91/06/30
بسم الله الرحمن الرحیم
موضوع: نهج البلاغه/نامه ها /نامه 43
مقدم شما مهمانان بزرگوار، برادران و خواهران ارجمند را گرامي مي داريم حضور عزيزاني كه اسامي شريفشان در اين محفل برده شد مغتنم است سعي همه شما ـ ان شاء الله ـ مشكور باشد. دهه پرفضيلت كرامت را به پيشگاه وليّ عصر (ارواحنا فداه) تهنيت عرض مي كنيم اميدواريم بركت ميلاد فاطمه معصومه (سلام الله عليها) و ثامن الحجج علي بن موسي (عليهما السلام) براي همه خير و رحمت و بركت را به ارمغان آورده باشد. هفته دفاع مقدس را گرامي مي داريم از خداي سبحان مسئلت ميكنيم شهداي جنگ تحميلي را با شهداي صدر اسلام محشور بفرمايد، جانبازانمان را شفاي عاجل عطا بفرمايد و به بازماندگان شهدا اجر و صبر كامل عطا بفرمايد و به بركت خون هاي پاك اين عزيزان اين نظام را تا ظهور صاحب اصلي اش از هر گزندي حفظ بفرمايد. هفته حج را گرامي مي داريم اميدواريم حاجيان ما، معتمران ما، زائران ما با حج مقبول، عمره مقبول، زيارت مقبول و ادعيه مستجاب ـ ان شاء الله ـ برگردند و ره آورد اين سفر روحاني، صلاح و فلاح خود آن ها و ديگران باشد.
حادثه تلخي كه اين ايام اتفاق افتاد و آن اهانت به سيّد انبيا سيّد مرسلين و سيّد اولياي الهي سيّد اصفياي الهي وجود مبارك حضرت ختمي نبوّت محمد بن عبدالله بود را به پيشگاه وليّ عصر تعزيت عرض مي كنيم همه كساني كه چه در ايران چه در غير ايران براي گراميداشت مقام شامخ آن حضرت تلاش و كوشش كردند سعيشان مشكور باشد و اجر همه كساني كه در برابر اين اهانت به پا خاستند با خداي سبحان باشد در اين زمينه دو مطلب هست يكي درباره سازندگان آن فيلم و اهانت كنندگان است كه «رُدُّوا الْحَجَرَ مِنْ حَیْثُ جَاءَ فَإِنَّ الشَّرَّ لاَ یَدْفَعُهُ إِلاَّ الشَّرُّ»[1] پاسخ آن ها همين قيام مردمي در سراسر جهان اسلام است.
اما مطلب ديگر، بالأخره دانشمنداني در غرب هستند منصفاني هم در غرب هستند بايد بدانند كه هيچ كس به اندازه ذات مقدس رسول گرامي به بشريّت خدمت نكرده است قبل از رسالت آن حضرت، وضع خاورميانه را و امپراطوري هاي مقتدر جائر را شناسايي كنند جاهليّت ايران را، جاهليّت روم را، جاهليّت حجاز را كه هم به جهل علمي مبتلا بودند هم به جهالت عملي بررسي كنند جنايت هايي كه در امپراطوري هاي ايران و روم مي شد بررسي كنند تا ببينند وجود مبارك آن حضرت آمده عقل و عدل را نصيب بشر كرد هم اين ها را عاقل و عالم كرد هم اين ها را عادل و وارسته كرد كسي كه فرشته الهي بود در زمين، كسي كه قبل از اين كه به مقام شامخ نبوّت برسد مردم را به اتحاد دعوت كرد قبل از اين كه به مقام شامخ نبوّت برسد نظام برده داري را برمي داشت به آن كسي كه پسر بود و عبد بود مي گفتند غلام و عبد، به آن كسي كه دختر بود و برده بود مي گفتند اَمه و كنيز وجود مبارك حضرت قبل از اين كه به مقام شامخ رسالت برسد به جاي اين كه بفرمايد عبد و اَمه كه يك واژه رسمي آن روز بود مي فرمود «فَتي»، «فَتاة»[2] [3] ، «فَتي» يعني جوان، «فَتاة» يعني دختر جوان خب اين كسي كه به فكر