درس فقه معاصر استاد حمیدرضا آلوستانی
کتاب الدیات

1405/07/07

بسم الله الرحمن الرحیم

 

موضوع: کتاب الحدود و التعزيرات/فصل اوّل:‌ زنا /مطلب اوّل:‌ تعریف زنا «3»

 

و ثَانِیْهَا: کَوْنُهُ مِنَ البَالِغِ فَلَوْ أَوْلَجَ الصَّبِيُّ أُدِّبَ خَاصَّةً؛

    1. (البَالِغِ)

شارح؟ره؟ در ادامه در مقام بیان و تفسیر قید دوّم می‌فرمایند: «و ثَانِیْهَا: کَوْنُهُ مِنَ البَالِغِ فَلَوْ أَوْلَجَ الصَّبِيُّ أُدِّبَ خَاصَّةً»؛ یعنی آوردن قید بلوغ برای خارج نمودن صبیّ می‌باشد؛ چون اگر عمل ایلاج از جانب صبیّ صورت بگیرد، حدّ یا تعزیر بر او جاری نمی‌گردد و نهایتا تأدیب می‌شود.

فائدة

همان‌طور که در گذشته بیان شد[1] در چنین مواردی عرفا عنوان زنا محقّق می‌گردد و نهایتا آثار زنا در شرع بر آن مترتّب نمی‌گردد لذا حضرت امام؟ره؟ در تحریر الوسیلة در ابتدای مسأله چهارم می‌فرمایند: «یشترط في ثبوت الحدّ علی کلّ من الزاني و الزانیة البلوغ فلا حدّ علی الصغیر و الصغیرة»[2] . روشن است که ایشان در تحقّق عنوان زنا بالغ بودن را شرط ندانسته‌اند، بلکه در ثبوت حدّ زنا شرط دانسته‌اند. بنابراین آوردن قید بلوغ در تعریف عنوان زنا، مناسب نمی‌باشد مگر این‌که گفته شود مصنّف؟ره؟ درصدد تعریف زنا در شرع می‌باشند.

قانون‌گذار نیز در تبصره 2 ذیل مادّه 221 در این زمینه می‌فرماید: «هرگاه طرفین یا یکی از آن‌ها نابالغ باشد، زنا محقّق است؛ لکن نابالغ مجازات نمی‌شود و حسب مورد به اقدامات تأمینی مقرر در کتاب اول این قانون محکوم می‌گردد».

 


و ثَالِثُهَا: کَوْنُهُ عَاقِلَاً فَلَا یُحَدَّ المَجْنُوْنُ عَلَی الأقْوَی لِإرْتِفَاعِ الَقَلَمِ عَنْهُ و یُسْتَفَادُ مِنْ إطْلَاقِهِ[3] عَدَمُ الفَرْقِ بَیْنَ الحُرِّ و العَبْدِ و هُوَ کَذَلِكَ و إنْ إفْتَرَقَا فِي کَمِّیَّةِ الحَدِّ و کَیْفِیَّتِهِ؛

    2. (العَاقِلِ)

شارح؟ره؟ در ادامه درصدد تفسیر قید سوّم یعنی عاقل برآمده و می‌فرمایند: «و ثَالِثُهَا: کَوْنُهُ عَاقِلَاً فَلَا یُحَدَّ المَجْنُوْنُ عَلَی الأقْوَی لِإرْتِفَاعِ الَقَلَمِ عَنْهُ و یُسْتَفَادُ مِنْ إطْلَاقِهِ عَدَمُ الفَرْقِ بَیْنَ الحُرِّ و العَبْدِ و هُوَ کَذَلِكَ و إنْ إفْتَرَقَا فِي کَمِّیَّةِ الحَدِّ و کَیْفِیَّتِهِ»؛ یعنی این قید برای خارج نمودن دیوانه می‌باشد، چون مطابق نظریّه مشهور[4] و قول قوی‌تر بر مجنون حدّ جاری نمی‌گردد زیرا اوّلاً مطابق حدیث رفع از او مانند صبیّ رفع قلم شده است و ثانیاً روایات متعدّدی نیز در این زمینه وجود دارد که بر صبیّ و مجنون حدّ جاری نمی‌گردد[5] .

