1405/07/08
بسم الله الرحمن الرحیم
موضوع: تفسیر قرآن کریم/تفسیر سوره بقره /آیه 244
﴿وَقاتِلوا فی سَبیلِ اللهِ وَاعلَموا أَنَّ اللهَ سَمیعٌ عَلیمٌ﴾
مقاتله در راه خدا:
بحث ما در تفسیر آیه دویستوچهلوچهارم سوره بقره است. خداوند متعال در این آیه، فرمان به مقاتله در راه خود میدهد: «در راه خدا مقاتله کنید.»
در اینجا باید به دو نکته توجه داشت: نخست، اصلِ مقاتله؛ و دوم، قیدی که در آیه آمده است: ﴿فی سَبیلِ اللهِ﴾
قتل یک انسان و مقاتله با او، امری نیست که انسان بتواند بدون توجه به حکم الهی درباره آن تصمیم بگیرد. اگر مقاتله در راه خدا و مطابق دستور الهی باشد، واجب است؛ اما اگر چنین نباشد، حرام خواهد بود. بنابراین، در این مسئله، امر میان وجوب و حرمت دایر است.
اگر مقاتله به حق و طبق دستور الهی باشد، انجام آن واجب است؛ اما اگر بدون دستور الهی و خارج از مسیر حق انجام شود، حرام و موجب گناه است و در مواردی نیز آثار و احکام شرعی خود را به دنبال خواهد داشت.
معیار مقاتله؛ احیای دین یا منافع شخصی؟
بنابراین، در مقام مقاتله باید دقت کامل داشت و از خود پرسید: آیا این مقاتله برای احیای دین خداست؟ آیا موجب تقویت اسلام و بزرگداشت دین میشود؟ آیا در جهت تقویت دین مردم و اعتلای اسلام است؟ اگر مقاتله در این مسیر باشد، «فی سبیل الله» خواهد بود و به مقتضای فرمان الهی، واجب است.
اما اگر انگیزه، مسائل مادی، کشورگشایی، حفظ قدرت، ریاست و منافع شخصی باشد، مسئله کاملاً متفاوت است. برای مثال، اگر کسی بگوید: «عدهای را بکشید تا من رئیس باقی بمانم»، یا «افرادی را از میان بردارید تا ریاست من حفظ شود»، این دیگر مقاتله در راه خدا نیست. اینکه شخص دیگری به جای او مسئولیت را بر عهده بگیرد، به خودی خود به معنای نابودی دین نیست. معیار، دین خدا و اسلام است، نه حفظ اشخاص و افراد خاص.
باید انسان بین خود و خدای خویش محاسبه کند که آیا کاری که میخواهد انجام دهد، واقعاً برای دین است یا برای حفظ یک شخص، یک مقام یا یک موقعیت.
حفظ دین، نه حفظ اشخاص
افراد خاص معیار نیستند؛ معیار، دین خدا و اسلام است. باید دید آیا اسلام تقویت میشود یا نه؟ آیا این حرکت در جهت رضایت امام زمان(عجلاللهتعالیفرجه) است یا نه؟
اگر انسان به این نتیجه رسید که اقدام او در راه اعتلای دین خدا، اسلام، پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) و امت اسلامی است، در این صورت، مقاتله میتواند مصداق «فی سبیل الله» باشد.
اما اگر هدف، حفظ اشخاص، مقام و ریاست باشد، چنین مقاتلهای حرام است. گاهی ممکن است انسان برای کار خود توجیهاتی درست کند و بگوید: «اسلام در خطر است، پس باید این افراد را از میان برداریم.» اما در واقع، مسئله اسلام نیست؛ بلکه حفظ خود و موقعیت شخصی است.
انسان نباید با توجیهات ظاهری، خود را فریب دهد و بگوید: «من باید حفظ شوم تا اسلام حفظ شود.» اینگونه توجیهات ممکن است دیگران را قانع کند، اما خداوند از حقیقت قلب انسان آگاه است.
﴿إِنَّ اللهَ سَمیعٌ عَلیم﴾
در پایان آیه، خداوند میفرماید: ﴿وَاعلَموا أَنَّ اللهَ سَمیعٌ عَلیمٌ﴾ خداوند سمیع و علیم است؛ یعنی از آنچه در قلب انسان میگذرد، آگاه است. ممکن است انسان بتواند با الفاظ، توجیهات و بازیهای کلامی، رئیس یا دیگران را قانع کند؛ اما نمیتواند چیزی را از خداوند پنهان کند.