آزادسازي جوامع بشري بود هم آزادي از بردگي ظاهري هم آزادسازي از بردگي اخلاقي و هوس و مانند آن، اين كسي كه خداي سبحان در كتاب هاي آسماني پيشين شناسنامه حضرت را بازگو كرد او را معرفي كرد ﴿يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلاَلَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ﴾[4] فرمود پيامبري مي آيد كه مردم را آزاد مي كند زنجير را از گردن اين ها برمي دارد از پاي اين ها برمي دارد آن اسارت و بردگي را از اين ها برمي دارد اين ها را آزاد مي كند به سيادت مي رساند جهان را به عقل و عدل دعوت كرده است چه در جاهليّت حجاز چه در جاهليّت ايران چه در جاهليّت غرب، بت ها را برطرف كرده است خداشناسي را به جاي بت پرستي نشانده است اين شخص عالي ترين مقام انسانيّت را داراست در پيشگاه او بايد خضوع كرد تأدّب كرد.
وجود مبارك عيساي مسيح (سلام الله عليه) بشارت داد جوامع بشري را منتظر ظهور آن حضرت كرد ساليان متمادي منتظر ظهور بودند اينچنين نيست كه اين انتظار فرج مخصوص ما باشد در رابطه با وجود مبارك وليّ عصر (ارواحنا فداه) مسيحيان آن روز هم بي صبرانه منتظر ظهور منجي بشريّت بودند كه وجود مبارك رسول گرامي ظهور كرده است آن پيش بيني ها و پيشگويي هايي كه خداي سبحان به مسيح (عليه السلام) داد و مسيح (عليه السلام) به جامعه ترسايان اعلام كرد آن به وقوع پيوست همان طوري كه وجود مبارك مسيح بشارت داد كه منتظران ظهور آن حضرت به مقصد رسيده اند وجود مبارك رسول گرامي هم به ما بشارت داد كه ما هم اميدواريم روزي فرا برسد اين انتظار ما به سر آيد اين انسان فرشته منش، شايسته عالي ترين احترام است بنابراين هم دانشمندان غرب را بايد توجيه كرد كه اين عظمت براي رسول گرامي است و لاغير و هم آن اهانتكنندگان را بايد تنبيه كرد سر جايشان نشاند كه با آن قيام مردمي است با آن مبارزات مردمي است با آن تلاش و كوشش مردمي است و با آن تظاهرات مردمي است كه همچنان در سراسر جهان ادامه دارد چيزي را كه اين ها براي ما آوردند يعني توحيدي كه آوردند عقل و عدلي كه آوردند اگر كسي بخواهد آسايش داشته باشد و آرامش داشته باشد و آسوده زندگي كند بايد فرمايش اين ها را عملي كند هنوز به مقام نبوّت نرسيده بود كه يك گراني در مكه اتفاق افتاد وجود مبارك حضرت با اين كه سنّش كم بود عموهاي خود را جمع كرد در يك محفل خانوادگي فرمود: «أ لا نحمل ثقل أبي طالب»[5] [6] فرمود الآن وضع گراني است عموي من و برادر شما ابوطالب عائله مند است ما بايد بياييم عائله او را تقسيم كنيم اين بار سنگين او را توزيع كنيم برخي از فرزندان ابوطالب را ما بگيريم جزء عائله ما بشود تا فشار گراني بر عموي عائله مند ما ابوطالب تحميل نشود «أ لا نحمل ثقل أبي طالب» عموهاي او پذيرفتند وجود مبارك رسول گرامي نتيجه اين جلسه مشورتي خانوادگي را به اتفاق بعضي از عموها به حضور عمويش ابوطالب پدر علي بن ابي طالب (سلام الله عليهما) رساند او هم قبول كرد فرمود: «دعوا لي عقيلا و خذوا من شئتم» فرمود من عائله مندم حق با شماست گراني