرود با تیر و کمان خود وارد محفظه چوبی شد و قطعهای گوشت نیز درون آن قرار دادند تا کرکسها با استشمام بوی گوشت، به پرواز ادامه دهند.
اما کرکسها در میانه راه متوجه شدند که گوشت داخل محفظه است. ازاینرو، از ادامه پرواز منصرف شدند و بهسوی گوشت بازگشتند. در نتیجه، محفظه چوبی بهشدت به اینسو و آنسو حرکت کرد و سرانجام با شدت به زمین برخورد نمود. نمرود نیز با خواری از آن بیرون آمد و در رسیدن به هدف خود شکست خورد.
لجاجت؛ ریشه بسیاری از مفاسد
با وجود شکست این نقشه، نمرود باز هم دست از لجاجت برنداشت و دوباره تصمیم گرفت با خدای حضرت ابراهیم علیهالسلام بجنگد.
لجاجت امری خطرناک است و از ریشههای مهم مفاسد محسوب میشود. لجاجت ممکن است در روابط خانوادگی، میان همسران، والدین و فرزندان، همسایگان یا در ارتباط با مسئولان و مردم پدید آید.
توهین، تحقیر، دهنکجی و آزار دیگران همگی ناپسند هستند؛ اما لجاجت میتواند سبب استمرار این رفتارها شود. انسان ممکن است خطایی مرتکب شود و سپس پشیمان گردد و توبه کند؛ ولی اگر گرفتار لجاجت شود، ممکن است دهها سال بر خطای خود پافشاری کند و پیامدهای آن را با خود همراه سازد.
نمرود نمونه روشنی از این خصلت رذیله است. او با وجود مشاهده معجزات آشکار الهی، نهتنها هدایت نشد، بلکه هر بار بر عناد خود افزود.
نصیحت نمرود بهوسیله فرشته الهی
در ادامه داستان، یکی از فرشتگان مقرب الهی به شکل انسان در برابر نمرود ظاهر شد و او را نصیحت کرد.
گاهی ممکن است مخاطب نسبت به شخصی که او را نصیحت میکند، حساسیت داشته باشد و سخن او را نپذیرد. در چنین شرایطی، اگر هدف واقعاً هدایت و خیرخواهی باشد، میتوان همان سخن درست را از طریق شخص دیگری به او منتقل کرد.
مهم آن است که سخن حق به مخاطب برسد و زمینه هدایت او فراهم شود؛ نه اینکه حتماً خود شخص، مستقیماً آن را بیان کند.
حلم الهی و فرصت دادن به نمرود
با وجود تمام ظلمها، جنایتها و لجاجتهای نمرود، خداوند بارها زمینه هدایت را برای او فراهم ساخت و به او فرصت داد.
این نکته در کنار بحث حلم حضرت ابراهیم علیهالسلام اهمیت دارد؛ زیرا نشان میدهد که خداوند متعال، با وجود نافرمانیهای مکرر نمرود، فرصت بازگشت را از او سلب نکرد.
بااینحال، نمرود از فرصتهای الهی استفاده نکرد و بر عناد خود باقی ماند.