1405/07/15
بسم الله الرحمن الرحیم
موضوع: تفسیر قرآن کریم/تفسیر سوره بقره /آیه 245
قرضالحسنه و تشویق به کار خیر
مقدمه:
قال الله الحکیم فی محکم کتابه الکریم: ﴿مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا كَثِيرَةً وَاللَّهُ يَقْبِضُ وَيَبْسُطُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ﴾[1]
صحبت در تفسیر آیه دویستوچهلوپنجم سوره مبارک بقره است. خداوند متعال در آیه قبل میفرماید: ﴿وَقاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ﴾[2] ؛ در رابطه با جهاد و جنگ صحبت میکند.
به مناسبت اینکه وقتی در یک کشور جنگ اتفاق میافتد، مشکلات مادی هم برای مردم پیدا میشود؛ گرانی میشود و مسائل مختلف مادی برای مردم به وجود میآید، لذا مردم باید کمک کنند، به داد هم برسند، به فکر هم باشند و در کنار هم قرار بگیرند.
جنگ و جبهه و نبرد لوازمی دارد. یکی از لوازمش این است که امور مالی ضعیف میشود و مشکلاتی برای مردم به وجود میآید. به همین مناسبت، خداوند متعال در آیه بعد میفرماید: ﴿مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا﴾ یکی از چیزهایی که در رابطه با جنگ، مخصوصاً سفارش شده، قرضالحسنه است. وقتی جنگ است و جبهه هست و مشکلات فراوانی وجود دارد، اگر مردم این روحیه را داشته باشند که به خاطر خدا قرض بدهند، خیلی خوب است.
۱. قرض دادن به خداوند یعنی چه؟
﴿مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا﴾ قرض دادن برای امور مادی هم میتواند منافعی داشته باشد. انسان پولش را قرض میدهد و میتواند از آن منافعی ببرد؛ ولی یک وقت میآید در راه خدا قرض میدهد. ﴿يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا﴾؛ قرض حسن یعنی قرض دادن به خدا. شما وقتی به یک شخصی مبلغی را قرض میدهید، اگر این کار در راه خدا باشد، معنایش چیست؟ چگونه ما در راه خدا قرض بدهیم؟
اگر منت نگذارید، اگر قصد قربت بکنید، بیریا قرض بدهید، جایی بازگو نکنید که آبروی این شخص برود، میشود به خدا قرض دادهاید. با اخلاص قرض دادهاید، با قصد قربت قرض دادهاید، هیچ منتی نداشتهاید، به کسی هم نگفتهاید و آبروی کسی را هم نبردهاید؛ مخفیانه این کار را انجام دادهاید. این میشود ﴿يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا﴾.
اگر خداوند به شما این توفیق را بدهد که بتوانید مصداق این آیه شریفه قرار بگیرید، یعنی به خدا قرض بدهید، نه اینکه فقط به این بنده خدا قرض بدهید، و قصدتان خالص برای خدا باشد، آنوقت: ﴿فَيُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا كَثِيرَةً﴾ خداوند متعال که قدرت مطلق است، چندین برابر این قرض را به شما عنایت میکند و مورد لطف پروردگار قرار میگیرید. شما که حالا از مالتان میگذرید و قرض میدهید، قصدتان را خالص کنید برای خدا تا مصداق این آیه شریفه بشوید.
این دیگر روایت نیست که شما ببینید سندش درست است یا سندش درست نیست؛ این آیه قرآن است. اگر خدا را قبول دارید، اگر پیامبر را قبول دارید، این وعده خداوند را قبول کنید که قرض بدهید، چندین برابرش را خدا به شما عنایت میکند.
Û روزی به دست خداست:
میدانید که در تاریخ زندگی به این نتیجه رسیدهاید که روزی دست خداست. بعضیها اینقدر تلاش میکنند و زحمت میکشند، ولی میبینید روزی ندارند. بعضیها را میبینید که خیلی زحمتی نمیکشند، اما روزی گستردهای دارند. ﴿وَاللَّهُ يَقْبِضُ وَيَبْسُطُ﴾؛ گشایش و تنگی به دست خداست.
برای خدا قدم بردارید، برای خدا کار بکنید. خدا میتواند زندگی شما را خیلی گسترده و عالی بکند و میتواند آن را ببندد و تنگ کند. با خدا باشید، همراه با خدا باشید. اگر قصدتان خالص باشد و کارهایتان برای خدا باشد، مصداق این آیه شریفه قرار میگیرید:
﴿مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا كَثِيرَةً وَاللَّهُ يَقْبِضُ وَيَبْسُطُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ﴾.
Û پاداش قرضالحسنه:
خب، نکاتی که در این آیه شریفه وجود دارد، یکی این است که در روایات وارد شده که قرض هجده برابر میشود، ولی انفاق ده برابر؛ ﴿فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا﴾[3] . البته درباره بیشتر از این هم روایت داریم.
یکی از بزرگترین کارها و بهترین کارها در این عالم، قرض دادن است؛ اینکه انسان به آدم نیازمند قرض بدهد، مشکلش حل بشود و او آرامآرام این پول را برگرداند.