است حق با شماست پيشنهاد خوبي است كه بيايد عائله مرا خودتان اداره كنيد ولي پسر بزرگ من عقيل را نزد من بگذاريد ساير فرزندها را خواستيد ببريد، ببريد وجود مبارك رسول گرامي از اين فرصت استفاده كرد فرمود علي سهم من وجود مبارك حضرت امير در محضر وجود مبارك رسول گرامي (عليهما الصلاة و عليهما السلام) قرار گرفت اين قبل از اين بود كه وجود مبارك رسول اكرم به مقام نبوّت برسد اين ها خاندان كرم اند اين ها خاندان عزّت و شرف اند اين ها عقل آوردند عدل آوردند اتحاد آوردند برادري آوردند مواسات آوردند مساوات آوردند بالأخره چهار تا دانشمند در غرب هست چهار تا آدم عاقل در غرب هست اين ها بايد بفهمند بشريّت در كنار سفره وجود مبارك رسول گرامي نشسته است مگر با بددهني مگر با اهانت مگر با جسارت مي شود جلوي نور را گرفت؟!
آن نصيحت نهايي اين است كه: خداي سبحان مستقيماً از پيامبرانش مخصوصاً از حضرت رسول خدا (عليهم الصلاة و عليهم السلام) حمايت مي كند اينچنين نيست كه خدا صبر كند هر بددهني اهانت كند، بالأخره شما مي بينيد جايي يك عذاب اليم پيدا مي شود اين ها افسانه نيست يك وقت شما مي بينيد فلان جا آتشسوزي شد فلان جا زلزله آمد درست است همه اين ها نظام علمي دارد حسابشده است اما رهبري اين نظام علمي به دست كيست يعني بخواهد رَجْفه بيايد زلزله بيايد با حساب است يا بي حساب؟ ما يك تافته جدا بافته نيستيم ما يعني انسان، گوشه اي از جهان هستيم هم كار ما در جهان اثر دارد هم رخدادهاي عالم در ما اثر دارد جهان، انسان، پيوند انسان و جهان اضلاع سهگانه اين مثلث تحت تدبير و رهبري خداي سبحان است فرمود: ﴿وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالأَرْضِ﴾[7] فرمود اگر مردم سرزميني اهل ايمان باشند اهل تقوا باشند ما بركات زمين و آسمان را نازل مي كنيم ما اگر مشكل داخلي نداشته باشيم با خودمان بسازيم با هم نوعمان بسازيم با خدايمان رابطه داشته باشيم هيچ تهديدي كارساز نيست نمي تواند ما را از پا در بياورد روزي ما به دست غرب نيست روزي ما به دست شرق نيست فرمود شما باتقوا باشيد روزي شما به عهده من، همه انسان ها عائله خدا هستند در سورهٴ مباركهٴ هود فرموده است كه تمام موجودات عائله من هستند هر مار و عقربي در عالم زندگي كند در نزد من پرونده اي دارد ﴿مَا مِن دَآبَّةٍ فِي الأَرْضِ إِلاَّ عَلَى اللّهِ رِزْقُهَا﴾[8] اين ﴿عَلَى﴾ نشانه تعهّد الهي است فرمود تمام مارها تمام عقرب ها همه موجودات دريايي و صحرايي و فضايي نزد من پرونده دارند عائله من هستند من موظفم اين ها را اداره كنم ما اگر بين خود و خداي خود اصلاح كنيم نه بي راهه برويم نه راه كسي را ببنديم نه اهل تجمّل باشيم همين قناعت را داشته باشيم هيچ تهديدي نمي تواند ما را از پا در بياورد هيچ تحريمي نمي تواند ما را از پا در بياورد حواسمان جمع باشد. اين قرآن است نگاه كنيد در اين كتاب آسماني فرمود هر جا تحريم باشد دو برابر تحليل هست (يك) نه در بيرون آن قلمروی تحريم بلكه در درون حوزه تحريم (اين دو) اين كه مي گويند شبانهروز