درس فقه معاصر استاد حمیدرضا آلوستانی
کتاب الدیات

1405/04/09

بسم الله الرحمن الرحیم

 

موضوع: کتاب الديات/فصل چهارم: توابع /مطلب دوّم:‌ عاقله و احکام آن «3»

 

)و لا تعقل المرأة و الصبيّ و المجنون و الفقیر عند( إستحقاق )المطالبة( و هو حلول أجل الدیة و إن کان غنیّا أو عاقلا وقت الجنایة و إن ورثوا جمیعا من الدیة.

)و لا تعقل(

فرع دوّم

این فرع در واقع مشتمل بر چند مطلب می‌باشد:

    1. بیان شد مطابق نظر مشهور مراد از عاقله عصبه میّت است و عنوان عصبه در عرف و لغت بر بستگان ذکور نسبی پدری (یا پدر و مادری) اطلاق می‌گردد لذا شامل بستگان مؤنّث نسبی پدری یا مادری یا پدر و مادری نمی‌شود؛ به همین جهت مصنّف؟ره؟ در مانحن فیه به صورت مطلق می‌فرمایند: «و لا تعقل المرأة ...». حضرت امام؟ره؟ نیز در تحریر الوسیلة در این زمینه می‌فرمایند: «مسألة ۲: لا تعقل المرأة بلا إشکال ...»[1] .

    2. عنوان عصبه اگرچه بر اساس معنای حقیقی، شامل صبیّ و مجنون می‌شود و لکن نمی‌دانیم آیا در بحث ما نحن فیه مورد اراده شارع مقدّس می‌باشند یا خیر؟ و از آن‌جا که اثبات دیه بر عهده دیگران خلاف اصل می‌باشد، باید أخذ به قدر متیقّن شود و قدر متیقّن، بستگان ذکور نسبی عاقل و بالغ است؛ به همین جهت مصنّف؟ره؟ در ما نحن فیه می‌فرمایند: «و لا تعقل ... الصبيّ و المجنون ...». حضرت امام؟ره؟ نیز در ادامه عبارت گذشته می‌فرمایند: «... و لا الصبيّ و لا المجنون علی الظاهر و إن ورثوا من الدیة ...» [2] .

    3. اثبات دیه جنایت خطای محض بر عهده عاقله به معنای ثبوت مسئولیّت کیفری بر عهده دیگری است لذا این حکم در موردی ثابت می‌گردد که شخص قدرت بر پرداخت دیه داشته باشد. بنابراین شخصی که در هنگام پرداخت دیه، فقیر باشد، به عنوان عاقله به حساب نمی‌آید و لو این‌که در گذشته و در هنگام وقوع جنایت، غنیّ بوده باشد؛ به همین جهت مصنّف؟ره؟ در ما نحن فیه می‌فرمایند: «و لا تعقل ... الفقیر عند المطالبة». حضرت امام؟ره؟ نیز در تحریر الوسیلة در این باره می‌فرمایند: «مسألة ۳: هل یتحمّل الفقیر حال المطالبة -و هو حول الحول- شیئا أم لا؟ فیه تأمّل و إن کان الأقرب بالإعتبار عدم تحمّله»[3] .

همان طور که صاحب جواهر؟ره؟ بیان نموده‌اند[4] ، احکام مذکور مورد پذیرش فقهاء بوده و اختلافی در آن‌ها وجود ندارد. قانون‌گذار نیز احکام فوق را پذیرفته و در قالب مادّه ۴۶۹ در این زمینه می‌فرماید: «عاقله در صورتی مسؤول است که علاوه بر داشتن نسب مشروع، عاقل، بالغ و در مواعد پرداخت اقساط دیه تمکن مالی داشته باشد». البته محقّق خویی؟ره؟ بعضی از مطالب مذکور را قبول ندارند، مثلا در مبانی تکملة المنهاج می‌فرمایند: «مسأله ۴۰۶: هل یعتبر الغنی في العاقلة؟ المشهور إعتباره، و فیه إشکال و الأقرب عدم إعتباره»[5] .

فائدة

همان‌طور که بسیاری از فقهاء تصریح نموده‌اند در مورد عنوان عصبه هیچ تفاوتی بین افراد جوان و افراد پیر و همچنین افراد سالم و افراد مریض وجود ندارد چون قطعا عنوان عصبه در لغت و عرف شامل آن‌ها می‌شود و وجهی برای اخراج آن‌ها وجود ندارد لذا صاحب جواهر؟ره؟ در این زمینه می‌فرمایند: «أمّا الشباب و الضعفاء و الزمنيّ و الشیوخ الذین لا قوّه لهم و لا نهضة فعن الشیخ التصریح بأنّهم من أهل العقل، لأنّهم إن لم یکن لهم بصیرة بالسیف فلهم بصیرة بالرأي و المشورة و لا بأس به و إن کان العمدة دخولهم تحت العصبة لغة و عرفا»[6] .

 


[1] تحرير الوسيلة (مجلدین)، الخميني، السيد روح الله، ج2، ص570.
[2] تحرير الوسيلة (مجلدین)، الخميني، السيد روح الله، ج2، ص570.
[3] تحرير الوسيلة (مجلدین)، الخميني، السيد روح الله، ج2، ص570.
[4] جواهر الكلام، النجفي الجواهري، الشيخ محمد حسن، ج43، ص421.
[5] مباني تكملة المنهاج‌، الخوئي، السيد أبوالقاسم، ج42، ص544.
[6] جواهر الكلام، النجفي الجواهري، الشيخ محمد حسن، ج43، ص421.