1404/08/10
بسم الله الرحمن الرحیم
موضوع: ملازمات عقلیّه/ غیر مستقلّات عقلیّه/ مسئله پنجم: مسأله اجتماع امر و نهی/جهت دهم
ب: وجوب، ارادهی نفسانی مولا و حرمت، کراهت نفسانی مولا است. طبق این نظر نیز وجوب و حرمت شرط متّصف شدن به تضادّ را ندارند. چون اوّلاً: ارادهی نفسانی و کراهت نفسانی از اوصاف خارجیّه نیست. ثانیاً: متعلّق ارادهی نفسانی و کراهت نفسانی، عمل بوجوده الفرضی است نه عمل بوجوده الخارجی. به خاطر اینکه از طرفی اراده و کراهت بدون تعلّق گرفتن این دو به عمل معقول نیست (چون اراده و کراهت، از امور ذات الاضافه هستند). از طرفی دیگر اراده و کراهت در نفس مولا موجود است و چون این دو در نفس مولا موجود هستند، متعلّق این دو نیز باید عمل موجود باشد و الّا یلزم تقوّم الموجود بالمعدوم. و عمل موجود، عمل بوجوده الفرضی است نه عمل بوجوده الخارجی. بنابراین، متعلّق اراده و کراهت، عمل بوجوده الفرضی است و بدیهی است که عمل بوجوده الفرضی، از امور خارجیّه نیست.
نتیجه: مبنای امتناع اجتماع وجوب و حرمت در شیئ واحد، منتفی است و با انتفاء مبنا، امتناع اجتماع نیز منتفی خواهد بود. توجّه باشد که این اشکال بر خلاف اشکال سابق، دلیل را از اصل و اساس دفع میکند.