قرآن بخوانيد براي همين جهت است شما اين دو آيه را در كتاب هاي ادبي كم و بيش خواندهايد ﴿فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا ﴿5﴾[9] إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا﴾ در اين دو آيه فرمود با هر دشواري يك آساني است دو نكته در اين تعبير كوتاه است يكي اين كه اين كلمه «عُسر» كه تكرار شد با الف و لام است و معرفه است و «يُسر» بدون الف و لام و نكره فرق اين نكره و معرفه اين است كه وقتي اين كلمه «عُسر» معرفه ذكر شد و تكرار شد دومي عين اوّلي است اگر نكره ذكر بشود دومي غير اوّلي است نتيجه اين مي شود كه ﴿فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا﴾ يعني با هر سختي، آساني است (اين يك) ﴿إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا﴾[10] با هر سختي آساني است (اين دو) اين «عُسر» دومي چون با الف و لام است عين «عُسر» اوّلي است كه با الف و لام است يعني «عُسر» يكي است اين «يُسر» دومي كه بي الف و لام است غير از «يُسر» اوّلي است كه بي الف و لام است يعني در هر جا اگر ما يك دشواري داشته باشيم دو آساني داريم آساني، دو برابر دشواري است اگر طلبه اي بخواهد عالِم ربّاني بشود يك مقدار سختي است دو برابرش آساني است اگر كسي در راه تهذيب نفس تلاش و كوشش كرد مقداري سخت بود دو برابرش آساني است در هر كاري اگر دشواري مثلاً سي درصد است آساني دو برابر آن است اين يك نكته. نكته ديگر اين كه نفرمود بعد از هر دشواري، آساني است فرمود با هر دشواري آساني هست ﴿فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا﴾[11] نه «إنّ بعد العُسر يُسراً» نه اين كه اول آدم بايد سختي بكشد بعد به آساني برسد اينچنين نيست در درون هر دشواري دوتا آساني است ﴿فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا ﴿5﴾[12] إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا﴾ با هر تحريمي، تحليل الهي است آن ها تحريم كردند يعني جامعه اسلامي ايران را محروم كردند ولي خدا دوتا در باز مي كند نه بعد از سختي، بلكه با سختي به اين شرط كه انسان آبروي نظام را نبرد دروغ نگويد تطفيف نكند گران نكند ربا نگيرد رشوه نگيرد معصيت نكند بي حجابي نكند بي عفّتي نكند اگر در راه صحيح قدم بردارد هيچ ممكن نيست كسي بتواند يك جامعه اسلامي انساني را از پا در بياورد اگر يك تحريم از دشمن است دو تحليل از خداي سبحان است ﴿فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا﴾ (اين يك) ﴿إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا﴾[13] (اين دو) دو آساني براي يك سختي آن هم در درون سختي بنابراين در درون هر تحريمي دو تحليل هست اما ما بايد بدانيم با چه كسي داريم زندگي مي كنيم براي چه داريم زندگي مي كنيم هيچ گاه خلاف نگوييم شرّ كسي را نخواهيم و مانند آن، اين ها گوشه اي از بحث هاي اخلاقي است كه در طليعه بحث ذكر مي شود حالا شايد مقداري طول كشيد ما قصد داشتيم اين دو بخش نهج البلاغه را امروز بخوانيم ولي ظاهراً به يك بخش آن مي رسيم.