خداوند میداند انگیزه واقعی انسان چیست و حرکت او برای خدا بوده یا برای حفظ خود. بهخصوص وقتی پای جان یک انسان در میان است، انسان باید بسیار مراقب باشد. اگر قرار است انسانی کشته شود، بهویژه اگر آن شخص مسلمان باشد، باید با دقت کامل بررسی شود که این اقدام برای چیست. آیا دستور ولیّ فقیه وجود دارد؟ آیا دین اسلام احیا و تقویت میشود؟ آیا این اقدام واقعاً در راه خداست؟
این محاسباتی است که هر انسان باید بین خود و خدای خویش انجام دهد.
مقاتله برای خدا، نه برای پول و مقام
کسی که میخواهد «فی سبیل الله» مقاتله کند، نباید برای پول، مقام، ریاست یا کشورگشایی دست به این کار بزند؛ بلکه باید انگیزه او تنها خدا باشد.
اگر این حقیقت برای انسان روشن شد، با اطمینان میتواند در این مسیر قدم بردارد. اگر در این راه به شهادت رسید، به مقام شهادت میرسد و اگر پیروز شد، اجر و پاداش الهی برای او خواهد بود.
اما انسان باید صادقانه از خود بپرسد: آیا این کار برای خداست یا برای اینکه فلان شخص رئیس باقی بماند؟ اگر رئیس دیگری بیاید، چه اشکالی دارد؟
این همان نقطهای است که باید میان «فی سبیل الله» واقعی و توجیهات نفسانی تفاوت گذاشت. «فی سبیل الله» شوخیبردار نیست. با زبانبازی و ادعا نمیتوان کاری را الهی کرد. باید واقعاً برای خدا باشد.
این مسئله را باید هم خود شخص بداند، هم مسئول و رئیس او و هم کسانی که در مراتب بالاتر قرار دارند. هرکس که دستور میدهد، باید مراقب باشد که آیا این دستور «فی سبیل الله» است یا در مسیر حفظ خودش و موقعیتش قرار دارد. اگر در راه خداست، راه باز است؛ اما اگر برای حفظ خود و مقام است، حرام خواهد بود.
در صورت شک، وارد نشوید
کشتن انسان بیگناه حرام است و انسان نباید بدون حجت و دلیل شرعی وارد چنین کاری شود. حتی اگر کسی گناهکار باشد، این به معنای آن نیست که هرکس بتواند او را بکشد. احکام مربوط به جان انسانها، نیازمند دقت و رعایت حدود شرعی است.
اگر در «فی سبیل الله» بودن یک اقدام تردید وجود دارد، انسان نباید با این مسئله شوخی کند. اگر نمیداند انگیزه واقعی، خداست یا پول، حزب، مقام و موقعیت، باید کنار بکشد؛ زیرا مسئله قتل، مسئلهای بسیار سنگین است.
جهاد و شکر نعمتهای الهی
در مباحث مربوط به آیات قبل، درباره فرار از جنگ و مذمت آن سخن گفته شد. انسان نباید از میدان حق فرار کند و باید بداند حیات و ممات در اختیار خداوند است.
حضور در میدان و دفاع از اسلام و حق، میتواند از مصادیق شکر نعمتهای الهی باشد. خداوند نعمتهایی به انسان داده است و یکی از راههای شکر این نعمتها، استفاده از توان و امکانات در مسیر دفاع از حق و اسلام است. البته این حضور نیز باید با همان معیار اصلی فی سبیل الله همراه باشد.
اگر حرکت انسان برای خداست، باید با قدرت و شجاعت انجام شود؛ اما اگر انسان نمیداند که این حرکت برای خداست یا برای پول، حزب، مقام و منافع شخصی، باید از آن فاصله بگیرد.
تفاوت «سامع» و «سمیع»:
خداوند در این آیه میفرماید: ﴿إِنَّ اللهَ سَمیعٌ عَلیمٌ﴾ در اینجا مناسب است به تفاوت «سامع» و «سمیع» توجه کنیم.
«سامع» به کسی گفته میشود که سخنی را میشنود. مثلاً هنگامی که کسی صحبت میکند و شما سخن او را میشنوید، شما «سامع» هستید.
اما «سمیع» بودن خداوند، معنای عمیقتری دارد. سمیع بودن خداوند مانند شنیدن انسانها نیست که وابسته به وجود گوینده و صوت باشد. خداوند از ازل تا ابد سمیع است.