بیان دو فائده

    1. این‌که شارح؟ره؟ فرمودند: «فَلَا یُحَدُّ المَجْنُوْنُ عَلَی الأقْوَی» اشاره به نظریّه بعضی از فقهاء مانند شیخ صدوق در المقنع[6] ، شیخ مفید در المقنعة[7] ، قاضی ابن برّاج در المهذّب[8] و یحیی بن سعید حلّی در الجامع للشرایع[9] ؟رهم؟ دارد که می‌فرمایند: اگر مجنون مرتکب عمل زنا شود حدّ بر او جاری می‌گردد و دلیل آن‌ها روایتی است که أبان بن تَغْلِب از امام صادق؟ع؟ نقل می‌نماید و آن این که: «إذَا زَنَی المَجْنُوْنُ أوِ المَعْتُوهُ[10] جُلِدَ الحَدُّ و إنْ کَانَ مُحْصِنَاً رُجِمَ. قُلْتُ‌: وَ مَا الْفَرْقُ‌ بَيْنَ‌ الْمَجْنُونِ‌ وَ الْمَجْنُونَةِ‌، وَ الْمَعْتُوهِ‌ وَ الْمَعْتُوهَةِ؟ فَقَالَ: «الْمَرْأَةُ‌ إِنَّمَا تُؤْتىٰ‌ وَ الرَّجُلُ‌ يَأْتِي وَ إِنَّمَا يَزْنِي إِذَا عَقَلَ‌ كَيْفَ‌ يَأْتِي اللَّذَّةَ‌ وَ إِنَّ‌ الْمَرْأَةَ‌ إِنَّمَا تُسْتَكْرَهُ‌ وَ يُفْعَلُ‌ بِهَا وَ هِيَ‌ لَاتَعْقِلُ‌ مَا يُفْعَلُ‌ بِهَا»[11] و لکن در پاسخ گفته شده است: اوّلاً سند این روایت ضعیف است، چون در طریق آن شخصی به نام ابراهیم بن فضل وجود دارد که مجهول است[12] و ثانیاً این روایت معارضه می‌نماید با روایات کثیری که به صورت صحیح السند بوده و تصریح می‌نمایند که بر مجنون حدّ جاری نمی‌گردد[13] ؛ به همین جهت بعضی درصدد جمع بین این دو دسته از روایات برآمده و می‌فرمایند: این روایت ناظر به جنون أدواری می‌باشد که در حالت وجود عقل عمل زنا را مرتکب شده است[14] . به عبارت دیگر مراد از آن روایت این است که جنون مانع از اجرای حدّ نمی‌باشد بلکه نهایتا مانع از ثبوت حدّ می‌شود فافهم. البته به نظر می‌رسد این جمع تبرّعی بوده و وجهی برای پذیرش آن وجود ندارد[15] .

    2. به نظر می‌رسد آوردن این دو قید یعنی بلوغ و عقل در تعریف زنا مناسب نمی‌باشند، چون همان‌طور که بیان شد تحقّق زنا در عرف وابسته به این امور نمی‌باشد مگر این‌که گفته شود ایشان در مقام بیان تعریف زنای شرعی می‌باشد به گونه‌ای که حدّ بر آن مترتّب شود؛ به همین جهت محقّق حلّی؟ره؟ در شرایع الإسلام بعد از تعریف زنا به: «إیلاجُ الإنسان ذَکَره في فرج إمرأة محرّمة، من غیر عقد و لا ملک و لا شبهة ...»[16] ، در ادامه می‌فرمایند: «و یشترط في تعلّق الحدّ العلمُ بالتحریم و الإختیارُ و البلوغ ...»[17] . روشن است که ایشان اموری مانند بلوغ و اختیار را مؤثّر در تحقّق عنوان زنا نمی‌دانند، بلکه مؤثّر در ترتّب حدّ می‌دانند. قانون‌گذار نیز در مادّه 221 در تعریف زنا بحثی از بلوغ و عقل مطرح نکرده و می‌فرماید: «زنا عبارت است از جماع مرد و زنی که علقه‌ی زوجیت بین آن‌ها نبوده و از موارد وطی به شبهه نیز نباشد».

