درس تفسیر استاد سیدمحمد میراحمدی

1404/10/02

بسم الله الرحمن الرحیم

 

موضوع: تفسیر موضوعی/غفلت /بررسی روایات مساله غفلت


مرور مباحث گذشته :

از ابتدای سال تحصیلی تا کنون، آیات مربوط به رذیله «غفلت» مورد بحث و بررسی قرار گرفت. مجموعاً ۹ آیه در این زمینه وجود داشت که تفسیر آن‌ها در جلسه گذشته به پایان رسید.

پیش از ورود به روایات، آیه آخر (آیه نهم) مجدداً مرور می‌شود تا به فضل و کرم امام هادی علیه السلام، این حقیقت بر جان و قلب بنشیند.
ممکن است مطلبی در حافظه باشد اما در روح حاضر نباشد. آنچه اهمیت دارد این است که حقایق در تار و پود روح تنیده شود.
در لحظات سقوط، خطر و بدبختی، «حافظه» انسان را نجات نمی‌دهد؛ بلکه «نیت» و آنچه در «روح» نهادینه شده، حافظ انسان است.
تذکر راجع به یوم الحسره :

خداوند می‌فرماید آن‌ها را از روز حسرت بترسان. مفهوم آن این است که «خیلی زود، دیر می‌شود». تا انسان چشم باز کند، فرصت‌ها از دست رفته و خود را در کفن می‌بیند. آنگاه انسان می‌ماند و حسرت و قضاوت الهی؛ دست انسان کوتاه می‌شود و حسرت می‌خورد که با این دست، زبان و قلب چقدر می‌توانست کار خیر انجام دهد و نیت صادقه داشته باشد، اما انجام نداد.
مؤمن باید برای عمر خود «قطعه‌بندی» و «مدیریت برنامه» داشته باشد. اگر مدیریت نباشد، روزگار عمر را از چنگ انسان در می‌آورد.
انسان باید از خود بپرسد تا کنون چه کرده است؟ مقایسه وضعیت خود با بزرگانی مانند «شیخ صدوق» (که طبق نقلی ۳۰۰ کتاب نوشت) و «شیخ کلینی» (صاحب کتاب کافی) نشان‌دهنده فاصله زیاد و مایه خجالت است. انسان باید بیاندیشد که تبلیغ و درسش برای دین بوده یا برای خود.
روایات باب غفلت :
طبق سنت درس، پس از آیات، روایات به عنوان «تتمیم، تکمیل و تبرک» مطرح می‌شوند. در اینجا سه روایت کلیدی بیان می‌شود:

روایت اول :
خطاب خداوند به پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله در شب معراج
یا احمد! لا تَغفُل ابداً[1]
خطاب با نام «احمد» دارای اسراری است.

برای عدم غفلت حتی برای یک لحظه باید تمرین داشت؛ اگر غافل نباشی، حتی با یک تار عنکبوت نازک تو را از شدیدترین خطرات حفظ می‌کنم.
در ادامه می فرماید : مَن غَفَلَ عنّی لا ابالی فی ای وادٍ هَلَک کسی که از خدا غافل شود، قطعاً از نور خدا خارج شده و در دام شیطان افتاده است (راه سومی وجود ندارد). هرچند در اوایل دام راه فرار هست، اما اگر استفاده نکند، بیشتر فرو می‌رود و به هلاکت می‌رسد.
روایت دوم :
الغَفلةُ اَضَرُّ الاَعداء[2]
ترجمه ظاهری یعنی «غفلت زیان‌بارترین دشمنان است». اما باید توجه داشت که دشمن خارجی (کسی که با سلاح قصد جان آدم را دارد) خطرناک است، ولی غفلت از آن هم خطرناک‌تر است.ریشه تمام بدبختی‌هایی که بعداً بر سر انسان می‌آید، غفلت است.
دام بلا دقیقاً در روزگار خوشی، سلامتی و آسایش که انسان مست نعمات است و شکر نعمت را بجا نمی‌آورد، پهن می‌شود.
مانند کودکی که در فضای آلوده با دست کثیف غذای لذیذی (مثل چلوکباب) می‌خورد. در لحظه خوردن لذت می‌برد و متوجه آلودگی نیست، اما ویروس وارد بدن شده و ۲ ساعت بعد آثار بیماری (تب، لرز، استفراغ) ظاهر می‌شود.

جرقه گرفتاری‌ها در همان لحظات خوشی که انسان غافل بود و حواسش به بهداشت معنوی نبود، زده شده است. اگر در خوشی‌ها تضرع و یاد خدا باشد، دام بلا خنثی می‌شود.
روایت سوم :

الغَفلَةُ تَکسِبُ الاِغترار و تُدنی مِنَ البَوار[3]
غفلت سبب می‌شود انسان مغرور شود.
زمینه غفلت، روزگار خوش و سرمستی است.
این غفلت منجر به غرور شده و غرور، انسان را به هلاکت (بوار) نزدیک می‌کند.
توصیه‌های کاربردی و جمع‌بندی موقت
در روزهای خوش زندگی، مراقبت باید بیشتر باشد؛ زیرا دام‌های بلا در آن روزها طراحی می‌شود. اگر غفلتی رخ داد، باید سریع توبه کرد. نماز استغفار و دعای استغفار باید خوراک روزانه باشد. چون ما انسانیم و معصوم نیستیم و دچار غفلت می‌شویم، چاشنی استغفار نباید فراموش شود.


[1] إرشاد القلوب إلى الصواب، الديلمي، حسن بن محمد، ج1، ص205.
[2] غرر الحكم و درر الكلم، التميمي الآمدي، عبد الواحد بن محمد، ج1، ص35.
[3] غرر الحكم و درر الكلم، التميمي الآمدي، عبد الواحد بن محمد، ج1، ص121.