همین نکته درباره «علیم» نیز وجود دارد. انسان با تحصیل علم، «عالم» میشود؛ زیرا برای عالم شدن، وجود معلوم و کسب علم لازم است. اما خداوند «علیم» است؛ یعنی علم او ازلی و ابدی است و پیش از وجود هر موجودی، خداوند به آن علم داشته است.
بنابراین، «سمیع علیم» بودن خداوند به این معناست که خداوند از ازل و تا ابد، هم شنوا و هم داناست و نیتها و حقیقت اعمال انسان را میداند.
همه اعمال برای خدا
این مسئله تنها مربوط به مقاتله نیست. شما بزرگواران که اهل علم و اجتهاد هستید، باید در همه کارهای خود این معیار را در نظر داشته باشید.
هر سخنرانی که انجام میدهید، هر قدمی که برمیدارید، هر کاری که انجام میدهید، از خود بپرسید: آیا این «فی سبیل الله» است؟
سعی کنید همه کارهایتان برای خدا باشد؛ مباحثه برای خدا، درس خواندن برای خدا، کسب درآمد برای خدا، انفاق، رسیدگی به خانواده، محبت به همسر و فرزندان و خدمت به مردم، همه برای خدا باشد.
حتی خوردن و خوابیدن نیز میتواند برای خدا باشد. انسان غذا میخورد تا توان پیدا کند و بتواند درس بخواند، به مردم خدمت کند و وظایف خود را انجام دهد. خواب نیز برای خداست، اگر با نیت کسب توان برای انجام وظیفه باشد.
اگر انسان بتواند اعمال خود را برای خدا قرار دهد، نورانیتی در وجود او ایجاد میشود که بسیاری از گناهان و خلافها دیگر با آن مسیر سازگار نخواهد بود.
مقابله با دشمنیها برای خدا
اگر کسی با انسان دشمنی کرد، باید از خود پرسید: آیا مقابله من با او برای خداست یا برای هوای نفس؟
گاهی کسی سخن بدی به انسان میگوید یا رفتاری میکند که موجب ناراحتی میشود. انسان باید مراقب باشد که واکنش او از روی خشم و هوای نفس نباشد.
اگر قرار است اقدامی انجام دهد، باید ببیند آیا این اقدام در راه خداست یا صرفاً برای انتقام و تشفی نفس. اگر برای هوای نفس است، باید آن را کنار بگذارد.
شما اهل علم و اجتهاد هستید و سالها دروس حوزوی و خارج را گذراندهاید و احکام شرعی را استنباط کردهاید. بنابراین باید تلاش کنید همه اعمالتان برای خدا باشد: سخن گفتن برای خدا، منبر رفتن برای خدا، نماز خواندن برای خدا، عبادت برای خدا و محبت به مردم برای خدا.
اگر همه چیز برای خدا باشد، دروغ و تهمت و اسراف و بسیاری از خلافهای دیگر در کنار آن قرار نمیگیرد؛ زیرا انسان نمیتواند هم ادعا کند کاری را برای خدا انجام میدهد و هم به راحتی مرتکب گناه شود.
تمرین اخلاص
رسیدن به این حالت نیازمند تمرین است.
ممکن است انسان در ابتدای یک کار خوب، حتی گرفتار ریا شود. مثلاً روز اول که به حرم میرود، ممکن است با خود بگوید: «فلانی مرا دید و از کار من خوشش آمد.» این افکار ممکن است در ابتدا وجود داشته باشد، اما با استمرار در عمل صالح و تمرین اخلاص، به تدریج از بین میرود.
نباید به بهانه ترس از ریا، عمل خوب را ترک کرد. نماز را با طمأنینه بخوانید. نماز شب را با حال بخوانید. دعا را با توجه انجام دهید. اگر برای خداست، از انجام صحیح و باکیفیت آن نترسید. روی «فی سبیل الله» بودن اعمال خود کار کنید.
همه چیز در این عالم در اختیار خداست: حیات و ممات، مقام و روزی، همه در دست خداوند است. پس انسان باید تلاش کند همه اعمال، رفتار، گفتار و حرکاتش در مسیر خدا و برای رضای او باشد.
خداوند متعال همه ما را موفق بدارد که اعمال و رفتار و گفتارمان برای خدا و در جهت رضایت خداوند و رضایت حضرت ولیعصر(عجلاللهتعالی فرجه) باشد.
این کار دشوار نیست؛ نیازمند مقداری تمرین و دقت است. اگر انسان تسامح و بیدقتی را کنار بگذارد و مراقب نیت خود باشد، میتواند به تدریج همه اعمال خود را در مسیر رضای الهی قرار دهد.