از آن طرف، خدا میفرماید: ﴿فَيُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا كَثِيرَةً﴾. شما مزدتان را از خدا میگیرید و مشکل این بنده خدا هم حل شده است.
این سفارشات همیشه وجود دارند، مخصوصاً در ایام جنگ که عرض کردیم آیه قبل درباره جنگ و جهاد بود. مناسبتش این است که در ایام جنگ این مشکلات برای مردم زیاد پیدا میشود. مؤمنین اگر این کار را بکنند، اجر عظیمی دارند.
۴. چاپ پول و کاهش ارزش پول مردم
زمانی کسی از شخصیتها منزل ما آمد. گفت: «من در دولت، در اتاق پول مشغول هستم.» گفتم: «اتاق پول یعنی چه؟» گفت: «در بانک مرکزی یک جایی است که پولها را چاپ میکنند. دولت هر موقع پول کم میآورد، میآید به ما سفارش میدهد و میگوید شما فعلاً یک مقدار پول چاپ کن، مشکلات دولت را حل کن.»
من به او گفتم: «این کاری که داری انجام میدهی، حرام است؛ چون هر مقدار پول که چاپ میکنی، ارزش پولهای مردم کم میشود. هرچه پول چاپ بکنند، ارزش پولی که در جیب شماست کم میشود و پول شما بیارزش میشود.»
در حقیقت، آن اتاق پول برای این است که پول را خیلی آرام از جیب شما بردارند، بهطوری که شما هم نفهمید چه اتفاقی دارد میافتد. من گفتم: «این کار، اولاً و بالذات حرام است؛ چون شما با این کار ارزش پول را کم میکنید و در حقیقت دارید از جیب مردم دزدی میکنید.»
ولی خب، اگر حکومت اسلامی است و ولایت فقیه هست و میگویید حکومت، حکومت اسلامی است و اینها چارهای ندارند و مجبورند و غیر از این راهی برای اداره مملکت نیست، آن یک بحث جدایی است.
اگر ولی فقیه اجازه بدهد که شما این کار را انجام بدهید، خب، چارهای ندارید. آن وارد بحث ولایت فقیه میشود؛ وگرنه بهطور طبیعی این کار حرام است.
۵. واگذاری زمین به خانوادهها و کاهش قیمت مسکن:
آقایان، اینهمه ایران ما وسیع است و اینهمه زمین در ایران وجود دارد. شما بیایید به هر خانوادهای که ازدواج نکرده، سیصد متر زمین بدهید. حالا نمیتوانید بسازید، قدرت ندارید، امکانات ندارید؛ ولی زمین که میتوانید به مردم بدهید. الان به بعضیها امتیاز میدهند که یک ماشین از خارج وارد کنند. من سؤال کردم؛ دو سه میلیارد استفاده میشود.
اگر الان به شما اجازه بدهند یک ماشین از خارج وارد بکنید، سه میلیارد استفاده میکنید. چرا اجازه نمیدهید این امکان در اختیار فقرا قرار بگیرد؟
این امتیازها به آن اعیان داده میشود، ولی آن ضعیف میرود طلای زنش را میفروشد، پانصد میلیون، هفتصد میلیون یا یک میلیارد جمع میکند و میرود یک ماشین میآورد؛ آنوقت کسی که امتیاز واردات دارد، سه میلیارد استفاده میکند. این امتیازها را به چه کسی میدهید؟
امتیاز واردات خودرو و سودهای چندمیلیاردی
از من مسئله میپرسند و میگویند: «دولت به ما این اجازه را داده که یک ماشین بیاوریم؛ ما امتیازش را فروختیم سه میلیارد تومان. این خمس دارد یا ندارد؟»
خب، وقتی چنین مسائلی وجود دارد و این امکانات برای یک عده خاص وجود دارد، چرا برای فقرا نباید باشد؟ چرا اینها برای فقرا نباید باشد؟ چرا برای مستضعفین این کار را نمیکنید؟ چرا این امتیازها را به اعیان میدهید؟
اینها را من نمیفهمم. آیا دلسوزی هست یا دلسوزی نیست؟ دلسوزی برای مستضعفین است یا برای مستکبرین؟ آنهایی که یک مبلغی را رشوه میدهند و این امتیاز را میگیرند. نمیدانم دقیقش چیست، ولی اجمالش را میدانم. اجمالاً این کارها دارد انجام میشود.
در همین مملکت جمهوری اسلامی، زمینها به افراد داده میشود. من میگویم: آقا، به همه بدهید. اینکه شما به یک عده میدهید و به یک عده نمیدهید، قیمت زمین را سرسامآور بالا میبرد.
اما اگر به همه زمین بدهید، زمین کم ندارید؛ قیمت زمین افت میکند و قیمت خانه پایین میآید و مشکلات مستضعفین حل میشود. گاهی کارهایی انجام میدهند؛ ولی من میگویم اعلام عمومی بکنید: هر کسی زمین میخواهد و میخواهد ازدواج کند، ما سیصد متر زمین به او میدهیم.
