1404/11/19
بسم الله الرحمن الرحیم
موضوع: مقصد سوّم: درباره حجّت/باب اوّل: درباره قطع/جهت اوّل
توجّه باشد که وجوب عقلی متابعت از قطع در صورتی است که متعلّق قطع، حکم فعلی و یا موضوع ذی حکم فعلی باشد. بنابراین، قطع به حکم قبل از وصول به مرتبهی فعلیّت یعنی مرتبهی اقتضاء و انشاء، وجوب عقلی متابعت ندارد. چون حکمی که به مرتبهی فعلیّت نرسیده، شیئ مسکوت عنه است (بالضرورة) و شیئ مسکوت عنه، وجوب اطاعت ندارد (خطب امیر المؤمنین علیه السلام الناس فقال: انّ اللّه تبارک و تعالی حدّ حدودا فلا تعتدوها و فرض فرائض فلا تنقصوها و سکت عن اشیاء لم یسکت عنها نسیانا فلا تکلّفوها رحمة من الله لکم ..... من لا یحضر، ج۴ ص۷۵). پس حکمی که به مرتبهی فعلیّت نرسیده، وجوب اطاعت ندارد. فالقطع انّما یکون موضوعا لوجوب المتابعة اذا تعلّق بالحکم الفعلی و الّا فلا یکون منشأ لاستحقاق العقاب علی تقدیر المخالفة و لا ممّا یجب العمل علی وفقه. (حقائق الاصول، ج۲ ص۹).
خصوصیّت دوّم: طریقیّت و کاشفیّت قابل جعل تألیفی برای قطع نیست (لیس طریقیته قابلة لجعل الشارع اثباتاً).
دلیل از طرف محقّق خراسانی و نائینی:
صغریٰ: جعل طریقیّت و کاشفیّت برای قطع از نوع جعل تألیفی، لازمهاش لغویّت و خلف است.
توضیح: جعل بر دو نوع است.
الف: جعل بسیط: جعل بسیط همان ایجاد به مفاد کان تامّه است. به بیان دیگر، جعل متعلّق به مفعول واحد است. این نوع از جعل در محدودهی ذات و ذاتیّات و عوارض لازمهی ذات است.
ب: جعل تألیفی و یا مرکّب: جعل تألیفی و یا مرکّب همان ایجاد به مفاد کان ناقصه است. به بیان دیگر، جعل متعلّق به مفعولین است. این نوع از جعل در محدودهی عوارض مفارقه است (درر الفوائد محقّق خراسانی، ص۲۵).