درس خارج اصول استاد قادر حیدری فسائی

1404/08/17

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع: ملازمات عقلیّه/ غیر مستقلّات عقلیّه/ مسئله پنجم: مسأله اجتماع امر و نهی/جهت دهم

صورت دوّم: گاهی عناوین مجتمعه، از قبیل مبادی عناوین اشتقاقیّه هستند. کالصّلوة و الغصب المتلازمین فی الوجود فی مورد الاجتماع. در این صورت، تعدّد عنوان موجب تعدّد معنون در خارج است و لذا ما ینطبق علیه عنوان الصّلوة، در خارج، غیر ما ینطبق علیه عنوان الغصب است. چون در مبحث مشتقّ گفته شد که مبادی نسبت به حمل بر خود و همچنین نسبت به حمل بر ذات معروض، بشرط لا هستند چون شرط حمل، اتّحاد است و اتّحاد بین مبادی، منتفی است. فلا یقال الصّلوة غصب و الغصب صلوةٌ و الحرکة الواحدة صلوةٌ و غصبٌ. نظیر نفس و بدن. ولی عناوین اشتقاقیّه نسبت به حمل بر خود و حمل بر ذات و حمل ذات بر خود لا بشرط هستند. چون شرط حمل، اتّحاد است و اتّحاد، موجود است. فیقال العالم فاسق و الفاسق عالم و زیدٌ عالم و زید فاسق و العالم زید و الفاسق زید.

اگر مبادی نسبت به حمل بر خود، بشرط لا باشند، این بشرط لا بودن دو لازمه‌ دارد.

الف: ترکیب بین مبادی، ترکیب انضمامی است نه اتّحادی. یعنی اجتماع مبادی به نحو انضمام است بدون اینکه حملشان بر هم صحیح باشد. پس بشرط لا بودن مبادی نسبت به حمل، موجب انضمامی بودن ترکیب است چون بشرط لا بودن مبادی، سازگار با اتّحادی بودن ترکیب بین مبادی نیست. علاوه بر این، اگر ترکیب بین مبادی، ترکیب اتّحادی باشد، لازمه‌اش این است که ما هو الموجود فی مادّة الاجتماع، بتمامه و کماله، موجود در مادّه افتراق نباشد. (گاهی بین عناوین اشتقاقیّه نسبت عموم و خصوص من وجه وجود دارد. خصوصیّت نسبت عموم و خصوص من وجه بین عناوین اشتقاقیّه این است که ما هو الموجود فی مادّة الاجتماع غیر از ما هو الموجود فی مادّة الافتراق است. مثلاً بین عالم و فاسق نسبت عموم و خصوص من وجه است. مادّه اجتماع، زید و مادّه افتراق اوّل، بکر و مادّه افتراق دوّم، خالد است. زید، مغایر با بکر و خالد است. و گاهی بین مبادی نسبت عموم و خصوص من وجه وجود دارد. خصوصیّت عموم و خصوص من وجه بین مبادی این است که ما هو الموجود فی مادّة الاجتماع عین ما هو الموجود فی مادّة الافتراق است. مثلاً بین بیاض و حلاوة نسبت عموم و خصوص من وجه است. مادّه اجتماع، گز و مادّه افتراق اوّل، گچ و مادّه افتراق دوّم، خرما است. بیاض موجود در گز همان بیاض موجود در گچ و حلاوت موجود در گز همان حلاوت موجود در خرما است. با حفظ این نکته، بین صلوة و غصب نسبت عموم و خصوص من وجه است. مادّه اجتماع، صلوة در غصب و مادّه افتراق اوّل، صلوة در غیر غصب و مادّه افتراق دوّم، غصب در ضمن غیر صلوة است. اگر ترکیب بین صلوة و غصب که از مبادی هستند، ترکیب اتّحادی باشد، ما هو الموجود فی مادّة الاجتماع در مادّه افتراق موجود نیست و حال آنکه نسبت عموم و خصوص من وجه بین مبادی اقتضاء می‌کند که ما هو الموجود فی مادّة الاجتماع، بتمامه و کماله، موجود در مادّه افتراق باشد).

ب: هر یک از مبادی در مادّه اجتماع، حیثیّت تقییدیّه هستند. مراد از حیثیّت تقییدیّه این است که هر یک از مبادی که در مادّه اجتماع وجود دارند، چون نسبت به حمل بر خود بشرط لا هستند، مکثّر موضوع می‌شوند. یعنی مبادی موجب تعدّد مجمع و توسعه آن به دو فرد و اندراج هر فردی تحت ماهیّتی می‌شوند. مثل صلوة و غصب که مکثّر حرکت خارجیّه هستند و موجب توسعه حرکت خارجیّه به دو فرد و اندراج هر فردی تحت مقوله‌ای به نام صلوة و غصب می‌شوند.