و آن اين است كه وجود مبارك حضرت امير(سلام الله عليه) در نامه 43 كه ما از نظر سير بحثمان به اين نامه رسيديم به مَصقَلة بن هُبيره شيباني نوشت فرمود: «بَلَغَنِی عَنْکَ أَمْرٌ»[14] به من گزارش دادند كه تو در امور مالي بي احتياطي كردي اگر اين گزارش درست نبود كه بسيار خوب، اما اگر اين گزارش درست بود ببين چه كردي «بَلَغَنِی عَنْکَ أَمْرٌ إِنْ کُنْتَ فَعَلْتَهُ فَقَدْ أَسْخَطْتَ إِلَهَکَ وَ عَصَیْتَ إِمَامَکَ»[15] [16] دو كار كردي هم خدا را غضبناك كردي هم امام زمانت را نافرماني كردي كه امام زمانت يعني وجود مبارك حضرت امير (سلام الله عليه) همان حكم خدا را دريافت كرده است و به شما ابلاغ كرد «أَنَّکَ تَقْسِمُ فَیْءَ الْمُسْلِمِینَ الَّذِی حَازَتْهُ رِمَاحُهُمْ وَ خُیُولُهُمْ وَ أُرِیقَتْ عَلَیْهِ دِمَاؤُهُمْ فِیمَنِ اعْتَامَکَ مِنْ أَعْرَابِ قَوْمِکَ»[17] مردم جنگ ها كردند غنيمت هايي به دست آوردند با شمشيرهايشان با اسب هايشان با خون هايي كه ريختند بالأخره فتوحاتي نصيب اين ها شد غنايم جنگي يك پنجم آن يعني خمس آن براي حكومت اسلامي است براي امام است و چهار پنجم آن هم براي مسلمين است، فرمود تو اين غنايم جنگي را بين بستگان و قوم و خويشان خود تقسيم كردي مسلمان ها در اين غنايم جنگي سهيم اند «مِنْ أَعْرَابِ قَوْمِکَ» تقسيم كردي «فَوَالَّذِی فَلَقَ الْحَبَّهَ وَ بَرَأَ النَّسَمَهَ لَئِنْ کَانَ ذَلِکَ حَقّاً لَتَجِدَنَّ لَکَ عَلَیَّ هَوَاناً»[18] [19] قسم به خدايي كه اين نَسمه را اين انسان را زنده كرده است او خالق است او باري است او مصوّر نَسمات انساني است او كسي است كه «فَلَقَ الْحَبَّهَ»[20] مستحضريد اين حبّه گندم و هسته ميوه اين ها جامدند و بعضي از هسته ها خيلي هم سخت اند در سورهٴ مباركهٴ واقعه فرمود شما زارع نيستيد كشاورز نيستيد شما حارث هستيد حَرث، غير از زرع است آن كشاورزي كه زمين را شيار مي كند اين بذرها را به زير خاك منتقل مي كند اين را مي گويند حرث اما آن كه اين بذر مرده را زنده مي كند به آن دو شعبه مي دهد يكي را به زمين فرو مي برد به نام ريشه، يكي را از زمين بالا مي آورد به نام خوشه اين كار را مي گويند زرع و صاحب كار را مي گويند زارع فرمود زارع من هستم نه شما ﴿أَفَرَأَيْتُم مَّا تَحْرُثُونَ﴿63﴾[21] أَأَنتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ﴾ حَرث را به بشر نسبت داد زرع را به خودش فرمود ماييم كه اين جامد را زنده مي كنيم اين هسته را حيات مي بخشيم.
