1404/10/08
بسم الله الرحمن الرحیم
موضوع: فقه الاسره/احکام الصبیان /بررسی ضرب صبیان در مقام تربیت
اشاره به مطالب گذشته :
در مساله ضرب و تعزیر صبیان الحمدلله بخش اول و دوم (مساله اصل جواز ضرب و کیفیت آن) به پایان رسید.
پیش از ورود در بخش سوم، مختار خودمان در دو مساله اول را بیان میکنیم.
مختار ما در مساله اول و دوم :
در مختار ما رکن اصلی مختار در این رابطه است که اعداد در روایات موضوعیت ندارد. به عبارتی در تعزیر صبی کمیت و کیفیت منوط به تشخیص مؤدِّب (تأدیب کننده) است. در فرض اول و سوم تادیب کننده پدر است و در فرض دوم تادیب کننده حاکم است و در فرض چهارم معلم است. علی ای حال کیفیت و کمیت ضرب و تعزیر را مؤدِّب مشخص می کند.
البته نباید از صراط مستقیم خارج شد و سلیقه شخصی را اعمال کرد، بلکه چهارچوبی که اهل بیت علیهم السلام معین فرمودند باید ملاک کار باشد. در واقع شرائط جسمی و روحی و مقدار خطا و اشتباه و جوّ و فضا و جغرافیا را هم بررسی می کند و به عنوان امتثال امر الهی اقدام می کند. برای اثبات این مدعا باید مراحلی را طی کرد.
تتمه نکات مطرح در مختار :
در جلسه سابق نکته اول بیان شد. نکته اول مربوط به قصد است که باید با قصد و نیت الهی باشد.
نکته دوم :
تناسب بین حکم و موضوع باید رعایت شود. به عبارتی باید در ضرب صبیان و تادیب، بین خطا و کمیت و کیفیت ضرب تناسب باشد و این تناسب طبعا سیره عقلا می باشد. به عنوان مثال نحوه و تعداد ضرب در جایی که صبی مثلا دوستش را اذیت کرده با جایی که العیاذبالله مرتکب لواط شده، متفاوت است.
در بحث همسرداری هم باید همینگونه باشد. در اشتباهات و خطاهای معمولی باید طوری رفتار کرد که در اشتباهات اساسی بتوان به نحو متناسب رفتار کرد.
به نظر ما در فرض های ثلاثه و بلکه اربعه که بحث آن گذشت، ضرب در هر فرض باید متناسب با همان مقام باشد و قانون تناسب و سنخیت مقام و موضوع و متعلق حتما لحاظ شود فلذا قهرا شرائط جسمانی کودک و حتی شرائط روحی او به ضمیمه هدف و منشأ حتما باید مد نظر باشد و گاهی از اوقات حاشیه ضرب و تعزیر از خود ضرب و تعزیر موثر تر است مثل اظهار عصبانیت (فیلم بازی کردن) ،ایجاد خوف و ترس در دل بچه برای تنبیه و هکذا شبیه به آن ضرب المثل معروف که یکی به میخ و دو تا نعل ...
نکته سوم :
بدیهی و روشن است که ضرب و تعزیر آخرین مرحله برای تحقق تربیت است و لذا حفظ اصول و سلسله مراتب حتما لازم است و لذا تا پیش از سن 6 سالگی به تعبد روایت ضرب و تعزیر مطلقا جایز است.
بعد از 6 سالگی بر فرض اینکه نصیحت ها و حوصله کردن ها، راه های تشویقی هیچکدام جواب نداد، بلکه خوف آن می رود که این بچه در سالهای آتی به مسیر خطرناکی برسد و بر اساس عادت به این خلق و خوی زشت در آینده انسان مخرب و خطرناکی برای خانواده و یا اجتماع باشد که قهرا در این فرض و آخرین مرحله، چاره ای جز تربیت از طریق ضرب و تعزیر نمی باشد.
نکته چهارم :
جواز و وجوب ضرب و تعزبر فرزند منوط به کیفیت و مرتبه خطای آن فرزند است.
نکته پنجم :
به نظر ما از مجموع روایات و ادله محرز است که غرض اصلی و نهایی این حکم شارع مقدس عبارتست از تربیت فرزند بر اساس آموزه های دینی.
در اصول فقه بحث است که قیاس دو گونه است :
قیاس منصوص العله است
قیاس مستنبط العله
اگر قیاس منصوص العله باشد قابل تسری از این موضوع در روایت هست. مثلا «الخمر حرام لانه مسکر» طبق این بیان علت اسکار است و لذا هرآنچه خاصیت اسکار دارد حکمش همین است.
اما اگر استدلال حدس زده شده است و استنباطی است، از این حکم نمی توان تسری کرد.
حال در ما نحن فیه علت و جهت ضرب چیست؟ قطعا مقصود تربیت است.
بنابراین اولا : اگر در جایی احراز شد این غرض اصلی شارع مقدس محقق نمی شود و فرضا کودکی بیش فعال است که برخی از کارهایش دست خودش نیست بلکه اقتضای شرائط فیزیکی بدنش می باشد در این موارد و اشباه آن قهرا ضرب و تعزیر جایز نمی باشد.
ثانیا : به نظر ما تعداد ضربات و کیفیت آن بر اساس صلاحدید و تشخیص مؤدب می باشد زیرا :
1 : جملات عددیه از اساس مفهوم ندارد الا اینکه قرینه ای باشد که عدد را ثابت کند.
2 : برخی از این روایات «قضیه فی واقعهٍ» می باشد که به نظر ما ناظر به شرائط افراد خاص است.
3 : در برخی دیگر از این روایات حضرت در مقام مقابله با روحیه افراطی شخص خاص بوده است که هدف این بوده است آن شدت و غلظت شکسته شود فلذا اعداد مذکور موضوعیت نداشته و به همین جهت عند المماسکه حضرت عدد را افزایش می دادند.