شما ببینید فردای آن روز قیمت خانه پایین میآید و قیمت زمین پایین میآید. زمین دارید؛ این اجازه ورود ماشین را چرا به بعضیها میدهید و به بعضیها نمیدهید؟
تفاوت قیمت خودرو در ایران و عراق:
الان شما به عراق بروید؛ همین کربلا که میروید، نجف که میروید، از کسانی که در این ماشینها سوار میشوید سؤال کنید که قیمت این ماشین در عراق چقدر است؟ به شما میگویند حدود هفتصد میلیون، هشتصد میلیون یا یک میلیارد؛ ماشین خارجی درجهیک که اینجا الان چهار میلیارد است، آنجا یک میلیارد است.
ما میگوییم چرا از این گمرک نمیگیرید، از آن یکی میگیرید؟ حالا اگر این امتیازها را به مستضعفین میدادند و از مستکبرین میگرفتند، باز یک چیزی بود؛ ولی اینها چیزهایی است که خداوند متعال گاهی برکت را از ما برمیدارد.
اگر برای خدا کار بکنیم، حرکتمان برای خدا باشد و جانب مستضعفین را بگیریم، برای فقرا قدم برداریم و برای فقرا کار بکنیم، وضع فرق میکند. مملکت ما خیلی ثروتمند است. بالاترین گاز را ما داریم، بالاترین نفت را ما داریم و جزو بهترین کشورهای دنیا در معادن هستیم. کشور ثروتمندی هستیم. اگر درست مدیریت بشود و برای مستضعفین دلسوزی باشد، مشکلاتشان حل میشود.
۶. تشویق مؤثرتر است یا تهدید؟
یکی از نکاتی که از این آیه استفاده میشود، این است که اصولاً در کارهای خیر، انسان را تشویق کنید. گاهی ممکن است بخواهید کسی را وادار کنید کاری را انجام بدهد؛ او را تهدید میکنید. یک موقع تشویق میکنید.
مثلاً درباره اولاد خودتان، یک وقت میخواهید بگویید این کار را انجام بده؛ تهدیدش میکنید و میگویید: «اگر این کار را نکنی، کتکت میزنم.» یک موقع میگویید: «این کار را بکن؛ اگر این کار را کردی، این چیز را برایت میخرم.» این میشود تشویق.
کدام مؤثرتر است؛ تهدید یا تشویق؟
از این آیه شریفه استفاده میشود که تشویق قویتر عمل میکند تا تهدید. این ترامپ خبیث که مدام تهدید میکند، فکر میکند با تهدید مشکلاتش حل میشود.
قرآن میفرماید هر کاری میخواهید انجام بدهید، تشویق کنید. بگویید: «ما این کار خیر را برای تو انجام میدهیم»، «این مبلغ را به تو میپردازیم» یا «این محبت را به تو میکنیم». اصولاً وقتی با خانوادهتان هستید، تشویقشان کنید. بچهها را میخواهید تربیت کنید، تشویق کنید. شاگردها را میخواهید به یک کار خوبی ترغیب کنید، تشویق کنید. اینکه بگویید «نمره نمیدهم»، «سختگیری میکنم» یا «ردت میکنم»، اینها اثرگذار نیست؛ ولی تشویق اثرگذار است.
۷. تشویق در مدیریت و تربیت:
هر مدیری که ادارهای، مؤسسهای یا جایی را اداره میکند، اگر افراد زیردستش به او علاقهمند بشوند، کار را خوب انجام میدهند؛ از جان و دل انجام میدهند. اما اگر با ترس کار کنند، هر جا بتوانند، از کنارش میدزدند. اگر بتوانند کار را انجام ندهند، انجام نمیدهند؛ اگر مجبور باشند، انجام میدهند.
فرق تهدید و تشویق:
شما وقتی تشویق کنید، آن شخص با جان و دل برای شما کار میکند. ولی وقتی تهدیدش میکنید، میگوید: «خب، حالا یک فرصتی پیدا کنم، چه کار میکنم؟» از زیر کار درمیرود و کار را درست انجام نمیدهد.
البته هر دو لازم است. در بعضی جاها تهدید لازم است و در بعضی جاها تشویق لازم است؛ ولی تشویق مهمتر است. از این آیه استفاده میشود که در کارهای خیری که میخواهید انجام دهید، تشویق کنید.
۸. تشویق مردم به کار خیر از طریق رسانهها:
تلویزیون در اختیار شماست. یک آقایی که کار خیر انجام داده، به تلویزیون بیاورید تا مردم تشویق شوند و این کار خیر را انجام بدهند. خیلی کارها میشود کرد و ما میتوانیم کارهای خیر انجام دهیم. خیلیها دوست دارند که اسمشان را در تلویزیون ببرید. خب، اسمش را ببر؛ بگو این شخص این خدمت را کرده است. چه اشکالی دارد؟ اگر دوست دارد اسمش را ببری، اسمش را ببر؛ بگذار مردم تشویق بشوند و بیایند این کار خیر را انجام بدهند.