1404/02/06
بسم الله الرحمن الرحیم
موضوع: رجوع ضمیر به برخی افراد عام
محل بحث از دیدگاه مرحوم آخوند
مرحوم آخوند فرمود: محل بحث در جایی است که دو جمله مستقل وجود دارند که ظهور استعمالی جمله مشتمل بر ضمیر در خصوص است.
و اگر طوری باشند که جمله مشتمل بر ضمیر صلاحیت قرینیت داشته باشد اجمال آن به عام سرایت میکند.
دیدگاه استاد
ما گفتیم این بیان موجب انحراف بحث از مسیر خودش شده است و این مساله در کلمات علماء جایی است که ظهور جمله مشتمل بر ضمیر در عموم است اما با مخصص منفصل تخصیص خورده است.
پس اگر به دلیل منفصل متوجه شدیم که منظور از جمله مشتمل بر ضمیر خاص است، و از آنجا که ضمیر به عام برمیگردد، سیاق اقتضاء میکند که مراد جدی از مرجع هم همان خاص باشد.
به عبارت دیگر: اصل تطابق بین مرجع و ضمیر در مراد جدی است، یعنی هر آنچه مراد از ضمیر است همان مراد از مرجع هم هست.
پس اگر به دلیل منفصل متوجه شدیم که منظور از ضمیر بعضی از افراد عام است پس باید موضوع حکم اول هم به حسب مراد جدی همان بعض باشد.
با این بیان روشن میشود این سوال فقط به فرض ضمیر اختصاص ندارد.
بلکه سوال این است: آیا وحدت سیاق قرینه بر مراد جدی در دیگر جملات در آن سیاق هست؟
مثال
مثلا اگر گفته شد «اغتسل للجمعة و الجنابة» اگر به دلیل خارجی فهمیده شد که غسل جمعه مستحب است و آیا وحدت سیاق اقتضاء میکند که امر به لحاظ تعلق به غسل جنابت به همان نحوی باشد که به غسل جمعه تعلق گرفته است؟
بلکه حتی این کلام را در موارد تکرار امر نیز معتقد شدهاند یعنی گفتهاند در مثل «اغتسل للجمعة و اغتسل للجنابة» وحدت سیاق اقتضاء میکند که مراد جدی از هر دو یکی باشد.
عدم امکان حمل اوامر مجرد از قرینه بر وجوب
بر همین اساس هم برخی از معاصرین در مثل صحیحه معاویة بن عمار در باب حج که به غسل احرام و نماز و ... امر کرده است معتقد است نمیتوان اوامر مجرد از قرینه را هم بر وجوب حمل کرد چون این اوامر در سیاق اوامری به کار گرفته شدهاند که مراد جدی از آنها استحباب است و بر همین اساس هم به این روایت بر حرمت «لبس مخیط» و ... تمسک نمیکند.