درس فقه معاصر استاد حمیدرضا آلوستانی
کتاب الدیات

1404/10/29

بسم الله الرحمن الرحیم

 

موضوع: کتاب الدیات/فصل سوم: دیه جراحات /مطلب اوّل: احکام جراحات سر و صورت «4»

 

در هر صورت در مورد حکم جراحت حارصه به اتّفاق فقهاء یک صدم دیه کامل یعنی یک شتر ثابت می‌گردد و تنها از ابن جنید اسکافی نقل شده است که دیه آن یک دویستم دیه کامل یعنی نصف شتر می‌باشد و لکن هیچ مستندی برای آن وجود ندارد، مضاف بر این‌که روایت منصور بن حازم که در گذشته در عبارت مسالک الأفهام به آن اشاره شد[1] دلالت بر نظریّه رایج و مشهور دارد لذا صاحب جواهر در ادامه عبارت گذشته می‌فرمایند: «و لکن فیها أجمع بعیر کما عن المشهور بل علیه عامّة المتأحّرین بل لم أجد فیه خلافا إلّا ما یحکی عن الإسکافي من أنّ فیها نصف بعیر و هو مع شذوذه لم نعرف له مستندا فضلا عن کونه صالحا لمعارضة خبر منصور بن حازم عن الصادق(ع) الذی هو إن لم یکن صحیحا فقریب منه و مع ذلک منجبر بما عرفت: «في الحرصة شبه الخدش بعیر» »[2] .

خلاصه آن‌که در مورد عنوان حارصه یعنی جراحتی که بر سر یا صورت وارد شود و در حدّ خراش بر پوست باشد و خونی جاری نشود، به اتّفاق فقهاء یک شتر یعنی یک صدم دیه کامل ثابت خواهد شد لذا قانون‌گذار نیز در ادامه بند الف از مادّه ۷۰۹ برای جراحت حارصه یک صدم دیه کامل را ثابت می‌نماید.

تکملة

در ما نحن فیه سؤالی مطرح می‌گردد و آن این‌که دیه مذکور در مورد جراحت حارصه و همچنین جراحات دیگر مانند دامیه و باضعه آیا اختصاص به مرد دارد که دیه آن دیه کامل است و در نتیجه در مورد زن نصف آن دیه مثلا در حارصه یک دویستم دیه ثابت می‌گردد کما این‌که دیه زن در قتل نفس نصف دیه مرد است یا این‌که در دیه مذکور هیچ تفاوتی بین مرد و زن وجود نداشته و در تمام موارد یک صدم دیه کامل ثابت می‌شود؟

صاحب جواهر در ادامه عبارت گذشته می‌فرمایند: «نعم في کشف اللثام و غیره، مقتضی إطلاقه کالفتاوی عدم الفرق في ذلک بین الذکر و الأنثی لکن عن الغنیة و الإصباح و الجامع التعبیر بأنّ فیه عشر عشر الدیة قال[3] : و هو یقتضي الفرق بینهما ...»[4] یعنی در کتاب کشف اللثام و برخی منابع دیگر، آمده است، از ظاهر کلمات فقهاء استفاده می‌شود که در دیه شجاج، بین زن و مرد فرقی نیست؛ همان‌گونه که بسیاری از فتاوی به صورت مطلق وارد شده است و ظهور در این دارند که در دیه شجاج، تفاوتی بین زن و مرد نمی‌باشد ولی با این وجود در بعضی از کتب فقهی مثل غنیه إبن زهره[5] ، إصباح کیدری و جامع ابن سعید حلّی«رحمة‌اللّه‌علیهم» از تعبیر مذکّر استفاده شده و گفته‌اند: «و فیه عشر عشر الدیة» و از این تعبیر ممکن است که چنین به نظر برسد که چون دیه در زن و مرد متفاوت است، پس در این جراحات هم باید متفاوت باشد لذا یک صدم دیه کامل در جراحت حارصه، اختصاص به مرد دارد و در مورد زن نصف آن یعنی یک دویستم دیه کامل ثابت خواهد شد.

 


[1] مسالك الأفهام إلى تنقيح شرائع الإسلام، الشهيد الثاني، ج15، ص454.
[2] جواهر الكلام، النجفي الجواهري، الشيخ محمد حسن، ج43، ص320.
[3] أی قال في کشف اللثام: «و في الغنیة و الإصباح و الجامع: «أنّ فیها عشر عشر الدیة فیفرق الذکر و الأنثی» » ج11، ص428.
[4] جواهر الكلام، النجفي الجواهري، الشيخ محمد حسن، ج43، ص321.
[5] مرحوم ابن زهره در غنیة النزوع می‌فرمایند: «فأوّلها الحارصة و هی الدامیة و هی التی تقشر الجلد و تسیل الدم ففیها عشر عشر دیة المشجوج» ج1، ص419؛ روشن است که ضمیر به صورت «فیها» آمده است نه به صورت «فیه». ظهور عبارت و همچنین سیاق عبارت نشان دهنده آن است که مرجع ضمیر آن، «الحارصة» می‌باشد کما این‌که ضمیر «هی»، به آن بازگشت می‌کند؛ بر فرض که پذیرفته شود که در نسخه‌ای تعبیر به «فیه» آمده است، باز هم مرجع ضمیر به ذَکَر بازگشت نمی‌نماید تا این‌که گفته شود که مرحوم ابن زهره میان مذکّر و مؤنّث فرق قائل شده‌اند زیرا از طرفی در عبارت مذکور سخنی از ذکر و أنثی به میان نیامده است و از طرفی دیگر اصل در مرجع ضمیر، لفظی بودن آن می‌باشد به همین جهت مرجع ضمیر «فیه»، جراحتی است که از نوع حارصه می‌باشد یعنی جراحتی که از نوع حارصه است، عشر عشر دیه برای آن ثابت می‌شود. صاحب إصباح الشیعة بمصباح الشریعة در صفحه 508 و صاحب الجامع للشرائع در صفحه 600 نیز تعبیر به «فیها» را ذکر نمودند؛مضاف بر آن مرحوم ابن زهره بعد از بیان دیه شجاج در جلد 1، صفحه 420 می‌فرمایند: «و المرأة تساوي الرجل في دیات الأعضاء و الجراح حتّی تبلغ ثلث الدیة فإذا بلغت ذلک رجعت إلی النصف من دیات الرجل ...» کما این‌که مرحوم قطب الدین کیدری در صفحه 509 و 510 نیز قائل به این مطلب هستند. بنابراین معنا ندارد که مرحوم ابن زهره، مرحوم قطب الدین کیدری و مرحوم یحیی بن سعید حلّی از جمله فقهایی شمرده شوند که میان دیه مذّکر و دیه مؤنّث فرق قائل شده‌اند.