 


[1] ( ذیل قید اوّل یعنی ایلاج.
[2] تحرير الوسيلة (مجلدین)، الخميني، السيد روح الله، ج2، ص433.
[3] ( أي مِنْ إطْلَاقِ کَلامِ المُصَنِّفِ.
[4] ( محقّق خویی؟ره؟ ذیل عبارت: «فلا حدّ علی المجنون» می‌فرمایند: «... و أمّا بالنسبة إلی المجنون فالأمر کذلك علی المشهور شهرة عظیمة بین الأصحاب ...» مباني تکملة المنهاج، ج1، ص170 و 171.
[5] ( مرحوم شیخ حرّ عاملی در حدیثی می‌فرمایند: «لاَ حَدَّ عَلَى مَجْنُونٍ‌ حَتَّى يُفِيقَ‌ وَ لاَ عَلَى صَبِيٍّ‌ حَتَّى يُدْرِكَ‌ وَ لاَ عَلَى النَّائِمِ‌ حَتَّى يَسْتَيْقِظَ» وسائل الشیعه، ج18، ص316، باب8 از ابواب مقدّمات حدود، حدیث 1.
[6] المقنع، الشيخ الصدوق، ج1، ص436.
[7] المقنعة، الشيخ المفيد، ج1، ص779.
[8] المهذب، القاضي ابن البراج، ج2، ص521.
[9] الجامع للشرايع، الحلي، يحيى بن سعيد، ج1، ص552.
[10] ( جوهری در بیان معنای این کلمه می‌نویسد: «المَعْتُوهُ: الناقصُ العقل» الصحاح، ج6، ص2239.
[11] وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج18، ص388، أبواب باب21 از ابواب حدّ زنا، باب، ح2، ط الإسلامية.
[12] ( محقّق خویی؟ره؟ در این باره می‌فرمایند: «و لکنّ الروایة ضعیفة فإنّ في سندها إبراهیم بن الفضل و لم یرد فیه توثیق و لا مدح فإذن لا یمکن الإعتماد علیها» مباني تکملة المنهاج، ج1، ص171.
[13] ( صاحب مهذّب الأحکام؟ره؟ در این زمینه می‌فرمایند: «... لکونه مخالفا للمشهور و معارضا بما هو أقوی منه» مهذّب الأحکام، ج27، ص242.
[14] ( مرحوم شهید ثانی روایت أبان بن تغلب را هم در بحث موجب حدّ زنا (مسالک الأفهام، ج14، ص333) و هم در بحث رجم بیان می‌نمایند. ایشان ذیل بحث از رجم به مناسبتی در مورد روایت مذکور می‌فرمایند: «و أجابوا عن الروایة -مع ضعف الطریق- بحملها علی من یعتوره الجنون أدوارا بعد تحصیله لأنّ العلّة التي ذکرها الإمام؟ع؟ تدلّ علیه ...» مسالک الأفهام، ج14، ص367؛ همچنین رجوع شود: مختلف الشیعة، ج9، ص161؛ مجمع الفائدة و البرهان، ج13، ص16.
[15] ( ظاهرا وجه تبرّعی بودن این جمع، آن است که قائلین به حمل مذکور، علّت موجود در روایت: «وَ إِنَّمَا يَزْنِي إِذَا عَقَلَ‌ كَيْفَ‌ يَأْتِي اللَّذَّةَ‌» را به گونه اصطلاحی معنا می‌نمایند یعنی شخص مجنون، عمل زنا را در صورتی که دارای عقل مصطلح باشد، انجام می‌دهد به همین جهت روایت را بر جنون ادواری حمل نمودند امّا مطابق اصل اوّلیه (حمل الفاظ بر معنای لغوی خود)، علّت مذکور به گونه لغوی معنا می‌شود یعنی شخص مجنون، عمل زنا را در صورتی که لذّت را درک می‌نماید، انجام می‌دهد و همان‌طور که روشن است درک نمودن لذّت مستلزم وجود عقل مصطلح نمی‌باشد بلکه ممکن است درک نمودن آن برای شخص مجنون مانند حیوانات دیگر که دارای عقل مصطلح نیستند، باشد فافهم.
[16] شرائع الإسلام في مسائل الحلال و الحرام -ط اسماعیلیان)، المحقق الحلي، ج4، ص136.
[17] شرائع الإسلام في مسائل الحلال و الحرام -ط اسماعیلیان)، المحقق الحلي، ج4، ص137.