فرمود قسم به خدايي كه اين نطفه انساني را به صورت انسان در آورده و مي آورد اگر اين گزارش حق بود مي بينيد كه نزد من ديگر حيثيتي نداريد با اين كه كارمند رسمي من هستيد «فَوَالَّذِی فَلَقَ الْحَبَّهَ»[22] آن خدايي كه اين حبّه و هسته را مي شكافد چه حبّه گندم و جو و برنج و اين ها، چه هسته ميوه را «وَ بَرَأَ النَّسَمَهَ» درباره انسان «لَئِنْ کَانَ ذَلِکَ حَقّاً لَتَجِدَنَّ لَکَ عَلَیَّ هَوَاناً» نزد من ديگر بي آبرويي، خواري «وَ لَتَخِفَّنَّ عِنْدِی مِیزَاناً» ارزش تو نزد من بسيار كم است «فَلاَ تَسْتَهِنْ بِحَقِّ رَبِّکَ» حقّ الهي را سست نشمار موهون نشمار به وهن و سستي در اين باره اجازه نده «وَ لاَ تُصْلِحْ دُنْیَاکَ بِمَحْقِ دِینِکَ» مبادا با دين فروشي بخواهي دنياي خودت را آباد كني خب مي بينيد نظام اسلامي به اين است كه انسان با مال حلال خود مي تواند زندگي آبرومندانه داشته باشد تا آخر، خداي ناكرده اگر دستش به حرام و بيت المال دراز شد ديگر مي شود بي آبرو اين ديگر مخصوص آن زمان كه نيست تا روز قيامت اين بيان نوراني حضرت امير است يعني اگر كسي خائن به بيت المال بود ديگر مسلوب الحيثيه مي شود فرمود: «وَ لاَ تُصْلِحْ دُنْیَاکَ بِمَحْقِ دِینِکَ فَتَکُونَ مِنَ الْأَخْسَرِینَ أَعْمَالاً» مبادا دنيايت را آباد و آخرتت را ويران كني «أَلاَ وَ إِنَّ حَقَّ مَنْ قِبَلَکَ وَ قِبَلَنَا مِنَ الْمُسْلِمِینَ فِی قِسْمَهِ هَذَا الْفَیْءِ سَوَاءٌ» چه آن مردمي كه در محيط شما زندگي مي كنند چه آن مردمي كه در محيط ما زندگي ميكنند همه اين ها در اين بيت المال سهمي دارند تو بخواهي به بستگانت بدهي اين بر خلاف عدل و قِسط الهي است «یَرِدُونَ عِنْدِی عَلَیْهِ وَ یَصْدُرُونَ عَنْهُ» اگر نزد ما آمدند مجازند ما اين ها را می پذيريم اما با دست پر برمي گردند اين كار ماست اگر كسي به بيت المال خيانت نكند به حلال بسازد در درون هر تحريمي، دو تحليل هست ﴿مَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللّهِ قِيلًا﴾[23] ، ﴿مَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللّهِ﴾[24] چه كسي از خدا راستگوتر است؟! چه كسي وفاكننده تر به عهد از خداست؟! اگر اين جمله ها جمله خبريه باشد ﴿مَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللّهِ قِيلًا﴾[25] اگر جمله هاي انشائيه باشد ﴿مَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللّهِ﴾[26] فرمود: ﴿فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا ﴿5﴾[27] إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا﴾ در درون هر تحريمي دو برابر تحليل است يك مقدار عاقلانه يك مقدار مقتصدانه يك مقدار هوشمندانه يك مقدار عادلانه يك مقدار عالمانه؛ مي شود هم ارز را كنترل كرد هم سكّه را كنترل كرد هم اقتصاد را كنترل كرد چيزي در اين مملكت كم نيست خب ما دو سرمايه داريم يك سرمايه آب داريم يك سرمايه خاك داريم اين ها سرمايههاي اقتصادي است كه بايد مديريت كرد مهمتر از اين، بالاتر از اين، عزيزتر از اين، شريفتر از اين، سرمايه هايي است كه براي استقلال مملكت به كار رفته كم خون ريخته نشده. خب اين سرمايه ها كم نيست اين سرمايه ها در طول اين تاريخ نبود ما يك اقتصاد قوي مي خواهيم كه راهش ممكن است يك سياست قوي مي خواهيم كه راهش ممكن است هر دوي اين ها به بركت وليّ عصر حاصل است به ما دادند منتها بايد حق شناسي كنيم و مديريت كنيم. اميدواريم خداي سبحان به بركت خون هاي پاك شهدا اين نظام را تا ظهور صاحب اصلي اش از هر خطري محافظت بفرمايد.